یکى از آثار علامه طباطبائى رساله کوتاه و بسیار مفید “على و الفلسفة الالهیه” است. ایشان این مقاله‏را به مناسبت تأسیس کنگره هزاره نهج البلاغه در تهران، نوشته و ارسال کردند.

در این مقاله نکته‏اى بسیار بلند، به این مضمون افاده فرمودند که “در میان جمیع صحابه رسول اللّه (ص) از کسى جز امیر المؤمنین على- علیه السلام- در بیان معارف حقه الهیه صاحب این همه گفتار بدین صورت که نهج البلاغة نمونه بارز آن است نقل نشده است و احدى نشان نداده است”.

و در ابتدای آن مقاله نکته ای بسیار بلند و عرشی افاده فرمودند به این مضمون که :

«حقا انّه لظلم عظیم ان یفرق بین الدین الالهى، و بین الفلسفة الالهیة».


یعنی: به راستی این ظلم بزرگی است که بین دین الهی و فلسفه الهی فرق گذاشته شود.

علامه حسن زاده آملی درباره این جمله فرمودند:
این کلامى صادر از بطنان عرش تحقیق است که هر کس شنید گفتا للّه درّ قائل. آرى دین الهى و فلسفه الهى را جداى از هم داشتن و پنداشتن براستى ستمى بزرگ است.

معلّم ثانى ابونصر فارابى در آخر کتاب قیّم خود بنام تحصیل السعادة بیانى شریف در پیرامون فلسفه دارد که منتهى به این نتیجه ارزشمند میگردد: فیلسوف کامل إمام است.

و صدر المتالهین فرمود: «تبا لفلسفة تکون قوانینها غیر مطابقة للکتاب و السنة.» یعنی: هلاک باد آن فلسفه ای که قوانین آن مطابق با کتاب و سنّت نباشد.