نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.40
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 41 دقيقه 17 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 22 ثانيه

    انسان کامل یا کاملا انسان؟!

    شما طرفدار کدام هستید؟

    خودتان دنبال کدام هستید؟

    اصلا به نظر شما در دنیای ما کدام درست هست ؟

    کدام امکانپذیر هست؟

    یا هر سوال دیگه که در مورد این بحث به نظرتون میرسه
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 7 ساعت 43 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها
    شما طرفدار کدام هستید؟

    خودتان دنبال کدام هستید؟

    اصلا به نظر شما در دنیای ما کدام درست هست ؟

    کدام امکانپذیر هست؟

    یا هر سوال دیگه که در مورد این بحث به نظرتون میرسه
    باید درباره این تو واژه تعریف ارائه بدی، البته به نظرم این کار رو نکردی تا خود ما یه تعریفی هم ارائه بدیم.
    انسان کامل بار ارزشی مثبت داره، اما کاملا انسان رو من هرچی فکر کردم بار معنایی مثبتی براش پیدا نکردم، چون انسان یه معنای کلی داره که مصداقش هم میتونه کامل باشه و هم ناقص، پس کاملا انسان مفهوم مثبتی نیست.


    به افتخار خیال کج که شیرین بیانیش رو از به طرز طنز اورده در عرفان و میخواد این قله قاف رو برای ما نمکین تبیین کنه، پیشنهاد میدم برای ساعت سبز دو هفته آینده کتاب هایی درباره انسان کامل مطالعه کنیم، هم موضوع بسیار خوبیه، هم کتاب های بسیار خوبی در این زمینه هست از بزرگانی مثل شهید مطهری و آقای حسن زاده آملی و دیگر بزرگان

    هستیمتا!
    داریمتا!

    ویرایش توسط شیدا : 16-11-13 در ساعت 15:27
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.40
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 41 دقيقه 17 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 22 ثانيه
    عنوان این تاپیک از پیشگفتار چاپ سوم حافظ نامه (خرمشاهی) با همین عنوان، به وام گرفته شده

    مقاله حدود دوازده صفحه است ابتدا سعی میکنم بخشهایی از اون رو که به عنوان ربط داره اینجا بیارم (البته توصیه میکنم خود پیشگفتار رو بخونید) بعد نظر خودم .
    :
    {{حافظی که من میشناسم میگوید "به عُجب علم نتوان شد از اسباب طرب محروم" وبا وجودداشتن مقام شامخ علمی و ایمانی و دینی و عرفانی از ضعفهای بشری خالی نبوده است (یه چیزی تو مایه های مجتبای خودمون!!!) و به نظر می رسد به گناهان

    بی آزار و بی اهمیت، و اگر بتوان گفت به گناهان "زیباشناختی" میل داشته است. و چنین می نماید که "در علم نظر بینا" است و اهل نظر و نظربازی های معصومانه نیز بوده است. اگر چنین نبود اینهمه نشاط حیات در شعرش موج نمی زد و طنز و طرب غزلهایش غلغله در غرفه های دل و گنبد افلاک نمی افکند. در یک کلام :

    حافظ انسان کامل نبوده است، کاملا انسان بوده است. پیر او معلوم نیست کیست ....




    تا کسی نپذیرد که حافظ برای زیبایی های دنیوی و شعر و سخن وسخنوری و ظرائف لفظی و صنایع زبانی و ادبی شأن و اصالتی قائل است، رهیافتش به حافظ کژی و کاستی خواهد داشت.


    ..حافظ بر آن نیست که بهترین شعر عرفانی ترین شعر است..

    ...کافیست انتقادهای مولانا را از عروض و قافیه به یاد آوریم اما برای حافظ "لطف طبع" و "سخن گفتن دری" اصل است....}}




    ببخشید بیش ازین نقل کنم طولانی و خسته کننده میشه لطف کنید تا همین جا برداشتتون از بحث اقای خرمشاهی و نظر خودتون رو بگید (اگه نظری دارید البته)
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 7 ساعت 43 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 51 ثانيه
    گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین
    گفتا به کوی عشق همین و هم آن کنند...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 7 ساعت 43 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 51 ثانيه
    خیلی دید لطیف و هنری ای مطرح کردی، گناه زیبایی شناختی خیلی برای من معنا داره اما دست و بالم از نوشت بستست.
    نمونه یک متن گناه زیبایی شناختی:

    واعظان کاین جلوه...
    شهر، «منبر»...
    و آن میز دونفره ی کنج کافه، «خلوت»...
    برای آن کار دیگر...

