صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 51
  1. Top | #16
    Ali
    Ali آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    478
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    no where
    نوشته ها
    30
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    امیدوارم خوشتون بیاد

  2. Top | #17
    Ali
    Ali آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    478
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    no where
    نوشته ها
    30
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    روایت محافظ رهبرانقلاب از «کریسمس با آقا در خانه یک شهید ارمنی»
    دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده معظم شهدا از دورانی که ایشان، اوایل جنگ نمایندة امام در وزارت دفاع بود، یعنی معاون شهید «چمران» بود، شروع شد. امام جمعه تهران که شدند این کار را شروع کردند و هم*چنان هم ادامه دارد. افتخارمان این است که در استان تهران، خانوادة دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه*شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک*تک این محله*های خود شما را من حداقل می*دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند...
    ________________________________________
    حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری*ام، مسئول تنظیم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. به*همین*خاطر می*دانم شرایط و وضعیت چگونه بود. دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال*ترین لذتی که آدم می*خواهد ببرد را دارد. بعضی*هایش خیلی سوزناک است. یک خانواده شهید می*روی فقط یک فرزند داشتند که آن هم شهید شده است. خیلی سخت است برای یک پدر و مادر که یک بچه بزرگ کرده باشند، آن بچه*شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آن*ها با افتخار می*گویند، ولی ما که می*نشینیم نگاه می*کنیم، آن خستگی را احساس می*کنیم.

    بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیة عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی*آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر این شهیدان این*قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت می*کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد.

    این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. همة آدم*هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و...

    صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای*شان زدیم که آن*ها از ما بی*خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله*ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده*ها را زدیم و با آن*ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان*ها ما می*رویم سلام می*کنیم و می*گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می*گوییم و کارتی نشان می*دهیم. بین ارمنی*ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش... بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می*خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.

    برای نماز مغرب*وعشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می*کنند، می*رویم سر کارمان دیگر. اسکورت هم به هوای این*که ما توی منطقه هستیم با بی*سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می*شود دیگر. چیزی نگفتند. یک آن مرکز من را صدا کرد با بی*سیم گفتم به گوشم.

    موردمان را گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است. سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم*تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم. خانمی در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی*فهمد که. بالاخره وارد شدیم. چون کار باید می*کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس و چیزایی که شنیده بودیم، کارگردان و این*ها بروند تو.

    کارگردان رفت پشت*بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زیرزمین پست بدهد، آن رفت توی حیاط پست بدهد. پست بودند دیگر حالا. فیلممان بود. یک ذره که نزدیک شد، بی*سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله*ای که بود به این خانم چون احیا بشود، این*جوری جلوی آقا نیاید، گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می*شوند منزل شما.

    گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟

    من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنیده*اید ـ*، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد. فکر کردیم چه کنیم داستان را؟ داد بیداد کردیم، دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً جمع کنید. مادر را بردند توی آشپزخانه.

    دخترها گفتند: چه شد؟

    گفتم: ببخشید! ما همان صداوسیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می*آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد. فکری کنید.

    تا اجازه نگرفت وارد خانه نشد
    این*ها شروع کردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی*سیم اعلام کرد که آقا پشت در است. من دویدم در خانه را باز کردم. نگهبانی هم که باید کنار در می*ایستاد، رفت دم در. کارهای حفاظتی*مان را انجام دادیم. آقا از ماشین پیاده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم.

    گفتم: بفرمایید.

    گفت شما؟

    نه این*که ما را نمی*شناخت، گفتند، تو چه کاره*ای یعنی؟ گفتیم: صاحب*خانه غش کرده.

    گفت: کس دیگری نیست؟

    یاد آن افتادیم که دو تا دخترها هم می*توانند به آقا بگویند بفرمایید. گفتیم آقا شما بفرمایید داخل.

    گفت: من بدون اذن صاحب*خانه به داخل نمی*آیم.

