صفحه 2 از 17 نخستنخست 123456712 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 249
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم

    رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم

    گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

    بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم

    هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر

    که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم

    گر چنانست که روی من مسکین گدا را

    به در غیر ببینی ز در خویش برانم

    من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم

    نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم

    گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن

    که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم

    نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت

    دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم

    من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم

    که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم

    درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت

    نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم

    سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم

    که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم

    سعدی
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  2. کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ارغوان (28-08-15)

  3. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر

    کز دست می رود سرم ای دوست دست گیر

    شرطست دستگیری درمندگان و من

    هر روز ناتوان ترم ای دوست دست گیر

    پایاب نیست بحر غمت را و من غریق

    خواهم که سر برآورم ای دوست دست گیر

    سر می نهم که پای برآرم ز دام عشق

    وین کی شود میسرم ای دوست دست گیر

    دل جان همی سپارد و فریاد می کند

    کآخر به کار تو درم ای دوست دست گیر

    راضی شدم به یک نظر اکنون که وصل نیست

    آخر بدین محقرم ای دوست دست گیر

    از دامن تو دست ندارم که دست نیست

    بر دستگیر دیگرم ای دوست دست گیر

    سعدی نه بارها به تو برداشت دست عجز

    یک بارش از سر کرم ای دوست دست گیر

    سعدی
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  4. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 23 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم

    رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم

    گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

    بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم

    هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر

    که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم

    گر چنانست که روی من مسکین گدا را

    به در غیر ببینی ز در خویش برانم

    من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم

    نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم

    گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن

    که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم

    نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت

    دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم

    من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم

    که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم

    درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت

    نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم

    سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم

    که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم

    سعدی
    داداش حداقل باهام هماهنگ کن بگم کدوم شعرا رو قبلا گذاشتم که شما بازگذاری نکنی
    این شعرو همون موقع که بم اس کردی گذاشتم اینجا.البت یه تاپیک اونور تر

  5. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    داداش حداقل باهام هماهنگ کن بگم کدوم شعرا رو قبلا گذاشتم که شما بازگذاری نکنی
    این شعرو همون موقع که بم اس کردی گذاشتم اینجا.البت یه تاپیک اونور تر
    باش آبجی جون ببخشید
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  6. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    اگر از بــی نوایی به خــاک اندرم
    گـدایِ درِ اویـــم و ســـــــرورم

    وگر جان شــــیرین بود تلخ کام
    پس پرده جانـــی است شیرین ترم

    جوانــی گذر کرد، یادش به خـیر
    گــــذر کــــرد بر دل, بزد آذرم

    دریغا نهـــالی که تا ســـبز بـود
    خنک سایه ای داشت بر پـیـــکرم

    همه خرمــی بود جان و دلــــم
    همه آرزو بود ســر تا ســـــــرم

    دریغا چه بی مهر بوده است عمـر
    که بگذشـــــت چون نفحه خاورم

    شمیم وفا ، از گلـــی نشــــنوم
    چو بر گِلســــتانِ جــــهان بنگرم

    از ایـن روی , در باغ سرسبزِ دل
    نـــــهـالِ امیدِ تو می پــــــروم

    من آن دم خورم میــــوه آرزو
    که این جان به آن جان خود بسپرم

    چو پروانه با شوق دیدار شـــــمع
    خودم را بیندازم و بگــــــــذرم


    علامه طباطبایی
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  7. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    238
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.54
    محل سکونت
    in my love
    نوشته ها
    1,154
    تشکر تشکر کرده 
    17
    تشکر تشکر شده 
    9
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    7 ساعت 25 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    19 ثانيه
    پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند
    آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند

    شادم تصور می کنی وقتی ندانی
    لبخندهای شادی و غم فرق دارند

    برعکس می گردم طواف خانه ات را
    دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند

    من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان
    با این حساب اهل جهنم فرق دارند

    بر من به چشم کشتة عشقت نظر کن
    پروانه های مرده با هم فرق دارند


    دیوانه ها - گریه های امپراتور - فاضل نظری
    مـــــــــــــن تـکــــــــــــــــــــــ ــــرار نـــــــــــــمیشــــــــ ـــــود

