صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 58

موضوع: حقوق عمومی

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    113
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    784
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    17
    تشکر شده در
    14 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    حقوق عمومی

    اولین کارگاه مجازی در این بخش کارگاه حقوق عمومی است.
    و زمان شروع کارگاه شنبه یک تیرماه است.
    افرادی که تمایل به شرکت در کارگاه در این مکان را دارند اعلام آمادگی کنند تا ثبت نام شوند.

    مبنا:
    به صورت موضوعی پیش میرویم ولی با متن واحد که بر اساس مقتضیات موضوعی به منابع مربوط هم ارجاع داده میشویم
    و کتابهای کمک کننده و پیش برنده بحث توسط مدیریت بحث معرفی میشود.




    مدیریت کارگاه توسط: آقای امیرحسین ابراهیمی.
    نام کتاب: بایسته های حقوق اساسی.
    نویسنده: سید ابوالفضل قاضی(شریعت پناهی).


    این کتاب خلاصه ای از مهمترین مسائل حقوق اساسی است که کلیات حقوق اساسی را به رشته تحریر درآمده.
    شامل دوازده گفتار است که گفتار اول آن با تیتر ویژگی های حقوق اساسی شروع شده است و گفتار دوازدهم مربوط به انتخابات است.

    Scanned at 2-26-2013 8-10 AM (14)_650433.jpg
    و عمر، شیشه عطر است! پس نمی ماند
    .... قطار منتظر هیچ کس نمی ماند

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    با سلام خدمت دوستان گرامی.بنابر پیشنهاد دوستان کانون اندیشه قرار بر این شد تا به جهت تعمیق و توسعه مباحث حقوق عمومی در طول تابستان هر هفته یک موضوع در این رشته را از منظر علمی به بحث وبررسی بگذاریم و بنده هرچند با دانشی مختصر به عنوان مدیر این کارگاه علمی در خدمت شما باشم.برای آغاز بحث با توجه به مطالب کتاب بایسته های حقوق اساسی دکتر قاضی سوال مهم قابل طرح در این جاست که رسالت و هدف غایی حقوق اساسی از نظر دوستان عزیز حفظ فنون مربوط به آزاذی شهروندان است یا به مثابه ی فنون حفظ اقتدار قدرت مداران تلقی می شود؟در واقع شما کارکرد حقوق اساسی را در قبال قدرت سیاسی چگونه تحلیل می کنید؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    از آنجایی که حقوق اساسی به عنوان عنصر اصلی حقوق عمومی شناخته شده است ، و حقوق عمومی از دولت برمی خیزد و بر دولت نیز اعمال می گردد ، به نطر من هدف غایی حقوق اساسی حفظ اقتدار قدرت مداران تلقی میشود . یعنی حقوق موجب مشروعیت قدرت میشود . البته این به معنای روی گردانی از فنون مربوط به حقوق شهروندان نخواهد بود ؛ این مسئله یک امر اجتماعی ثابت شده است که تا زمانی حاکم قادر به حکمرانیست که مردم تبعیت از آن حکومت را داشته باشند ، و لازمه تبعیت رضایت شهروندان از رعایت حقوق خود در آن جامعه می باشد . و این بدین معناست که قدرت از طریق حقوق به مقبولیت نیز دست یابد .
    ذکر این جمله از کتاب بایسته های حقوق اساسی دکتر قاضی خالی از لطف نیست که : { حقوق اساسی فقط حقوق دولت نیست ، بلکه حقوق در دولت است } . به نظر من این جمله رویکرد دوسویه حقوق اساسی را به خوبی نشان می دهد . درست است که کارکرد حقوق اساسی دامنه وسیعی از علوم سیاسی را دربرگرفته است اما باید اشاره کرد که حقوق اساسی حوزه های مشترک بسیاری با علوم اجتماعی و همچنین با شاخه های دیگر حقوقی دارد .

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    از آنجایی که حقوق اساسی به عنوان عنصر اصلی حقوق عمومی شناخته شده است ، و حقوق عمومی از دولت برمی خیزد و بر دولت نیز اعمال می گردد ، به نطر من هدف غایی حقوق اساسی حفظ اقتدار قدرت مداران تلقی میشود . یعنی حقوق موجب مشروعیت قدرت میشود . البته این به معنای روی گردانی از فنون مربوط به حقوق شهروندان نخواهد بود ؛ این مسئله یک امر اجتماعی ثابت شده است که تا زمانی حاکم قادر به حکمرانیست که مردم تبعیت از آن حکومت را داشته باشند ، و لازمه تبعیت رضایت شهروندان از رعایت حقوق خود در آن جامعه می باشد . و این بدین معناست که قدرت از طریق حقوق به مقبولیت نیز دست یابد .
    ذکر این جمله از کتاب بایسته های حقوق اساسی دکتر قاضی خالی از لطف نیست که : { حقوق اساسی فقط حقوق دولت نیست ، بلکه حقوق در دولت است } . به نظر من این جمله رویکرد دوسویه حقوق اساسی را به خوبی نشان می دهد . درست است که کارکرد حقوق اساسی دامنه وسیعی از علوم سیاسی را دربرگرفته است اما باید اشاره کرد که حقوق اساسی حوزه های مشترک بسیاری با علوم اجتماعی و همچنین با شاخه های دیگر حقوقی دارد .
    سلام.ممنون که کتاب رو به دقت مطالعه فرمودید
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    سلام.ممنون که کتاب رو به دقت مطالعه فرمودید
    اما به این نکات هم توجه کنید:اگر غایت حقوق اساسی حفظ قدرته وآزادی شهروندان وسیله این هدفه این که حقوق اساسی تضمینی است درقبال زباده روی قدرت و حمایت علیه قدرت چطور قابل توجیهه؟ مگه یکی از اهداف اصلی قدرت حمایت ویجاد بستر آزادی شهروندان نیست؟وحقوق نمی تونه ابزاری برای این هدف تلقی شه؟این که حقوق اساسی دوسویه است درست اما بحث اصلی سویه بارز و پررنگ اونه.سوال اینه که آیا توصیفی وتجربی حقوق اساسی را دارای این هدف میدونید یا در مقام بایستگی ودر حالت مطلوب هم هدف اون رو حفظ قدرت می دونید؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 13 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    انشا الله امروز یا فردا کتاب به دستم میرسه و من هم تو بحث مشارکت می کنم.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    البته من منظورم این نیست که آزادی شهروندان و فنون آن وسیله ایست برای حفظ قدرت ؛ کارکرد اصلی و نهایی حقوق اساسی حفظ اقتدار قدرت مداران است و لازمه آن این است که کارکرد فرعی و ثانوی حقوق اساسی را نیز حفظ آزادی شهروندان بدانیم . به نظر من نمی توان دیواری بین این دو هدف در دنیای حقوق کشید . چراکه فلسفه ایجاد قدرت و حکومت تآمین آزادی شهروندان است . افراد جامعه برای تامین حقوق خودشان یک سری اختیارات بالاتر به قدرت مداران می دهند . با این توضیح می تونیم این نتیجه رو هم بگیریم که ایجاد بستر آزادی شهروندان یکی از اهداف مهم و پایه قدرت است .
    دیگر اینکه گفتم حقوق اساسی دو سویه است این را در برمی گیرد که حقوق هم تضمینی است برای ایجاد و اعمال قدرت و هم تضمینی برای جلوگیری از «خودکامگی های فطری قدرت » . به نظر من منظور دکتر قاضی از عبارت « حقوق در دولت » همین حمایت علیه قدرت بوده است . حقوق در قدرت دوگانه عمل می کند و به طور مسلم نمی توان گفت که کدام رویکرد بارزتر است . اما با نگاهی اجمالی فکر می کنم که حقوق بیشتر در پی کنترل قدرت باشد ، هرچند تاکید می کنم که با دلیل متیقنی این حرفو نمی زنم .
    و اما در مورد سوال آخر شما فکر می کنم باید از دید حقوقی خارج بشیم و با نگاهی فلسفی ـ اجتماعی پاسخ بدهیم ، که در اینجاست که از سایر دوستان هم دعوت می کنم وارد بحث بشوند ؛
    که آیا هدف حقوق اساسی بالفعل حفظ قدرت است یا اینکه هدف حقوق باید حفظ قدرت باشد ؟

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    330
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.16
    محل سکونت
    ديار افغان؛مشهد
    نوشته ها
    340
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    2
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    با سلام خدمت دوستان گرامی.بنابر پیشنهاد دوستان کانون اندیشه قرار بر این شد تا به جهت تعمیق و توسعه مباحث حقوق عمومی در طول تابستان هر هفته یک موضوع در این رشته را از منظر علمی به بحث وبررسی بگذاریم و بنده هرچند با دانشی مختصر به عنوان مدیر این کارگاه علمی در خدمت شما باشم.برای آغاز بحث با توجه به مطالب کتاب بایسته های حقوق اساسی دکتر قاضی سوال مهم قابل طرح در این جاست که رسالت و هدف غایی حقوق اساسی از نظر دوستان عزیز حفظ فنون مربوط به آزاذی شهروندان است یا به مثابه ی فنون حفظ اقتدار قدرت مداران تلقی می شود؟در واقع شما کارکرد حقوق اساسی را در قبال قدرت سیاسی چگونه تحلیل می کنید؟

    قانون اساسی یک نهاد وقانون نسبیه نه مطلق.
    توضیح اینکه با توجه به نوع سیستم حکومتی جاری در کشورها اهداف وغایت قانون اساسی از یکدیگر متفاوت میشه.
    در نظام های فاشیسمی غایت قانون اساسی وسایر قوانین که مرتبط با حقوق عمومیه حفظ نظام ومنافع فاشیستی حکومتیه.
    ودر نظامهای دارای حکومتهای دموکرات هدف قانون اساسی حفظ حقوق مردمه.
    ودر کشورهایی از جمله کشور ما حالت بینابین.
    در ضمن به دوستان توصیه میکنم قبل از مطالعه کتاب دکترذقاضی نیم نگاهی به کتاب دکتر خسروی بندازن تا مطالب کتاب دکتر قاضی قابل هضم تر بشه...

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    184
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.33
    محل سکونت
    خط تهران- قم
    نوشته ها
    724
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    16
    تشکر شده در
    12 پست
    آنلاين
    21 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    بهترین هدف و جامع ترین تعریف رو خود استاد مرحوم قاضی طرج کردند فکر می کنم جامع باشه. همون بحث تنظیم روابط حوزه ی اقتدار و دولت و تضمین آزادی ها و حقوق ملت
    « اِعْدِلُوا هُوَ أقْرَبُ لِلتَّقْوَى »

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط شاهین سپهری نمایش پست ها
    بهترین هدف و جامع ترین تعریف رو خود استاد مرحوم قاضی طرج کردند فکر می کنم جامع باشه. همون بحث تنظیم روابط حوزه ی اقتدار و دولت و تضمین آزادی ها و حقوق ملت
    میشه بیشتر توضیح بدید ؟

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    سلام.ممنون که کتاب رو به دقت مطالعه فرمودید
    سلام ، خواهش میکنم

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamadreza نمایش پست ها

    قانون اساسی یک نهاد وقانون نسبیه نه مطلق.
    توضیح اینکه با توجه به نوع سیستم حکومتی جاری در کشورها اهداف وغایت قانون اساسی از یکدیگر متفاوت میشه.
    در نظام های فاشیسمی غایت قانون اساسی وسایر قوانین که مرتبط با حقوق عمومیه حفظ نظام ومنافع فاشیستی حکومتیه.
    ودر نظامهای دارای حکومتهای دموکرات هدف قانون اساسی حفظ حقوق مردمه.
    ودر کشورهایی از جمله کشور ما حالت بینابین.
    در ضمن به دوستان توصیه میکنم قبل از مطالعه کتاب دکترذقاضی نیم نگاهی به کتاب دکتر خسروی بندازن تا مطالب کتاب دکتر قاضی قابل هضم تر بشه...
    سلام.این که قانون اساسی مانند سایر قوانین نسبیست درسته اما قلمرو سوال حالت مطلوب رو در یک نظام سیاسی دموکراتیک دنبال می کنه.این حالت بینابین در نظام حقوقی ایران رو بر چه اساسی می فرمایید؟با توجه به قانون اساسی ما در چه مواردی حفظ قدرت هدف غایی حقوق اساسی دانسته شده؟ و آیا در یک نظام دموکرات غیر از حفظ حقوق مردم حفظ قدرت مورد توجه نیست؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    با سلام و سپاس از تمام دوستانی که در بحث هفته گذشته همراه ما بودند.متاسفانه به دلیل خرابی سایت امکان جمع بندی ونتیجه گیری بحث فراهم نشد . انشاالله سرکار خانم فتحعلی در پایان هر هفته زحمت این کار رو می کشند. اما من هم سعی می کنم در پایان هر هفته دریافت ودیدگاه خود رو درباب سوال مطروحه بیان کنم تا به نحوی مدیریت مباحث شکل کاملی به خود بگیره.امیدوارم در مباحث بعدی از نظر کمی وکیفی شاهد بهبود هرچه بیشترسطح بحث ها باشیم.
    در باب غایت حقوق اساسی نخست باید به قلمرو بحث توجه کرد.اصولا واژگانی چون رسالت و غایت به بایستگی یک موضوع اشاره دارند و بحث در قلمرو هست ها وبررسی توصیفی نیازمند بررسی دقیق نظام های مختلف حقوق اساسی در کشورهای مختلف است که امری دشوار و البته واجد اهمیت است که برای مشاهده ی سیر اجمالی این امر شما را به مطالعه ی کتاب حقوق اساسی ونهاد های سیاسی دکتر قاضی صفحات75 تا79دعوت می کنم.
    اما برای پاسخ به سوال باید به ماهیت وسرشت حقوق اساسی نیز توجه کرد(که خوشبختانه در مباحث دوستان نیز این توجه دیده می شد)به نظر می رسد به دلیل لزوم بررسی حقوقی رابطه فرمانروا وفرمانبر یا به بیان مدرن تر دولت وشهروند توسط حقوق اساسی این رشته راباید علم آشتی اقتدار وآزادی دانست.چرا که جامعیت وشمول حقوق اساسی نیز با این دو مفهوم تحقق می یابد.در واقع حقوق اساسی در صدد راهیابی متعادل به نظمی است که هم آزادی های اساسی فرد را باپشتیبانی قوه ی قاهره در ارتباط با قدرت تامین می کند و هم با مرزبندی قانونی این حقوق وآزادی ها اقتدار دولت را تامین می نماید.اما علی رغم این پیوند توامان به جهت آن که حقوق به عنوان یک علم برساخته بشری در درجه ی اول برای رفع نیازهای افراد تاسیس شده به نظر می رسد تامین آزادی شهروندان در مقام تزاحم بر تامین اقتدار دولت مرجح باشد.فلذا حکومت نمی تواند به عنوان مثال با محدودسازی آزادی رفت وآمد مردم اقتدارش را به منصه ظهور برساند.
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  14. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 13 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 31 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها


    ...
    اما علی رغم این پیوند توامان به جهت آن که حقوق به عنوان یک علم برساخته بشری در درجه ی اول برای رفع نیازهای افراد تاسیس شده به نظر می رسد تامین آزادی شهروندان در مقام تزاحم بر تامین اقتدار دولت مرجح باشد.فلذا حکومت نمی تواند به عنوان مثال با محدودسازی آزادی رفت وآمد مردم اقتدارش را به منصه ظهور برساند.
    در مقام تزاحم باید ملاک ها بررسی بشه و اهم و مهم تشخیص داده بشه. نمیشه به طور کلی گفت که آزادی شهروندان بر اقتدار دولت مرجح هست. در مقام تزاحم باید دید کدوم یک از این دو ضرورت بیشتری دارن. اقتدار دولت هم به آزادی شهروندان بر می گرده. یا اگه اقتدار دولت رو بررسی کنیم در میابیم که اقتدار دولت در واقع به مصلحت و حقوق شهروندان بر می گرده و اگر به دولت ظلم بشه و منافع اون تامین نشه در واقع به همه مردم ظلم شده. به عنوان مثال در مورد عمران و باز سازی شهری که شهر داری برای ساخت اتوبان باید خانه شهروندان رو تملیک کنه تا بتونه نیاز های ضروری شهر رو تامین کنه. حالا اگه کسی به هر دلیلی نخواد خونش رو بفروشه در این جا تزاحم بین دولت و شهروند پیش میاد. اما در این جا باید دولت رو مقدم بدونیم نه شهروند رو چون در این جا بین حق دولت و حق شهروند حق دولت مهم تره و اگه ما به نفع شهروند حکم کنیم به کل شهروندای دیگه ظلم کردیم.
    علتی هم که برای تقدم آزادی شهروندان به اقتدار دولت بیان کردید متوجه نشدم. (قسمت آبی رنگ)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  15. Top | #15

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    در مقام تزاحم باید ملاک ها بررسی بشه و اهم و مهم تشخیص داده بشه. نمیشه به طور کلی گفت که آزادی شهروندان بر اقتدار دولت مرجح هست. در مقام تزاحم باید دید کدوم یک از این دو ضرورت بیشتری دارن. اقتدار دولت هم به آزادی شهروندان بر می گرده. یا اگه اقتدار دولت رو بررسی کنیم در میابیم که اقتدار دولت در واقع به مصلحت و حقوق شهروندان بر می گرده و اگر به دولت ظلم بشه و منافع اون تامین نشه در واقع به همه مردم ظلم شده. به عنوان مثال در مورد عمران و باز سازی شهری که شهر داری برای ساخت اتوبان باید خانه شهروندان رو تملیک کنه تا بتونه نیاز های ضروری شهر رو تامین کنه. حالا اگه کسی به هر دلیلی نخواد خونش رو بفروشه در این جا تزاحم بین دولت و شهروند پیش میاد. اما در این جا باید دولت رو مقدم بدونیم نه شهروند رو چون در این جا بین حق دولت و حق شهروند حق دولت مهم تره و اگه ما به نفع شهروند حکم کنیم به کل شهروندای دیگه ظلم کردیم.
    علتی هم که برای تقدم آزادی شهروندان به اقتدار دولت بیان کردید متوجه نشدم. (قسمت آبی رنگ)
    سلام آقا مجتبی.خوشحالم که مشارکت در بحث رو آغاز کردی.درست می فرمایید.مطمئنا باید در هرمورد با توجه به شرایط آن اهم ومهم تشخیص داده بشه اما دقیقا از این جهت که فرمودی اقتدار دولت به آزادی شهروندان برمی گرده بنده عرض کردم که اصل بر ترجیح آزادی شهروندان بر اقتدار دولته و برای امور خلاف قاعده که منجر به محدودیت آزادی ها می شه باید اقامه ی دلیل کرد که عملا هم دولت ها موظفند در موارد مورد مثال شما دلیل موجه قانونی برای اقدام خود علاوه بر پرداخت خسارت به شهروند مزبور بابت این تحدید ناگزیر آزادی ارائه نمایند..در توضیح اون مطلبی که آبی کردی هم عرض کنم که چون بشر در طی سالهای متمادی در صدد رفع نیازهایش بوده حفاظت از افراد در مقابل خودسری های دولت وسایر نهادهی اجتماعی بوده تدریجا نهاد حقوق رو به وجود آورده ونتیجتا از نظر تاریخی پیدایش حقوق با آزادی گرایی پیوند بیشتری داره تا اقتدارگرایی دولت به نظرم این جنبه سویه ی پررنگ تری در حقوق اساسی داشته باشه
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1