    معنی و مفهوم حفاظت، خودش را این*جا از دست نمی*دهد. مهم*تر از حفاظت این است. بدون اذن وارد خانه کسی نمی*شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضدحفاظت*ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همة مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند.

    من دویدم رفتم توی آشپزخانه. به یکی از این دخترها گفتم آقا دم در است بیایید تعارف کنید بیایند داخل.

    لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم.

    به آقا گفتیم: که رفته*اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل.

    گفتند: نه می*ایستم تا بیایند.

    چند دقیقه*ای دم در ایستادند. ما هم سعی کردیم بچه*هایی که قد بلند دارند را بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که ایشان پیدا نباشد. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند. یکی از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق. این خانم پیش آقا رفت و خوش*آمد گفت. بعد گفت که مادرمان توی این اتاق است، الآن خدمت می*رسیم.

    رفتند بیرون. آقا من را صدا کرد گفت این*ها پدر ندارند؟

    گفتم: نمی*دانم. چون صبح نپرسیده بودم.

    گفت بزرگ*تر ندارند؟ برادر ندارند؟

    رفتیم آن اتاق پشتی. گفتم: ببخشید، پدرتان؟

    گفتند، مرده.

    گفتیم، برادر؟

    گفتند، یکی داشتیم شهید شده.

    گفتیم، بزرگتری، کسی؟

    گفتند، عموی ما در خانة بغلی می*نشیند.

    فکر کردیم بهترین کار این است که عمو را بیاوریم بیرون. حالا چه کلکی بزنیم عمو را از خانه بیرون بیاوریم؟ با این هیبت و این تیپ و قدوقواره، همه دو متر درازی و لباس*ها، شکل، تیپ و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگویی من کسی نیستم، قیافه*ات تابلو است.

    در بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در سلام کردم. گفتم، ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم.

    این بندة خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانة یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟ خودش تعجب کرد. رفت لباس پوشید آمد دم در. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانة برادر خودش. داخل خانه که شدیم، نگهبان او را بازرسی کرد. نگاه کرد، پیش خودش گفت، برای امر خیر مگر آدم را بازرسی می*کنند؟

    بعد از بازرسی قضیه را بهش گفتیم. گفتیم: رهبر نظام آمده این*جا، این*ها چون بزرگتری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید.

    او را داخل که بردیم و آقا را که دید، مُرد. یک جنازه را یدک کردیم و بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا. این*ها به خودی خود زبانشان با ما فرق می*کند. سلام علیک هم که می*خواهند بکنند کلی مکافات دارند. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال*پرسی کرد و درنهایت یک هم*دمی را برای آقا مهیا کردیم.

    حضرت آقا چایی و شیرینی*شان را خورد
    رفتیم توی این اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختیم. آمدند رفتند بالا، لباس مناسب پوشیدند و آمدند پایین. وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان کردند در کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمده*ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید، دوستان عموی بچه*ها را آوردند.

    دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود که شغل دخترها چیست؟

    گفتند: دانشجو هستند.

    آقا خیلی تحسینشان کرد و با این*ها کلی صحبت کردند، توی این حالت، این دختر سؤال کرد که آقا آب، شربت، چیزی برای خوردن بیاورم؟

    این*ها همه*اش درس است. من خودم نمی*دانستم که بگویم بیاورد یا نیاورد؟ آقا می*خورد یا نمی*خورد؟ نمی*دانستم. رفتم کنار آقا، از آقا سؤال کردم، گفتم: آقا این*ها می*گویند که خوردنی چیزی بیاوریم؟ چایی چیزی بیاوریم؟

    آقا گفتند: ما مهمانشان هستیم. از مهمان می*پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟ خُب اگر چیزی بیاورند ما می*خوریم.

    بعد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشید چایی یا آب*میوه بیاورید، من هم چایی، هم آب*میوة شما را می*خورم.

