صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 40
  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.52
    نوشته ها
    1,229
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    35
    تشکر شده در
    27 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    هیچی...
    هیچی چی؟
    شمام پشیمونید؟
    اگر پشیمونید بگید ک درسی باشه برای آیندگان خجالت نکشید!
    هئی...
    ما اکثر العبر و اقل الاعتبار...
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  2. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.19
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,638
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,095
    تشکر شده در
    727 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 49 ثانيه
    نه بابا

    مجتبی داره میگه(( هیچی دیگه....))

    این یه اخطار بزرگه
    هروقت گفته یه حرکت نابودکننده ای زده بعدش

    اتقوا مجتبی
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  3. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    238
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.47
    محل سکونت
    in my love
    نوشته ها
    1,154
    تشکر تشکر کرده 
    17
    تشکر تشکر شده 
    13
    تشکر شده در
    12 پست
    آنلاين
    7 ساعت 25 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 ثانيه
    اون موقع که شما توی دانشگاه هستید من خونه هستم ولی دلم پیش شماست
    گفتم که بدونید چقدر دوستون دارم
    مـــــــــــــن تـکــــــــــــــــــــــ ــــرار نـــــــــــــمیشــــــــ ـــــود

  4. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.52
    نوشته ها
    1,229
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    35
    تشکر شده در
    27 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    نه بابا

    مجتبی داره میگه(( هیچی دیگه....))

    این یه اخطار بزرگه
    هروقت گفته یه حرکت نابودکننده ای زده بعدش

    اتقوا مجتبی
    چراااااااا؟؟؟
    ب کدامین گناه؟؟؟
    آقا ما خودمون فتاده ایم!
    مردی نبود فتاده را پای زدن...!!!
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  5. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.19
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,638
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,095
    تشکر شده در
    727 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 49 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط f.ebrahimi نمایش پست ها
    چراااااااا؟؟؟
    ب کدامین گناه؟؟؟
    آقا ما خودمون فتاده ایم!
    مردی نبود فتاده را پای زدن...!!!
    علتش رو نمی دونم دقیق
    فقط بترسید
    فقط دعاکنید در حال عصبانیت نگفته باشه

    خدایا ما رو از مغضوبین حضرتش قرارنده
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  6. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.52
    نوشته ها
    1,229
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    35
    تشکر شده در
    27 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    علتش رو نمی دونم دقیق
    فقط بترسید
    فقط دعاکنید در حال عصبانیت نگفته باشه

    خدایا ما رو از مغضوبین حضرتش قرارنده
    آقای *** دکتر شدن ترسناک شدن ... :d
    آمپول دارن دیگه
    آقای دکتر زان جا ک لطف شامل و خلق کریم شماست... جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس...
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  7. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.19
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,638
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,095
    تشکر شده در
    727 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 49 ثانيه
    امروز اولین روز کلاسام بود
    من هم عزمم برای رفتن به کلاس جزم بود
    چون در هرصورت وظیفه ی ماست که در همه ی کلاس ها شرکت کنیم
    اصلا اگر نریم باید در تعهد خودمون شک کنیم
    وبنظرم واجبتر از این کار,کار دیگه ای نباشه
    لذا آماده شدم وتا ایستگاه هم اومدم که یکی از دوستام تماس گرفت وگفت دارم میام دنبالت بریم دور بزنیم

    فکر کرده بود که من از اونام که درس و دانشگاه برام مهم نیست

    هیچی دیگه
    گفتم باشه
    اونم اومد و رفتیم دور زدیم

    (این از اولین روز,خدا کنه بتونم تا آخر ترم چندتا کلاس برم)
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  8. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.25
    نوشته ها
    6,532
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,101
    تشکر تشکر شده 
    2,949
    تشکر شده در
    1,312 پست
    آنلاين
    5 ماه 4 Weeks 3 ساعت 51 دقيقه 30 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 31 دقيقه 46 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    علتش رو نمی دونم دقیق
    فقط بترسید
    فقط دعاکنید در حال عصبانیت نگفته باشه

    خدایا ما رو از مغضوبین حضرتش قرارنده
    طاهر من خیلی می ترسم، بگو که زیاد بد نیست، دعا کن که خیلی عصبانی نشده باشه.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  9. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.19
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,638
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,095
    تشکر شده در
    727 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 49 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    طاهر من خیلی می ترسم، بگو که زیاد بد نیست، دعا کن که خیلی عصبانی نشده باشه.
    ببییییین
    دیگه تموم شد
    دیگه گفت
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  10. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    265
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    416
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    8
    تشکر شده در
    7 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    امروز اولین روز کلاسام بود
    من هم عزمم برای رفتن به کلاس جزم بود
    چون در هرصورت وظیفه ی ماست که در همه ی کلاس ها شرکت کنیم
    اصلا اگر نریم باید در تعهد خودمون شک کنیم
    وبنظرم واجبتر از این کار,کار دیگه ای نباشه
    لذا آماده شدم وتا ایستگاه هم اومدم که یکی از دوستام تماس گرفت وگفت دارم میام دنبالت بریم دور بزنیم

    فکر کرده بود که من از اونام که درس و دانشگاه برام مهم نیست

    هیچی دیگه
    گفتم باشه
    اونم اومد و رفتیم دور زدیم

    (این از اولین روز,خدا کنه بتونم تا آخر ترم چندتا کلاس برم)
    امان امان امان
    از دست رفقا!

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1