نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: در حاشیه...

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.22
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,396
    تشکر شده در
    662 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 39 ثانيه

    در حاشیه...

    ما حاشیه نشین هستیم.
    مادرم می گوید:«پدرت هم حاشیه نشین بود ، در حاشیه به دنیا آمد ، در حاشیه جان کند و در حاشیه مرد.»
    من در حاشیه به دنیا آمده ام.
    ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم.
    برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد.
    خواهرم همیشه مریض است.همیشه گریه می کند ، گاهی در حاشیه ی گریه ، کمی هم می خندد. مادرم می گوید:«سرنوشت ما را در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند.»
    و هر شب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه ی آسمان سوسو میزند به من نشان می دهد.
    ولی من می گویم:«این ستاره ی من نیست.»

    من در حاشیه به دنیا آمدم.
    در حاشیه بازی کردم.
    همراه با سگ ها و گربه ها و مگس ها در حاشیه ی زباله ها گشتم تا چیز به درد بخوری پیدا کنم.
    من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم.
    در مدرسه گفتند:«جا نداریم.»
    مادرم گریه کرد . مدیر مدرسه گفت:«آقای ناظم اسمش را در حاشیه ی دفتر بنویس تا ببینیم!»
    من در حاشیه ی روز به مدرسه ی شبانه می روم.
    در حاشیه ی کلاس می نشینم.
    در حاشیه ی مدرسه می نشینم و بازی بچه ها نگاه می کنم ، چون لباسم همرنگ بچه ها نیست.
    من روز ها در حاشیه ی خیابان کار می کنم و بعضی شب ها در حاشیه ی پیاده رو می خوابم.
    من پاییز کار می کنم ،زمستان کار می کنم ،بهار کار می کنم ،تابستان کار می کنم و در حاشیه ی کار زندگی می کنم.
    من در حاشیه ی شهر زندگی می کنم.
    من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم.
    من در مدرسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد.
    اگر من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم ، پس چطور پایم نمی لغزد و در عمق فضا پرتاب نمی شوم؟
    زندگی در حاشیه ی زمین خیلی سخت است.
    حاشیه بر لب پرتگاه است ،آدم ممکن است بلغزد و سقوط کند.

    من حاشیه نشین هستم.
    ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
    از معلم پرسیدم:«حاشیه یعنی چه؟»
    گفت:«حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیزی ، مثل کناره ی کتاب یا لباس ، مثلأ بعضی کتاب ها حاشیه دارند و بعضی از کلمات را درحاشیه می نویسند؛ یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آنجا می ریزند.»
    من گفتم:« مگر آدم ها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟»
    معلم چیزی نگفت.

    من حاشیه نشین هستم.
    به مسجد می روم ، در حاشیه مسجد نماز می خوانم ، نزدیک کفش ها ؛ در حاشیه ی جلسه ی قرآن می نشینم. من قرآن خواندن را یاد گرفته ام.قرآن کتاب خوبی است.
    قرآن حاشیه ندارد.
    هیچ کلمه ای را در حاشیه ی آن ننوشته اند.
    من قرآن را دوست دارم.
    همه چیز باید مثل قرآن باشد...

    از کتاب بی بال پریدن- نوشته ی قیصر امین پور

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.22
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,396
    تشکر شده در
    662 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 39 ثانيه
    اخه این به این قشنگی و سوزناکی چرا در زمان خود لایک نخورد؟؟؟
    ببینید من ۳۲۱ تا لایک لازم دارم تا برسم به جایگاه اولم که در تصرف دزد طلبه است
    اگه صدتام کمپ عضو شم تا مقبولیت نزد شما نباشه به هدفم نمیرسم
    پس هل من ناصر ینصرنی؟؟؟

  3. کاربر مقابل از mosafer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (14-07-18)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1