حدود یک هفته ای هست که روزنامه ی کیهان در صفحه ی پاورقی خود کتاب تازه منتشر شده ی آقای فضلی نژاد را به صورت بخش بخش چاپ میکند.
خب این روند جدیدی در کیهان نیست.خیلی از کتب را این گونه چاپ کرده است.
اما مطالب این دوره خیلی جالب است.آقای فضلی نژاد در کتاب قبلی خود که ارتش سری روشنفکران نام داشت مطالبی بیان کرده بود که با وجود قوتش نسبت به کتاب قبلی اش اما باز هم سوالات زیادی را بر انگیخت..اینکه مثلا میز و صندلیه آقای فولادوند چه ربطی به اندیشه ی ایشان دارد؟ اینکه فولادوند میگوید سایه کانت هنوز بر سر ما هست آیا دلیلی بر نبود سایه ی خدا میشود؟ ویا اینکه انتشار اولین کتاب ایشان مصادف با حمله ی عراق چه ربطی به هم دارند و امثال این پازل چینی ها....
در این کتاب جدید که تا اینجا در کیهان چاپ شده است هم این سبک نوشتاری باز به چشم میخورد.بحث بر سر جزئیات مطالب ایشان الان نیست بلکه نوع دید ایشان به علم و معرفت است.
این نگاه اگر درست هم باشد واقعا حالا چه گره ای از کار ما میگشاید؟؟
چه شده که امروزه ایشان امروز دغدغه مند برای باز کردن پرونده هایی میشود که اصلا پرونده هم نیست بلکه ساختن پرونده است...
پازلی که ایشان دارد درست میکند کم کم شبیه کاریکاتوری میشود که توازن ندارد.
البته این را هم باید گفت که دقت نظری که دارند مورد تمجید است.