نمایش نتایج: از شماره 1 تا 13 , از مجموع 13

موضوع: لطایف قرانی

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه

    لطایف قرانی

    مردی به دیدار كسی رفت. تمام روز را در خانە او ماند تا جایی كه صاحبخانه را از حضور خود ناراحت كرد. چون شب شد و هوا رو به تاریكی نهاد، صاحبخانه چراغی نیاورد.


    میهمان پرسید: چراغ كجاست تا روشن كنیم؟


    صاحبخانه گفت:خداوند می فرماید: ﴿…واذا أظلم علیهم قاموا﴾؛ چون شب جامه تیرگی را بر آنها پوشانید، از جا حركت كردند. (سورە بقره،آیە20)


    پس از این سخن میهمان خجالت زده از خانه بیرون رفت.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    دیوانه نمای عاقلی را نزد معاویه بردند.معاویه گفت:آیا از قرآن چیزی می دانی؟گفت:میدانم و بسیار نیكو هم میدانم.معاویه گفت:بخوان.چنین خواند:

    «بسم اللّه الرّحمن الرحیم.اذا جاء نصرالله والفتح و رأیت النّاس یخرجون من دین اللّه افواجاً!!»

    معاویه به قصد مچ گیری فریاد زد:صبر كن صبر كن، غلط خواندی،یخرجون غلط است و یدخلون صحیح است.یعنی مردم را می بینی گروه گروه در دین خدا داخل میشوند.آن مرد بلافاصله جواب داد:این كه می گویی مربوط به زمان پیغمبر(ص) بود نه زمان تو.تا تو حاكم مسلمانان باشی مردم گروه گروه از دین خارج میشوند

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    از عربی پرسیدند: در نماز چه میخوانی؟

    گفت:هجونامه ابولهب(سورە تبّت) و نسبنامە خدا (سورە توحید)

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    جناب آقای *** هادی نجم آبادی از جملە روحانیان محترم تهران بود و به اندازه ای عزت نفس داشت كه بیشتر اوقات علناً در حضور شاگردانش می گفت: «من حتی به سلطان هم اعتنایی ندارم». این سخن كم كم به گوش ناصر الدین شاه رسید. روزی شاه تصمیم گرفت، نزد *** برود تا هم به *** محبت نماید و هم در این باره شوخی با مزه ای با او كند.

    وقتی سلطان از در وارد شد، *** در حال نشسته، سری به علامت احترام پایین آورد، ولی از جایش حركت نكرد. ناصر الدین شاه كه قصد تفریح و نیز طبع شعری داشت، گفت:

    ایـها الشیـخ سخندان حكـیـم
    گفته بودی من ندارم از تو بیم
    می توانم گردنـت كردن دو نیم

    *** دستهایش را به نشانە تسلیم بلند كرد و گفت: «اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم».
    شاه از این حاضر جوابی و قافیه «شیطان رجیم» بسیار خندید و به *** صلە كافی و وافی داد

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    روزی «عقیل» برادر امام علی(ع) در دمشق نزد معاویه نشسته بود.اتفاقاً آن روز عده ای از بزرگان شام و حجاز و عراق در آن مجلس حاضر بودند.

    معاویه به خاطر اینكه عقیل را دست بیاندازد و شرمنده كند گفت:ای حاضران!! ای اهل شام و حجاز و عراق!! آیا آیه «تبّت یدا ابی لهبٍ و تب؛بریده باد هر دو دست ابولهب» را شنیده اید؟

    گفتند:بلی.

    معاویه گفت:این ابولهب عموی عقیل است.

    عقیل هم بدون معطلی در جواب گفت:ای حاضران!! ای اهل شام و حجاز و عراق!! آیا این آیه «و أمراته حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد؛و همسرش در حالی كه هیزم كش دوزخ است و در گردنش طنابی از لیف خرماست» را شنیده اید؟

    گفتند:بلی،

    عقیل گفت:این حمالة الحطب عمّه معاویه است.حاضران از این جواب عقیل خندیدند و معاویه ساكت شد

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    پس از شهادت امام صادق علیه السلام ، ابو حنیفه به مؤمن طاق-که از شاگردان آن حضرت بود- به طعنه گفت:
    امام تو از دنیا رفت.
    مومن طاق فورا گفت:
    اما امامک {...من المنظرین...الی یوم الوقت المعلوم }؛اما پیشوای تو (شیطان) از مهلت یافتگان است، تا آن روز معلوم

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    سلطان محمود غزنوی، برای خود قبری ساخت و به یکی از نوکران گفت:
    آیه*ای مناسب پیدا کن تا بر روی سنگ قبر حکّ کنیم.
    نوکر گفت:
    قربان! بنویسید:
    هذه جهنم التی کنتم توعدون: این همان دوزخی است که به شما وعده داده میشد

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    مردی قطعه زمینی در مجاورت زمین شخص دیگری داشت و هر سال، بخشی از زمین را ضمیمه ی زمین خود میساخت. روزی صاحب زمین اولی به دومی گفت: علت نقصان و کاستی زمین چیست؟
    دومی: مگر نشنیده ای که خدا میگوید:
    او لم یروا انا نأتی الارض نقصها من اطرافها...


