صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 67 , از مجموع 67

موضوع: سنگسار ثریا

  1. Top | #61

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها

    پس ینی روایتی که راجع به رجم هس ضعیفه و از تحریفاته؟
    مگه برای اعمال حکم یه روایت اون رو کاملا بررسی نمیکنن؟
    مقاله آیت الله جناتی دراین باره رو در نشریه فقه ش 65 از دفتر تبلیغات اسلامیو لطفا حتما مطالعه کنید.بخشیشو که مربوط به سوالتونه عینا ذکر می کنم:
    خبارى كه براى حكم رجم به آنها استدلال شده است عبارت‏اند از:
    روايت اول:
    1. قال ابوهريره جاء ماعز بن مالك إلى النبى(ص) فقال إنى زنيت فاعرض عنه ثم قال إنى زنيت فاعرض عنه ثم قال إنى زنيت فاعرض عنه ثم قال قد زنيت فاعرض عنه حتى أقر أربع مرات فأمر به أن يرجم فلما أصابته الحجارة أدبر يشتد فلقيه رجل بيده لحى جمل فضربه فصرعه فذكر للنبى(ص) فراره حين مستة الحجارة قال فهل لا تركتموه;5
    ابوهريره مى‏گويد ماعز بن مالك خدمت پيامبر(ص) رسيد و به او گفت من زنا كردم; پيامبر از او روى گرداند. باز گفت من زنا كردم; دوباره از او روى گرداند. سپس تكرار كرد; اين‏بار هم پيامبر از او روى گردانيد. او پس از اينكه چهار مرتبه اقرار به زنا كرد، پيامبر دستور رجم او را صادر كرد و او را سنگسار نمود. همين‏كه مورد اصابت سنگ‏ها قرار گرفت، پشت كرد و پا به فرار گذاشت. فردى كه استخوان شترى را در دست داشت، پس از آنكه به او رسيد آن را بر او كوبيد و مرد. جريان را به پيامبر(ص) خبر دادند. حضرت فرمود چرا او را رها نكرديد.
    مانند اين خبر را عبدالله بن بريده از پدرش روايت كرده است6 و تنها فرقى كه با اين خبر دارد، اين است كه رسول خدا(ص) در اين خبر از قوم و خويشان ماعز درباره عقلش پرسيد، آنها به عقل او شهادت دادند و وقتى كه مسلم شد او عاقل بوده، پيامبر دستور رجم وى را دادند.

    بررسى و نقد:
    اولاً، از نظر سندْ اصل صدور خبر از معصومين ثابت نيست; زيرا راوى آن ابوهريره است و او در جعل و ساختن حديث نظير نداشت. او جعليات خود را براى كعب‏الاحبار يهودى كه ظاهراً مسلمان شده بود، نقل مى‏كرد و او هم براى ابوهريره از تورات نقل مى‏كرد. هردو اهل يمن بودند و پيش از اسلام آوردن هم با هم ارتباط داشتند. احاديث او اصلاً مورد اعتبار نبوده و در آن زمان همگان حتى خلفا و برخى از پيشوايان مذاهب اهل‏سنت از آن آگاهى داشتند. او بعد از جنگ خيبر اسلام آورد و حدود سه سال پيامبر(ص) را درك نمود و در سال 57 وفات كرد. وى در اين مدت هزارها حديث از رسول خدا(ص) براى مردم نقل كرد بدون اينكه شاهدى بر آن باشد. اين امر سبب شد تا خلفا او را از نقل حديث منع كنند. سائب مى‏گويد ابوهريره و كعب‏الاحبار را تهديد كرد كه اگر نقل حديث را از رسول خدا ترك نكنند، ابوهريره را به سرزمين ديس، و كعب‏الاحبار را به سرزمين غزه تبعيد مى‏كند. بنا به گفته اهل تحقيق، هردوى آنها دروغ‏گو بودند.7 جاحظ در كتاب توحيد مى‏گويد: او در نقل حديث از رسول خدا ثقه نيست و على (رضى الله عنه) او را در روايت توثيق نمى‏كرد، بلكه به نظر او مورد اتهام بود و قدحش مى‏كرد. عمر و عايشه نيز چنين مى‏كردند. با وجود منع خلفا و برخى از بزرگان اهل‏سنت در نقل حديث از ابوهريره، 7374 حديث از او در مجامع حديثى اهل‏سنت نقل شده است و بيشتر آنها پس از كشته‏شدن عثمان و پيدايش حكومت معاوية بن ابى‏سفيان و آنانى كه به معاويه گرويده بودند به جعل حديث پرداختند و طرفداران معاويه آنها را در جامعه پخش مى‏كردند;
    ثانياً، اين خبر از اخبار آحاد است;
    ثالثاً، اين روايت با اخبارى كه بعداً بيان مى‏شوند معارض است; زيرا در بعضى از آنها مانند خبر سوم، به تازيانه و دوركردن زانى به مدت يك سال از بلد حكم مى‏شود، و در بعضى ديگر بين تازيانه و رجم جمع شده است. ابوهريره از كسانى بود كه به امام على(ع) نسبت‏هاى ناروايى مى‏داد.8 به هر حال احاديث رجم و سنگسار را تنها ابوهريره و بعضى ديگر كه از او بدتر بودند، مانند زيد بن خالد و امثال او روايت كرده‏اند نه غير آنها، در صورتى كه اگر اين حكم شرعاً واقعيت داشت، راويان حديثْ احاديث آنها را نقل مى‏كردند، در حالى كه كسى از غير او نقل نكرده است. با اين حال جاى تعجب است كه چگونه بعضى از علماى اهل‏سنت او را عادل و راستگو و از اصحاب پيامبر و نگهدارنده احاديث او مى‏دانند.

