نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 15
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه

    مبانی تئوریک حقوق فردی و آزادی های عمومی

    با توجه به فصل ششم کتاب دکتر قاضی فکر می کنید کدام نظریه در باب حقوق فردی و آزادی های عمومی منطقی تر است؟نظریه محدودیت یا مقاومت یا مشارکت یا آزادی های واقعی و صوری ؟ چرا؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    خلاصه نظریات از این قرار است:
    نظریه محدودیت:هدف تدوین اصول موضوعه محدود کردن ماهیت ستمگر و توسعه طلب دولت است و باید قلمرو مشخصی برای حراست از حقوق فرد ترسیم کرد
    نظریه مقاومت:برای ان که از افراد در قبال قدرت امکان مقاومت افراد ایجاد بشه و از خودکامگی آن جلوگیری بشه اصول حقوقی وضع می شوند
    نظریه مشارکت:آزادی فرد یعنی مشارکت افراد در صورت بندی قدرت و اعطای سهم حاکمیت افراد به دولت و اعمال قدرت کامل توسط حکومت به عموان ملت
    نظریه آزادی صوری و آزادی واقعی :آزادی واقعی یعنی امحای آثار استثمار طبقاتی با قهر انقلابی کارگران و فراهم شدن آزادی های عمومی و برابری برای همه وگرنه اعلامیه های حقوق و آزادی نه از اکثریت بهرهمندست و نه وسایل کافی اجرایی دارد.پس دولت مقتدری باید به عنوان اراده عام حامی حقوق وآزادی های عمومی باشه
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    من با این جمله کاملا موافقم که آزادی فرد بمعنای مقاوت وی در برابر قدرت نیست ، بلکه مشارکت وی در صورت بندی قدرت است . پس چون در اراده عام ملت دخیل بوده ، محدودیت و مقاومت معنا نخواهد داشت . در روزگاری هم که مردم در حالت طبیعی زندگی می کردند و نهاد حکومتی وجود نداشت ، انسانها تابع حقوق و قوانین طبیعی بودند . هر انسانی از رفتار خودش پیروی می کرد ، با اینکه از زندگی اجتماعی بی بهره بود اما در عوض از آزادی برخوردار بود . بشر اولیه با داشتن عقل درمیافت که نباید به زندگی و تندرستی ، آزادی و اموال کسی زیانی وارد نماید . در این وضعیت زندگی آزادانه همراه ترس بود . برای رهایی از آن انسانها تصمیم گرفتند تا قسمتی از حقوق طبیعی خود را در اختیار نهادی بگذارند تا به سعادت برسند . طبق نظریه قرارداد اجتماعی انسانها توافق کردند و دولت را بوجود آوردند .

    در مورد ایرادی که هم به این نظریه وارد شده مبنی بر اینکه این نظریه شهروندان را به شکل مملوک بی اراده به در می آورد تا «ملت» حاکم شود ، نظر من اینه که در این نظریه که پاگرفته از قرارداد اجتماعیست ، انسان خود را در اختیار همه قرار می دهد ، نه شخص بخصوص . انسان درین قرارداد چیزی از دست نمی دهد ، بلکه در اجتماع و بصورت سازمانی حقوق خود را اعمال می کند .

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    نظریه مشارکت، با اصلاحاتی نظریه مناسبیه.
    البته اون صورتی که کتاب مطرح کرده، موجب پایمال شدن برخی حقوق میشه،
    اما اگه اینجور در نظر گرفته بشه که تمام لوازم اون رو در نظر بگیریم مشکل به خوبی حل میشه. به این صورت که وقتی دولت نماینده مردمه، پس نمیتونه حق اون ها رو از بین ببره. وقتی دولت نماینده یک نفره، نمیتونه بر خلاف مصالح و حقوق اون فرد کاری انجام بده. اگه دولتی که به عنوان مثال میخواد به خاطر منافع اکثریت یکی از حقوق من رو از بین ببره، نمایند و وکیل من باشه، دیگه اجازه نداره این کار رو بکنه.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    بر اساس این نظریه دولت ( که در واقع همان اراده عمومی است ) در جهت منافع و خیر عمومی عمل می کند .
    بر اساس عقیده فارابی اجتماعات انسانی برای برآوردن مایحتاج عمومی نیازمند تعاون و اخوت هستند . که فکر می کنم مفهوم مشارکت بیشتر از محدودیت و مقاومت به کمک دستیابی به این هدف می آیند .
    البته روی نظزیه آزادی صوری و آزادی واقعی در مقایسه با این نظریه دقت نکردم ، اما همین که اراده حکومت در آن اراده عام است نه اراده عام ، اراده حکومت به نظرم نظریه مناسبی نیامد .
    البته گمان کنم انتقاداتی هم به نظرم وارد باشه چون اطلاعاتم ناقص هست .

