نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    108
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    36
    تشکر تشکر کرده 
    4
    تشکر تشکر شده 
    14
    تشکر شده در
    4 پست
    آنلاين
    38 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه

    فلسفه ای که ما شناختیم...

    برخی بر این باورند که یک فیلسوف باید ابتدا فلسفه بخواند تا در نهایت به تعریف فلسفه نائل آید و در مقابل گروهی دیگر معتقدند فلسفه را قبل از مطالعه ی آن می توان تعریف کرد. فلسفه یک دانش معرفتی است و نمی توان آن را به نحو احسن شرح داد چون شرح آن به مثابه ی این است که شما نواختی از یک ساز موسیقی را شرح دهید و این امری محال است.
    شاید اگر از یک فیلسوف بپرسید که فلسفه را تعریف کند با کمی وقفه بگوید که شما سوال سختی از او پرسیدید و پاسخ به آن بسی دشوار است. برای اینکه تعریف فلسفه برایتان روشن شود شما باید خود وارد فلسفه شوید.خارج از گود فلسفه نمی توان در مورد آن قضاوت کرد. به طور کل فلسفه معرفتی است که با عقل واستدلال سروکار دارد. این معرفت در فضایی جدا از علوم تجربی است. علوم تجربی همچنان که از نامشان پیداست با تجربه و آزمایش سروکار دارد اما فلسفه اینگونه نیست. شما نمی توانید بگویید که فلان چیز فلسفه است وبه آن اشاره کنید. امروزه فلسفه در مسائل کوچک و پیش پاافتاده نیز سرک می کشد ودارای شاخه های بسیاری گشته و از آن بخش نظری صرف کمی جدا و کاربردی تر شده است.
    فلسفه علم، فلسفه سیاست،فلسفه زبان،فلسفه هنر،فلسفه اخلاق و... از جمله فلسفه هایی است که امروزه مستعمل است و در ایران ما آنها را با نام «فلسفه های مضاف» می‏شناسیم. حتی اکنون فلسفه هایی با عنوان «فلسفه برای کودکان»،«فلسفه تکنولوژی» و... چهره ای دیگر از این معرفت را به جهان نشان می دهد. در پایان اینکه سعی کنید که خصیصه های یک فیلسوف؛ از جمله تیزبینی و نکته سنجی را داشته باشید و در گفتارهایتان نهایت دقت را بکنید و از کلمات به جایش استفاده کنید.کلمات شما نشنانگر شخصیت شماست. آیزایا برلین (در جست و جوی آزادی) از یکی استادانش نقل می کند که: کمترین فایده ی فلسفه این است که وقتی کسی شروع به مزخرف گویی کند، مشتش پیش شما باز می شود.
    واما سوال ما این است که از دید شما فلسفه چه معنایی می تواند داشته باشد؟؟؟
    سیدمحمد موسوی مطلق
    ویرایش توسط سید محمد موسوی مطلق : 12-09-12 در ساعت 12:56

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,419
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 11 ساعت 36 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 54 ثانيه
    برای فلسفه تعریف هایی ذکر شده که خالی از قوت و صحت نیستند مثل علم به موجود بما هو موجود یا علم به موجود مطلق، اما این تعریف « علم کلی» است نه فلسفه. در گذشته فلسفه شامل تمام علوم می شده و همیشه افرادی را در شمار فلاسفه ذکر کرده اند که شاید زیاد هم به علم کلی یا متافیزیک علاقه ای نداشته اند.
    به نظر من فلسفه شریف ترین دانش بشری است، به این معنا که فیلسوف در پی شناخت حقیقی و علم نافع است، علم اندوزی فیلسوف برای بهره های مادی و غیره دنیایی نیست بلکه او در پی شناخت بهتر خود است و خواهان کمال است، اگر نگاهی کوتاه به تاریخ فلسفه داشته باشیم شاهد اهتمام فلاسفه به مسئله اخلاق خواهیم بود، از سقراط و جمله خودت را بشناس گرفته تا فلاسفه اشراقی نظیر *** اشراق و آگوستین و فلاسفه مسلمان که بعضا فلسفه را جدای خود شناسی و خود سازی نمیدانند تا هایدیگر و دازاین و داسمن و مرگ آگاهی او همه و همه به اخلاق عملی توجه ویژه داشته اند حتی فیلسوفانی نظیر کانت نیز با اخلاق بیگانه نبودند و جدای اخلاق پژوهی و فلسفه اخلاق به اخلاق عملی در کردار خویش اهتمام داشتند.
    شاید بیراه نباشد که بگوییم فیلسوف در پی شناخت مهم ترین مسائل جهان و خویشتن خویش است تا با شناخت بتواند راه خود را پیدا کند و راهی آن شود. در واقع فلسفه نوعی سیر و سلوک است.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    108
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    36
    تشکر تشکر کرده 
    4
    تشکر تشکر شده 
    14
    تشکر شده در
    4 پست
    آنلاين
    38 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه
    نظر شما محترم است اما...
    1.ما چیزی به معنی علم کلی نداریم. علم همواره جزئی بوده و به مسائل خاص می پردازد.(سخن برای این مبحث زیاد است و بنده به این مختصر قناعت می کنم) البته می توانیم بگوییم که فلسفه کلی ترین و عام ترین معرفت (و نه علم) است.(اینها جای بحث دارند)
    2.فلسفه شامل همه ی علوم نبوده بلکه شامل اکثر علوم بوده است.مثلا ریاضی جزء فلسفه نیست البته بی ربط هم نیست اما زیر مقوله ی فلسفه محسوب نمی شود .(یک فیلسوف باید در سخنش دقت کند)
    3.در تعریف شما فلسفه تقریبا مساوی اخلاق گرفته شده است و این درحالی است که این چنین نیست. مثلا درست است که سقراط در وادی اخلاق قدم می زند اما افلاطون بزرگ ایدئالیسم و ارسطو خدای متافیزیک است.
    4.همچنین در نوشته های شما اخلاق باز با تصوف (و نه عرفان) یکی پنداشته شده است.اخلاق علم تعیین کار درست و غلط است و تصوف و در برخی جاها عرفان است که به دنبال خود شناسی و پس از آن خداشناسی می رود.

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,419
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 11 ساعت 36 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط سید محمد موسوی مطلق نمایش پست ها
    نظر شما محترم است اما...
    1.ما چیزی به معنی علم کلی نداریم. علم همواره جزئی بوده و به مسائل خاص می پردازد.(سخن برای این مبحث زیاد است و بنده به این مختصر قناعت می کنم) البته می توانیم بگوییم که فلسفه کلی ترین و عام ترین معرفت (و نه علم) است.(اینها جای بحث دارند)
    2.فلسفه شامل همه ی علوم نبوده بلکه شامل اکثر علوم بوده است.مثلا ریاضی جزء فلسفه نیست البته بی ربط هم نیست اما زیر مقوله ی فلسفه محسوب نمی شود .(یک فیلسوف باید در سخنش دقت کند)
    3.در تعریف شما فلسفه تقریبا مساوی اخلاق گرفته شده است و این درحالی است که این چنین نیست. مثلا درست است که سقراط در وادی اخلاق قدم می زند اما افلاطون بزرگ ایدئالیسم و ارسطو خدای متافیزیک است.
    4.همچنین در نوشته های شما اخلاق باز با تصوف (و نه عرفان) یکی پنداشته شده است.اخلاق علم تعیین کار درست و غلط است و تصوف و در برخی جاها عرفان است که به دنبال خود شناسی و پس از آن خداشناسی می رود.
    فلسفه اولی به دو قسم الهیات بالمعنی الاخص و علم کلی تقسیم می شود. علم کلی به مباحثی از فلسفه می گویند که در مورد مسائلی بحث می کند که شامل تمام موجودات از آن جهت که موجودند می شود. استاد مهدی حائری یزدی نیز کتابی با نام علم کلی دارند. مقصود من از علم کلی این رشته از معرفت بود. البته علم همواره کلی است و گذاره جزئی علم نیست (به منطق رجوع شود) به نظر می رسه که مقصود شما از علم science باشه که معادل این کلمه در فارسی علم تجربی هستش نه علم و علم در زبان فارسی اعم از علم تجربی است. ریاضیات در قدیم جزو فلسفه محسوب می شده که به فلسفه وسطی معروف بوده. (رجوع شود به کتاب الشفا یا آشنایی با علوم اسلامی شهید مطهری) در تعریف من فلسفه غیر از اخلاق است زیرا گفتم فلسفه عبارت است از تلاش فیلسوف جهت شناخت حقیقت و علم نافع و در پی آن شناخت راه درست زندگی که افلاطون از بارز ترین مصادیق آن به شمار میرود زیرا جهان بینی ای ارائه می کند که طبق آن انسان باید سیری را طی کند تا از غار محسوسات خارج شود و به جهان حقایق ثابت و مثل برسد. همون طور که در نوشته قبل تصریح کردم مقصودم از اخلاق، اخلاق عملی و سلوک و عمل بود نه علم اخلاق نظری یا فلسفه اخلاق. بلکه عمل فیلسوف به آموزه هایش که زنبور بی عسل نشود.

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    184
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.34
    محل سکونت
    خط تهران- قم
    نوشته ها
    724
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    16
    تشکر شده در
    12 پست
    آنلاين
    21 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    الفلسفه فل سفه

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1