    این*ها رفتند چایی، آب*میوه و شیرینی آوردند. خود میوه را هم آوردند. خُب توی خانة مسلمان*ها این**طوری است. یک نفر چند تا میوه پوست می*کند می*دهد دست آقا، آقا هم دعا می*کند. همان*جا به پدر شهید، مادر شهید، پسر شهید و یا همسر شهید آن خوراکی را تقسیم می*کنیم، همه یک قسمتی از این میوه می*خورند که آقا به آن دعا کرده. توی ارمنی*ها هم همین کار را باید می*کردیم؟ واقعاً نمی*دانستیم.

    چایی آوردند، آقا خورد، آب*میوه آوردند، آقا خورد، شیرینی آوردند، آقا خورد. آقا حدود چهل دقیقه توی خانه ارمنی*ها نشستند و با این*ها صحبت کردند. مثل بقیة جاها آقا فرمودند: عکس شهیدتان را من نمی*بینم. عکس شهید عزیزمان را بیاورید ببینم.

    توی خانة مسلمان*ها چهار تا عکس بزرگ شهید وجود دارد که توی هر اتاقی یکی هست. می*پریم و می*آوریم. این*ها رفتند آلبوم عکس*شان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهید بود. آلبوم را گذاشتند جلوی آقا. صفحة اول یک عکس دوتایی. یادگاری فردین با دوستش گرفته بود آن وسط بود. آقا همین*جوری نگاه می*کردند، شروع کردند به صحبت کردن، همین*جوری صفحه*ها را ورق می*زدند تا تمام شود. تمام که شد گفتند: خُب! عکس تکی شهید را ندارید؟

    یک عکس تکی از شهید پیدا کردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع کردند از شهید تعریف کردن. گفت: خُب! نحوة اسارت، نحوة شهادت اگر چیزی داشته به من بگویید.

    ما فهمیدیم نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» است، به اندازة شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش f۱۴، بمب*افکن رهگیر بوده و بالای صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می*زنند. شهید، هواپیما را تا آن*جا که ممکن است، اوج می*دهد. هواپیما در اوج تا نقطة صفر خودش، که اتمسفر است بالا می*آید و بقیه*اش را به*سمت ایران سرازیر می*شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می*شود. هواپیما لاشه*اش توی خاک ایران می*افتد، ولی چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی*کرده*، نتوانسته ایجکت کند و نشد که چتر برای شهید کار کند. هواپیما به زمین خورد و ایشان به شهادت رسید.

    ارمنی*ای بود که حتی حاضر نشد، لاشة هواپیمای جمهوری اسلامی به*دست عراقی*ها بیافتد. آن خانواده، این فرزندشان است. این بزرگوار در نیروی هوایی مشهور است. دربارة شهادتش و اخلاقش تعریف کردند.

    مادر شهید گفت: امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.

    مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می*توانم جمله*ای به شما عرض کنم؟

    آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این*جا که حرف شما را بشنوم.

    گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه*هایتان شرکت می*کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی*آییم. روز شهادت امام حسین(ع)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته*های سینه*زنی امام حسین(ع) شربت می*دهیم. می*آییم توی دسته*هایتان می*نشینیم، ظرف یک*بارمصرف می*گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن*ها آب نمی*خوریم. توی مجالس شما شرکت می*کنیم و بعضی از حرف*ها را می*شنویم. من تا الآن نمی*فهمیدم بعضی چیزها را.

    می*گفتند، در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم*الشأن اسلام(ص) است ـ را بین درودیوار گذاشته*اند، سینه*اش را سوراخ کرده*اند. میخ، مسمار به سینه*اش خورده. نمی*فهمیدم یعنی چی. می*گفتند مسلمان*ها یک رهبری داشتند به نام علی(ع). دستش را بستند و در سه دورة ۲۵ ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی*فهیمدم یعنی چی. گفتند، در ۲۵ سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می*گذاشت روی کولش می*رفت خانه یتیم*هایش. این را هم نمی*فهمیدم. ولی امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.

    امروز با ورود شما به منزل*مان، با این همه گرفتاری*ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما به خانة ما نیامده است، شما رهبر مسلمین* هستید. من فهمیدم علی(ع) که خانة یتیم*هایش می*رفت چه*قدر بزرگ است.

