نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6

موضوع: دیدار با یک جانباز دفاع مقدس

  1. #1
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2019
    نوشته ها
    3
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    4
    Thanked in
    4 پست
    آنلاين
    55 دقيقه 31 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 6 ثانيه

    دیدار با یک جانباز دفاع مقدس



    # دلنویس
    #بهشت_نوشت

    • نرم نرمک به آواخر اردیبهشت نود و هشت نزدیک میشدیم هرگاه دلم می گرفت سر از گلزار شهدا در می آوردم امروز هم درست آنجا بودم بطری گلابی را برداشتم و لابه لای آرامگاه ها عاشقانه قدم میزدم چه لذت وصف ناشدنی بود قرار عاشقی گذاشته بودم که به عکس هایشان نگاه کنم و هر کدام مرا مجذوب خودشان کردند آنجا بشینم و سنگ مزارشان را بشویم و یک دل سیر درد و دل کنم
    آری درد و دل کنم
    • از زخم زبون ها ، از تمام سختی های زندگیم از همه ازهمه ...
    دو ساعت گذشت و من حرکت سریع ثانیه شمار ساعتم را متوجه نشدم و برایم مثل چند دقیقه گذشته بود اما واقعا حال خوبی داشتم همین که داشتم از بهشت بیرون می آمدم احساس میکردم چیزی در وجودم کم دارم صدای دیرینگ گوشی ام را شنیدم پیامکی آمده بود از مخاطبی آشنا متن را باز کردم و دیدم برای فیلم برداری از خاطرات جانباز والامقام سرهنگ محمد کریمی با چندی از دوستان دعوت شدم از خوشحالی سر از پا نمی شناختم ، این اولین تجربه من نبود اما نمی دانم چرا و چگونه این احساسات تحریک شده بود و من اینگونه سر در گم بودم !

    • به هرحال روز مصاحبه و ضبط فرا رسید ، ماه رمضان بود که بعد از افطار قرار شد ساعت ۱۰ شب در محل ضبط حاضر شویم . زمانی که وارد منزل شدیم فکر میکردم داخل یک فیلم با ژانر جنگی (دفاع مقدس) بازی میکنیم اما نه ...
    همه چیز واقعی بود
    یک منزل با آرایش ساده که هر طرف را که نگاه میکردی نگاره های زیبای امام و رهبری به چشم می آمد خانه ای بدون آرایش های غربی امروزی که نشان از اصالت یک جانباز انقلابی بود.
    دوربین ها را مستقر کردیم و شروع به مصاحبه ...
    تک تک خاطرات گوشم را نوازش می داد و جسم و روحم را از یکدیگر تفکیک می کرد
    انگار زندگی ام به دهه ۶۰ برگشته بود از خود بی خود شده بودم ذهن سیالم در پشت خاکریز ها و معبر های خاطرات حرکت می کرد و انگار شاهد تمام اتفاقات بود ، باور کردنی نبود حال و هوایش فراتر از خواندن یک رمان یا تماشای فیلم بود
    به شکل واقعی مجذوب خاطرات شده بودم و انگار خود شاهد تمام لحظه ها ...
    چند ساعتی گذشت و لحظه غم* انگیز به هم پیوستن جسم و روحم فرا رسید واقعا دردناک بود که از آن حال و هوا به دنیایی که بی معنی شده بود برایم* بازگردم ، اما انتخابی جز این نداشتم پس از پایان ضبط وسایلمان را جمع کردیم و با تمام آداب و رسوم عامیانه خداحافظی و طلب حلالیت کردیم ...
    باورم نمی شد این داستان اینقدر جذاب باشد و آن احساس کمبود روحم در بهشت را پر کند.

    بیاییم گاهی عاشقانه به ملاقاتشان برویم !


    #محمدرضاولایتی
    ۲۶ اردیبهشت ۹۸

  2. کاربر مقابل از velayati79 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (06-12-2019)

  3. #2
    Administrator شیدا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    نوشته ها
    68
    تشکر تشکر کرده 
    100
    تشکر تشکر شده 
    15
    Thanked in
    15 پست
    آنلاين
    2 Weeks 17 دقيقه 33 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    22 دقيقه 28 ثانيه
    سلام
    چه دل نوشته قشنگی
    یک جاهایی زبان نوشته عامیانه میشه، البته کمه ولی خب به چشم میاد
    در کل سیر خوبی هم داره، میتونه کمی هم بهتر بشه حتی

  4. #3
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2019
    نوشته ها
    4
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    4
    Thanked in
    4 پست
    آنلاين
    58 دقيقه 9 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 11 ثانيه
    جالب بود با این که کوتاه بود ولی حس کاملا منتقل شد.

  5. کاربر مقابل از Golchehrehkazemian عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (07-12-2019)

  6. #4
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2019
    نوشته ها
    5
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    Thanked in
    5 پست
    آنلاين
    1 ساعت 3 دقيقه 19 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 18 ثانيه
    زخم زبون ها
    دیرینگ
    اینا با لحن رسمی نوشته نمی*خونه

    امروز هم درست آنجا بودم
    درست اینجا چی میخواد؟

    چندی از دوستان؟؟؟

    زبان نوشته تصنعیه و نتونسته فضای احساسی شما رو کامل منتقل کنه

  7. 2 کاربر مقابل از شیرعباس عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (13-12-2019), شیدا (11-12-2019)

  8. #5
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2019
    نوشته ها
    3
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    4
    Thanked in
    4 پست
    آنلاين
    55 دقيقه 31 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 6 ثانيه
    چه واژه هایی رو باید استفاده میکردم ؟!!!

  9. کاربر مقابل از velayati79 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (12-12-2019)

  10. #6
    Administrator شیدا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    نوشته ها
    68
    تشکر تشکر کرده 
    100
    تشکر تشکر شده 
    15
    Thanked in
    15 پست
    آنلاين
    2 Weeks 17 دقيقه 33 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    22 دقيقه 28 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط velayati79 نمایش پست ها
    چه واژه هایی رو باید استفاده میکردم ؟!!!
    مثلا به جای زخم زبون باید بگید زخم زبان

    این که مسئله ساده ایه شما نباید اینقد تعجب کنید
    از دل آتش برا پرواز کن
    باز ای دل عاشقی آغاز کن
    همچو ققنوس از درون شعله ها
    سر بکش هو حق بخوان پرواز کن

  11. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    mosafer (13-12-2019)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •