صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 52
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 39 دقيقه 22 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    اسفار که یک بحث فلسفی - عرفانیه و راجع به انسان کامل
    منظورشون چیه؟
    چرا بعدش بحث تمدن یابی رو مطرح میکنن؟
    همه چیز، بر فلسفه بنا میشه، فلسفه، مبنای همه علوم، و مبنای تمدنه. برای همین، اگه بخوایم درباره تمدن صحبت کنیم، اولین قدم، بحث از فلسفه و مبنای اونه.
    برای ترسیم تمدن مطلوب، اولی مسئله اینه که همه جهان رو، مظهر حق بدونیم و با این دید، تمدن سازی کنیم.

    توضیح بیشتر:
    در اسفار اربعه، اولین سفر، انسان از این عالم پایین، به سمت حق حرکت میکنه. به نوعی از این عالم جدا می کنه خودش رو. در سفر دوم، در نزد حق سفر می کنه، بین اسماء و صفات خدا سیر می کنه و خدا شناسیه.
    در سفر سوم، از خدا به سمت این عالم حرکت می کنه، اما به همراه خدا.
    در سفر چهارم، در بین همین دنیا و عالم خلقت، در بین مردم، سفر می کنه، اما به همراه خدا و در همه چیز خدا رو میبینه. فرقش با ابتدای اسفار اربعه در اینه که در اینجا، هیچ چیز رو جدای از خدا نمیبینه و با همه چیز خدا رو میبینه.
    تمدنی که مطلوبه، باید بر این مبنا بنا بشه، یعنی اولین اصل این باشه که خدا با همه چیز هست، و در همه چیز خدا مشاهده بشه. هیچ مخلوقی بدون ارتباطش با خالق نباید در نظر گرفته بشه.
    پس وقتی ما میخواهیم درباره چگونگی زندگی در این دنیا صحبت کنیم، باید قبلش این رو مبنا قرار بدیم که همه چیز مخلوق خداست بوده و از حق جدا نیست. بعد از در نظر گرفتن این مسئله، مبانی دیگه تمدن رو بر اساس این اصل نخستین شکل می دهیم.
    مثلا این که اگه همه این جهان مخلوق خداست، بنابر این خداست که عالم به تمامی مسائل این جهانه، بنابر این همه این مخلوقات باید در مسیر حرکتشون، خدا رو مقصد قرار بدن. و مسائل دیگه ای از این قبیل
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  2. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (14-05-15)

  3. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.65
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    18 دقيقه 55 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    همه چیز، بر فلسفه بنا میشه، فلسفه، مبنای همه علوم، و مبنای تمدنه. برای همین، اگه بخوایم درباره تمدن صحبت کنیم، اولین قدم، بحث از فلسفه و مبنای اونه.
    برای ترسیم تمدن مطلوب، اولی مسئله اینه که همه جهان رو، مظهر حق بدونیم و با این دید، تمدن سازی کنیم.

    توضیح بیشتر:
    در اسفار اربعه، اولین سفر، انسان از این عالم پایین، به سمت حق حرکت میکنه. به نوعی از این عالم جدا می کنه خودش رو. در سفر دوم، در نزد حق سفر می کنه، بین اسماء و صفات خدا سیر می کنه و خدا شناسیه.
    در سفر سوم، از خدا به سمت این عالم حرکت می کنه، اما به همراه خدا.
    در سفر چهارم، در بین همین دنیا و عالم خلقت، در بین مردم، سفر می کنه، اما به همراه خدا و در همه چیز خدا رو میبینه. فرقش با ابتدای اسفار اربعه در اینه که در اینجا، هیچ چیز رو جدای از خدا نمیبینه و با همه چیز خدا رو میبینه.
    تمدنی که مطلوبه، باید بر این مبنا بنا بشه، یعنی اولین اصل این باشه که خدا با همه چیز هست، و در همه چیز خدا مشاهده بشه. هیچ مخلوقی بدون ارتباطش با خالق نباید در نظر گرفته بشه.
    پس وقتی ما میخواهیم درباره چگونگی زندگی در این دنیا صحبت کنیم، باید قبلش این رو مبنا قرار بدیم که همه چیز مخلوق خداست بوده و از حق جدا نیست. بعد از در نظر گرفتن این مسئله، مبانی دیگه تمدن رو بر اساس این اصل نخستین شکل می دهیم.
    مثلا این که اگه همه این جهان مخلوق خداست، بنابر این خداست که عالم به تمامی مسائل این جهانه، بنابر این همه این مخلوقات باید در مسیر حرکتشون، خدا رو مقصد قرار بدن. و مسائل دیگه ای از این قبیل
    فلسفه مبنای تمدنه؟
    تمدن به معنای شهرنشینی در هر نظام فکری مبناهایی دارد
    مثلا طبق نظریات علامه یکی از اون مبانی عدل هست (اصل سوم ص41)
    اینکه فلسفه هم یکی از مبانی تمدن باشه رو متوجه نمی شم
    بیشتر توضیح می دید لطفا
    ممنون از توضیحاتتون راجع به اسفار
    استاده ام چو شمع

  4. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (14-05-15)

  5. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.65
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    18 دقيقه 55 ثانيه
    فرموده بودید مقدمه علامه یک سیر منطقی داره
    ممکنه اون سیر رو تبیین کنید؟
    استاده ام چو شمع

  6. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (14-05-15)

  7. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 39 دقيقه 22 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    فلسفه مبنای تمدنه؟
    تمدن به معنای شهرنشینی در هر نظام فکری مبناهایی دارد
    مثلا طبق نظریات علامه یکی از اون مبانی عدل هست (اصل سوم ص41)
    اینکه فلسفه هم یکی از مبانی تمدن باشه رو متوجه نمی شم
    بیشتر توضیح می دید لطفا
    ممنون از توضیحاتتون راجع به اسفار
    هر نظام فکری ای، مبتنی بر فلسفه است، بنابر این، هر چیزی که توی اون نظام فکری باشه، ناگزیر فلسفه مبنای اون هست.
    کلا همه علوم بر پایه فلسفه بنا میشن، برای همین، هر مبنای علمی ای که شما مطرح بکنید، مثلا عدل، مثلا مبانی اقتصادی و سیاسی و حقوقی و غیره، همه بر پایه فلسفه هستن.
    این که چگونه همه علوم بر پایه فلسفه هستن توضیح جداگانه ای می طلبه.
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  8. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (14-05-15)

  9. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.65
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    18 دقيقه 55 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    هر نظام فکری ای، مبتنی بر فلسفه است، بنابر این، هر چیزی که توی اون نظام فکری باشه، ناگزیر فلسفه مبنای اون هست.
    کلا همه علوم بر پایه فلسفه بنا میشن، برای همین، هر مبنای علمی ای که شما مطرح بکنید، مثلا عدل، مثلا مبانی اقتصادی و سیاسی و حقوقی و غیره، همه بر پایه فلسفه هستن.
    این که چگونه همه علوم بر پایه فلسفه هستن توضیح جداگانه ای می طلبه.
    اگه خیلی وقتتون رو نمی گیره میشه توضیح بدید لطفا
    استاده ام چو شمع

  10. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (14-05-15)

  11. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 39 دقيقه 22 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    فرموده بودید مقدمه علامه یک سیر منطقی داره
    ممکنه اون سیر رو تبیین کنید؟
    مقدمه: بحث درباره زندگی دنیوی، و تمدن انسانی، و رابطه انسان با سایر مخلوقات (و نه حق) است، رابطه انسان با انسان های دیگر، با طبیعت، با حیوانات و غیره.
    اصل یک: کمال تمدن و زندگی انسانی، در سفر چهارم است، یعنی این که همه چیز را همراه حق دید، و حق را در همه چیز مشاهده کرد و همه چیز را مظهر حق دانست
    اصل دو: چون بحث از زندگی دنیوی و رابطه انسان با مخلوقات است، دیگر بحث از رابطه مخلوقات با حق که عرفان و فلسفه عهده دار آن هستند، یعنی بحث از این نیست که چگونه اشیاء از حق صادر شده اند و چگونه به حق قائم هستند و چگونه به حق باز می گردند. بلکه بحث از شهر نشینی و جامعه شناسی و به تبع آن سیاست و حقوق و محیط زیست و این مباحث است، بنابر این، اصل اول که ظهور حق بود را در این علوم دنبال می کنیم.
    اصل سه: اگر بخواهیم اصل یک، یعنی حق محوری را، در تبدیر نظام اجتماعی و جامعه جاری کنیم، (که در اصل دو گفته شد) باید به سه عنصر توجه کنیم، یکی جهان دانی و دیگری جهان داری و سوم، جهان آرایی. که این سه، به ترتیب بر یکدیگر مبتنی هستند.
    به عبارت دیگر، اگر بخواهیم نظام زندگی اجتماعی و دنیوی را بر اساس اصل حق محوری پایه ریزی کنیم، اول باید جهان دانی خود را که عبارت است از مبانی نظری و علمی، مشخص کرده، و سپس، این مسائل نظری را بوسیله جهان داری، به مرحله "عمل" رسانده و در جامعه پیاده کنیم، و در نهایت، زیبایی را در جامعه ای که از نظر علم و عمل مستحکم بنا شده بیاوریم و جهان آرایی کنیم.
    این هر سه، یعنی جهان دانی و جهان داری و جهان آرایی، باید بر اساس همان اصل اول، و فلسفه الهی، سامان بپذیرند.

    مبانی نظری تمدن، یعنی جهان دانی، بر اساس اصولی هستند که بازگشت همه آن ها به عدل است، یعنی هر چیز را در جای خود قرار دادن.
    اما این که جای هر چیز کجاست سوالی بسیار سخت است. اگر بخواهیم طبق اصل یک، که همه چیزا مخلوق حق می دانست عمل کنیم، باید بگوییم که جای هر چیز را خالق آن می داند، بنابر این، فهم مصادیق عدل که جای هر چیز کجاست را خداوند تبیین می نماید. این باعث رجوع به "وحی" در تبیین مبانی نظری جامعه و تمدن است.
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  12. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (14-05-15)

  13. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 39 دقيقه 22 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    اگه خیلی وقتتون رو نمی گیره میشه توضیح بدید لطفا
    هر علمی، یک موضوعی داره. مثلا موضوع علم فیزیک، ماده و احوال آن است.
    موضوع هر علمی در خود اون علم اثبات نمیشه، مثلا در فیزیک بحث از وجود داشتن یا نداشتن ماده مطرح نمیشه. بلکه در علم دیگری، که مقدم بر علم فیزیکه، موضوع علم فیزیک اثبات میشه.
    فلسفه، موضوع تمام علوم را بدون واسطه یا با واسطه اثبات می کنه.
    مثلا فلسفه وجود ماده رو اثبات می کنه، فلسفه وجود انسان رو برای علم انسان شناسی و روانشناسی و طب اثبات می کنه. و به همین نحو سایر علوم.
    بجز اثبات موضوع، فلسفه اصول کلی ای که مربوط به وجود داشتن است رو تبیین می کنه، و چون این اصول، مربوط به "وجود داشتن" است، شامل همه "موجودات" می شود، و برای همین، در تمامی علوم باید به این اصول پایبند بود. مثلا اگه در فلسفه اثبات بشه که همه موجودات "مخلوق" هستند، دیگر در تمامی علوم، باید دانست که موضوع علم، خلقت خدا است.
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  14. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (14-05-15)

  15. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.65
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    18 دقيقه 55 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    مقدمه: بحث درباره زندگی دنیوی، و تمدن انسانی، و رابطه انسان با سایر مخلوقات (و نه حق) است، رابطه انسان با انسان های دیگر، با طبیعت، با حیوانات و غیره.
    اصل یک: کمال تمدن و زندگی انسانی، در سفر چهارم است، یعنی این که همه چیز را همراه حق دید، و حق را در همه چیز مشاهده کرد و همه چیز را مظهر حق دانست
    اصل دو: چون بحث از زندگی دنیوی و رابطه انسان با مخلوقات است، دیگر بحث از رابطه مخلوقات با حق که عرفان و فلسفه عهده دار آن هستند، یعنی بحث از این نیست که چگونه اشیاء از حق صادر شده اند و چگونه به حق قائم هستند و چگونه به حق باز می گردند. بلکه بحث از شهر نشینی و جامعه شناسی و به تبع آن سیاست و حقوق و محیط زیست و این مباحث است، بنابر این، اصل اول که ظهور حق بود را در این علوم دنبال می کنیم.
    اصل سه: اگر بخواهیم اصل یک، یعنی حق محوری را، در تبدیر نظام اجتماعی و جامعه جاری کنیم، (که در اصل دو گفته شد) باید به سه عنصر توجه کنیم، یکی جهان دانی و دیگری جهان داری و سوم، جهان آرایی. که این سه، به ترتیب بر یکدیگر مبتنی هستند.
    به عبارت دیگر، اگر بخواهیم نظام زندگی اجتماعی و دنیوی را بر اساس اصل حق محوری پایه ریزی کنیم، اول باید جهان دانی خود را که عبارت است از مبانی نظری و علمی، مشخص کرده، و سپس، این مسائل نظری را بوسیله جهان داری، به مرحله "عمل" رسانده و در جامعه پیاده کنیم، و در نهایت، زیبایی را در جامعه ای که از نظر علم و عمل مستحکم بنا شده بیاوریم و جهان آرایی کنیم.
    این هر سه، یعنی جهان دانی و جهان داری و جهان آرایی، باید بر اساس همان اصل اول (حق مدار بودن؟، سفر چهارم؟)، و فلسفه الهی، سامان بپذیرند.

    مبانی نظری تمدن، یعنی جهان دانی، بر اساس اصولی هستند که بازگشت همه آن ها به عدل است، یعنی هر چیز را در جای خود قرار دادن.
    اما این که جای هر چیز کجاست سوالی بسیار سخت است. اگر بخواهیم طبق اصل یک، که همه چیزا مخلوق حق می دانست عمل کنیم، باید بگوییم که جای هر چیز را خالق آن می داند، بنابر این، فهم مصادیق عدل که جای هر چیز کجاست را خداوند تبیین می نماید. این باعث رجوع به "وحی" در تبیین مبانی نظری جامعه و تمدن است.
    یعنی حق محوری در مجرای این سه عنصر پیاده می شه؟
    پس رابطه «حق محوری» و سه عنصر «جهان دانی، جهان داری، جهان آرایی» و مبناهایی مانند «عدل» این طور میشه:
    سه عنصر: مجرای ظهور حق محوری
    عدل: زیربنای عنصر جهان دانی (که قرار است مجرای حق بشود)
    احساس می کنم دور حاصل شد
    استاده ام چو شمع

  16. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (14-05-15)

  17. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 39 دقيقه 22 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    یعنی حق محوری در مجرای این سه عنصر پیاده می شه؟
    پس رابطه «حق محوری» و سه عنصر «جهان دانی، جهان داری، جهان آرایی» و مبناهایی مانند «عدل» این طور میشه:
    سه عنصر: مجرای ظهور حق محوری
    عدل: زیربنای عنصر جهان دانی (که قرار است مجرای حق بشود)
    احساس می کنم دور حاصل شد
    چرا دور؟
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  18. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (14-05-15)

