صفحه 32 از 33 نخستنخست ... 2230313233 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 466 تا 480 , از مجموع 482

موضوع: رمضانیات...

  1. Top | #466

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    زان باده که در میکیده عشق فروشند، ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش...
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. یک کاربر برای این پست سودمند از شیدا عزیز تشکر کرده اند:

    مشتاق کربلا (06-06-17)

  3. Top | #467

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.99
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,338
    تشکر
    2,928
    1,820 بار در 642 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    1
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 6 ساعت 47 دقيقه 13 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    16 دقيقه 56 ثانيه
    نمیدونم چرا امسال اصلا ماه رمضون بهم نمیچسبه
    نه موقع افطار ذوق دارم و چیزی هوس میکنم
    نه سحر اونقد آب میخورم ک دیگه به مرز ترکیدن برسم
    یه چیزی کمه
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  4. یک کاربر برای این پست سودمند از مشتاق کربلا عزیز تشکر کرده اند:

    شیدا (06-06-17)

  5. Top | #468

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    اِ سردار میتونه اینتر بزنه!! من نمیتونم... حتی شکلک هم نمیتونم... منم موقع افطار خیلی ذوق خورد ندارم، حتی سحر هم حول نیستم، اما می چسبه حسابی
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #469

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    این رمضون چه زود گذشت به شب قدر رسید و کجاست آن حال و هوا، آن های و هوی، یه زمانی بود که وقت های سحر رو درک می کردم. دعاها رو که میشنیدم میرفتم یه دنیای دیگه پس چی شده؟ چرا خیلی وقته توی تاپیک "ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها" هیچی ننوشتم؟ نکنه به خاطر این کاراییه که دارم می کنم؟ شیادی؟ جهانگیری؟ جهانگیری با عبد بودن سازگار نیست؟ که شادی جهانگیری غم لشگر نمی ارزد... اگه به خاطر اینه، نمیخوام. بر میگردم سر همون فسق و فجور قبلیم. تو خودت میدونی تمام چیزی که از این دنیا میخوام رو. من رو با اسباب بازیهای دیگه مشغول نکن. اگه تو مشغولم کنی هیچ کس نیست که فارقم کنه
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #470

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    فرمود: لا تتبعوا خطوات الشیطان... از قم های شیطان پیروی نکنید. چرا رحمان قدم به قدم نداره که پیروی کنیم ازش؟ مثل شیطان که آروم آروم و قدم قدم ما رو دنبال خودش می کشونه و یک دفعه سرمون رو بالا میاریم می بینیم که به ته خط شیطون رسیدیم، کاشکی رحمان هم قدم هایی داشت و با استدراج، یه کاری می کرد که نفهمیم ولی دنبالش بریم که یک دفعه، ببینیم ته خط رحمان رسیدیم، بدون این که خودمون بفهمیم!!! چرا آخه! چرا؟؟؟
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #471

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    و آهنگ رسمی رمضان امسال شد: بیست هزار آرزو... بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این... شاید به خاطر همین هزاران آرزو باشه که اینقدر زمین گیر شدم. ای که به هنگام درد راحت جانی مرا... چرا دیگه درد نمیدی؟ عزم قتل من کردی؟ از اون قتل هایی که قصاص نداره، بها نداره، دیه نداره؟؟؟ من رو مثل کسایی کردی که دنیا مشغولشون کرده؟ بیست هزار آرزو؟ دلم رو به چی خوش می کنی؟ به هیچ؟ به بیست هزار هیچ در هیچ؟ چرا درد نمیدی دیگه؟ چرا من رو آروم آروم و جوری که نفهمم دنبال قدم های دشمنم انداختی. چرا این راه شوم: بدی کردن، تکذیب آیات و در نهایت، استهزاء آیات... و چقدر نزدیکه روزی که تمام اساس ایات رو انکار کنم،،، و استهزاء کنم... چه انکاری؟ که حتی خودم هم ندونم دارم چیکار می کنم؟ یا حتی بدونم و عامدا عالما بکنم؟ و استهزاء بکنم، و ببین که دشمنم با زبان من حرف می زنه، با پای من راه میره؟ تخم گذاشت و جوجه کرد و جوجه ها بزرگ شدند... و شارک هم فی الاموال و الاولاد... و آن آیه سوره اسراء که مگر عهد نکردم با شما ای فرزندان آدم که شیطان را نپرسید که او بر شما دشمنی آشکار است... و شیطان قسم خورد که بر گردن ما افسار می اندازد و هر جا بخواهد می برد و گفتی که چنین است!!! مگر بعضی که خالص باشند و مخلص... و آن جا یک ندا گفت که نا امیدت نمی کنم خدا... مطمئن باش... و در حدیثی گفتی که اگر کسی ذره ای حب دنیا داشت تمام ایمان را از دلش بیرون می کنی؟ و الان این همه حب دنیا و حب غیر تو، یعنی حب خود داره با من چه می کنه؟ قراره مسخره کنم؟ ای همه خوبی تو را پس تو کرایی که را ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا...
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  9. Top | #472