    (از سید یاسر)
    ویرایش توسط شیدا : 16-11-13 در ساعت 23:31
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.02
    نوشته ها
    2,004
    تشکر تشکر کرده 
    1,139
    تشکر تشکر شده 
    549
    تشکر شده در
    215 پست
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 55 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها
    شما طرفدار کدام هستید؟

    خودتان دنبال کدام هستید؟

    اصلا به نظر شما در دنیای ما کدام درست هست ؟

    کدام امکانپذیر هست؟

    یا هر سوال دیگه که در مورد این بحث به نظرتون میرسه
    به نظرمن :انسان کامل:فردی که به مراحل عالی ازسلوک ومعرفت وایمان و...رسیده باشدوچنین فردی مسلما کاملا انسان نیزهست،ولی کاملاانسان: ممکن است فردکاملا معمولی باشدکه صفات نیک انسانی مثل کمک به دیگران ودوری ازشهوات و... راداشته باشد،چنین فردی انسان کامل نیست ولی کاملا انسان است

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.40
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 41 دقيقه 17 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 22 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط باحال نمایش پست ها
    به نظرمن :انسان کامل:فردی که به مراحل عالی ازسلوک ومعرفت وایمان و...رسیده باشدوچنین فردی مسلما کاملا انسان نیزهست،ولی کاملاانسان: ممکن است فردکاملا معمولی باشدکه صفات نیک انسانی مثل کمک به دیگران ودوری ازشهوات و... راداشته باشد،چنین فردی انسان کامل نیست ولی کاملا انسان است

    این تلاش خیلی خوبی است

    به نظرتون آیا میشه این دو را به هم نزدیک کرد؟ یا حتی بیشتر؟ مثلا اهل فن می گویند: با آنکه _بله و درسته که_ عقل و عشق در سطوح پایین با هم تنافی و حتی تضاد دارند اما در سطوح بالا خیلی به هم نزدیک یا حتی _بله و به نظر من درسته که_ یکی میشن

    آیا این مساله اینجا هم صدق میکنه؟

    چطور ؟

    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.72
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها
    عنوان این تاپیک از پیشگفتار چاپ سوم حافظ نامه (خرمشاهی) با همین عنوان، به وام گرفته شده

    مقاله حدود دوازده صفحه است ابتدا سعی میکنم بخشهایی از اون رو که به عنوان ربط داره اینجا بیارم (البته توصیه میکنم خود پیشگفتار رو بخونید) بعد نظر خودم .
    :
    {{حافظی که من میشناسم میگوید "به عُجب علم نتوان شد از اسباب طرب محروم" وبا وجودداشتن مقام شامخ علمی و ایمانی و دینی و عرفانی از ضعفهای بشری خالی نبوده است (یه چیزی تو مایه های مجتبای خودمون!!!) و به نظر می رسد به گناهان

    بی آزار و بی اهمیت، و اگر بتوان گفت به گناهان "زیباشناختی" میل داشته است. و چنین می نماید که "در علم نظر بینا" است و اهل نظر و نظربازی های معصومانه نیز بوده است. اگر چنین نبود اینهمه نشاط حیات در شعرش موج نمی زد و طنز و طرب غزلهایش غلغله در غرفه های دل و گنبد افلاک نمی افکند. در یک کلام :

    حافظ انسان کامل نبوده است، کاملا انسان بوده است. پیر او معلوم نیست کیست ....




    تا کسی نپذیرد که حافظ برای زیبایی های دنیوی و شعر و سخن وسخنوری و ظرائف لفظی و صنایع زبانی و ادبی شأن و اصالتی قائل است، رهیافتش به حافظ کژی و کاستی خواهد داشت.


    ..حافظ بر آن نیست که بهترین شعر عرفانی ترین شعر است..

    ...کافیست انتقادهای مولانا را از عروض و قافیه به یاد آوریم اما برای حافظ "لطف طبع" و "سخن گفتن دری" اصل است....}}




    ببخشید بیش ازین نقل کنم طولانی و خسته کننده میشه لطف کنید تا همین جا برداشتتون از بحث اقای خرمشاهی و نظر خودتون رو بگید (اگه نظری دارید البته)
    من با نظر استاد خرمشاهی درباره حافظ موافقم اما این که چنین حالتیکه در حافظ بوده ایده آل باشه فکر نمی کنم.نظربازی و گناه زیباشناختی مطمئنا انسان رو از درجات عالی پایین میارن
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.72
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    من درست متوجه شدم؟منظور از کاملا انسان آدمی با تمام صفات طبیعی و ذاتی بشری با میل به استعلایی شدنه؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 7 ساعت 43 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها

    این تلاش خیلی خوبی است

    به نظرتون آیا میشه این دو را به هم نزدیک کرد؟ یا حتی بیشتر؟ مثلا اهل فن می گویند: با آنکه _بله و درسته که_ عقل و عشق در سطوح پایین با هم تنافی و حتی تضاد دارند اما در سطوح بالا خیلی به هم نزدیک یا حتی _بله و به نظر من درسته که_ یکی میشن

    آیا این مساله اینجا هم صدق میکنه؟

    چطور ؟

    یکی هستن
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,418
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 7 ساعت 43 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    من با نظر استاد خرمشاهی درباره حافظ موافقم اما این که چنین حالتیکه در حافظ بوده ایده آل باشه فکر نمی کنم.نظربازی و گناه زیباشناختی مطمئنا انسان رو از درجات عالی پایین میارن
    بله کاملا.
    طبق بیانی که مطرح شده، کاملا انسان انسان کامل نیست و حالت ایده آل هم انسان کامله.
    کاملا انسان کمی برای ما دم دستی تره و برای همین ارتباط با اون برامون راحت تره. مثلا تو فیلم ها معمولا ما از شخصیت هایی خوشمون میاد که بد هستن، اما در جاهای بخصوصی کار خوب رو انجام میدن.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1