صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 61
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    تعریف دین اگه خوب تبیین بشه خیلی مسائل حل میشه.
    چند نکه در این تعریف هست که من تا اونجا که بتونم سعی می کنم توضیح بیشتری بدم.
    1. هدف دین، هدایت انسانه. این نکته در شناخت دین خیلی مهمه. ذیل این بحث آیاتی رو میارم:
    ایه دو سوره بقره: ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
    این آیه کتاب رو وسیله هدایت معرفی میکنه. نکته ای که باید توجه داشت معنای کتابه. در قرآن کتاب چند معنا داره، یکی کتاب اعمال هر شخص که در اون رفتار اون شخص نوشته میشه، یا کتاب مبین. اما کتابی که در اینجاست به معنی مجموعه شریعت و قوانین فقهی و حقوقی و اخلاقی و عقایده. پنج پیامبر در قرآن چنین کتابی داشتند. برای همینه که در مورد حضرت داوود واژه کتاب به کار نمیره بلکه از زبور استفاده میشه که معنای کتاب میده. اما کتاب اصطلاحی قرآن نیست. « وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا» نساء 163
    آیه دیگر: المائدة : 16 يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ
    در این آیه هم قرآن وسیله هدایت معرفی شده.
    البته شما هدف دین اسلام رو با توجه به مهم ترین منبع درون دینی یعنی قرآن فرمودید و نه مطلق دین رو که حتی می تونه شامل ادیان غیرابراهیمی بشه.ودیگر این که تعریف اسلام رو هم صرفا بر اساس هدف اون انجان دادن وعدم توجه به ماهیت و عناصر و کارکرد اون تعریف کاملی نیست
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  2. Top | #17

