فارابی - معلم ثانی - در نیایش ها و تضرعات خود به درگاه باریتعالی اینگونه به ندبه می نشیند:

اللهمَ اِنی اَسئَلُکَ یا واجِبَ الوجود وَ یا عِلَةُ العِلَل، یا قَدیمأ لَم یَذَل، ان تَعصمنی مِن الزُلَل. وَ اِن تَجعَل لی مِن اَلأمل ما تَرضاء لی مِن عَمل.

«پروردگارا، ای هستی بایسته، و ای سبب پیدایش هرگونه سبب، ای قدیم زوال ناپذیر، ترا می خوانم که مرا از لغزشها باز داری، و از آرزوها، به من آن را ارزانی داری که در کردارم همان را از من می پسندی.»

فارابی در این فقره از دعا ، خداوند را به سه صفت می خواند که عبارتند از:

1 - واجب الوجود 2 - علت العلل 3 - قدیمأ لم یزل

پیداست که سه طریقه ی مهم متألهان ، فیلسوفان و متکلمان برای اقامه ی برهان در اثبات صانع ، مورد توجه او بوده است . چنانکه صفات سه گانه ی مزبور در دعا ، مطابق براهین سه گانه ی اثبات حق تبارک و تعالی را باید مهم ترین و عالی ترین طریق به شمار آورد ، زیرا آنان برای اثبات وجود حق تعالی به خود وجود استدلال می کنند و به غیر وجود نیازی ندارند ، بلکه غیر وجود ، هرگز نمی تواند دلیل وجود واقع شود . غیر وجود یا عدم است یا ماهیت و هیچ یک از این دو نمی توانند معرف وجود باشند.

هستی، از آن نظر که هستی است ، نیستی را نمی پذیرد چون نیستی نقیض هستی است و هرگز چیزی نقیض خود را نمی پذیرد. ماهیت نیز چون امری علمی است، از ساحت هستی بیرون است. بنابراین ، هستی، از نظر هست بودن، غیر هستی نیست و چیزی که فقط هستی است و غیر هستی نیست در هستی خود، ثابت است و به این ترتیب وجود، خود دلیل وجود است که ؛ آفتاب آمد دلیل آفتاب ...

پس کسانی که از طریق نور وجود به وجود رسیده اند و بر هستی به خود هستی استدلال کرده اند، همواره هستی را ثابت و وجود را واجب دیده اند و نیازی به دلیل دیگر نداشته اند و این همان طریقه ی متألهین است که در معنی کلمه با واجب الوجود در نیایش فیلسوف خلاصه میشود ...



" نیایش فیلسوف "
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی