صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 40
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,349
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    3,170
    تشکر تشکر شده 
    1,879
    تشکر شده در
    690 پست
    آنلاين
    1 هفته 4 روز 20 ساعت 8 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 5 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط 1992 نمایش پست ها
    حیف که به چهره نمیشناسمتون حالا اگه اگه اومدم دانشگاه, دیدم یه خانم جعبه شیرینی دستشه و ی لبخند رو لباش , شیرینیتون رو از دست نمیدم
    نچ نچ نچ نچ
    قرار به هم ریخت موکول شد به نمیدونم کی
    بعدشم شیرینیامون جعبه نیست که
    اسمش شیرینیه.......
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  2. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    215
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    قطعه ای از بهشت
    نوشته ها
    188
    تشکر تشکر کرده 
    3
    تشکر تشکر شده 
    8
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    1 ساعت 11 دقيقه 45 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه عطایی نمایش پست ها
    کیا فردا میرن سر کلاس؟
    دستا بالا
    خانم اجازه:
    همش دست ما بالاست چرا اسم ما رو نمیخونین؟

  3. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.08
    نوشته ها
    2,960
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,329
    تشکر تشکر شده 
    2,476
    تشکر شده در
    760 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 7 ساعت 9 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    8 دقيقه 46 ثانيه
    ما اومدیم. کسی نبود..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  4. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.25
    نوشته ها
    6,532
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,101
    تشکر تشکر شده 
    2,949
    تشکر شده در
    1,312 پست
    آنلاين
    5 ماه 4 Weeks 3 ساعت 51 دقيقه 30 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 31 دقيقه 46 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    منم شاید واسه ایجاد سرور در دوستان فردا برم دانشگاه سمنان ولی قطعا دلم همش پیش پردیس و بچه هاست...

    خوشابحالت ای پردیسی
    چه پاک وخرم چقد نفیسی

    چی!
    این حرف؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.25
    نوشته ها
    6,532
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,101
    تشکر تشکر شده 
    2,949
    تشکر شده در
    1,312 پست
    آنلاين
    5 ماه 4 Weeks 3 ساعت 51 دقيقه 30 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 31 دقيقه 46 ثانيه
    من دیروز هم کلاس رفتم
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,349
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    3,170
    تشکر تشکر شده 
    1,879
    تشکر شده در
    690 پست
    آنلاين
    1 هفته 4 روز 20 ساعت 8 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 5 ثانيه
    منم قرار بود بیام
    دوستان شیرینی خور که بد قولی کردن خدارو شکر
    از بچه های کلاسم آمار گرفتم ما شا الله دریغ از یک نفر قصد اومدن نداشتن
    نا امید شدم.....
    منم نیومدم
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  7. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.52
    نوشته ها
    1,229
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    35
    تشکر شده در
    27 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    خداییش این دو روزه ک تو تابستون(!!!) رفتم دانشگاه اصلا ب یه خود شناسی جدید رسیدم!!!
    احساس میکنم خودمو نمیشناسم! با خودم یه حس غریبگی دارم!!! یه حس غریبگی همراه با تنفر!!!
    یعنی این دو روزه از صبح ک از خواب پاشدم همه یه جوری نگام میکنن!

    خودم: موقع بیدار شدن= چرا آیکون گریه نداریم تو سایت؟؟؟؟
    خودم: موقع حاضر شدن=
    خودم: تو راه خونه تا حرم=
    خودم: موقع سرویس سوار شدن=
    آقای راننده ی سرویس زرده:
    نگهبان دم در دانشگاه:
    آقا بهادر:
    استاد: :|
    خانوم بابایی تو مسجد:
    کلاس ۱۳۵:
    ساختمون علی النقی: :|
    ...

    ذلت بار ترین بخششم اون جاییه ک هر روز صب از ۸۵۷ کیلومتر اونورتر زنگ بزنن ک خواب نمونده باشی و ب کلاس(!!!) برسی!
    واقعا گاهی تصمیمای آدم آینده ای رو واسه ش رقم میزنه ک تا قرن ها حتی نواده هاش روشون نمیشه سرشونو تو اجتماع بالا بگیرن!!!
    مثل این ک آدم واسه شیراز نرفتن دانشگاهو بهونه کنه!
    گفتم ک عبرت بگیرید!

    (برگی از خاطرات یک پشیمان...)





    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  8. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.08
    نوشته ها
    2,960
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,329
    تشکر تشکر شده 
    2,476
    تشکر شده در
    760 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 7 ساعت 9 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    8 دقيقه 46 ثانيه
    این داستان در مورد من هم صدق میکنه
    خاطرات دومین پشیمان..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.08
    نوشته ها
    2,960
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,329
    تشکر تشکر شده 
    2,476
    تشکر شده در
    760 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 7 ساعت 9 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    8 دقيقه 46 ثانيه
    اصاّ غم غربت گرفتیم شدییییید .. :'-(
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  10. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,349
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    3,170
    تشکر تشکر شده 
    1,879
    تشکر شده در
    690 پست
    آنلاين
    1 هفته 4 روز 20 ساعت 8 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 5 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط f.ebrahimi نمایش پست ها
    خداییش این دو روزه ک تو تابستون(!!!) رفتم دانشگاه اصلا ب یه خود شناسی جدید رسیدم!!!
    احساس میکنم خودمو نمیشناسم! با خودم یه حس غریبگی دارم!!! یه حس غریبگی همراه با تنفر!!!
    یعنی این دو روزه از صبح ک از خواب پاشدم همه یه جوری نگام میکنن!

    خودم: موقع بیدار شدن= چرا آیکون گریه نداریم تو سایت؟؟؟؟
    خودم: موقع حاضر شدن=
    خودم: تو راه خونه تا حرم=
    خودم: موقع سرویس سوار شدن=
    آقای راننده ی سرویس زرده:
    نگهبان دم در دانشگاه:
    آقا بهادر:
    استاد: :|
    خانوم بابایی تو مسجد:
    کلاس ۱۳۵:
    ساختمون علی النقی: :|
    ...

    ذلت بار ترین بخششم اون جاییه ک هر روز صب از ۸۵۷ کیلومتر اونورتر زنگ بزنن ک خواب نمونده باشی و ب کلاس(!!!) برسی!
    واقعا گاهی تصمیمای آدم آینده ای رو واسه ش رقم میزنه ک تا قرن ها حتی نواده هاش روشون نمیشه سرشونو تو اجتماع بالا بگیرن!!!
    مثل این ک آدم واسه شیراز نرفتن دانشگاهو بهونه کنه!
    گفتم ک عبرت بگیرید!

    (برگی از خاطرات یک پشیمان...)





    فاطمه یعنی اسطوره طنزی......
    عاشـــــــــــــــــــقتم
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  11. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.52
    نوشته ها
    1,229
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    35
    تشکر شده در
    27 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط Naderi نمایش پست ها
    فاطمه یعنی اسطوره طنزی......
    عاشـــــــــــــــــــقتم
    سیمین جون واسه تو طنزه مادر! واس ما مقتل لهوفه! :|
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  12. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,349
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    3,170
    تشکر تشکر شده 
    1,879
    تشکر شده در
    690 پست
    آنلاين
    1 هفته 4 روز 20 ساعت 8 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 5 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط f.ebrahimi نمایش پست ها
    سیمین جون واسه تو طنزه مادر! واس ما مقتل لهوفه! :|
    کاری به الان ندارم...
    کلا من که طرفدار توام....
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  13. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.52
    نوشته ها
    1,229
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    35
    تشکر شده در
    27 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط Naderi نمایش پست ها
    کاری به الان ندارم...
    کلا من که طرفدار توام....
    واقعا دوست حقیقی اونیه ک تو شرایط ذلت بارم پشت دوستشو خالی نکنه! تو شرایطی ک حتی گربه های دانشگاهم ب آدم میخندن...
    تو شرایطی ک وقتی کسی سوال میکنه تو تابستون دانشگاه چیکار میکنی٬
    آدم مجبوره یا خودشو بزنه ب کر و لالی یا غلیظ بگه "لا فارسی" ک طرف بی خیال شه...
    تو شرایطی ک وقتی از سرویس پیاده میشی عوض دستون درد نکنه ب راننده باید بگی "روم سیاه"...
    وقتی کسی تو این شرایط پات میمونه خیلی ایول داره امام حسینیش...
    یعنی رئیس کنفدراسیون لوتیای عالمی رفیق!
    اشک تو چشام جمع شده!
    چشم مایی بامرام!
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  14. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,349
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    3,170
    تشکر تشکر شده 
    1,879
    تشکر شده در
    690 پست
    آنلاين
    1 هفته 4 روز 20 ساعت 8 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 5 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط f.ebrahimi نمایش پست ها
    واقعا دوست حقیقی اونیه ک تو شرایط ذلت بارم پشت دوستشو خالی نکنه! تو شرایطی ک حتی گربه های دانشگاهم ب آدم میخندن...
    تو شرایطی ک وقتی کسی سوال میکنه تو تابستون دانشگاه چیکار میکنی٬
    آدم مجبوره یا خودشو بزنه ب کر و لالی یا غلیظ بگه "لا فارسی" ک طرف بی خیال شه...
    تو شرایطی ک وقتی از سرویس پیاده میشی عوض دستون درد نکنه ب راننده باید بگی "روم سیاه"...
    وقتی کسی تو این شرایط پات میمونه خیلی ایول داره امام حسینیش...
    یعنی رئیس کنفدراسیون لوتیای عالمی رفیق!
    اشک تو چشام جمع شده!
    چشم مایی بامرام!
    رو سر ما جا داری رفیق
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  15. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.25
    نوشته ها
    6,532
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,101
    تشکر تشکر شده 
    2,949
    تشکر شده در
    1,312 پست
    آنلاين
    5 ماه 4 Weeks 3 ساعت 51 دقيقه 30 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 31 دقيقه 46 ثانيه
    هیچی...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1