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    گفت برو به جهنم. گفتم کسی که غفرانش با دعای مجیر نامجو باشه بایدم به جهنم بره. گفت نه، به جهنم که میری. گفتم کجا؟ همین جا دور هم خوش بودیم. گفت همون بهتر که بری جهنم تو که نمیدونی موندن یعنی رفتن، وقتی همه با همه چیز دارن میرن. گفتم لعنتی دیالوگ نگو! من که در هر صورت جهنمی ام، چه برم، چه بمونم. گفت جهنم تویی! روح تویی نوح تویی جهنم هم تویی! آتش تویی، عذاب تویی! باده تویی جام تویی دانه تویی دام تویی! پخته تویی خام بمگذار را! روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا! گفتم من که جهنمم اگه آبت بدم، حمیمه! همون که مثل شتر می نوشیش و از سر لبت تا ته فیها خالدونت میسوزه! گفت: آب زلال من تویی جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی بی تو بسر نمی شود! خمر من و خمار من، باغ من و بهار من، خواب من و قرار من بی تو بسر نمی شود! گفتم: شب قدره. میخوای تا خود صبح به این اراجیف ادامه بدی؟ چطوره تمومش کنی؟ بعضی وقتا باید تموم کرد. گفت: شک دارم از تموم شدنش خوشت بیاد. تو نوشته نشدی که لذت ببری، نوشته شدی که مایه عبرت باشی. تو قربانی تراژدی و عبرت بردن دیگرانی. گفتم الانشم تموم شدم. گفت: چند برید جامه ها بست بسی عمامه ها، چون که نداشت ستر حق نا کس و عور می رود. گفتم ناکس و عورم؟ تا حالا به این داستان نگاه کردی؟ نمیخوام بگم ظلمی در کاره. نمیخوام حتی شکایت کنم. مگه خر کلم رو گاز گرفته در این محضر شکایت کنم! فقط میخوام بگم داستانت خیلی بی خوده. خیلی قصه بدی نوشتی. تالا بهش نگاه کردی؟ نمیگم چرا چنین و چرا چنان، نمیگم این حقم بود یا حقم نیست! فقط میگم همون داستانت هم بی نمکه: با نمکان و چابکان جانب خوان حق شده، وان دل خام بی نمک در شر و شور می رود. گفت: خب که چی؟ همینه که هست؟ تهش که چی؟ گفتم بحث این حرفا نیست، فقط بگو سهم من از این داستان بجز شکایت و غر زدن چیه. خب حداقل یه رل بهم میدای که همش شکر و مدح کنه! این چه قانونیه که:آن که ز نار زاده شد همچو بلیس نار شد، وان که ز نور زاده شد هم سوی نور می رود. گفت بس کن دیگه. مناجات شب قدرت اینقدر بی مزه بود؟ برو بخواب که شاید بیشتر نصیبت بشه امشبی. گفتم: مشکل همینه. همش به فکر با مزه و بی مزه بودنی. همش شکل. همش دیالوگ. گفت: فکر کردی چی پس؟ میخواستی چی باشه؟ مگه بغیر از این چیزاست؟ مثل حرف جدیدی هست که محتوا مهم باشه؟ فقط همون با نمک بود و قشنگ بودنه است. وگرنه تا هست همین بوده و تا هست همین است. گفتم: یکی تو اندیشه می گفت کسی که واقعا میخواد بره خداحافظی نمی کنه. منم دیگه واقعا باید این مکالمه رو تموم کنم. گفت اندیشه با شب قدر هم خاطره و داستان داره. با هندزفری و جوب و نماز. با نرفتن به دعا. گفتم: آخ که چقدر امشب هم هوای دعا نرفتن و فسق و فجور دارم. مثل پارسال و پیار سال و ... گفت زر نزن ابا زر زن. گفتم یه سال پر از برکت میخوام، یه سال پر از مستی (شب نوزده 96)
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #473