  8. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

    شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

    روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست

    بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

    رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد

    همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

    گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو

    کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع

    در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست

    این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع

    در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست

    ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع

    بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است

    با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع

    کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت

    تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

    همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو

    چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع

    سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین

    تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع

    آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت

    آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  9. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.55
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,344
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,945
    تشکر تشکر شده 
    1,836
    تشکر شده در
    649 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 8 ساعت 20 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 59 ثانيه
    ليلی و مجنون اگر ميبود در دوران تو
    اين يکی حيران من ميگشت و آن حيران تو
    دامن خود را بکش امروز از دست رقيب
    ورنه چون فردا شود دست من و دامان تو
    زخم پيکان ترا مرهم چرا بايد نهاد؟
    گر کسی مرهم نهد، باری، هم از پيکان تو
    کی ز ميدان تو برخيزم؟ که بعد از کشتنم
    گرد من هم برنخواهد خاست از ميدان تو
    محنت روز قيامت بر من آسان بگذرد
    زين عقوبت ها که ديدم در شب هجران تو
    ای که از ناز عتاب آلوده میکشتی مرا
    وای! اگر ظاهر نميشد خنده پنهان تو!
    در غم هجران، هلالی، صبر کن تدبير چيست!
    هيچ تدبيری ندارد درد بی درمان تو
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  10. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    در میان پرده خون عشق را گلزارها

    عاشقان را با جمال عشق بی چون کارها

    عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست

    عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها

    عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد

    عشق دیده زان سوی بازار او بازارها

    ای بسا منصور پنهان ز اعتماد جان عشق

    ترک منبرها بگفته برشده بر دارها

    عاشقان دردکش را در درونه ذوق ها

    عاقلان تیره دل را در درون انکارها

    عقل گوید پا منه کاندر فنا جز خار نیست

    عشق گوید عقل را کاندر توست آن خارها

    هین خمش کن خار هستی را ز پای دل بکن

    تا ببینی در درون خویشتن گلزارها

    شمس تبریزی تویی خورشید اندر ابر حرف

    چون برآمد آفتابت محو شد گفتارها


    مولوی...
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  11. کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ارغوان (28-08-15)

  12. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    جان به جانان

    در فراقت جان بـه جانان مي دهم

    جان چه باشد كلّ ايمان مي دهم

    هر چه دارم در وجودم اي وجـود

    از برايت همچو مستان مي دهم

    گر كه در وصلت نمودم كاستي

    خود تو ميري جان بخواه آن مي دهم

    نور حقّي بي زوالي بي مكان

    هست خود را پايت اي جان مي دهم

    دل جوانم از جواني قاصرم

    در رهت پندار پيران مي دهم

    ربّ بي همتا اگر ياري كند

    عُمر بر آقاي دوران مي دهم

    نادم اینجا حرف بیهوده مگو

    یک سخن گو دل به مردان می دهم
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  13. کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ارغوان (28-08-15)

  14. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
    بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

    حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
    زین جا به آشیان وفا می فرستمت

    در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
    می بینمت عیان و دعا می فرستمت

    هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
    در صحبت شمال و صبا می فرستمت

    تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
    جان عزیز خود به نوا می فرستمت

    ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
    می گویمت دعا و ثنا می فرستمت

    در روی خود تفرج صنع خدای کن
    کیینه خدای نما می فرستمت

    تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
    قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت

    ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
    با درد صبر کن که دوا می فرستمت

    حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست
    بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  15. کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ارغوان (28-08-15)

