نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: یک شب دلی...

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.15
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 28 ثانيه

    یک شب دلی...

    یک شب دلی به مسلخ عشقم کشید و رفت
    دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

    پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
    اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

    تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
    بانگی به گوش خواب سکونم کشید ورفت

    شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
    مرهم به زخم فاجعه گونم کشید ورفت

    دیگر اسیر ان من بیگانه نیستم
    از خود چه عاشقانه برونم کشید ورفت

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    143
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.15
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    325
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    2 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    من پشت پلکهای خودم گریه میکنم
    شب را در انتهای خودم گریه میکنم
    هم زنده در ملافه فرو میروم به مرگ
    هم مرده در رسای خودم گریه میکنم
    نامه نوشتم از تو به خود گفتمم: "بیا
    در نامه ات برای خودم گریه میکنم"
    شعر زیبایی بود
    عشق بازیست ، نه بازی که مرا مات کنی
    نازنیا دل من صفحه شطرنج که نیست!!

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    343
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    بوشهر
    نوشته ها
    31
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    1
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    خودَت باش به اعتمادِ هیچ شانه ای اَشک نَریز...


    به اعتبارِ هَر اشکی هَم شانه نَباش...!

    آدمی بِه خُودی خُود نِمی اُفتَد، اگربیُفتَد،

    از هَمان سَمتی می اُفتَد کِه تِکیه کَرده است...!

  4. کاربر مقابل از nasim arab عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    خیالِ کج (11-04-15)

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    296
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    13
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    خبر به دورترین نقطه*ی جهان برسد /نخواست او به منِ خسته بی*گمان برسد
    شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت/ کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟
    چه می*کنی اگر او را که خواستی یک عمر/به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ...
    رها کنی، برود، از دلت جدا باشد/به آنکه دوست*ترش داشته ... به آن برسد
    رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند/خبر به دورترین نقطه*ی جهان برسد
    گلایه*ای نکنی بغض خویش را بخوری/که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
    خدا کند که ... نه! نفرین نمی*کنم که مباد/به او که عاشق او بوده*ام زیان برسد
    خدا کند فقط این عشق از سرم برود/خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
    کاخ همه شاهان جهان را که بگردی
    دربار کسی پنجره فولاد ندارد...

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,417
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 3 روز 21 ساعت 31 دقيقه 2 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 29 ثانيه
    شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
    روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
    گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
    بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
    بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
    وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
    عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
    دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
    شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
    در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
    همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
    کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    330
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.17
    محل سکونت
    ديار افغان؛مشهد
    نوشته ها
    340
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    2
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
    ز دام خال سیاهش کسی رها نشود

    خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
    به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود

    جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
    خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود

    شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
    خدا کند که به اخراج ما رضا نشود

    مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
    خدا کند که مریضی من دوا نشود

    ز روزگار غریبم گشته است معلوم
    شفای ما به قیامت بجز رضا نشود...

  8. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.81
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,511
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 5 روز 16 ساعت 3 دقيقه 10 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 5 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    یک شب دلی به مسلخ عشقم کشید و رفت
    دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

    پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
    اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

    تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
    بانگی به گوش خواب سکونم کشید ورفت

    شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
    مرهم به زخم فاجعه گونم کشید ورفت

    دیگر اسیر ان من بیگانه نیستم
    از خود چه عاشقانه برونم کشید ورفت
    درستش اینه:
    یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  9. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (12-04-15)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1