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    دوست دارم همه عمر شب باشد از نوع قدرش و من بنشینم و اسم هایت را بشمارم. کیستی که شمارش اسم هایت غفران است، رحمت است، عبادت است. همه چیز است. من به فدای چشم تو... (شب 19 96) پ.ن: تا به حال دقت نکرده بودم، ضربت خوردن حضرت هم در "19" است!!! جل الخالق! هر دم از این باغ بری می رسد...
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. Top | #474

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    شب 21 ماه رمضان سال 1396 گویند که در خانه دل هست چراغی... افروخته کاندر حرم افروختنی نیست... (با صدای اصفهانی که کارهاش همیشه برای مواقع حساسه، از نظر کیفی همیشه جلوست... مثل نوایی، مثل ترک غارتگر، مثل باور نکن تنهاییت را، مثل راحت فزای هر کس محنت رسان من کو و ...) گویند که در اندیشه هست چراغی افروخته... شب قدر از همه التماس دعا دارم، امشب قرآن خوندم چند خط و به نظرم رسید اون «قریه» ای هستم که توی قرآن اومده وقتی عذاب بهش میرسه هیچ کاری نمیتونن بکنن و فقط میگن ما ظلم کردیم، ما اشتباه کردیم... و عذاب رو می نوشند. خیلی خیلی بعیده کسی این التماس دعا رو ببینه. برای همین از همه کسایی که تا الان به این تاپیک و این سایت اومدم التماس دعای متفاوتی دارم. که من برای همشون دعا می کنم، و از خدا میخوام به حق اونها، به من هم نگاهی کنه... از اون نگاه ها که ... تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است... برام نگاه کن... من ملتمس نگاهم. نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی... اهل نظر دو عالم بر یک نظر ببازند... الهی! العفو! الرحمه، العیش، النوش، العشق...
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. یک کاربر برای این پست سودمند از شیدا عزیز تشکر کرده اند:

    مشتاق کربلا (21-06-17)

  13. Top | #475

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    هنوز باورم نمیشه. شب 23 شبکه چهار قراره سخنرانی حضرت استاد رو بگذاره... بالاخره یک شب قدرِ ....
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  14. یک کاربر برای این پست سودمند از شیدا عزیز تشکر کرده اند:

    مشتاق کربلا (21-06-17)

  15. Top | #476

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    چه شب قدریه امشب. قراره با اندیشه احیا بگیرم. و شاید این نوری باشه که از ظلمات افتادن هام بتابه و راهی دیگر رو شروع کنه. راه که همونه، سفری دیگر رو. یا من بابه مفتوح لالطالبین...
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  16. یک کاربر برای این پست سودمند از شیدا عزیز تشکر کرده اند:

    مشتاق کربلا (21-06-17)

  17. Top | #477

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    قبول باشه... صبح 23 رمضان... سال 1396
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  18. یک کاربر برای این پست سودمند از شیدا عزیز تشکر کرده اند:

    مشتاق کربلا (21-06-17)