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    از نظر معرفتی دین چیزی جز معرفت های دینی نیست.
    از نگاه ایمانی دین را تجربه ی دینی میدانم.
    آیین های یک دین را هم جنبه ی هویت بخشی به پیروان آن دین میدانم.
    از این شقوق مختلف آنچه که به گمانم جای بحثی عمیق دارد همان شق اول است.در این دید شما بار اضافی و انتظار حداکثری از دین را که نویسنده ی این کتاب هم بر آن قایل است برداشته میشود.
    البته نباید عجولانه با این دیدگاه برخورد کرد.دین امری پاک و قدسی است اما معرفت دینی همیشه در حال سیلان و ابطال پذیری.برای مثال ما در یک امر تاریخی مانند قیام امام حسین با در دست داشتن روایات گوناگون و مختلف میتوانیم همانطور که شاهدش هم بودیم انواع تحلیل ها بیرون آوریم که این همان معرفت های دینی است.شما کسی مثل مرحوم شریعتی را دارید که حسین را با انقلاب و ادبیات انقلابی و شورشی پیوند میزند و با امثال چه گوارا مقایسه میکند تا از حسین و قیام او یک نهضت درست کند.کسی هم مانند مرحوم صالحی نجف آبادی را دارید که با تحلیل روایات و ارزیابی دقیق حسین را یک فرد سیاست مداری میداند که برای حکومت لشگر کشید و شکست هم خورد در ظاهر.و امثال این برداشت های متفاوت.
    دین را اگر معرفت دینی بگیریم این دین با کنار گذاشتن مقولات به ظاهر ذاتی از آن انعطافی میگیرد که هم بنا به شرایط قابلیتش را نشان میدهد و هم به مانند حادثه ی قرون وسطی ما خواهیم فهمید که دین گره گشای همه ی امور نیست.هم دین خاضع میشود و هم علم..
    اگه قرار باشه این که از زاویه ایمان یا مناسک یا معرفت دینی به دین نگاه کنیم در واقع دین رو تعریف نکردیم .بلکه نسبت اون رو با مقولاتی چون ایمان(که مختص به ادیان هم نیست)یا مناسک مذهبی که در ذیل عنوان کلی مناسک اجتماعی می گنجند وومعرفت دینی که اساسا برداشت افراد از دینه وبا دین متفاوته بررسی کردیم.در عین این که در این جا بررسیت رو در باب اون ها ناقص می دونم (مثلا آیین های دینی صرفا هویت بخشی به پیروان دونستن وبس)باید بگم هر کدوم از این مواردی که گفتی می تونن جزئی از دین باباشند یا با اون مرتبط باشن اما تعریف کامل دین رو بدین صورت نمی شه استخراج کرد وابعاد دیگشو نادیده گرفت
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  3. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    سلام. به نظرم شما در واقع علی رغم نقدی که به ماکسیمالیستی بودن تعریف آقای جوادی داشتی تعاریف جایگزینت جامع ومانع نبود.چرا که تعریف دین به هدف رو که خودت تصریح کردی مانع نیست. جامعیت تعریف ایجابی خودت رو هم که حکمه ونه برنامه با بیان این که دین شامل اخلاق هم می شه وظاهرا اخلاق رو حکمی نمی دونی زیر سوال بردی.تعریف دین به معرفت دینی هم که به نظرم اساسا درست نیست چون این دو همونطور که خودتم گفتی دو چیزند:این که ادیان براهیمی از نظر اخروی نگریستن با سایر ادیان متفاوتند از نظر تو تعریف خوبی نیست.این درست. اما این بحث اساسا تعریف دین نیست بلکه بیان تمایز ادیان ابراهیمی از غیر ابراهیمیه و طرحش کمکی به بحث نمی کنه.
    شما می گی باید نگاه ذات گرایانه از دین رو برداشت واون رو سیال دید.در این صورت تمام عناصر دین عرضی و وابسته به زمان و مکان خواهند بود. در چنین حالتی چرا باید برای دین جنبه قدسی فرض کرد و انسان ها رو به تبعیت از اون الزام نمود؟به نظرم باید گفت دین ذاتیات یا به بیان دیگر ثابتات و متغیراتی داره و بخشی از دین که همون عرضیاته سیاله وگرنه استخارج غایات دینی بدون لحاظ بخش ثابتات دینی ناممکنه .
    من فکر می کنم دین یک پکیج مشتمل براخلاقیات و عرفان و الهیات و فقهه که مجموعا برنامه مطلوب برای بشر جهت نیل به حداکثر مطلوب بهره وری از سعادت رو لا اقل از سوی آورندگان و پیروان اون تشکیل میده.بنابراین این برنامه می تونه ادعا بشه از سوی خدا طراحی شده یا این که نه و این سعادت جنبه متافیزیکی یا دنیوی لزوما می تونه نداشته باشه تا همه ادیان ابراهیمی و غیر اون روشامل بشه. در واقع در این تعریف هم برنامه ای بودن و هم نوع اهداف مطروحه توسط ادیان مورد نظره و ه مبر این که می تونه اون برنامه پبشنهادی هدف مطروحه رو کاملا محقق نتونه بکنه انگشت میگذاره واساسا عناصر مختلف دین رو واجدا وصاف خاص خودش می دونه
    سلام.منم دین رو تنها به معرفت دینی تقلیل ندادم.عرض کردم دین را اگر ذوالوجوه ببینیم معرفت دینی یکی از وجوه آن است.
    اما در مورد نگاه ذاتی به دین داشتن..به گمانم آنچه که ذاتی در دین است جنبه ی ایمانی دیدن آن است که مقولاتی که بعد از این لازم برای آن میاید جنبه ی عرضی دارد.ببین این دید شاید نگاه ایمانگرایانه ی *** *** که گارد را به ذهن متبادر کند.اینجا اگر بحث ذاتیات و عرضی را که دکتر سروش بیان کرده را محور بحث بگیریم اینایراد به هر کسی که میخواهد ذاتیات و عرضیات را محصور کنند هست که چگونه شما اینگونه برای خودتان تقسیم بندی میکنید در حالیکه مثلا من شاید ذاتیات را در موارد شما خلاصه نمیکنم.اما جدا از این به نظرم ما با این نظریه به دنبال کاهش فربهی دین در دنیای امروز باشیم..در واقع این نوع نگاه تفکیکی به مقولات از جمله دین برای کم کردن توالی فاسدی کهمی آید میباشد.بله جنبه ی کارکردگرایانه در این دیده میشود اما ما را در دست اندازهای بعدی بسیار راحت میکند..به نظرم باید دایره و شعاع ذاتیات را بیشتر کنیم.تا بشود دین را عصری کرد.گوهر دین یا صدف دین بحثی دامنه دار میان متکلمان جدید هست که فکر کنم خوب باشد روی این هم مانور داد.