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    با سلام
    اینکه قبلا فرموده بودید در این موضوع میشه در مورد دموکراسی بحث بیشتری کرد رو ، اگر ممکنه بیشتر توضیح بدید .

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    من با این جمله کاملا موافقم که آزادی فرد بمعنای مقاوت وی در برابر قدرت نیست ، بلکه مشارکت وی در صورت بندی قدرت است . پس چون در اراده عام ملت دخیل بوده ، محدودیت و مقاومت معنا نخواهد داشت . در روزگاری هم که مردم در حالت طبیعی زندگی می کردند و نهاد حکومتی وجود نداشت ، انسانها تابع حقوق و قوانین طبیعی بودند . هر انسانی از رفتار خودش پیروی می کرد ، با اینکه از زندگی اجتماعی بی بهره بود اما در عوض از آزادی برخوردار بود . بشر اولیه با داشتن عقل درمیافت که نباید به زندگی و تندرستی ، آزادی و اموال کسی زیانی وارد نماید . در این وضعیت زندگی آزادانه همراه ترس بود . برای رهایی از آن انسانها تصمیم گرفتند تا قسمتی از حقوق طبیعی خود را در اختیار نهادی بگذارند تا به سعادت برسند . طبق نظریه قرارداد اجتماعی انسانها توافق کردند و دولت را بوجود آوردند .

    در مورد ایرادی که هم به این نظریه وارد شده مبنی بر اینکه این نظریه شهروندان را به شکل مملوک بی اراده به در می آورد تا «ملت» حاکم شود ، نظر من اینه که در این نظریه که پاگرفته از قرارداد اجتماعیست ، انسان خود را در اختیار همه قرار می دهد ، نه شخص بخصوص . انسان درین قرارداد چیزی از دست نمی دهد ، بلکه در اجتماع و بصورت سازمانی حقوق خود را اعمال می کند .
    اگر اراده عام ملت به صورت دیکتاتوری اکثریت دربیاد چی؟؟به علاوه استحاله اراده فرد در اراده دولت یا اراده مردم می تونه منجر به بی توجهی اراده فرد بشه چیزی که در عصر ژاکوبن ها عملی شد.نظریه قرارداد اجتماعی مثال نقض های زیادی هم در تاریخ داره چرا که بسیاری دولت ها و حکومت ها بر اثر زور قدرت را کسب می کردند و نه توافق مردم.این که فرمودید:انسان درین قرارداد چیزی از دست نمی دهد ، بلکه در اجتماع و بصورت سازمانی حقوق خود را اعمال می کند . [/quote]به نظرم می تونه یکی از پیامدهای نظریه مزبور باشه اما می تونه زمینه بسیاری دیکتاتوری های حزبی و جمعی و گروهی رو هم فراهم بیاره .بنابراین باید تمهیدی جهت اصلاح اون برای تامین هدفی که فرمودید اندیشید[/SIZE]
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    با سلام
    اینکه قبلا فرموده بودید در این موضوع میشه در مورد دموکراسی بحث بیشتری کرد رو ، اگر ممکنه بیشتر توضیح بدید .
    چون به نوعی مبنای دموکراسی در این تاپیک مورد بحث قرار می گیره.یعنی در باب اساسی ترین شاخصه و هدف دموکراسی که حفظ حقوق و آزادی های فردیه بحث میشه
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    من با این جمله کاملا موافقم که آزادی فرد بمعنای مقاوت وی در برابر قدرت نیست ، بلکه مشارکت وی در صورت بندی قدرت است . پس چون در اراده عام ملت دخیل بوده ، محدودیت و مقاومت معنا نخواهد داشت . در روزگاری هم که مردم در حالت طبیعی زندگی می کردند و نهاد حکومتی وجود نداشت ، انسانها تابع حقوق و قوانین طبیعی بودند . هر انسانی از رفتار خودش پیروی می کرد ، با اینکه از زندگی اجتماعی بی بهره بود اما در عوض از آزادی برخوردار بود . بشر اولیه با داشتن عقل درمیافت که نباید به زندگی و تندرستی ، آزادی و اموال کسی زیانی وارد نماید . در این وضعیت زندگی آزادانه همراه ترس بود . برای رهایی از آن انسانها تصمیم گرفتند تا قسمتی از حقوق طبیعی خود را در اختیار نهادی بگذارند تا به سعادت برسند . طبق نظریه قرارداد اجتماعی انسانها توافق کردند و دولت را بوجود آوردند .

    در مورد ایرادی که هم به این نظریه وارد شده مبنی بر اینکه این نظریه شهروندان را به شکل مملوک بی اراده به در می آورد تا «ملت» حاکم شود ، نظر من اینه که در این نظریه که پاگرفته از قرارداد اجتماعیست ، انسان خود را در اختیار همه قرار می دهد ، نه شخص بخصوص . انسان درین قرارداد چیزی از دست نمی دهد ، بلکه در اجتماع و بصورت سازمانی حقوق خود را اعمال می کند .
    چه دلایلی برای عدم پذیرش نظریه مقاومت دارید؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    حق با شماست ، اما باید درنظر داشت که تمام سیستم ها و رویکردها علاوه بر صورت صحیح خود و اهداف اولیه صورتهای انحرافی نیز داشته باشد . همان طور که شما هم اشاره فرمودید نظریه قرارداد اجتماعی هم مثال نقض دارد .
    من به طور مطلق برتری این نظریه رو عنوان نکردم . گاهی با رد سایر نظریات به اولویت یک نظر پی می بریم و گاهی تنها با در نظر گرفتن شرایط ایده آل و تصور آینده عملی اون نظریه . که من از راه دوم پیش رفتم ، مشارکت به نظرم بهتر رسید . اما این رو هم گفتم که ممکن انتقاداتی وارد باشد .
    اینکه افراد آزادانه بخشی از حقوق خودشون رو ببخشند بر اساس اصل رضایت ، بهتر هست .
    در مقابل فکر میکنم افراد بخواهند با مقاومت در برابر قدرت به این هدف نائل بشوند ، انرژی بیشتری مطالبه می کند .
    برای پیشگیری از بی توجهی به اراده فردی اصولی که برای جلوگیری از تمرکز قدرت پیش بینی شده است به نظرم کارساز میاد . اما فکر کنم اراده جمعی و رعایت آن در جامعه از طرفداران بیشتری برخوردا باشد .

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    حق با شماست ، اما باید درنظر داشت که تمام سیستم ها و رویکردها علاوه بر صورت صحیح خود و اهداف اولیه صورتهای انحرافی نیز داشته باشد . همان طور که شما هم اشاره فرمودید نظریه قرارداد اجتماعی هم مثال نقض دارد .
    من به طور مطلق برتری این نظریه رو عنوان نکردم . گاهی با رد سایر نظریات به اولویت یک نظر پی می بریم و گاهی تنها با در نظر گرفتن شرایط ایده آل و تصور آینده عملی اون نظریه . که من از راه دوم پیش رفتم ، مشارکت به نظرم بهتر رسید . اما این رو هم گفتم که ممکن انتقاداتی وارد باشد .
    اینکه افراد آزادانه بخشی از حقوق خودشون رو ببخشند بر اساس اصل رضایت ، بهتر هست .
    در مقابل فکر میکنم افراد بخواهند با مقاومت در برابر قدرت به این هدف نائل بشوند ، انرژی بیشتری مطالبه می کند .
    برای پیشگیری از بی توجهی به اراده فردی اصولی که برای جلوگیری از تمرکز قدرت پیش بینی شده است به نظرم کارساز میاد . اما فکر کنم اراده جمعی و رعایت آن در جامعه از طرفداران بیشتری برخوردا باشد .
    در مورد قسمت قرمز فرمایشتون، اگر مبنای نظریه مشارکت این باشه موجب فساد میشه.
    صورت درست ترش اینه که افراد حکومت رو وکیل کنن برای احقاق اون ها. بنابر این چون اون حقوق به حکومت تملیک نشده، حکومت حق نداره هر کاری کنه، بلکه چون وکیله، باید در محدوده وکالت انجام وظیفه کنه.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    حق با شماست ، اما باید درنظر داشت که تمام سیستم ها و رویکردها علاوه بر صورت صحیح خود و اهداف اولیه صورتهای انحرافی نیز داشته باشد . همان طور که شما هم اشاره فرمودید نظریه قرارداد اجتماعی هم مثال نقض دارد .
    من به طور مطلق برتری این نظریه رو عنوان نکردم . گاهی با رد سایر نظریات به اولویت یک نظر پی می بریم و گاهی تنها با در نظر گرفتن شرایط ایده آل و تصور آینده عملی اون نظریه . که من از راه دوم پیش رفتم ، مشارکت به نظرم بهتر رسید . اما این رو هم گفتم که ممکن انتقاداتی وارد باشد .
    اینکه افراد آزادانه بخشی از حقوق خودشون رو ببخشند بر اساس اصل رضایت ، بهتر هست .
    در مقابل فکر میکنم افراد بخواهند با مقاومت در برابر قدرت به این هدف نائل بشوند ، انرژی بیشتری مطالبه می کند .
    برای پیشگیری از بی توجهی به اراده فردی اصولی که برای جلوگیری از تمرکز قدرت پیش بینی شده است به نظرم کارساز میاد . اما فکر کنم اراده جمعی و رعایت آن در جامعه از طرفداران بیشتری برخوردا باشد .
    من به شخصه فکر می کنم نظریه مشارکت بیش از این که مبین بحث آزادی ها و حقوق فردی باشه تبیین کننده چگونگی استقرار حکومته و به جهت معطوف بودن به بحث تکوین دولت میل به این داره که حقوق و آزادی ها رو هرچه محدودتر به نفع مفاهیم کلی ای مثل اراده عام و اراده ملی و اراده دولت و... بکنه.به همین دلیل هم اساسا در عمل به دیکتاتوری انجامیده و نه دموکراسی. غیر از این که به علت مثال نقض های فراوان در تاریخ معتقدم تبیین درستی هم از تکوین دولت ارائه نمیده.
    من فکر می کنم ترکیب نظریه مقاومت و محدودیت بهتر می تونه توجیه کننده انواع آزادی های عمومی چه آزادی عملکردی و چه اندیشه ای و چه سازمان پیوندی باشه.چرا که هم به خوبی به ویژگی تمامیت خواهانه دولت ااره داره و هم سیر عملی تکوین این نوع حقوق و آزادی ها در جهان با این تبیین ها موافق تره
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    من به شخصه فکر می کنم نظریه مشارکت بیش از این که مبین بحث آزادی ها و حقوق فردی باشه تبیین کننده چگونگی استقرار حکومته و به جهت معطوف بودن به بحث تکوین دولت میل به این داره که حقوق و آزادی ها رو هرچه محدودتر به نفع مفاهیم کلی ای مثل اراده عام و اراده ملی و اراده دولت و... بکنه.به همین دلیل هم اساسا در عمل به دیکتاتوری انجامیده و نه دموکراسی. غیر از این که به علت مثال نقض های فراوان در تاریخ معتقدم تبیین درستی هم از تکوین دولت ارائه نمیده.
