صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 61
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    بحثی پیرامون کتاب منزلت عقل در هندسه ی معرفت دینی

    با سلام خدمت همه ی دوستان گرام.
    کتاب مورد نظر از حضرت آقای جوادی آملی است.
    به پیشنهاد دوست عزیز جناب آقای *** شروع به خواندن این کتاب کردیم.باشد که نتایج مطلوبی کسب شود.


    در ابتدا نویسنده تعاریفی از دین و عقل میاورد.اگر صلاح میدانید ابتدا به سراغ تعریف دین برویم..
    دین مجموعه*ای از عقاید، اخلاق، قوانین فقهی و حقوقی است که از ناحیه*ی خداوند برای هدایت و رستگاری بشر، تعیین شده است.
    خط بالا تعریف نویسنده میباشد.
    حقیر معتقدم که شاید با یک جمله نشود مراد نویسنده را در یابیم اما به همین اکتفا میکنیم.تا آنجا که از آقای جوادی اطلاع دارم ایشان یک نگاه ماکسیمالیستی به دین دارند.دین را مجموعه ای میبینند که از آن به برنامه تعبیر کرده و قابلیت استخراج مفاهیم و مصادیق از آن وجود دارد.وحتی شاید باالفعل هم ارایه شده است.
    خوشحال میشوم اگر خلاف این تعریف هست دوستان بفرمایند..

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    با سلام خدمت همه ی دوستان گرام.
    کتاب مورد نظر از حضرت آقای جوادی آملی است.
    به پیشنهاد دوست عزیز جناب آقای *** شروع به خواندن این کتاب کردیم.باشد که نتایج مطلوبی کسب شود.


    در ابتدا نویسنده تعاریفی از دین و عقل میاورد.اگر صلاح میدانید ابتدا به سراغ تعریف دین برویم..
    دین مجموعه*ای از عقاید، اخلاق، قوانین فقهی و حقوقی است که از ناحیه*ی خداوند برای هدایت و رستگاری بشر، تعیین شده است.
    خط بالا تعریف نویسنده میباشد.
    حقیر معتقدم که شاید با یک جمله نشود مراد نویسنده را در یابیم اما به همین اکتفا میکنیم.تا آنجا که از آقای جوادی اطلاع دارم ایشان یک نگاه ماکسیمالیستی به دین دارند.دین را مجموعه ای میبینند که از آن به برنامه تعبیر کرده و قابلیت استخراج مفاهیم و مصادیق از آن وجود دارد.وحتی شاید باالفعل هم ارایه شده است.
    خوشحال میشوم اگر خلاف این تعریف هست دوستان بفرمایند..
    ممنون از شروع این بحث.
    لعل الله یحدث بعد ذلک امرا...
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها

    دین مجموعه ای از عقاید، اخلاق، قوانین فقهی و حقوقی است که از ناحیه ی خداوند برای هدایت و رستگاری بشر، تعیین شده است.
    خط بالا تعریف نویسنده میباشد.
    حقیر معتقدم که شاید با یک جمله نشود مراد نویسنده را در یابیم اما به همین اکتفا میکنیم.تا آنجا که از آقای جوادی اطلاع دارم ایشان یک نگاه ماکسیمالیستی به دین دارند.دین را مجموعه ای میبینند که از آن به برنامه تعبیر کرده و قابلیت استخراج مفاهیم و مصادیق از آن وجود دارد.وحتی شاید باالفعل هم ارایه شده است.
    تعریف دین اگه خوب تبیین بشه خیلی مسائل حل میشه.
    چند نکه در این تعریف هست که من تا اونجا که بتونم سعی می کنم توضیح بیشتری بدم.
    1. هدف دین، هدایت انسانه. این نکته در شناخت دین خیلی مهمه. ذیل این بحث آیاتی رو میارم:
    ایه دو سوره بقره: ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
    این آیه کتاب رو وسیله هدایت معرفی میکنه. نکته ای که باید توجه داشت معنای کتابه. در قرآن کتاب چند معنا داره، یکی کتاب اعمال هر شخص که در اون رفتار اون شخص نوشته میشه، یا کتاب مبین. اما کتابی که در اینجاست به معنی مجموعه شریعت و قوانین فقهی و حقوقی و اخلاقی و عقایده. پنج پیامبر در قرآن چنین کتابی داشتند. برای همینه که در مورد حضرت داوود واژه کتاب به کار نمیره بلکه از زبور استفاده میشه که معنای کتاب میده. اما کتاب اصطلاحی قرآن نیست. « وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا» نساء 163
    آیه دیگر: المائدة : 16 يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ
    در این آیه هم قرآن وسیله هدایت معرفی شده.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    دین مجموعه ای از عقاید، اخلاق، قوانین فقهی و حقوقی است که از ناحیه ی خداوند برای هدایت و رستگاری بشر، تعیین شده است.
    خط بالا تعریف نویسنده میباشد.
    حقیر معتقدم که شاید با یک جمله نشود مراد نویسنده را در یابیم اما به همین اکتفا میکنیم.تا آنجا که از آقای جوادی اطلاع دارم ایشان یک نگاه ماکسیمالیستی به دین دارند.دین را مجموعه ای میبینند که از آن به برنامه تعبیر کرده و قابلیت استخراج مفاهیم و مصادیق از آن وجود دارد.وحتی شاید باالفعل هم ارایه شده است.
    با توجه به نکته بیان شده در مورد این که هدف دین هدایت انسانه میشه بهتر دین رو شناخت:
    اولا دین مجموعه ای از عقاید ارائه میده. انسان در این دنیا برای هدایت اول از همه نیاز داره راجع به خودش، خدای خودش، جهانی که در اون زندگی می کنه، آغاز و انجامش خودش و مسائلی از این قبیل بدونه. بنابر این دین ابتدا در این زمینه معارفی رو عرضه می کنه.
    پس از این که برای انسان معلوم شدچه حقیقتی داره و به چه سمتی حرکت میکنه، این سوال مطرح میشه که حالا چیکار باید بکنم؟ به این ترتیب دین یک سری باید ها رو به انسان عرضه می کنه. این باید ها اخلاقی و فقهی (حقوقی) هستن.