  4. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    از اینکه گفتم دین حکم است به دلیل جنبه ی فقهی دین گفتم.فقه آیا چیزی جز حکم است؟؟
    پس در تعریف شما دین همون فقه؟ خوب به نظرم این نظر چه از نظر برون دینی و چه از نظر درون دینی نمیتونه درست باشه. درون دینی که واضحه، به قول شما فقط پانصد حکم فقهی در قرآنه و به جز اون تمام قرآن چیزی جز فقهه.
    از نظر برون دینی هم دین قطعا شامل عقاید هست.
    منظورتون از این که فقه حکمه چیه؟ یعنی دستوره؟ فقه از سنخ قانونه.
    ویرایش توسط شیدا : 17-07-13 در ساعت 18:36
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    البته شما هدف دین اسلام رو با توجه به مهم ترین منبع درون دینی یعنی قرآن فرمودید و نه مطلق دین رو که حتی می تونه شامل ادیان غیرابراهیمی بشه.ودیگر این که تعریف اسلام رو هم صرفا بر اساس هدف اون انجان دادن وعدم توجه به ماهیت و عناصر و کارکرد اون تعریف کاملی نیست
    در یک پست دیگه علت های دیگه اسلام رو عرض کردم.
    به صورت اجمالی:
    علت غایی دین: هدایت
    علت فاعلی دین: وحی
    علت مادی دین: گزاره های شامل هر دو سنخ هست ها و باید ها
    علت صوری دین : گزاره های یاد شده در جهت هدایت انسان ها.
    توضیح علت مادی و علت صوری: در دین گزاره هایی است از علوم مختلف، شامل عقاید، فقه (شریعت)، اخلاق، و موعظه، که از این علوم و مسائل در این جهت بحث شده که به هدایت انسان منجر می شوند.
    البته این تعریفی که ارائه شده هم برون دینیه و هم درون دینی، دلیل درون دینی اون که ذکر شد، دلیل برون دینی رو هم اگه لازم بود بفرمایید دربارش بحث کنیم. اصلا اگه مشخص کنیم جهت بحث درون دینیه یا برون دینی خوب میشه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    فربهی دین در دنیای امروز، بحثی جداست، ما در این جا باید بحث نظری درباره خود دین داشته باشیم. این که با دین در جامعه ما چه برخوردی میشه و به اصطلاح آسیب شناسی دین داری یک بحث جداست.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها

    اما گفتی معرفت دینی چیست؟در همان پست مثالی از قیام امام حسین و وجوه تصویرهایی که از آن میشود گفتم.اما کمی بیشتر توضیح میدهم.ببین عزیزم دین یک چیز است و معرفت دینی چیز دیگر.ما این همه تفاسیر قرآنی داریم.شما تفسیر مرحوم طباطبایی را با کسی مانند فخر رازی را مقایسه کن.علامه با در دست داشتن روایات که دست فخر هم بود برداشتی کرد که فخر در همان آیه این را درست نمیدانست.مثلا علامه در مورد اعتباریات دیدگاهی نزدیک به راسل را دارد که مورد اعتراض مرحوم مطهری هم بود.خب اگر مطهری با شاکله ی معرفتی اش به همان آیه مراجعه میکرد این نظر را قبول نمیکرد و رای به اعتباری بودن در اخلاق نمیداد.الان این آرای متفاوت که خود دین نیستند.چه کسی میداند مطهری درست میگوید یا طباطبایی؟؟اینها معرفت یا برداشت دینی از متن هستند.اگر من اشعری باشم از آیه ی علی العرش استوی یک چیزی میگویم و شمای مثلا اعتزالی یک چیز دگر خواهی گفت...
    به گمانم به قدر کافی بنده تعریفم را در مورد دین گفتم.من یک ماه دیگر سربازم این گونه که پیش برویم قرنها طول میکشد.به گمانم کافی است این بحث.باز ریش و قیچی دست شما بوده و هست...
    فرق دین و معرفت دینی چیز بینیه، اما شما در اون پست گفته بودید که دین همون معرفت دینیه، من پرسیدم که معرفت دینی چیه به این معنا که چه معرفت هایی رو شما دینی تلقی می کنید؟ یعنی تعریفی از معرفت دینی ارائه بدید نه معرفت دینی در مقابل دین، بلکه مثلا آهن در اثر سرما منبسط میشود یک معرفت است، شما تعریفی از معرفت دینی ارائه بدید که بدونیم گزاره ذکر شده معرفت دینی هست یا نه.
    قسمت قرمز فرمایشتون: شما که قبلا دین رو به معرفت دینی تعریف کردید و الان می فرمایید دین چیزی جز معرفت دینیه؟
    بین دین و معرف دینی فرق هست. بین حقیقت و معرفت حقیقت هم فرق هست. مثلا کپرنیک و بطلمیوس هر دو می خواستند کره زمین رو تفسیر کنن، مثل علامه و فخر رازی که هر دو می خواستند قرآن را تفسیر کنن. بطلمیوس و کپرنیک هر دو ابزار یکسانی برای کسب معرفت داشتند، علامه و فخر هم هر دو به روایات دسترسی داشتن. اما کپرنیک میگه زمین به دور خورشید می چرخه و بطلمیوس میگه خورشید به دور زمین می چرخه.

