صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 61
  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    به نظر من دین اون چیزیه که بهترین و قانع کننده ترین پاسخ رو به این سوالات بده...
    1.من کی هستم؟؟؟(خود شناسی)
    2. از کجا اومدم؟؟؟(مبدأ شناسی)
    3.به کجا اومدم؟؟؟(هستی شناسی)
    4.با کی هستم؟؟؟(هم نوع شناسی)
    5.به کجا میرم؟؟؟(معاد شناسی)
    6.برای چی اومدم؟؟؟(غایت شناسی)
    7. و بالاخره با توجه به جوابِ سوالات فوق، چه کاری باید انجام بدم؟؟؟
    این تعریف شما رو میشه در همون تعریف ارائه شده گنجوند. سوالات یک تا شش به هست های دین مربوط میشن و شماره هفت به باید های دین. البته برای جواب به سوال هفت جز فقه، اخلاق ( و حتی عرفان عملی ) هم لازمه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    +




    حامد جان به من حق بده که از این عبارت های شما این برداشت رو داشته باشم که دین فقهه. اگر قرار بود با پیش فرض متن شما رو بخونم که میگفم دین حتی شامل فقه هم نمیشه!

    جدا کردن عبارات ات درست است اما با آن معنایی که میخواهی را بیرون میکشی.به قول شما طلبه ها تجزی ات خوبه اما.......ترکیبت(شوخی کردم)
    ببین مجتبی جان انجا که گفتم دین را با فقه تعریف کردم بیان کرده بودم که بنا بر اینکه دین ذوالوجوه است و یک وجه آن فقه میباشد پس دین فقهی این تعریف را میگیرد.من دین را اخلاق هم دانستم.در واقع گفتم که شامل مقولات فراوانی است که امروزه بخشی از آن چاق تر از بخش های دیگرش شده.مثل یک کاریکاتور...

  3. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.02
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    این تعریف شما رو میشه در همون تعریف ارائه شده گنجوند. سوالات یک تا شش به هست های دین مربوط میشن و شماره هفت به باید های دین. البته برای جواب به سوال هفت جز فقه، اخلاق ( و حتی عرفان عملی ) هم لازمه.
    [/b]
    به نظر من فقه فقط پاسخ سوال آخر رو میده....

    منظورم این بود که فقه،،،،،،فقط متونه به سوال آخر جواب بده...

    منظورم این نبود که فقط فقه،،،،،،،جواب سوال آخر رو میده...
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  4. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.02
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    این تعریف شما رو میشه در همون تعریف ارائه شده گنجوند. سوالات یک تا شش به هست های دین مربوط میشن و شماره هفت به باید های دین. البته برای جواب به سوال هفت جز فقه، اخلاق ( و حتی عرفان عملی ) هم لازمه.
    به نظرم اون تعریف رو باید در این تعریف گنجوند...چون این کلی تره....
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  5. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها

    بنده معرفت دینی را تعریف کردم.همان نظر علمای دین است.(البته علما کلی تر از این افاده ای است که امروز میشود).اتفاقا مثال خوبی زدید.زمانی بر اساس هیئت بطلمیوسی جهان را تفسیر میکردند.و بر اساس آن دست به تفسیر جهان میزدند.اما بعدها آن ابطال شد و آن نوع جهان بینی بر مبنای آن دیگر در بازار علم خریداری نداشت.اینکه میگویم معرفت دینی جدا از دین است همینه.شاید بعدها نظریه امروزی هم باطل شود که میشود.ما نمیتوانیم الان بگوییم این نظر همان دین است.دین چیزی ثابت است که ما به آن دسترسی نداریم.هر نظریه پرده ای است که کنار میرود.معرفت دینی چیزی سیال و متغیر است اما دین نه ثابت است.
    این نگاه به دین که لازمش همین نگاه در مورد تمام علومه به ایده آلیسم و شکاکیت و انسداد باب علم منجر میشه. اگر ما به دین دسترسی نداشته باشیم، این معرفت دینی دیگر ارزشی نداره. همین بحث در مورد تمام معارف بشری جاریه. لازمه تمایز بین معرف دینی و دین این نیست که بگیم به دین دسترسی نداریم. ما از طریق همین معرفت دینی به دین دسترسی داریم، همون طوری که از طریق معرفت مون به جهان دسترسی داریم و جهان رو میشناسیم.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    من حتما توصیه میکنم که چند مقاله ی اول قبض و بسط را بخونی.در آنجا جواب این نقدت که به نسبی گرایی می انجامد کاملا توضیح داده است.لازم نمیبینم اینجا تایپ کنم..
    فقط همین را بگم که آن نسبی گرایی که شما فرمودید فرق دارد با این نسبیت در معرفت دینی..
    آن یکی شیر است حیوان میخورد
    آن یکی شیر است حیوان میخورد...

  7. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    من حتما توصیه میکنم که چند مقاله ی اول قبض و بسط را بخونی.در آنجا جواب این نقدت که به نسبی گرایی می انجامد کاملا توضیح داده است.لازم نمیبینم اینجا تایپ کنم..
    فقط همین را بگم که آن نسبی گرایی که شما فرمودید فرق دارد با این نسبیت در معرفت دینی..
    آن یکی شیر است حیوان میخورد
    آن یکی شیر است حیوان میخورد...
    من گفتم نسبیت گرایی؟ نگفتم!
    تابستون به قبض و بسط دسترسی ندارم، اگه چیزی که قابل ایمیل کردن باشه داری برام بفرست.
    حالا لازم نیست حتما اون بحث رو بخونم، میتونی استدلال رو بیاری.
    یک نکته رو تاکید دارم روش، و اون این که از این نظر هیچ فرقی بین معرفت دینی و سایر معرفت ها نیست.
    اگه دغدغه شما اینه که ما معرفت دینی رو از خود دین متمایز کنیم و به این وسیله از جزم اندیشی در این که همه مسائل ریز و درشتی که به عنوان دین عرضه شده قطعی هستن جلو گیری کنی که این رو ما هم قبلول داریم، مولف کتاب هم قبول داره.
    بله ما درباره هر گزاره ای که به عنوان دین عرضه بشه میتونیم بحث کنیم که این گزاره دینی هست یا نه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #38

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    در یک پست دیگه علت های دیگه اسلام رو عرض کردم.
    به صورت اجمالی:
    علت غایی دین: هدایت
    علت فاعلی دین: وحی
    علت مادی دین: گزاره های شامل هر دو سنخ هست ها و باید ها
    علت صوری دین : گزاره های یاد شده در جهت هدایت انسان ها.
    توضیح علت مادی و علت صوری: در دین گزاره هایی است از علوم مختلف، شامل عقاید، فقه (شریعت)، اخلاق، و موعظه، که از این علوم و مسائل در این جهت بحث شده که به هدایت انسان منجر می شوند.
    البته این تعریفی که ارائه شده هم برون دینیه و هم درون دینی، دلیل درون دینی اون که ذکر شد، دلیل برون دینی رو هم اگه لازم بود بفرمایید دربارش بحث کنیم. اصلا اگه مشخص کنیم جهت بحث درون دینیه یا برون دینی خوب میشه.
    البته ظاهرا بحث در تعریف دینه نه علل نزول اون این دو بحث اول باید از هم تفکیک شه..به نظرم شما تعریفی ارئه نکردید.
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  9. Top | #39

