صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 72
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,269
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,014
    تشکر تشکر شده 
    2,844
    تشکر شده در
    1,232 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 1 روز 19 ساعت 52 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 49 ثانيه

    روی ماه خداوند را ببوس

    سلام دوستان
    بحث درباره کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» از آقای مستور رو در این تاپیک پیگیری می کنیم.
    بسم الله...
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,269
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,014
    تشکر تشکر شده 
    2,844
    تشکر شده در
    1,232 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 1 روز 19 ساعت 52 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 49 ثانيه
    به نظرتون چرا من از طرح کلی داستان زیاد خوشم نیومد؟
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.64
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 28 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    به نظرتون چرا من از طرح کلی داستان زیاد خوشم نیومد؟
    خب می تونه دلایل شخصی داشته باشه.
    شاید شما انقدر ایمانتون قویه که "آیا خدایی هست؟" یا "این همه بیماری برای چه؟"دیگه برای شما سوال نیست
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه

    Wink

    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    به نظرتون چرا من از طرح کلی داستان زیاد خوشم نیومد؟
    به نظر تو چرا باید برامون مهم باشه؟؟؟؟؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    کتابی زیبا و عمیق و جذاب با محتوایی مهم و سخت و قالبی مناسب و قلمی شیوا
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.64
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 28 ثانيه
    قبل از هر چیز تشکر می کنم از بانیان ساعت سبز که باعث ترویج فرهنگ کتابخونی میشن اونم به صورت جمعی که خودش باعث انگیزه میشه.
    و همجنین به خاطر پیشنهاد خوب کتاب روی ماه خداوند را ببوس
    اما نظرم راجع به کتاب:
    قبل از خوندن کتاب فکر می کردم نهایتا می خواد به ما فلسفه آفات و شرور رو یا اثبات خداوند رو به شکل داستان به ما بگه،و چون من قبلا دلایل عقلی این سوالات رو گرفته بودم؛فکر می کردم که دیگه وقت تلف کردنه داستان خوندن.
    بعد از خوندن کتاب شخصا خیلی حس خوبی داشتم و تغییر نگرش رو در خودم احساس می کردم.

    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.64
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 28 ثانيه
    اصلا فکر نمی کردم این کتاب به من چیزی اضافه کنه تا این که رسیدم به این پاراگراف فوق العاذه:
    در تجربه ی خداوند بر خلاف تجربه ی طبیعت که قانون هاش بعد از آزمایش بدست میاد،اول باید به قانونی ایمان بیاری و بعد اون رو آزمایش کنی.
    حتی باید بگم هر چه ایمانت به اون قانون قوی تر باشه احتمال موفقیت آزمون ها بیشتره.
    بعنی هر اندازه که به خداوند ایمان داشته باشی خداوند همون اندازه برای تو وجود داره.هر چه بیشتر به او ایمان بیاری،وجود و حضور او برای تو بیشتر میشه.صفحه 73

    شاید اینو خیلی هامون تو زندگی مخصوصا جاهای سختش تجربه کرده باشیم.
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    مسعود جان نظرت درباره پایان بندی کتاب چیه؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    453
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.23
    محل سکونت
    بام ایران
    نوشته ها
    360
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    6
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    کتابی زیبا و عمیق و جذاب با محتوایی مهم و سخت و قالبی مناسب و قلمی شیوا
    شاید امیرحسین یادش باشه که تو کانون ادبی هم که کتاب رو نقد کردیم، بنده وبعضی از دوستان دیگه حتی در بخشهایی خود ایشون با طرح داستان ونوع پرداخت مطالب موافق نبودیم. اگه بخوام خلاصه کنم بنظرم خیلی صریح گفته مثلا از قالب بحث دو دوست استفاده کرده، تقریبا شعاریه، بنظر من نویسنده داستان رو لمس نکرده وخیلی دنبال القا یک تفکر بوده، و ضعف های از این دست رو با پایان شدیدا نمادین به اوج رسونده. البته همونطور که امیرحسین گفت قوت هایی مانند نثر روان و زیباش قابل انکار نیست.