    اگه ما در این بحث به اتفاق نظر نرسیم، بحث های بعدی فایده ای نداره، خدارو چه دیدی، شاید اگه همین بحث به اتفاق نظر برسیم دیگه مسئله ای باقی نمونه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.02
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 1 ثانيه
    به نظر من دین اون چیزیه که بهترین و قانع کننده ترین پاسخ رو به این سوالات بده...
    1.من کی هستم؟؟؟(خود شناسی)
    2. از کجا اومدم؟؟؟(مبدأ شناسی)
    3.به کجا اومدم؟؟؟(هستی شناسی)
    4.با کی هستم؟؟؟(هم نوع شناسی)
    5.به کجا میرم؟؟؟(معاد شناسی)
    6.برای چی اومدم؟؟؟(غایت شناسی)
    7. و بالاخره با توجه به جوابِ سوالات فوق، چه کاری باید انجام بدم؟؟؟
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    پس در تعریف شما دین همون فقه؟ خوب به نظرم این نظر چه از نظر برون دینی و چه از نظر درون دینی نمیتونه درست باشه. درون دینی که واضحه، به قول شما فقط پانصد حکم فقهی در قرآنه و به جز اون تمام قرآن چیزی جز فقهه.
    از نظر برون دینی هم دین قطعا شامل عقاید هست.
    منظورتون از این که فقه حکمه چیه؟ یعنی دستوره؟ فقه از سنخ قانونه.

    من کجا گفتم دین همان فقه است؟؟؟ لطفا عجولانه متن را با پیش فرض نخوانید.

  10. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    فربهی دین در دنیای امروز، بحثی جداست، ما در این جا باید بحث نظری درباره خود دین داشته باشیم. این که با دین در جامعه ما چه برخوردی میشه و به اصطلاح آسیب شناسی دین داری یک بحث جداست.

    باز هم میگم که دین تعریف یک خطی ندارد.زنجیره ای است که با کنار هم گذاشتن آنها به تعریف کامل میرسیم.فربهی دین هم از این جنس است.

  11. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    من فکر می کنم دین یک پکیج مشتمل براخلاقیات و عرفان و الهیات و فقهه که مجموعا برنامه مطلوب برای بشر جهت نیل به حداکثر مطلوب بهره وری از سعادت رو لا اقل از سوی آورندگان و پیروان اون تشکیل میده.بنابراین این برنامه می تونه ادعا بشه از سوی خدا طراحی شده یا این که نه و این سعادت جنبه متافیزیکی یا دنیوی لزوما می تونه نداشته باشه تا همه ادیان ابراهیمی و غیر اون روشامل بشه. در واقع در این تعریف هم برنامه ای بودن و هم نوع اهداف مطروحه توسط ادیان مورد نظره و ه مبر این که می تونه اون برنامه پبشنهادی هدف مطروحه رو کاملا محقق نتونه بکنه انگشت میگذاره واساسا عناصر مختلف دین رو واجدا وصاف خاص خودش می دونه
    «دین مجموعه ای از عقاید، اخلاق، قوانین فقهی و حقوقی است که از ناحیه ی خداوند برای هدایت و رستگاری بشر، تعیین شده است.»
    این تعریفی بود که حامد از کتاب مورد بحث نقل کرد. فرقش با تعریفی که ارائه کردی تنها در اینه که این تعریف دین رو از ناحیه خدا میدون و تعریف شما اعم از اینه.
    به نظرم در تعریف ما این نکته که از ناحیه خدا باشه باید لحاظ بشه تا تمایزی بین آیین هایی که صرفا برنامه ای ارائه میدن و دین های الهی (شاید به تعبیری ابراهیمی) ایجاد بشه. یعنی این فرقی بین این که این مجموعه از طرف خدا باشه یا نه فرق مهمه که باعث تفاوت زیادی میشه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.02
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 1 ثانيه
    بهنظر من فقه فقط پاسخ سوال آخر رو میده....
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  13. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها

    من کجا گفتم دین همان فقه است؟؟؟ لطفا عجولانه متن را با پیش فرض نخوانید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    از اینکه گفتم دین حکم است به دلیل جنبه ی فقهی دین گفتم.فقه آیا چیزی جز حکم است؟؟
    +


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    ببین تعریف من از دین برنامه نیست.میگویم حکم است.
    حامد جان به من حق بده که از این عبارت های شما این برداشت رو داشته باشم که دین فقهه. اگر قرار بود با پیش فرض متن شما رو بخونم که میگفم دین حتی شامل فقه هم نمیشه!
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  14. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها

    باز هم میگم که دین تعریف یک خطی ندارد.زنجیره ای است که با کنار هم گذاشتن آنها به تعریف کامل میرسیم.فربهی دین هم از این جنس است.
    ما هم نگفتیم حتما یک خطی تعریف کنید! این زنجیره رو معرفی کنید.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  15. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    فرق دین و معرفت دینی چیز بینیه، اما شما در اون پست گفته بودید که دین همون معرفت دینیه، من پرسیدم که معرفت دینی چیه به این معنا که چه معرفت هایی رو شما دینی تلقی می کنید؟ یعنی تعریفی از معرفت دینی ارائه بدید نه معرفت دینی در مقابل دین، بلکه مثلا آهن در اثر سرما منبسط میشود یک معرفت است، شما تعریفی از معرفت دینی ارائه بدید که بدونیم گزاره ذکر شده معرفت دینی هست یا نه.
    قسمت قرمز فرمایشتون: شما که قبلا دین رو به معرفت دینی تعریف کردید و الان می فرمایید دین چیزی جز معرفت دینیه؟
    بین دین و معرف دینی فرق هست. بین حقیقت و معرفت حقیقت هم فرق هست. مثلا کپرنیک و بطلمیوس هر دو می خواستند کره زمین رو تفسیر کنن، مثل علامه و فخر رازی که هر دو می خواستند قرآن را تفسیر کنن. بطلمیوس و کپرنیک هر دو ابزار یکسانی برای کسب معرفت داشتند، علامه و فخر هم هر دو به روایات دسترسی داشتن. اما کپرنیک میگه زمین به دور خورشید می چرخه و بطلمیوس میگه خورشید به دور زمین می چرخه.

    اگه ما در این بحث به اتفاق نظر نرسیم، بحث های بعدی فایده ای نداره، خدارو چه دیدی، شاید اگه همین بحث به اتفاق نظر برسیم دیگه مسئله ای باقی نمونه.

    بنده معرفت دینی را تعریف کردم.همان نظر علمای دین است.(البته علما کلی تر از این افاده ای است که امروز میشود).اتفاقا مثال خوبی زدید.زمانی بر اساس هیئت بطلمیوسی جهان را تفسیر میکردند.و بر اساس آن دست به تفسیر جهان میزدند.اما بعدها آن ابطال شد و آن نوع جهان بینی بر مبنای آن دیگر در بازار علم خریداری نداشت.اینکه میگویم معرفت دینی جدا از دین است همینه.شاید بعدها نظریه امروزی هم باطل شود که میشود.ما نمیتوانیم الان بگوییم این نظر همان دین است.دین چیزی ثابت است که ما به آن دسترسی نداریم.هر نظریه پرده ای است که کنار میرود.معرفت دینی چیزی سیال و متغیر است اما دین نه ثابت است.

صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1