    روايت دوم:
    على بن ابراهيم از محمد بن عيسى و او از يونس و از اوان و از ابى‏العباس و او از امام صادق(ع) نقل كرد كه فرمود مردى خدمت پيامبر(ص) رسد و گفت:
    إنى زنيت ثم جاء اليه الثالثة فقال يا رسول الله إنى زنيت و عذاب الدنيا أهون من عذاب الآخرة فقال رسول الله(ص) أبصاحبكم بعس (يعنى به جنّة) قالوا لا فأقر على نفسه الرابعة فأمر به رسول الله(ص) فحفروا له حفيرة فلما ان وجد مس الحجارة خرج يشتد فلقيه الزبير فرماه بساق بعير فسقط فعقله به فأدركه الناس فقتلوه فأخبروا النبى(ص) بذلك فقال هل لا تركتموه ثم قال لو استتر ثم تاب كان خيراً له;9
    مردى خدمت رسول خدا رسيد و به حضرت گفت من زنا كردم. مرتبه دوم كه خدمت او رسيد، آن را تكرار كرد و گفت تحمل عذاب دنيا براى من از عذاب آخرت آسان‏تر است. پيامبر رو به كسى كه با آن مرد بود كرد و گفت آيا دوست شما را اشكالى است؟ (يعنى ديوانه است)، گفت نه. چهارمين‏بار كه او اقرار به زنا كرد، حضرت دستور داد برايش گودالى حفر شد و او را در آنجا انداختند (سنگ‏ها به طرف او پرتاب شد)، همين‏كه سنگ‏ها به او برخورد كردند، از گودال خارج شد و پا به فرار گذاشت. زبير كه با وى برخورد كرد، با ساق شترى كه در دست داشت بر سر او زد و روى زمين افتاد. آن‏گاه او را به بند كشيد و مردم در آن وقت رسيدند و او را كشتند. زمانى كه رسول خدا از جريان باخبر شد، فرمود چرا رهايش نكرديد؟ سپس فرمود اگر پنهان مى‏داشت سپس توبه مى‏كرد برايش بهتر بود.