  16. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.24
    نوشته ها
    2,965
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,326
    تشکر تشکر شده 
    2,465
    تشکر شده در
    754 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 18 ساعت 16 دقيقه 45 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 22 ثانيه
    حیف ازین فصل عشق اور که/نام ان را بهار بگذارم
    انقدر عاشقم که میخواهم/سر به کوه و کنار بگذارم
    جبر محض است بودن با تو/ اختیارم به دست عقلم نیست
    گور بابای عقل میخواهم/ پا بر این اختیار بگذارم
    تو قشنگی و من مقابل تو/ غیرت دخترانه ای دارم
    تا نبیند کسی تو را باید/ دور چشمت حصار بگذارم
    دوست دارم که قلب زن ها را/تشنه در انتظار بگذارم
    دست ها را در التماس و نیاز/چشم ها را خمار بگذارم
    دوست دارم که نفرت از من در/ قلب زن های شهر ریشه کند
    زیر برق نگاه های حسود/ با تو هر شب قرار بگذارم
    یک پک دیگر از لبت مانده /وای از این اعتیاد مرگ اور
    دکترم گفته چیز خوبی نیست/باید ان را کنار بگذارم
    هیچ با من نگفته ای از عشق/این که در سینه ات چه میگذرد
    کاش میشد که دوربین مخفی/توی قلب تو کار بگذارم.. (سروده دوست خوبم نسترن موحدی نیا)
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  17. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    شعر زیبا از حافظ

    من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم

    صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم

    باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور

    با خاک کوی دوست برابر نمی کنم

    تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است

    گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم

    هرگز نمی شود ز سر خود خبر مرا

    تا در میان میکده سر بر نمی کنم

    ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن

    محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم

    این تقویم تمام که با شاهدان شهر

    ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم

    حافظ جناب پیر مغان جای دولت است

    من ترک خاک بوسی این در نمی کنم
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  18. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    238
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.54
    محل سکونت
    in my love
    نوشته ها
    1,154
    تشکر تشکر کرده 
    17
    تشکر تشکر شده 
    9
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    7 ساعت 25 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    19 ثانيه
    هرچندکه اندام تو برف سبلان است
    از گرمي اهوازِ لبت بوسه پزان است

    يک شهر در اين عرضه تقاضاي تو دارد
    تقصير لبت نيست اگر بوسه گران است

    بازار طلا نيست اگر موي طلاييت
    با هر وزش باد چرا در نوسان است؟

    سر ريز شدم از يقه پيرهن از بس
    در عشق تو سيال تنم در فوران است

    تا بره چشمان ترا گرگ ندزدد
    در مرتع گيسوت،دلم چشم چران است

    هر بار که تبخير شد از ذهن خيالت
    آن سوي دگر خاطره ات در ميعان است

    روياي من اين بود که همراه تو باشم
    افسوس که در دست تو دست چمدان است

    باران تنت کاش بر اين خانه ببارد
    هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است


    پ ر و ا ن ه
    مـــــــــــــن تـکــــــــــــــــــــــ ــــرار نـــــــــــــمیشــــــــ ـــــود

  19. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.89
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 47 ثانيه
    ما ز بالاييم و بالا مي رويم

    ما ز درياييم و دريا مي رويم

    ما از آن جا و از اين جا نيستيم

    ما ز بي جاييم و بي جا مي رويم

    لااله اندر پي الالله است

    همچو لا ما هم به الا مي رويم

    قل تعالوا آيتيست از جذب حق

    ما به جذبه حق تعالي مي رويم

    کشتي نوحيم در طوفان روح

    لاجرم بي دست و بي پا مي رويم

    همچو موج از خود برآورديم سر

    باز هم در خود تماشا مي رويم

    راه حق تنگ است چون سم الخياط

    ما مثال رشته يکتا مي رويم

    هين ز همراهان و منزل ياد کن

    پس بدانک هر دمي ما مي رويم

    خوانده اي انا اليه راجعون

    تا بداني که کجاها مي رويم

    اختر ما نيست در دور قمر

    لاجرم فوق ثريا مي رويم

    همت عالي است در سرهاي ما

    از علي تا رب اعلا مي رويم

    رو ز خرمنگاه ما اي کورموش

    گر نه کوري بين که بينا مي رويم

    اي سخن خاموش کن با ما ميا

    بين که ما از رشک بي ما مي رويم

    اي که هستي ما ره را مبند

    ما به کوه قاف و عنقا مي رويم
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  20. کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ارغوان (28-08-15)

صفحه 2 از 17 نخستنخست 123456712 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1