    آیا ندیدید که ما پیوسته به سوی زمین می آییم و از اطراف (و جوانب) آن کم میکنیم!؟
    اولی گفت: پس علت افزونی زمین تو چیست؟
    دومی:
    {...ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء...}؛ این فضل خداوند است، به هر کس (و شایسته ببیند) میدهد.
    اولی: آخر چرا زمین تو هر سال بیشتر میشود و زمین من کم؟
    دومی:
    {یایها الذین آمنوا لا تسالوا عن اشیاء إن تبد لکم تسؤکم...}؛ ای کسانی که ایمان آورده اید !
    از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت میکند

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    مردی فرزند خود را به مکتب خانه فرستاد تا قرآن بیاموزد .
    روزی از فرزندش پرسید:به کدام سوره رسیده ای؟
    گفت:
    لا اقسم بهذا البلد و والدی بلا ولد؛((قسم به این شهر که پدرم بی فرزند است.))
    پدر گفت:
    به جان من که ، کسی که تو فرزندش باشی ، واقعا بلا ولد است.

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.90
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 53 ثانيه
    کسی "ابوالعینا" را بر سر سفره ای که مردم نیز به پالوده عسل میهمان بودند، دعوت کرد.
    ابوالعینا، پس از خوردن مقداری از آن، دید که چندان شیرینی ندارد، گفت:
    عُمِلَت قبل ان {...اوحی ربک الی النحل...}؛
    این پالوده قبل از آنکه پروردگار تو به زنبور عسل وحی(الهام غریزی)کند،ساخته شده است

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    شماره عضویت
    251
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.56
    محل سکونت
    دل
    نوشته ها
    1,544
    تشکر تشکر کرده 
    542
    تشکر تشکر شده 
    475
    تشکر شده در
    179 پست
    آنلاين
    1 روز 10 ساعت 11 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 17 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    روزی «عقیل» برادر امام علی(ع) در دمشق نزد معاویه نشسته بود.اتفاقاً آن روز عده ای از بزرگان شام و حجاز و عراق در آن مجلس حاضر بودند.

    معاویه به خاطر اینكه عقیل را دست بیاندازد و شرمنده كند گفت:ای حاضران!! ای اهل شام و حجاز و عراق!! آیا آیه «تبّت یدا ابی لهبٍ و تب؛بریده باد هر دو دست ابولهب» را شنیده اید؟

    گفتند:بلی.

    معاویه گفت:این ابولهب عموی عقیل است.

    عقیل هم بدون معطلی در جواب گفت:ای حاضران!! ای اهل شام و حجاز و عراق!! آیا این آیه «و أمراته حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد؛و همسرش در حالی كه هیزم كش دوزخ است و در گردنش طنابی از لیف خرماست» را شنیده اید؟

    گفتند:بلی،

    عقیل گفت:این حمالة الحطب عمّه معاویه است.حاضران از این جواب عقیل خندیدند و معاویه ساكت شد
    چقد خوب عقیل به عمه معاویه فحش نداد
    من بودم به عمه یا مادر معاویه یه چیزی میگفتم که مردم بیشتر بخندن
    بیچاره کشوری است که قاجار، حاکمش...
    خوشبخت ملتی که امیرش کبیر بود

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    512
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.03
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    60
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    2
    تشکر شده در
    2 پست
    آنلاين
    26 دقيقه 56 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدحسین نمایش پست ها
    چقد خوب عقیل به عمه معاویه فحش نداد
    من بودم به عمه یا مادر معاویه یه چیزی میگفتم که مردم بیشتر بخندن
    در منطق اسلام فحش دادن مناسب نيست

    به يقين تو هم بودي فحش نمي دادي
    سلام بر مهدي فاطمه كه با آمدنش جهان را پر از نور اميد خواهد كرد

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.68
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 22 ثانيه
    سوره مبارکه القصص آیه ۸۳
    تِلكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدونَ عُلُوًّا فِي الأَرضِ وَلا فَسادًا وَ العاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ...

    یعنی : آن سرای آخرت (بهشت) را برای کسانی قرار دادیم که برتری جویی و خود برتر بینی و فساد و گناه در زمین را اراده نمیکنند...

    اما تفسیر آیه... آیه شریفه ، 2 گروه رو از بهش خارج میکنه ، یکی کسایی که در زمین فساد میکنن(فساد به معنای عموم گناه) و دوم گروهی که خودشون رو در هر چیزی از بقیه بهتر و بالاتر میبینن و دوست دارن بالاتر باشن و اظهار علو کنن. همونطور که میبینید، علو که تو آیه اومه، یکی از مصادیقِ فساد و گناه هستش، اما از این جهت که این ویژگی خیلی اهمیت داره، خدا رو رو بخصوص و علی حده ذکر کرده...

    اما علو یعنی چی و مصادیقش چیه؟؟؟ یکی از مصادیقش رو امیرالمومنین علی(ع) ذکر فرموده :

    امیرمؤمنان علی(ع) هنگام ذکر این آیه، فرمود : ( ان الرجل لیعجبه ان یکون شراک نعله اجود من شراک نعل صاحبه فیدخل تحتها؛ ) یعنی گاهی میشه که آدم از این لذت میبره که بند کفشش از بند کفش دوستش بهتر باشه و بخاطر همین ، داخل این آیه میشه؛ بخاطر اینکه این هم یک نوعِ کوچک از برتری جویی هستش.و با این مثال حضرت، حکم مصادیق بزرگ تر به مفهوم اولویت مشخص میشه. یعنی خودتون دیگه حساب کنیم.. ما چقدر روزانه سعی میکنیم که خودمون رو از دیگران برتر قرار بدیم!!!

    به عنوان نمونه ، بعضی از کاربر های اندیشه آزاد مثل خودم ،دوست دارن اسمشون تو لیست تشکر ها از همه بالاتر باشه... این خودش یک نوع برتری جویی هستش... خدا ما رو هدایت کنه...
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1