    بررسى و نقد:
    اولاً، از نظر سند تمام نيست. جهت اول از جهات چهارگانه‏اى كه در اعتبار و حجيت خبر دلالت دارد، اصل صدور خبر از معصوم است. از اين‏رو اگر همه راويان حديث كه در سلسله سند قرار دارند مورد وثوق و اطمينان نباشند، فقها و علماى حديث براساس آن حكمى را بيان نمى‏كنند; زيرا آن را معتبر نمى‏دانند. ازجمله آنها شيخ صدوق است; وى به دليل اينكه راويان اين خبر را مورد وثوق و اطمينان نمى‏دانست، آن را مورد اشكال قرار داده است. او از ابن‏وليد درباره محمد بن عيسى بن عبيد كه در سند خبر قرار دارد، نقل مى‏كند كه گفت آنچه او از كتاب‏هاى يونس به تنهايى روايت مى‏كند، اعتبار ندارد. ابوجعفر بن بابويه در رجال »نوادر الحكمة« درباره او مى‏گويد: آنچه او به تنهايى روايت مى‏كند من آن را نقل نمى‏كنم و شيخ طوسى در »فهرست« او را ضعيف دانسته است.
    اما درباره يونس كه در سند خبر قرار دارد، برخى او را بدتر از محمد بن عيسى دانسته‏اند. فضل بن شاذان به نقل از كشى مى‏گويد: او از دروغ‏پردازان است;
    ثانياً، شرايطى كه بايد در حكم رجم رعايت شود، در اين خبر رعايت نشده است. ازجمله آنها آگاهى زانى از حكم شرع، محصن، عاقل‏بودن، و مجبورنبودن در عمل است.
    به هر حال اگرچه راوى اين حديث (على بن ابراهيم) مورد اطمينان است، ولى بقيه سلسله سند اين ويژگى را ندارند و بر اين اساس نمى‏توان آن را دليل بر حكم رجم قرار داد.
    روايت سوم:
    ابوهريره و زيد بن خالد جهنى نقل كرده‏اند كه مردى از اعراب خدمت رسول خدا(ص) رسيد و گفت:
    يا رسول الله أنشدك الله ألا قضيت لى بكتاب الله فقال الخصم الآخر وهو أفقه منه نعم فاقض بيننا بكتاب الله وأذن لى فقال رسول‏الله(ص) قل. قال إن ابنى كان عسيفاً على هذا فزنى بأمراته وإنى أخبرت أن على ابنى الرجم فافتديت منه بمأة شاة ووليده. فسألت أهل العلم فاخبرونى انما على ابنى جلد مأة وتغريب عام وانّ على إمراة هذا الرجم فقال رسول‏الله(ص) والذى نفسى بيده لا قضين بينكما بكتاب الله الوليدة والغنم رد وعلى ابنك جلد مأة وتغريب عام واغد يا أنيس إلى امرأة هذا فإن اعترفت فارجمها قال فغدا عليها فاعترفت فأمر بها رسول الله(ص) فرجمت;10
    مردى عرب خدمت پيامبر(ص) رسيد و عرض كرد تو را به خداوند قسم مى‏دهم كه بر من جز به كتاب خدا حكم نكنيد.
    دشمن مقابل كه از او داناتر بود گفت آرى بين ما به كتاب خدا حكم كن و به پيامبر گفت به من اذن سخن بده. حضرت به او اذن داد. او گفت پسر من نزد اين شخص كارگر بود و با زن او زنا كرده و به من خبر رسيد كه بر او حكم رجم است و من براى او صد گوسفند و يك كنيز فديه دادم و بعد از عالمان پرسيدم، آنها گفتند كه بر پسرم صد تازيانه و يك سال دورى از وطن، و بر زن رجم است. آن‏گاه رسول خدا فرمود سوگند به آن كه جان من در دست اوست، به كتاب خداوند بين شما حكم مى‏كنم; كنيز و گوسفندان به تو بازگردانده مى‏شوند، و اما بر پسر تو صد تازيانه و يك سال دورى از وطن است. پس اى انيس برو نزد همسر اين شخص، اگر او اعتراف به زنا نمود، وى را سنگسار كنيد.
    راوى مى‏گويد انس نزد آن زن رفت و او به گناه خود اعتراف نمود، آن‏گاه پيامبر دستور رجم او را صادر كرد.
    بررسى و نقد:
    اولاً، از نظر سند تمام نيست; زيرا سند اين خبر به ابوهريره و زيد بن خالد منتهى مى‏شود، كه اهل استنباط براى حديث آنها اعتبارى قائل نيستند;
    ثانياً، اين خبر با خبرى كه خود ابوهريره درباره رجم زانى نقل كرده است، و نيز با حديثى كه ابن‏ماجه در »سنن« خود11 و مسلم بن حجاج از ابن‏بريدة بيان كرده‏اند، مخالف است;
    ثالثاً، اين خبر با اخبارى كه دلالت دارند بر اينكه اگر كسى چيزى را نداند حكمى بر او بار نمى‏شود، منافات دارد. ازجمله آن اخبار، خبرى است كه پيامبر(ص) فرمود: »از امت من آنچه را كه نمى‏دانند برداشته شده است«. در اين مورد لازم بود كه انس از آن زن مى‏پرسيد كه آيا حكم خدا (رجم) را درباره زناى محصنه مى‏دانسته يا خير؟ و آيا بر واقع‏شدن زنا مجبور بوده يا خير؟ بنابراين اگر حكم خدا را، نه از طريق ابلاغ و نه از غير آن، نمى‏دانسته و يا بر آن مجبور بوده، بر او حدى نمى‏توان قائل شد و چگونه مى‏توان پذيرفت كه رسول خدا(ص) اين مطالب را به انس گوشزد نكرده باشد;
    رابعاً، حكم رجم در كتاب خدا وجود ندارد، پس گونه پيامبر(ص) با اينكه در روايت سوگند خورد كه براساس كتاب خدا حكم كند، حكم زانى را رجم قرار داد؟ بلى اگر مى‏گفت من بين شما حكم مى‏كنم، ولى نمى‏فرمود براساس كتاب خدا، اين اشكال بر اين خبر وارد نمى‏شد;
    خامساً، چگونه بر رجم آن زن حكم شد، با اينكه شرط مسلم رجم چهارمرتبه اقرار زانى به آن است و اين شرط در جريان آن وجود ندارد.
    اشكالات ديگرى نيز به اين خبر وارد است، ازجمله قسم‏دادن رسول خدا(ص) به اينكه او براساس كتاب خدا حكم كند! مگر جاى اين احتمال است كه او برخلاف حكم خدا حكمى را براى موضوعى بيان كند; و ديگر آنكه چگونه رسول خدا(ص) بدون حضور گناهكار و چهاربار اقرار او به زنا، حكم رجم را صادر مى‏نمايد.
    روايت چهارم:
    عبادة بن صامت از پيامبر(ص) نقل كرد كه فرمود:
    خذوا عنى خذوا عنى قد جعل الله لهن سبيلاً البكر بالبكر جلد مأة ونفى سنة والثيب بالثيب جلد مأة والرجم;12
    از من بگيريد از من بگيريد، همانا خداوند براى آنان (كه زنا كرده‏اند) راهى قرار داد; پسر باكر با دختر باكره صد تازيانه و يكسال دورى از وطن، و بر مرد و زن همسردار جمع بين حكم صد تازيانه و سنگسار.
    بررسى و نقد:
    اولاً، اين خبر از نظر سند قطعى‏الصدور نيست;
    ثانياً، با اخبارى كه گذشت معارض است; زيرا در آنها براى زنان همسردار به جمع بين صد تازيانه و رجم حكم نشده و تنها بر رجم بسنده شده است، و نيز براى بكر (پسر باشد يا دختر)، به جمع بين صد تازيانه و دورى از وطن حكم نشده است و اين حكم به جمع در آنها، با راه نجاتى كه در آيه براى آنها منظور داشته منافات دارد; خداوند در قرآن كريم براى زنان، سبيل و راه نجات را گوشزد كرده و فرموده است: ... فامسكوهن فى البيت حتى يتوفيهن الموت ويجعل الله لهن سبيلاً13 ولى ممكن است مراد از سبيل كه در آيه قرار دارد، ازدواج آنها باشد;
    ثالثاً، اين خبر با آيه دوم از سوره نور كه درصدد بيان حكم بوده، مخالف است; زيرا در آن آيه بين دو حكم براى زانى و زانيه جمع نشده است; خداوند فرمود: الزانية والزانى فاجلدوا كل واحد منهما مأة جلدة ولا تأخذكم بهما رأفة فى دين الله إن كنتم تؤمنون بالله، واضح است كه نمى‏شود جزئى از حكم، كه صد جلد تازيانه است ذكر شود ولى جزء ديگر آن ذكر نشود.
    روايت پنجم:
    محمدبن عيسى از حسين بن سعيد از النصر از عاصم بن حميد از ابى بصير از امام صادق(ع) كه فرمود:
    الرجم حدالله الأكبر والجلد حدالله الأصغر وإذا زنى الرجل المحسن رجم ولا يجلد;
    امام صادق(ع) فرمود: رجم، حد بزرگ خدا و تازيانه، حد كوچك‏تر خداست و اگر محصن زنا كرد، رجم مى‏شود نه تازيانه.
    در »منتهى المقال« نقل شده است كه اباجعفر بن بابويه هيچ‏گاه از او روايت نمى‏كند و شيخ طوسى هم او را ضعيف شمرده است.
    در اين زمينه اخبار ضعيف ديگرى نيز از نظر سند وجود دارد كه نيازى به بيان آنها نيست.
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  2. Top | #62