    از ورود آقای خامنه*ای به منزلشان، به علی(ع) و ۲۵ سال حکومت غصب شده*اش و زهرا(س) پی برد. خُب! این برود مشهد، امام رضا(ع) شفایش نمی*دهد؟

    بعد از بازگشت حضرت آقا، پاسداران را توبیخ کردند
    ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم. عین چهل دقیقه،* به اندازة چند کتاب از این*ها درس گرفتیم. آقا در خانة ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه*شان را خورد. بعضی از دوست*های ما نخوردند. کاتولیک*تر از پاپ هم داریم دیگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم. حزب*اللهی*تر از آقا هستم دیگر.

    با آن*ها خداحافظی کردیم و به*سمت دفتر به*راه افتادیم. وقتی رسیدیم آقا فرمودند: این بچه*ها را بگویید بیایند.

    آمدند. گفتند: این کار احمقانه چه بود که شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه*شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به این*ها محسوب می*شود. نمی*خواستید داخل نمی*آمدید.
    منبع:ماهنامه امتداد

  3. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.71
    نوشته ها
    1,239
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    25
    تشکر شده در
    17 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    آیا به نظرتون نباید با پیروان سایر ادیان هم غذا شد یا دست داد و بعد دست دادن باید دستمونو بشوییم یا این که چنین رفتاری رو ناصحیح می دونید؟



    اینا چی بود دیگه؟!!!
    کی همچین کاری میکنه؟!!!
    مگه بلاتشبیه بلاتشبیه بیماری مسری دارن ک این کارارو کنن!!!
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  4. Top | #19

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط f.ebrahimi نمایش پست ها



    اینا چی بود دیگه؟!!!
    کی همچین کاری میکنه؟!!!
    مگه بلاتشبیه بلاتشبیه بیماری مسری دارن ک این کارارو کنن!!!
    خوب خیلیا.فتاوایی هم در این زمینه هست.چون بعضیاقلیت ها رو به عنوان کافر نجس می دونن و طبعا غسلو واجب تلقی می کنن
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  5. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.71
    نوشته ها
    1,239
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    25
    تشکر شده در
    17 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    خوب خیلیا.فتاوایی هم در این زمینه هست.چون بعضیاقلیت ها رو به عنوان کافر نجس می دونن و طبعا غسلو واجب تلقی می کنن
    کی فتوا داده اهل کتاب کافرن؟!!!
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  6. Top | #21

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط f.ebrahimi نمایش پست ها
    کی فتوا داده اهل کتاب کافرن؟!!!
    خوب از نظر فقهی کفر معنای خاص داره. درجات داره. مثلا کفر اهل کتاب نسبت به مشرکین کمتر دونسته شده .مثلا غالب فقهای معروف شیعه اهل کتاب رو هم کافر به معنای فقهی می دونن.مثلا شهید اول و ثانی یا *** مرتضی انصاری
    بحث مفصلی داره که جاش اینجا نیست.البته نظر مخالف هم وجودداره که شخصا بااون موافقم
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  7. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.71
    نوشته ها
    1,239
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    25
    تشکر شده در
    17 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    خوب از نظر فقهی کفر معنای خاص داره. درجات داره. مثلا کفر اهل کتاب نسبت به مشرکین کمتر دونسته شده .مثلا غالب فقهای معروف شیعه اهل کتاب رو هم کافر به معنای فقهی می دونن.مثلا شهید اول و ثانی یا *** مرتضی انصاری
    بحث مفصلی داره که جاش اینجا نیست.البته نظر مخالف هم وجودداره که شخصا بااون موافقم
    مثلا درباره ی حکم غذا ک شما فرمودید مگه آیه ی قرآن نیس ک میگه
    الیوم احل لکم الطیبات و طعام الذین اوتوا الکتاب حل لکم و طعامکم حل لهم ...
    پس این آیه چیه؟! اون فتوا چیه؟! چجوری جمع میشن باهم؟!
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  8. Top | #23