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.64
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 28 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    مسعود جان نظرت درباره پایان بندی کتاب چیه؟

    به جملات خود کتاب اشاره می کنم که خیلی زیبا حضور خداوند رو با معصومیت کودکی یادمان آورد.
    "شاید خداوند در هیچ جای دیگر هستی مثل معصومیت کودکی،خودش را اینگونه آشکار نکرده باشد.من گاهی از شدت حضور خداوند در کودکان پر از هراس می شوم و دلم شروع می کند به تپیدن.
    دلم آنقدر بلند بلند می تپد که بهت زده می دوم تا از لای انگشتان کودکان خداوند را برگیرم ."
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.64
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 28 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
    شاید امیرحسین یادش باشه که تو کانون ادبی هم که کتاب رو نقد کردیم، بنده وبعضی از دوستان دیگه حتی در بخشهایی خود ایشون با طرح داستان ونوع پرداخت مطالب موافق نبودیم. اگه بخوام خلاصه کنم بنظرم خیلی صریح گفته مثلا از قالب بحث دو دوست استفاده کرده، تقریبا شعاریه، بنظر من نویسنده داستان رو لمس نکرده وخیلی دنبال القا یک تفکر بوده، و ضعف های از این دست رو با پایان شدیدا نمادین به اوج رسونده. البته همونطور که امیرحسین گفت قوت هایی مانند نثر روان و زیباش قابل انکار نیست.

    یکی از نقاط ضعفش این بود که سوال مهم "آیا خدایی هست" یا "این همه بیماری برای چه؟" اصلا خوب پرداخت نشده بود و نویسنده مقدمه ی خوبی برای رسیدن به این سوال آماده نکرده بود به خاطر همین اصلا به دل نمی نشست.
    مثلا صفحه 23،شایذ هم چون توی این روزمرگی های زندگی این سوال ها دیگه برای کسی دغدغه نیست به خاطرهمینم جملش خیلی گیرا نیست و فرد رو درگیر نمی کنه.
    یا مثلا جایی که اون راننده تاکسیه تعریف می کنه که صدای ی سوسکه رو تو یک حفره ای در دیوار شنیده و رفته نجاتش داده،خوب بهش نپرداخته بود.
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود بابایی نمایش پست ها

    یکی از نقاط ضعفش این بود که سوال مهم "آیا خدایی هست" یا "این همه بیماری برای چه؟" اصلا خوب پرداخت نشده بود و نویسنده مقدمه ی خوبی برای رسیدن به این سوال آماده نکرده بود به خاطر همین اصلا به دل نمی نشست.
    مثلا صفحه 23،شایذ هم چون توی این روزمرگی های زندگی این سوال ها دیگه برای کسی دغدغه نیست به خاطرهمینم جملش خیلی گیرا نیست و فرد رو درگیر نمی کنه.
    یا مثلا جایی که اون راننده تاکسیه تعریف می کنه که صدای ی سوسکه رو تو یک حفره ای در دیوار شنیده و رفته نجاتش داده،خوب بهش نپرداخته بود.
    موافقم با جمله اولت ما به نظر من بهترین تیکه داستان همین ماجرای سوسکه بود چون غیرمستقیم به مفهوم و پیام داستان پرداخته بود و به شدت به یادماندنی بود.البته شخصا با داستان خیلی درگیر شدم
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.64
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 28 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    موافقم با جمله اولت ما به نظر من بهترین تیکه داستان همین ماجرای سوسکه بود چون غیرمستقیم به مفهوم و پیام داستان پرداخته بود و به شدت به یادماندنی بود.البته شخصا با داستان خیلی درگیر شدم
    شاید مفهوم خوبی داشته باشه ولی قابل باور نیست از طرف یک راننده تاکسی،این مطلبو شاید ما در مورد یکی از عرفا هم بشنویم ان قلت بیاریم و درکش برامون سخت باشه.
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  14. Top | #14

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود بابایی نمایش پست ها
    شاید مفهوم خوبی داشته باشه ولی قابل باور نیست از طرف یک راننده تاکسی،این مطلبو شاید ما در مورد یکی از عرفا هم بشنویم ان قلت بیاریم و درکش برامون سخت باشه.
    اتفاقا این که از زبان یک شخص نامتعارف این داستان مطرح میشه تاثیرگذارتره
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  15. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.64
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 28 ثانيه
    "اگه خداوندی وجود داشته باشه،مرگ پایان همه چیز نخواهد بود و در این شرایط اگه من همه ی عمرم با فرض نبود او زندگی کنم دست به ریسک بزرگ و خطرناکی زده هم. من این خطر رو با تمام پوست و گوشت و استخوانم حس می کنم."
    این هم پاراگرافی بود که منو یاد مثالی از استاد قرائتی (کتاب تمثیلات) انداخت که شاید خالی از لطف نباشه بیارم:
    راننده ای رو مثال زدند که برای رفتن به جاده ای کوهستانی در زمستان با خود زنجیر چرخ می برد و نسبت به دیگر راننده ها فقط چند کیلویی بار اضافه برده ولی خاطر جمع است.(در مورد ریسک)
    یا آیت الله مکارم تو کتاب اصول عقایدشون قاعده ی دفع ضرر احتمالی که ی قاعده ی عقلیه رو مطرح می کنند.
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1