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.07
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 16 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    مقاله آیت الله جناتی دراین باره رو در نشریه فقه ش 65 از دفتر تبلیغات اسلامیو لطفا حتما مطالعه کنید.بخشیشو که مربوط به سوالتونه عینا ذکر می کنم:
    خبارى كه براى حكم رجم به آنها استدلال شده است عبارت‏اند از:
    روايت اول:
    1. قال ابوهريره جاء ماعز بن مالك إلى النبى(ص) فقال إنى زنيت فاعرض عنه ثم قال إنى زنيت فاعرض عنه ثم قال إنى زنيت فاعرض عنه ثم قال قد زنيت فاعرض عنه حتى أقر أربع مرات فأمر به أن يرجم فلما أصابته الحجارة أدبر يشتد فلقيه رجل بيده لحى جمل فضربه فصرعه فذكر للنبى(ص) فراره حين مستة الحجارة قال فهل لا تركتموه;5
    ابوهريره مى‏گويد ماعز بن مالك خدمت پيامبر(ص) رسيد و به او گفت من زنا كردم; پيامبر از او روى گرداند. باز گفت من زنا كردم; دوباره از او روى گرداند. سپس تكرار كرد; اين‏بار هم پيامبر از او روى گردانيد. او پس از اينكه چهار مرتبه اقرار به زنا كرد، پيامبر دستور رجم او را صادر كرد و او را سنگسار نمود. همين‏كه مورد اصابت سنگ‏ها قرار گرفت، پشت كرد و پا به فرار گذاشت. فردى كه استخوان شترى را در دست داشت، پس از آنكه به او رسيد آن را بر او كوبيد و مرد. جريان را به پيامبر(ص) خبر دادند. حضرت فرمود چرا او را رها نكرديد.
    مانند اين خبر را عبدالله بن بريده از پدرش روايت كرده است6 و تنها فرقى كه با اين خبر دارد، اين است كه رسول خدا(ص) در اين خبر از قوم و خويشان ماعز درباره عقلش پرسيد، آنها به عقل او شهادت دادند و وقتى كه مسلم شد او عاقل بوده، پيامبر دستور رجم وى را دادند.
    خو همین کافیه که نظرم برگرده.ینی وسط ظهر درحال چاه کندن باشم و افتاب پوستمو بکنه از جاش،ابوهریره بیاد بگه روز بخیر بش میگم شب بخیر.
    بگه روزه باور نمیکنم که.چوپان دروغگو صد شرف داره به این مثلا صحابی