  19. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.65
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    18 دقيقه 55 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    چرا دور؟
    نمی دونم چطوری بگمش
    عدل باید زیربنا باشه. درسته؟
    زیربنای جهان دانی (برای ایجاد تمدن)
    و جهان دانی مجرایی که حق باید پیاده بشه از طریقش
    پس مجرا و مبنا رابطه شون دوری نیست؟
    فکر می کنم بهتره حضوری بحث کنیم
    استاده ام چو شمع

  20. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (14-05-15)

  21. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 39 دقيقه 22 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    نمی دونم چطوری بگمش
    عدل باید زیربنا باشه. درسته؟
    زیربنای جهان دانی (برای ایجاد تمدن)
    و جهان دانی مجرایی که حق باید پیاده بشه از طریقش
    پس مجرا و مبنا رابطه شون دوری نیست؟
    فکر می کنم بهتره حضوری بحث کنیم
    قرار نیست حق پیاده بشه
    عدل، یکی از مبانی علمی تمدنه
    و عدل، بر اساس حق محوری (سفر چهارم) تفسیر میشه

    حق محوری، وقتی که قرار باشه در تمدن ظهور پیدا کنه و جاری بشه، از طریق سه محور جهان دانی و جهان داری و جهان آرایی پیاده میشه
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  22. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (14-05-15)

  23. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.65
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    18 دقيقه 55 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    قرار نیست حق پیاده بشه
    عدل، یکی از مبانی علمی تمدنه
    و عدل، بر اساس حق محوری (سفر چهارم) تفسیر میشه

    حق محوری، وقتی که قرار باشه در تمدن ظهور پیدا کنه و جاری بشه، از طریق سه محور جهان دانی و جهان داری و جهان آرایی پیاده میشه
    قراره حق پیاده بشه چرا میگید قرار نیست؟
    آخرش از مجرای این عناصر باید به چه نتیجه ای برسیم؟
    استاده ام چو شمع

  24. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (14-05-15)

  25. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 39 دقيقه 22 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    قراره حق پیاده بشه چرا میگید قرار نیست؟
    آخرش از مجرای این عناصر باید به چه نتیجه ای برسیم؟
    منظور از حق، خداست، باید خدا رو در همه چیز دید و در نظر گرفت

    کدوم عناصر؟
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  26. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.65
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 52 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    18 دقيقه 55 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    منظور از حق، خداست، باید خدا رو در همه چیز دید و در نظر گرفت

    کدوم عناصر؟
    می دونم منظور از حق رو
    «... زیرا ره توشۀ مسافر مقطع چهارم حق، راحله او حق، صراط او حق، همراه و راهنمای وی حق و سرانجام مقصد و مقصود او در تمام شئون علمی و عملی حق خواهد بود» ص43
    مقصد انسان در تدوین تمدن چیه؟ غیر از حقه؟
    حالا شاید بشه گفت اجرا و پیاده کردن خداباوری(حق)

    عناصر جهان دانی و داری و آرایی منظورم بود
    استاده ام چو شمع

  27. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (14-05-15)

  28. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 39 دقيقه 22 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    می دونم منظور از حق رو
    «... زیرا ره توشۀ مسافر مقطع چهارم حق، راحله او حق، صراط او حق، همراه و راهنمای وی حق و سرانجام مقصد و مقصود او در تمام شئون علمی و عملی حق خواهد بود» ص43
    مقصد انسان در تدوین تمدن چیه؟ غیر از حقه؟
    حالا شاید بشه گفت اجرا و پیاده کردن خداباوری(حق)

    عناصر جهان دانی و داری و آرایی منظورم بود
    بله همینی که فرمودید درسته دیگه، مقصد در تدوین تمدن هم حقه، و اجرا و پیاده کردن خداباوری
    این عناصر، چگونگی اجرای این مسئله هستن، وقتی قراره تمدن بوجود بیاد، نیاز به علم داره، و اجرای این علم، و سپس، زیبایی و جمال
    هر سه این عناصر، هم بر اساس حق محوری باید شکل بگیرن
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  29. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (14-05-15)

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1