    برخی از این باید ها مربوط به زندگی شخصی فرد هستن. اما از اونجا که انسان موجود اجتماعی ای هست و بخش بزرگ زندگیش در مسائل اجتماعیه، دین باید هایی رو هم درباره زندگی اجتماعی انسان ارائه میده.
    اما در دین بخش دیگه ای هم هست. و اون انذار و تبشیره.
    انسان بعد از این که فهمید چه حقیقتی داره و چه کاری باید انجام بده، باز هم نیازمند یک نیروی محرکه است. به این صورت که من می دونم باید نماز بخونم یا حکومت عادلانه تشکیل بدم و ظلم نکنم. اما انسان ضعیف به صرف این که بدونه نمیتونه به خوبی عمل بکنه، باید چیزی باشه که بهش در انجام این ها کمک کنه. این چیز انذار و تبشیر و موعظه ایه که از جانب خدا میاد. این قسمت دین چیز علمی نمی خواد به انسان بگه، بلکه می خواد کمک کنه انسان آن چه را که می دونه عمل کنه.
    يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ ( سوره يونس آیه 57)
    در یان آیه قرآن موعظه معرفی میشه. در عنوان رمضانیات توضیحی در این باره دادم. به طور خلاصه موعظه چیزی است که باعث می شود انسان در عمل به مقتضیات دین انگیزه پیدا کنه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    تعریف دین به هدفش که سعادت بشری باشد را قبول دارم.هر مکتبی با هر ایدئولوژی ای به دنبال سعادت پیروان خودش هست.
    اما در مورد ادیان ابراهیمی شاید بتوان گفت که قرائت رسمی این است که علاوه ی بر این دنیا آنها نگاه ویژه ای به آخرت یا جهان دیگر دارند.
    من اینجا یک فلش بک به مباحث قبلی که با هم داشتیم در زمینه ی سکولاریسم میزنم و این تعریف از دین را اشتباه میدانم.
    خود آقای جوادی بحث مبسوطی در باب عقل و نقل دارند که به گمانم بشود این را گفت که ایشان تفکری اعتزالی دارند و عقل را ارجحیت میدهند.البته در این مورد یقین کافی ندارم.
    ببین تعریف من از دین برنامه نیست.میگویم حکم است.این تعریف من در مقابل با نگاه کاملا فقهی به دین است.فکر کنم ما پانصد حکم فقهی در قرآن داریم.اینجا بحث بسیار وسیع میشود که فعلا وارد نمیشوم.
    اما اگر از نگاه بالا دوری کنیم دین را شامل اخلاق هم میشود دید.که وجه فراموش شده ی امروز ما در نگاه روحانیت سنتی ما هنوز هست.من فکر میکنم آنچه که بیشتر شکافی بین کمی از نواندیشان دینی با دیگران به وجود آمده ناشی از بد فهمی و یا احیانا کج فهمی ای هست که هنوز وجود دارد.
    اما امروزه در اخلاقیات هم ما شاهد ان قلت هایی هستیم.به نظر من بسیاری از مفاهیم دینی امروزه کاملا دستخوش دگرگونی شده است.گرچه مفهوم قابلیت تغییر در زمان را ندارد اما لایه های عمیق مفاهیم آنقدر مورد تعمل و بازخوانی مجدد قرار گرفته که چیزی از ذات آن باقی نمانده است یا کم سو شده است.
    من فکر میکنم ابتدای امر باید نگاه ذات گرایانه ی خود را از روی سر دین برداریم.با ورود مفاهیم جدید در هندسه ی معرفتی مسلمانان در جهان مدرن به گمانم تعریف از دین کاملا سیالیت پیدا کرده است..باید به دنبال عناصر عرضی و مقوم در دین گشت..

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها

    خود آقای جوادی بحث مبسوطی در باب عقل و نقل دارند که به گمانم بشود این را گفت که ایشان تفکری اعتزالی دارند و عقل را ارجحیت میدهند.البته در این مورد یقین کافی ندارم.
    تفکر آقای جوادی بر مبنای مکتب شیعه است که با تفکر اعتزالی و اشعری متفاوته. بحثم ارزشی نیست، اشتباه نشود، توصیفی است.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    تعریف دین به هدفش که سعادت بشری باشد را قبول دارم.هر مکتبی با هر ایدئولوژی ای به دنبال سعادت پیروان خودش هست.
    اما در مورد ادیان ابراهیمی شاید بتوان گفت که قرائت رسمی این است که علاوه ی بر این دنیا آنها نگاه ویژه ای به آخرت یا جهان دیگر دارند.
    من اینجا یک فلش بک به مباحث قبلی که با هم داشتیم در زمینه ی سکولاریسم میزنم و این تعریف از دین را اشتباه میدانم.
    خود آقای جوادی بحث مبسوطی در باب عقل و نقل دارند که به گمانم بشود این را گفت که ایشان تفکری اعتزالی دارند و عقل را ارجحیت میدهند.البته در این مورد یقین کافی ندارم.
    ببین تعریف من از دین برنامه نیست.میگویم حکم است.این تعریف من در مقابل با نگاه کاملا فقهی به دین است.فکر کنم ما پانصد حکم فقهی در قرآن داریم.اینجا بحث بسیار وسیع میشود که فعلا وارد نمیشوم.
    اما اگر از نگاه بالا دوری کنیم دین را شامل اخلاق هم میشود دید.که وجه فراموش شده ی امروز ما در نگاه روحانیت سنتی ما هنوز هست.من فکر میکنم آنچه که بیشتر شکافی بین کمی از نواندیشان دینی با دیگران به وجود آمده ناشی از بد فهمی و یا احیانا کج فهمی ای هست که هنوز وجود دارد.
    اما امروزه در اخلاقیات هم ما شاهد ان قلت هایی هستیم.به نظر من بسیاری از مفاهیم دینی امروزه کاملا دستخوش دگرگونی شده است.گرچه مفهوم قابلیت تغییر در زمان را ندارد اما لایه های عمیق مفاهیم آنقدر مورد تعمل و بازخوانی مجدد قرار گرفته که چیزی از ذات آن باقی نمانده است یا کم سو شده است.
    من فکر میکنم ابتدای امر باید نگاه ذات گرایانه ی خود را از روی سر دین برداریم.با ورود مفاهیم جدید در هندسه ی معرفتی مسلمانان در جهان مدرن به گمانم تعریف از دین کاملا سیالیت پیدا کرده است..باید به دنبال عناصر عرضی و مقوم در دین گشت..
    تعریفتون جای گزینتون رو ارائه بدید.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    از نظر معرفتی دین چیزی جز معرفت های دینی نیست.
    از نگاه ایمانی دین را تجربه ی دینی میدانم.
    آیین های یک دین را هم جنبه ی هویت بخشی به پیروان آن دین میدانم.
    از این شقوق مختلف آنچه که به گمانم جای بحثی عمیق دارد همان شق اول است.در این دید شما بار اضافی و انتظار حداکثری از دین را که نویسنده ی این کتاب هم بر آن قایل است برداشته میشود.
    البته نباید عجولانه با این دیدگاه برخورد کرد.دین امری پاک و قدسی است اما معرفت دینی همیشه در حال سیلان و ابطال پذیری.برای مثال ما در یک امر تاریخی مانند قیام امام حسین با در دست داشتن روایات گوناگون و مختلف میتوانیم همانطور که شاهدش هم بودیم انواع تحلیل ها بیرون آوریم که این همان معرفت های دینی است.شما کسی مثل مرحوم شریعتی را دارید که حسین را با انقلاب و ادبیات انقلابی و شورشی پیوند میزند و با امثال چه گوارا مقایسه میکند تا از حسین و قیام او یک نهضت درست کند.کسی هم مانند مرحوم صالحی نجف آبادی را دارید که با تحلیل روایات و ارزیابی دقیق حسین را یک فرد سیاست مداری میداند که برای حکومت لشگر کشید و شکست هم خورد در ظاهر.و امثال این برداشت های متفاوت.
    دین را اگر معرفت دینی بگیریم این دین با کنار گذاشتن مقولات به ظاهر ذاتی از آن انعطافی میگیرد که هم بنا به شرایط قابلیتش را نشان میدهد و هم به مانند حادثه ی قرون وسطی ما خواهیم فهمید که دین گره گشای همه ی امور نیست.هم دین خاضع میشود و هم علم..

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    از نظر معرفتی دین چیزی جز معرفت های دینی نیست.
    از نگاه ایمانی دین را تجربه ی دینی میدانم.
    آیین های یک دین را هم جنبه ی هویت بخشی به پیروان آن دین میدانم.
    از این شقوق مختلف آنچه که به گمانم جای بحثی عمیق دارد همان شق اول است.در این دید شما بار اضافی و انتظار حداکثری از دین را که نویسنده ی این کتاب هم بر آن قایل است برداشته میشود.
    البته نباید عجولانه با این دیدگاه برخورد کرد.دین امری پاک و قدسی است اما معرفت دینی همیشه در حال سیلان و ابطال پذیری.برای مثال ما در یک امر تاریخی مانند قیام امام حسین با در دست داشتن روایات گوناگون و مختلف میتوانیم همانطور که شاهدش هم بودیم انواع تحلیل ها بیرون آوریم که این همان معرفت های دینی است.شما کسی مثل مرحوم شریعتی را دارید که حسین را با انقلاب و ادبیات انقلابی و شورشی پیوند میزند و با امثال چه گوارا مقایسه میکند تا از حسین و قیام او یک نهضت درست کند.کسی هم مانند مرحوم صالحی نجف آبادی را دارید که با تحلیل روایات و ارزیابی دقیق حسین را یک فرد سیاست مداری میداند که برای حکومت لشگر کشید و شکست هم خورد در ظاهر.و امثال این برداشت های متفاوت.
    دین را اگر معرفت دینی بگیریم این دین با کنار گذاشتن مقولات به ظاهر ذاتی از آن انعطافی میگیرد که هم بنا به شرایط قابلیتش را نشان میدهد و هم به مانند حادثه ی قرون وسطی ما خواهیم فهمید که دین گره گشای همه ی امور نیست.هم دین خاضع میشود و هم علم..
    نظریه ای که امثال آقای جوادی ارائه میدن انعطاف لازم رو داره و اصولا با علم تعارضی نداره که بخواد در مقابل اون تواضع کنه یا علم در برابرش تواضع کنه.
    تعریف دقیقت از دین چیه؟
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    تعریف که نباید در یک خط خلاصه بشه.فکر کنم دو تا پست آخری که گذاشتم یکی به صورت سلبی و دیگری به نحو ایجابی مقوله ی دین را تعریف کرده باشم.


    در ضمن در پست قبل نفهمیدم که گفته بودید نویسنده اعتزالی فکر نمیکند بلکه در مسیر تفکر شیعی قدم میزند.روش تفکر یک متفکر باید مشخص باشد نمیشود گفت که او نه این است و نه آن .چیزی کلی است که هم شامل آن میشود و هم این.کمی شفاف تر اگر امکانش هست توضیح دهید.

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    تعریف که نباید در یک خط خلاصه بشه.فکر کنم دو تا پست آخری که گذاشتم یکی به صورت سلبی و دیگری به نحو ایجابی مقوله ی دین را تعریف کرده باشم.


    در ضمن در پست قبل نفهمیدم که گفته بودید نویسنده اعتزالی فکر نمیکند بلکه در مسیر تفکر شیعی قدم میزند.روش تفکر یک متفکر باید مشخص باشد نمیشود گفت که او نه این است و نه آن .چیزی کلی است که هم شامل آن میشود و هم این.کمی شفاف تر اگر امکانش هست توضیح دهید.
    این که گفتم آقای جوادی تفکر شیع دارن یک تعریف ایجابیه. اصولا دو نوع تفکر نبوده، از اول سه دستگاه بوده، اشعری، اعتزالی، و شیعی، که البته از نظر تاریخی تقدم و تاخر کوتاهی بینشون هست. تفکر اعتزالی عقل رو برتر از نقل میدونه. تفکر اشعری اصلا عقل رو معتبر نمیدونه، تفکر شیعی عقل رو در کنار نقل میدونه.
    چند تعبیر هست. آیا عقل کلید دینه؟ آیا عقل مصباح دینه؟ و آیا عقل میزان دینه؟
    برخی مثل اشاعده میگن عقل کلید دینه. یعنی با عقل به دین میرسیم و با این کلید در رو باز می کنیم و وارد دین میشیم. وقتی در رو باز کردیم و وارد دین شدیم دیگه کلید بدرد نمیخوره و میندازیمش دور. پس از جایی که با عقل دین رو اثبات می کنن دیگه با عقل کاری ندارن.
    دیدگاه معتزله میگه عقل میزان دینه. یعنی با ابزار عقل ما دین رو میسنجیم و هر حکمی در دین موافق حکم عقل نبود اون رو بدور می اندازیم. البته در علوم قرآن و حدیث برای اعتبار حدیث دو نظریه هست. یکی این که میگه اگه حدیثی مخالف قرآن نباشه مورد قبلوله. یکی این که می گه یک حدیث علاوه بر این که نباید مخالف قرآن باشه باید با آیه ای از قرآن هم تایید بشه.معتزله هم درباره دین نگاهی مثل نظریه دوم دارن. یعنی صرف عدم مخالفت دین با عقل رو کافی برای اعتبار اون نمی دونن، بلکه باید با حکم عقلی تایید بشه تا اون رو بپذیرن.
    اما دیدگاه سوم که برای شیعه است و آقای جوادی هم در این چارچوب فکری هستن اینه که عقل مصباح دینه. یعنی دین بوسیله چراغ عقل شناخته میشه. مثالی که خود ایشون میزنن اینه که ما یک چارپایه بزرگ میگذاریم تا به سقف برسیم. اما به سقف که رسیدیم نمی تونیم این چارپایه رو کنار بذاریم چون تا کنار بذاریم می افتیم. در دین هم ما با عقل به دین رسیدیم و در بین معرفت دینی هرگاه عقل رو انکار کنیم سقوط میکنیم. دلیل نقلی نباید مخالف عقل باشه اما اگه دگه لازم نیست حتما با حکم عقل تایید بشه.

    درباره تعریفت هم، برام هنوز مبهمه. مثلا گفتی دین مجموعه معرفت های دینیه. خوب معرفت های دینی چی هستند؟ اگه بگی چندین مسئله هستن که با یک طناب دور هم جمع شدن، باید بگی درون این طناب چه چیز هایی هست.
    یا مثلا گفتی دین حکمه. این رو هم نفهمیدم.
    معنای حداکثری و حداقلی هم باید حدودش مشخص بشه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    تعریف دین به هدفش که سعادت بشری باشد را قبول دارم.هر مکتبی با هر ایدئولوژی ای به دنبال سعادت پیروان خودش هست.
    اما در مورد ادیان ابراهیمی شاید بتوان گفت که قرائت رسمی این است که علاوه ی بر این دنیا آنها نگاه ویژه ای به آخرت یا جهان دیگر دارند.
    من اینجا یک فلش بک به مباحث قبلی که با هم داشتیم در زمینه ی سکولاریسم میزنم و این تعریف از دین را اشتباه میدانم.
    خود آقای جوادی بحث مبسوطی در باب عقل و نقل دارند که به گمانم بشود این را گفت که ایشان تفکری اعتزالی دارند و عقل را ارجحیت میدهند.البته در این مورد یقین کافی ندارم.
    ببین تعریف من از دین برنامه نیست.میگویم حکم است.این تعریف من در مقابل با نگاه کاملا فقهی به دین است.فکر کنم ما پانصد حکم فقهی در قرآن داریم.اینجا بحث بسیار وسیع میشود که فعلا وارد نمیشوم.
    اما اگر از نگاه بالا دوری کنیم دین را شامل اخلاق هم میشود دید
    .که وجه فراموش شده ی امروز ما در نگاه روحانیت سنتی ما هنوز هست.من فکر میکنم آنچه که بیشتر شکافی بین کمی از نواندیشان دینی با دیگران به وجود آمده ناشی از بد فهمی و یا احیانا کج فهمی ای هست که هنوز وجود دارد.
    اما امروزه در اخلاقیات هم ما شاهد ان قلت هایی هستیم.به نظر من بسیاری از مفاهیم دینی امروزه کاملا دستخوش دگرگونی شده است.گرچه مفهوم قابلیت تغییر در زمان را ندارد اما لایه های عمیق مفاهیم آنقدر مورد تعمل و بازخوانی مجدد قرار گرفته که چیزی از ذات آن باقی نمانده است یا کم سو شده است.
    من فکر میکنم ابتدای امر باید نگاه ذات گرایانه ی خود را از روی سر دین برداریم.با ورود مفاهیم جدید در هندسه ی معرفتی مسلمانان در جهان مدرن به گمانم تعریف از دین کاملا سیالیت پیدا کرده است..باید به دنبال عناصر عرضی و مقوم در دین گشت..
    این که می فرمایید دین برنامه نیست و حکم است توضیح دهید. همچنین می فرمایید که در قرآن پانصد حکم فقهی اومده. یا شما قائل هستید در دین اخلاق هم هست. این که در قرآن حکم فقهی هم اومده ، هر چند تا که باشه نشون میده که در دین فقه هم هست، اگر چه همه دین فقه نیست، و کمتر نگاهی هم دین رو مساوی فقه در نظر میگیره. تعریف ارائه شده هم به هیچ وجه فقه رو مساوی دین نگرفته و دین رو شامل عقاید، فقه، اخلاق و موعظه دونسته.
    در تعریف یک چیز گاهی تعبیر به علل اربعه میشه. یعنی اگر ما علل اربعه یک چیز رو نشون بدیم اون شیء تعریف میشه. مثلا در تعریف ارائه شده، علت غایی دین هدایته، علت فاعلی اون خدا و بوسیله وحیه، علت مادی و عقاید و فقه و اخلاق هستن و علت صوری این است که از عقاید و فقه و اخلاق با توجه به هدایت بودن آن ها و از آن جهت که عامل هدایت انسان هستند بحث شده.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    از اینکه گفتم دین حکم است به دلیل جنبه ی فقهی دین گفتم.فقه آیا چیزی جز حکم است؟؟حال بحث نداریم که علل این احکام چیست ولی با دیدبرون دینی و درون دینی این کلام مورد تصدیق است.
    اما گفتی معرفت دینی چیست؟در همان پست مثالی از قیام امام حسین و وجوه تصویرهایی که از آن میشود گفتم.اما کمی بیشتر توضیح میدهم.ببین عزیزم دین یک چیز است و معرفت دینی چیز دیگر.ما این همه تفاسیر قرآنی داریم.شما تفسیر مرحوم طباطبایی را با کسی مانند فخر رازی را مقایسه کن.علامه با در دست داشتن روایات که دست فخر هم بود برداشتی کرد که فخر در همان آیه این را درست نمیدانست.مثلا علامه در مورد اعتباریات دیدگاهی نزدیک به راسل را دارد که مورد اعتراض مرحوم مطهری هم بود.خب اگر مطهری با شاکله ی معرفتی اش به همان آیه مراجعه میکرد این نظر را قبول نمیکرد و رای به اعتباری بودن در اخلاق نمیداد.الان این آرای متفاوت که خود دین نیستند.چه کسی میداند مطهری درست میگوید یا طباطبایی؟؟اینها معرفت یا برداشت دینی از متن هستند.اگر من اشعری باشم از آیه ی علی العرش استوی یک چیزی میگویم و شمای مثلا اعتزالی یک چیز دگر خواهی گفت...
    به گمانم به قدر کافی بنده تعریفم را در مورد دین گفتم.من یک ماه دیگر سربازم این گونه که پیش برویم قرنها طول میکشد.به گمانم کافی است این بحث.باز ریش و قیچی دست شما بوده و هست...

  14. Top | #14

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    تعریف دین به هدفش که سعادت بشری باشد را قبول دارم.هر مکتبی با هر ایدئولوژی ای به دنبال سعادت پیروان خودش هست.
    اما در مورد ادیان ابراهیمی شاید بتوان گفت که قرائت رسمی این است که علاوه ی بر این دنیا آنها نگاه ویژه ای به آخرت یا جهان دیگر دارند.
    من اینجا یک فلش بک به مباحث قبلی که با هم داشتیم در زمینه ی سکولاریسم میزنم و این تعریف از دین را اشتباه میدانم.
    خود آقای جوادی بحث مبسوطی در باب عقل و نقل دارند که به گمانم بشود این را گفت که ایشان تفکری اعتزالی دارند و عقل را ارجحیت میدهند.البته در این مورد یقین کافی ندارم.
    ببین تعریف من از دین برنامه نیست.میگویم حکم است.این تعریف من در مقابل با نگاه کاملا فقهی به دین است.فکر کنم ما پانصد حکم فقهی در قرآن داریم.اینجا بحث بسیار وسیع میشود که فعلا وارد نمیشوم.
    اما اگر از نگاه بالا دوری کنیم دین را شامل اخلاق هم میشود دید.که وجه فراموش شده ی امروز ما در نگاه روحانیت سنتی ما هنوز هست.من فکر میکنم آنچه که بیشتر شکافی بین کمی از نواندیشان دینی با دیگران به وجود آمده ناشی از بد فهمی و یا احیانا کج فهمی ای هست که هنوز وجود دارد.
    اما امروزه در اخلاقیات هم ما شاهد ان قلت هایی هستیم.به نظر من بسیاری از مفاهیم دینی امروزه کاملا دستخوش دگرگونی شده است.گرچه مفهوم قابلیت تغییر در زمان را ندارد اما لایه های عمیق مفاهیم آنقدر مورد تعمل و بازخوانی مجدد قرار گرفته که چیزی از ذات آن باقی نمانده است یا کم سو شده است.
    من فکر میکنم ابتدای امر باید نگاه ذات گرایانه ی خود را از روی سر دین برداریم.با ورود مفاهیم جدید در هندسه ی معرفتی مسلمانان در جهان مدرن به گمانم تعریف از دین کاملا سیالیت پیدا کرده است..باید به دنبال عناصر عرضی و مقوم در دین گشت..
    سلام. به نظرم شما در واقع علی رغم نقدی که به ماکسیمالیستی بودن تعریف آقای جوادی داشتی تعاریف جایگزینت جامع ومانع نبود.چرا که تعریف دین به هدف رو که خودت تصریح کردی مانع نیست. جامعیت تعریف ایجابی خودت رو هم که حکمه ونه برنامه با بیان این که دین شامل اخلاق هم می شه وظاهرا اخلاق رو حکمی نمی دونی زیر سوال بردی.تعریف دین به معرفت دینی هم که به نظرم اساسا درست نیست چون این دو همونطور که خودتم گفتی دو چیزند:این که ادیان براهیمی از نظر اخروی نگریستن با سایر ادیان متفاوتند از نظر تو تعریف خوبی نیست.این درست. اما این بحث اساسا تعریف دین نیست بلکه بیان تمایز ادیان ابراهیمی از غیر ابراهیمیه و طرحش کمکی به بحث نمی کنه.
    شما می گی باید نگاه ذات گرایانه از دین رو برداشت واون رو سیال دید.در این صورت تمام عناصر دین عرضی و وابسته به زمان و مکان خواهند بود. در چنین حالتی چرا باید برای دین جنبه قدسی فرض کرد و انسان ها رو به تبعیت از اون الزام نمود؟به نظرم باید گفت دین ذاتیات یا به بیان دیگر ثابتات و متغیراتی داره و بخشی از دین که همون عرضیاته سیاله وگرنه استخارج غایات دینی بدون لحاظ بخش ثابتات دینی ناممکنه .
    من فکر می کنم دین یک پکیج مشتمل براخلاقیات و عرفان و الهیات و فقهه که مجموعا برنامه مطلوب برای بشر جهت نیل به حداکثر مطلوب بهره وری از سعادت رو لا اقل از سوی آورندگان و پیروان اون تشکیل میده.بنابراین این برنامه می تونه ادعا بشه از سوی خدا طراحی شده یا این که نه و این سعادت جنبه متافیزیکی یا دنیوی لزوما می تونه نداشته باشه تا همه ادیان ابراهیمی و غیر اون روشامل بشه. در واقع در این تعریف هم برنامه ای بودن و هم نوع اهداف مطروحه توسط ادیان مورد نظره و ه مبر این که می تونه اون برنامه پبشنهادی هدف مطروحه رو کاملا محقق نتونه بکنه انگشت میگذاره واساسا عناصر مختلف دین رو واجدا وصاف خاص خودش می دونه
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  15. Top | #15

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    تعریف دین اگه خوب تبیین بشه خیلی مسائل حل میشه.
    چند نکه در این تعریف هست که من تا اونجا که بتونم سعی می کنم توضیح بیشتری بدم.
    1. هدف دین، هدایت انسانه. این نکته در شناخت دین خیلی مهمه. ذیل این بحث آیاتی رو میارم:
    ایه دو سوره بقره: ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
    این آیه کتاب رو وسیله هدایت معرفی میکنه. نکته ای که باید توجه داشت معنای کتابه. در قرآن کتاب چند معنا داره، یکی کتاب اعمال هر شخص که در اون رفتار اون شخص نوشته میشه، یا کتاب مبین. اما کتابی که در اینجاست به معنی مجموعه شریعت و قوانین فقهی و حقوقی و اخلاقی و عقایده. پنج پیامبر در قرآن چنین کتابی داشتند. برای همینه که در مورد حضرت داوود واژه کتاب به کار نمیره بلکه از زبور استفاده میشه که معنای کتاب میده. اما کتاب اصطلاحی قرآن نیست. « وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا» نساء 163
    آیه دیگر: المائدة : 16 يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ
    در این آیه هم قرآن وسیله هدایت معرفی شده.
    البته شما هدف دین اسلام رو با توجه به مهم ترین منبع درون دینی یعنی قرآن فرمودید و نه مطلق دین رو که حتی می تونه شامل ادیان غیرابراهیمی بشه.ودیگر این که تعریف اسلام رو هم صرفا بر اساس هدف اون انجان دادن وعدم توجه به ماهیت و عناصر و کارکرد اون تعریف کاملی نیست
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1