    من فکر می کنم ترکیب نظریه مقاومت و محدودیت بهتر می تونه توجیه کننده انواع آزادی های عمومی چه آزادی عملکردی و چه اندیشه ای و چه سازمان پیوندی باشه.چرا که هم به خوبی به ویژگی تمامیت خواهانه دولت ااره داره و هم سیر عملی تکوین این نوع حقوق و آزادی ها در جهان با این تبیین ها موافق تره
    من با شما در این که نظریه مشارکت، اشکالاتی داره موافقم.
    اما به نظرم برای انتخاب یک نظریه جامع، اگر مبنا نظریه ای باشه که ماهیت دولت رو به خوبی مشخص کنه، جامع اطراف خواهد بود.
    قبلا هم گذشت که در مسئله دولت و فرد، نه باید حقوق افراد پایمال بشه و نه حقوق دولت، چرا که دولت هم نماینده مردمه و اگه به دولت ظلم بشه و حق دولت نادیده گرفته بشه، در واقع حق افراد نادیده گرفته شده.
    نظریه ای که به نظرم بتونه هر دو طرف رو به حق خودشون برسونه، اینه:
    1.در جامعه، وجود نهادی که منافع اعضای جامعه رو تامین کنه و حافظ حقوق اون ها باشه، ضرورت داره.
    2. دولت نهادی است که باید منافع و حقوق اعضای جامعه رو تامین کنه. به همین دلیل، هدف دولت تامین منافع و حفظ حقوق اعضای جامعه است. پس به نوعی حکومت، نماینده و کارگزار مردم، جهت تحقق این مهم می باشد.
    3.پس دولت به هیچ وجه حق ندارد، حقوق هیچ یک از فراد جامعه رو پایمال کند. و تا جایی که حق هیچ یک از اعضا پایمال نشود، باید تمام تلاش خود را جهت تامین بیشترین منافع برای اعضای جامعه داشته باشد.
    4. پس هیچ گاه مفاهیمی مثل اراده عام و اراده ملی، نمی تواند حقوق اعضا را محدود کند. و چون ماهیت حکومت چنین چیزی باشد، باید قوانین و نهاد هایی در نظر گرفته شود که این دو مسئله را بتواند کنترل کند، یکی قدرت لازم به دولت جهت تامین منافع و حفظ حقوق افراد داده شود، و دیگری محدوده دولت تا جایی تعیین شود که به حقوق هیچ یک از افراد آسیبی نرسد. بنابر این حتی قانون تظاهرات و اعتراض هم باید وجود داشته باشد که جلوی دولتی که از محدوده خود فرا تر می رود گرفته شود، حتی باید نهاد هایی در قانون در نظر گرفته شود که آن ها ضامن حفظ حقوق فرد و دولت شوند.
    در نتیجه، این نظریه به خاطر این که ماهیت دولت را دقیقا مشخص می کند، هم می تواند حقوق افراد را تامین کند و هم حقوق دولت را. این نظریه چون دولت را نماینده و کارگزار مردم برای تامین منافع و حفظ حقوق آن ها می داند، قدرت لازم برای این امر را به دولت می دهد و از طرف دیگر به همین دلیل، قدرت دولت را در محدوده مشخصی محدود می کند که به حقوق افراد آسیبی نرسد، و از طرف دیگر برای ضمانت اجرایی این مسئله که دولت از محدوده خود فراتر نرود، قوانین و نهاد هایی در نظر می گیرد که باعث مقاومت افراد در مقابل زیاده خواهی دولت شود و مقاوت افراد و نهاد ها، باعث جلوگیری از خروج دولت از محدوده خود شود.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  14. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    الان بحث به پایان رسیده ؟

  15. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    شماره عضویت
    251
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.61
    محل سکونت
    دل
    نوشته ها
    1,544
    تشکر تشکر کرده 
    542
    تشکر تشکر شده 
    475
    تشکر شده در
    179 پست
    آنلاين
    1 روز 10 ساعت 11 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 27 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    الان بحث به پایان رسیده ؟
    خیر
    بیچاره کشوری است که قاجار، حاکمش...
    خوشبخت ملتی که امیرش کبیر بود

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1