  19. Top | #478

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    چه رمضانی بود امسال، شاید توی خیلی چیزا مثل رمضان های قبل نبود. شاید یکی از فرقاش همین بود که کلا همه رمضانیات امسال رو من نوشتم بجز یکی دو پست کمکی سردار مشتاق. اما خیلی خوب شروع شد. تقریبا پنج شیش روز قبل یه پیشواز خیلی عالی اومد. وسط ماه رمضون شکستن کمر بود. الان انکسر ... اما بعدش دوباره بچه پرو بودن و ادامه دادن. نمیتونم بگم رمضان خیلی معنوی ای بود. یه زنگ خطری که خیلی می ترسوندم اینه که دیگه خیلی دعا نمیخونم. شاید حتی دعا هم کمتر می کنم. دیگه اونجوری که قبلا با دعا ها مست می شدم الان نمیشم. اگه واقعا اینجوری باشه و بدبینیم نباشه خیلی خطرناکه. زنگ خطریه که مرثیه ای بر یک رویاست. اما یک چیز این آخری امیدوارم کرده. امروز 29 رمضونه. فکر کنم بشه ده من. این یعنی هنوز تو راهم. حتی اگه بازم نمرم بیست بشه. و یه خبر خوب به خودم، الان پردیسم. خوابگاه. توی سالن مطالعه طبقه چهار نزدیک 413. این یه فرصت لعنتی طلاییه. مخصوصا که شب آخر خوابگاهه. همیشه، از سال 84 عاشق این شبای آخری بودم. یک عرفان نابی داشت. و من چقدر توی عمرم این شبای آخر رو تجربه کردم. هنوز رمضون امسال تموم نشده. ای همه خوبی تورا، پس تو کرایی کرا...
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  20. Top | #479

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    میگن خدا حاجت شکم رو زود میدهسر سفره ی افطار،به شدت به شدت به شدت دلم کتلت میخواست،هی خواستم بالاش بیارم،هی با بزاغ دهنم قاطی شد ولی روم نشد به ابجیم بگم درست کنهتا میومد از گلوم بپره بیرون،میدیدم ننم نیست که،یهو دیدی ضایم کرد،خلاصه هیچی نگفتمصب سحری که پاشدم یه ماهیتابه پر از کتلت تو سفره بوداینو از این جهت گفتم که خدا یه جا تو قران میگه نعمت های پروردگارت رو فذکر کن،فاذکر نعمت ربک...خدایا اندازه ی همه ی کتلتایی که بهم دادی شکرت:-)
    خدا حاجت شکموها و تنبلا رو هم خیلی خوب میده... خدا هرجوری حساب کنیم باید حاجتم رو بدی...
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  21. Top | #480

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    6,191
    تشکر
    1,984
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 11 ساعت 4 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 32 دقيقه 21 ثانيه
    ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا سوسن با صد زبان از تو نشانم نداد گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا سرو اگر سر کشید در قد تو کی رسید نرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او تو را هر طرفی صف زده مردمو دیو و دده لیک در این میکده پای ندارند پا از کرمت من به ناز مینگرم در بقا کی بفریبد شها دولتِ فانی مرا بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این در هوس خود نماند هیچ امانی مرا ای که به هنگام درد راحت جانی مرا وی که به تلخی فقر گنج روانی مرا سجده کنم من به جان روی نهم من به خاک گویم از اینها همه عشق فلانی مرا هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست ما به فلک بوده* ایم یار ملک بوده* ایم باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست بختِ جوان یار ما دادن جان کار ما قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست از کرمت من به ناز مینگرم در بقا کی بفریبد شها دولتِ فانی مرا بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این در هوس خود نماند هیچ امانی مرا ای که به هنگام درد راحت جانی مرا وی که به تلخی فقر گنج روانی مرا سجده کنم من به جان روی نهم من به خاک گویم از اینها همه عشق فلانی مرا و این آهنگ رسمی رمضان 96 شد، و شب عید، برای آخرین بار گوشش میدم تا از فردا که عیده، بایگانی بشه. یک جایی توی موزه، یک جایی توی دریای مواج وجودم. ای همه خوبی تو را... بر چه فرود آمدید بار کنید این چه جاست؟؟؟ بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این... ای که به هنگام درد راحت جانی مرا، ای که به هنگام فقر گنج روانی مرا...
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 32 از 33 نخستنخست ... 2230313233 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •