صفحه 17 از 17 نخستنخست ... 7151617
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 249 , از مجموع 249
  1. Top | #241

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    754
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    201
    تشکر تشکر کرده 
    357
    تشکر تشکر شده 
    526
    تشکر شده در
    190 پست
    آنلاين
    1 روز 9 ساعت 54 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 59 ثانيه
    بخشی از یک غزل مولانا
    حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
    و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
    هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
    وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
    رو سینه را چون سینه*ها هفت آب شو از کینه*ها
    وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
    باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
    گر سوی مستان می*روی مستانه شو مستانه شو
    چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
    فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو
    تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی
    چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو
    اندیشه*ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد
    ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو
    قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل*های ما
    مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
    بنواخت نور مصطفی آن اُستن حنانه را
    کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
    یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی
    یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو
    ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر
    نطق زبان را ترک کن بی*چانه شو بی*چانه شو
    از هر چه می رود سخن دوست خوش ترست...

  2. 4 کاربر مقابل از ارغوان عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (11-08-15), ابوالفضل (02-10-15), شیدا (11-08-15), علمدار (12-08-15)

  3. Top | #242

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.99
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 دقيقه 3 ثانيه

    خانه*های آن کسانی می*خورد در، بیشتر
    که به سائل می*دهند از هرچه بهتر بیشتر

    عرض حاجت می*کنم آن*جا که صاحب*خانه*اش
    پاسخ یک می*دهد با ده برابر بیشتر

    گاه*گاهی که به درگاه کریمی می*روم
    راه می*پویم نه با پا، بلکه با سر، بیشتر

    زیر دِین چارده معصومم اما گردنم
    زیر دِین حضرت موسَی*بن*جعفر بیشتر

    گردنم در زیر دیِن آن امامی هست که
    داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

    آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است
    با سلامش می*کند قم را معطر بیشتر

    قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین
    همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

    قصد این بار قصیده از برادر گفتن است
    ورنه می*گفتم از این معصومه* خواهر بیشتر

    من برایش مصرعی می*گویم و رد می*شوم
    لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر

    عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم
    بودنم را می*کنم این*گونه باور بیشتر

    مرقدت ضرب*المثل*های مرا تغییر داد
    هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر، بیشتر

    چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است
    این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

    پیش تو شاه و گدا یکسان*ترند از هر کجا
    این حرم دیگر ندارد حرف کمتر، بیشتر

    ای که راه انداختی امروز و فردای مرا!
    چشم* بر راه تو هستم روز آخر بیشتر

    از غلامان شما هم می*شود دنیا گرفت
    من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

    بر تمام اهل بیت خویش حسّاسی ولی
    جان زهرا(س) چون شنیدم که به مادر بیشتر...
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  4. 5 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (02-10-15), ارغوان (22-08-15), دریا (21-08-15), شیدا (21-08-15), مسعود (21-08-15)

  5. Top | #243

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 27 ثانيه
    ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﻣﺜﻞ ﺟﻮﺍﻧﻬﺎﯼ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺳﺖ
    ﺭﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼِ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺳﺖ

    ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ،ﯾﮏ ﭘﺎ ﻭ ﺩﻭﺩﺳﺘﻢ ﺑﺎﻻﺳﺖ
    ﻋﺸﻖ ﺩﺭﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ،ﻭﺳﻮﺳﻪ ﯾﯽ ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ ﺳﺖ

    مﻦ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﺍﺯﯾﻦ ﺩﺭﺱ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﺳﺖ
    حس ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻡ ،ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯾﯽ ﺟﺒﺮﺍﻧﯽ ﺳﺖ

    ﺯﻧﮓ ﻭﺭﺯﺵ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺪﻭﻡ،ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺳﺖ
    ﺯﻧﮓ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭘﺮﻫﯿﺰﮐﻨﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺳﺖ

    ﺍﺩﺑﯿﺎﺕِ ﻏﺰﻟﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺳﺖ
    ﺣﮑﻤﺖ ﻫﻨﺪﺳﻪ ﯼ ﭼﺸﻢ ﺷﻤﺎ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺳﺖ

    ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﺩﺭﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺯﻧﮓ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻓﻼﮐﺖ ﺯﺩﻩ ﯼِ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺳﺖ

    جبر ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ ﻭ ﺑﯿﺰﺍﺭﻡ ﺍﺯﺁﻥ
    ﺯﻧﮓِ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﻭﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﺳﺖ

    اﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﻧﮕﺮﻓﺘﯽ ﺗﻮ ﻭ ﻣﺮﺩﻭﺩ ﺷﺪﻡ
    ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ، ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺳﺖ
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  6. 2 کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (18-09-15), ابوالفضل (02-10-15)

  7. Top | #244

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.64
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 29 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط عقل سرخ نمایش پست ها
    ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﻣﺜﻞ ﺟﻮﺍﻧﻬﺎﯼ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺳﺖ
    ﺭﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼِ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺳﺖ

    ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ،ﯾﮏ ﭘﺎ ﻭ ﺩﻭﺩﺳﺘﻢ ﺑﺎﻻﺳﺖ
    ﻋﺸﻖ ﺩﺭﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ،ﻭﺳﻮﺳﻪ ﯾﯽ ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ ﺳﺖ

    مﻦ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﺍﺯﯾﻦ ﺩﺭﺱ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﺳﺖ
    حس ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻡ ،ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯾﯽ ﺟﺒﺮﺍﻧﯽ ﺳﺖ

    ﺯﻧﮓ ﻭﺭﺯﺵ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺪﻭﻡ،ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺳﺖ
    ﺯﻧﮓ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭘﺮﻫﯿﺰﮐﻨﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺳﺖ

    ﺍﺩﺑﯿﺎﺕِ ﻏﺰﻟﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺳﺖ
    ﺣﮑﻤﺖ ﻫﻨﺪﺳﻪ ﯼ ﭼﺸﻢ ﺷﻤﺎ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺳﺖ

    ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﺩﺭﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺯﻧﮓ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻓﻼﮐﺖ ﺯﺩﻩ ﯼِ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺳﺖ

    جبر ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ ﻭ ﺑﯿﺰﺍﺭﻡ ﺍﺯﺁﻥ
    ﺯﻧﮓِ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﻭﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﺳﺖ

    اﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﻧﮕﺮﻓﺘﯽ ﺗﻮ ﻭ ﻣﺮﺩﻭﺩ ﺷﺪﻡ
    ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ، ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺳﺖ
    :| :/

    سلیقه ت عوض شده ها
    قبلا فقط از کلاسیک خوشت میومد
    یه شعر از خودت بزار ببینم...
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  8. کاربر مقابل از مسعود عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    عقل سرخ (21-09-15)

  9. Top | #245

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    170
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    175
    تشکر تشکر کرده 
    27
    تشکر تشکر شده 
    76
    تشکر شده در
    26 پست
    آنلاين
    13 ساعت 38 دقيقه 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    45 ثانيه

    گل در بر و مِی در کف و معشوق به کام است
    سُلطان جهانم به چنین روز غلام است

    گو شمع میارید در این جمع که امشب
    در مجلس ما ماهِ رُخ دوست تمام است

    در مذهب ما باده حلال است؛ ولیکن
    بی روی تو، ای سرو گل اندام، حرام است

    گوشم همه بر قول نِی و نغمه ی چنگ است
    چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

    در مجلس ما عطر مَیامیز که ما را
    هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است

    از چاشنی قند مگو هیچ و ز شِکّر
    زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است

    تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
    همواره مرا کوی خرابات مُقام است

    از ننگ چه گویی؟ که مرا نام ز ننگ است!
    وز نام چه پرسی؟ که مرا ننگ ز نام است

    مِی خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
    وآن کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟

    با محتسبم عیب مگویید، که او نیز
    پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

    حافظ! منشین بی مِی و معشوق زمانی
    کایّام گل و یاسمن و عید صیام است
    زندگي شبيه شعرست؛قافيه هاش با من تو فقط «رديف» باش...

  10. 5 کاربر مقابل از قاسم صولتی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (02-10-15), شیدا (19-09-15), عقل سرخ (21-09-15), فردین (27-09-15), مسعود (21-09-15)

  11. Top | #246

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 27 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    :| :/

    سلیقه ت عوض شده ها
    قبلا فقط از کلاسیک خوشت میومد
    یه شعر از خودت بزار ببینم...
    مسعود جون از آب گل آلود ماهی نگیر.... من هنوز هم کلاسیکم....
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  12. کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مسعود (29-09-15)

  13. Top | #247

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 27 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط قاسم صولتی نمایش پست ها

    گل در بر و مِی در کف و معشوق به کام است
    سُلطان جهانم به چنین روز غلام است

    گو شمع میارید در این جمع که امشب
    در مجلس ما ماهِ رُخ دوست تمام است

    در مذهب ما باده حلال است؛ ولیکن
    بی روی تو، ای سرو گل اندام، حرام است

    گوشم همه بر قول نِی و نغمه ی چنگ است
    چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

    در مجلس ما عطر مَیامیز که ما را
    هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است

    از چاشنی قند مگو هیچ و ز شِکّر
    زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است

    تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
    همواره مرا کوی خرابات مُقام است

    از ننگ چه گویی؟ که مرا نام ز ننگ است!
    وز نام چه پرسی؟ که مرا ننگ ز نام است

    مِی خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
    وآن کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟

    با محتسبم عیب مگویید، که او نیز
    پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

    حافظ! منشین بی مِی و معشوق(((( زمانی ))) )
    کایّام گل و یاسمن و عید صیام است
    بیت آخرش با منه ها....
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  14. 2 کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    فردین (27-09-15), مسعود (29-09-15)

  15. Top | #248

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    751
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    6
    تشکر تشکر کرده 
    11
    تشکر تشکر شده 
    12
    تشکر شده در
    5 پست
    آنلاين
    1 ساعت 27 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 ثانيه
    دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شد

    عشق خود از من گرفت و همدمم دیوار شد

    عاشقش بودم ولی با رفتنش احساس من

    در كنار پنجره با یاد او آوار شد

    كاش گاهی بگذرد از كوچه ی دنیای من

    عمر من پایان گرفت و حسرتم دیدار شد

    این دل دلخسته و عاشق در این دریای فكر

    عاقبت تنها شد و پیشانی اش تب دار شد

    در تب عشقش مداوم سوختم اما دلم

    با همه عاشق كشی ها باز هم بی یار شد

    در پس دیوانگی هایی كه كردم در پی ات

    پشت سر گفتی فلانی فاقد رفتار شد

    كاش قاضی حد زند این عاشق وابسته را

    تا كه شاید عقل من از خواب شب بیدار شد...

    انسان عبارت است از :

    حیوانی که عصیان میکند و فرشته ای که گناه میکند

  16. 2 کاربر مقابل از فردین عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (02-10-15), علمدار (28-09-15)

  17. Top | #249

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 27 ثانيه
    مدیران محترم. این متن منو فونتشو درشت کنید


    مثنوی هفتاد من یعنی چی؟
    شاید فکر کنید یعنی مثنویه خیلی طولانی و سنگین.

    اما معنای مثنوی هفتاد "من" رو از زبون ناصر فیض بشنوید :

    مَن اگر با مَن نباشم می شَوَم تنها ترین
    کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین

    مَن نمی دانم کی ام مَن ، لیک یک مَن در مَن است
    آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن ، روشن است

    مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن !
    ای مَن غمگین مَن در لحظه های شاد مَن !

    هرچه از مَن یا مَنِ مَن ، در مَنِ مَن دیده ای
    مثل مَن وقتی که با مَن می شوی خندیده ای

    هیچ کس با مَن ، چنان مَن مردم آزاری نکرد
    این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد

    ای مَنِ با مَن ، که بی مَن ، مَن تر از مَن می شوی
    هرچه هم مَن مَن کنی ، حاشا شوی چون مَن قوی

    مَن مَنِ مَن ، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست
    هیچ کس با مَن مَنِ مَن ، مثل مَن درگیر نیست

    کیست این مَن ؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر
    این مَنِ مَن مَن کنِ از مَن کمی دیوانه تر ؟

    زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست
    ورنه مَن مَن کردن مَن ، از مَنِ مَن عار نیست

    راستی ! این قدر مَن را از کجا آورده ام ،
    بعد هر مَن بار دیگر مَن ، چرا آورده ام ؟

    در دهان مَن نمی دانم چه شد افتاد مَن
    مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من
    ویرایش توسط عقل سرخ : 03-10-15 در ساعت 18:48
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  18. کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ابوالفضل (02-10-15)

صفحه 17 از 17 نخستنخست ... 7151617

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1