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    «دین مجموعه ای از عقاید، اخلاق، قوانین فقهی و حقوقی است که از ناحیه ی خداوند برای هدایت و رستگاری بشر، تعیین شده است.»
    این تعریفی بود که حامد از کتاب مورد بحث نقل کرد. فرقش با تعریفی که ارائه کردی تنها در اینه که این تعریف دین رو از ناحیه خدا میدون و تعریف شما اعم از اینه.
    به نظرم در تعریف ما این نکته که از ناحیه خدا باشه باید لحاظ بشه تا تمایزی بین آیین هایی که صرفا برنامه ای ارائه میدن و دین های الهی (شاید به تعبیری ابراهیمی) ایجاد بشه. یعنی این فرقی بین این که این مجموعه از طرف خدا باشه یا نه فرق مهمه که باعث تفاوت زیادی میشه.
    ببین بین علامه طباطبایی و ایت الله مصباح هم در این که ایا دین صرفا الهی است یا خیر اختلافه.من نخواستم تعریف متفاوت با آیت الله جوادی از نظر ماهوی ارئه کنم ولی اتفاقا خواستم شمول تعریف رو با منحصر ندونستن دین به ادیان الهی گسترش بدم. اصلا وقتی شما می گی دین های الهی یهنی دین های غیر الهی رو هم فرض می کنی.به نظرم وقتی دو چیز در بسیاری موارد با هم مشترکند قابلیت این که در یک عنوان عام قرار بگیرند با لحاظ این نکته که در مواردی با هم متمایزند از جمله منشا.البته ایرادی نداره شما اسم ادیان غیرالهی رو مکتب یا آیین بگذارید اما به نظرم این امر می تونه باعث عدم توجه به مشترکات بسیار میان اون ها باشه
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  10. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    ببین بین علامه طباطبایی و ایت الله مصباح هم در این که ایا دین صرفا الهی است یا خیر اختلافه.من نخواستم تعریف متفاوت با آیت الله جوادی از نظر ماهوی ارئه کنم ولی اتفاقا خواستم شمول تعریف رو با منحصر ندونستن دین به ادیان الهی گسترش بدم. اصلا وقتی شما می گی دین های الهی یهنی دین های غیر الهی رو هم فرض می کنی.به نظرم وقتی دو چیز در بسیاری موارد با هم مشترکند قابلیت این که در یک عنوان عام قرار بگیرند با لحاظ این نکته که در مواردی با هم متمایزند از جمله منشا.البته ایرادی نداره شما اسم ادیان غیرالهی رو مکتب یا آیین بگذارید اما به نظرم این امر می تونه باعث عدم توجه به مشترکات بسیار میان اون ها باشه
    بحث من در این نیست که دین حتما الهی تعریف کنیم. تو این تاپیک موضوع بحثمون ادیان ابراهیمی باشن. حالا هرجور صلاحه، اما اگه اینجوری باشه به نظرم بهتره چون در اون صورت سر هر مسئله ای باید دو بحث رد مطرح کنیم که در ادیان الهی این مسئله به چه شکله و در ادیان غیر الهی که چون دغدغه اکثر شرکت کننده های تو این بحث ادیان الهی و حتی بیشتر خود اسلامه به نظر این جور بهتر باشه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. Top | #41

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    البته ظاهرا بحث در تعریف دینه نه علل نزول اون این دو بحث اول باید از هم تفکیک شه..به نظرم شما تعریفی ارئه نکردید.
    علل نزول؟؟؟
    علل اربعه! بهترین نوع تعریف، تعریف به علل اربعه است، چون شما تعریف من رو فقط شامل علت غایی دونسته بودید، کل علل رو ذکر کردم.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    به نظرم وقتشه که یه جمع بندی مختصر کنیم و موضوع بعدی رو شروع کنیم.
    دین مجموعه ایه که از فقه و اخلاق و عقاید و (شاید چیزای دیگه مثل موعظه) تشکیل شده که هدفش هدایت انسانه، و از جانب خدا به واسطه وحی فرستاده شده.
    در کلیت تعریف فوق تقریبا نظرات یکسان بود، من و امیرحسین (البته اگه قید الهی رو برای ادامه این بحث مناسب بدونه) و عقل سرخ. که فکر کنم قبول کردیم. حامد اگه تو هم با این موافقی بگو که به بخش بعد بریم، اگرم نکه ای داری بگو که هم ابهامی باقی نباشه و هم زودتر بحث رو ادامه بدیم.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  13. Top | #43

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    علل نزول؟؟؟
    علل اربعه! بهترین نوع تعریف، تعریف به علل اربعه است، چون شما تعریف من رو فقط شامل علت غایی دونسته بودید، کل علل رو ذکر کردم.
    منظورم از نزول عللی که دین فرستاده شده برا بشر بود.وازژه خوبی استفاده نکرده بودم
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  14. Top | #44

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    بحث من در این نیست که دین حتما الهی تعریف کنیم. تو این تاپیک موضوع بحثمون ادیان ابراهیمی باشن. حالا هرجور صلاحه، اما اگه اینجوری باشه به نظرم بهتره چون در اون صورت سر هر مسئله ای باید دو بحث رد مطرح کنیم که در ادیان الهی این مسئله به چه شکله و در ادیان غیر الهی که چون دغدغه اکثر شرکت کننده های تو این بحث ادیان الهی و حتی بیشتر خود اسلامه به نظر این جور بهتر باشه.
    هرجور راحتی عزیزم. ولی من فقط تو این بحث دینو به این معنا به کار می برم (به خاطر پیشبرد بحث)و کلا نظرم در باب دین روی اون تعریف عامه
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  15. Top | #45

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    اگر منظر بحث را دو دوست عزیزم بگند ممنون میشم تا شروع دوباره کنیم...

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1