  3. Top | #63

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساده نمایش پست ها

    الان که فک کنم از قانون مجازات برداشته شده...
    دلایل مختلفی برای موافق و مخالف هست که ادم گاهی میمونه در نهایت به کدون نظر معتقد شه...واقعا سخته

    شمام دلال مخالفتتون رو بگید ...بحث جالبیه...از اعدام بحث برانگیز تره.
    نخیر با اصرار ش نگهبان در قانون موجود هم هست
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  4. Top | #64

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    330
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.16
    محل سکونت
    ديار افغان؛مشهد
    نوشته ها
    340
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    2
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساده نمایش پست ها
    سلام



    این فیلم محصول سال 2008 هست ولی من چند شب پیش برا اولین بار دیدمش!!!
    دوستانی که دیدن نظرشون راجع به این فیلم چیه؟؟
    بنده این فیلم رو محکوم میکنم...

  5. Top | #65

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه

    Red face

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamadreza نمایش پست ها
    بنده این فیلم رو محکوم میکنم...
    تکبیییییر
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  6. Top | #66

    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    شماره عضویت
    413
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    روی زمین خدا
    نوشته ها
    1,624
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    24
    تشکر شده در
    20 پست
    آنلاين
    31 دقيقه 9 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    نخیر با اصرار ش نگهبان در قانون موجود هم هست
    کدوم ماده ....من که پیداش نکدم....
    پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

    چون شیشه عطری که درش گم شده باشد ...


  7. Top | #67

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساده نمایش پست ها
    کدوم ماده ....من که پیداش نکدم....
    ماده 225
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1