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.16
    نوشته ها
    2,004
    تشکر تشکر کرده 
    1,139
    تشکر تشکر شده 
    545
    تشکر شده در
    213 پست
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 21 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    با توجه به این که یکی از کاربران سایت از دوستان مسیحی ما هستند به نظرم طرح این سوال مناسب باشه که برخورد مناسب با اقلیت های دینی از نظر شما چطور باید باشه؟چرا؟ آیا به نظرتون نباید با پیروان سایر ادیان هم غذا شد یا دست داد و بعد دست دادن باید دستمونو بشوییم یا این که چنین رفتاری رو ناصحیح می دونید؟
    از دوست عزیزمون آقا آیکان هم خواهش می کنم نحوه تعامل صحیحیو که از مسلمانان انتظار دارند بفرمایند.اگر خاطره ای هم از برخورد صحیح یا غلط مسلمانان و تاثیرش بر خودشون یا دیگر هم مذهبانشون دارند بگن که حتما آموزنده خواهد بود
    مابایدبه همه اقلیت هااحترام بگذاریم،وبه مقدسات اونا توهین نکنیم،وبه روش صحیح ازدین وآیین خوددفاع کنیم،واگه دستامونوهم شستیم درمقابل اونا نباشه چون ناراحت میشن

  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط f.ebrahimi نمایش پست ها
    مثلا درباره ی حکم غذا ک شما فرمودید مگه آیه ی قرآن نیس ک میگه
    الیوم احل لکم الطیبات و طعام الذین اوتوا الکتاب حل لکم و طعامکم حل لهم ...
    پس این آیه چیه؟! اون فتوا چیه؟! چجوری جمع میشن باهم؟!

    خوب این آیه داره میگه اون غذاهاییی که در شریعت اهل کتاب حلال کردیم براشمام حلاله و برعکس و اشاره ای به هم غذا شدن یا نشدن بااهل کتاب نداره.
    اونا به این آیه که کفررو رجس می دونه استناد می کنن و می گن منظور از رجس نجاست ذاتی اوناست.همچنین به یک سری آیات دیگه استناد می کنن
    پی نوشت:
    این مطالب نظر من نیست و به نظرم آیات استنادی بر منظور مربوطه دلالت نداره.صرفا جهت بیان استدلال آنها عرض کردم
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  10. Top | #25

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط باحال نمایش پست ها
    مابایدبه همه اقلیت هااحترام بگذاریم،وبه مقدسات اونا توهین نکنیم،وبه روش صحیح ازدین وآیین خوددفاع کنیم،واگه دستامونوهم شستیم درمقابل اونا نباشه چون ناراحت میشن
    [SIZE=4] به نظرت چرا باید بشوییم؟ مبنات چیه؟
    اگه اونا اتفاقی دیدن چی؟
    اگه اونا بدونن شما بعد از دست دادن دستتو می شویی به نظرت می تونن باهات احساس صمیمیت کنن؟
    اگه یه مسیحی این کارو در حقت بکنه یعنی پنهانی دسشو بشوره چون تورو نجس می دونهفکر می کنی احترام گذاشته بهت؟
    آیا ائمه و پیامبر که بسیار با پیروان دیگر ادیان تعامل و ارتباط داشتن دستشونو می شستن دائم؟[/
    SIZE]
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  11. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    477
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.06
    محل سکونت
    تارماکیس
    نوشته ها
    98
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها

    خوب این آیه داره میگه اون غذاهاییی که در شریعت اهل کتاب حلال کردیم براشمام حلاله و برعکس و اشاره ای به هم غذا شدن یا نشدن بااهل کتاب نداره.
    اونا به این آیه که کفررو رجس می دونه استناد می کنن و می گن منظور از رجس نجاست ذاتی اوناست.همچنین به یک سری آیات دیگه استناد می کنن
    پی نوشت:
    این مطالب نظر من نیست و به نظرم آیات استنادی بر منظور مربوطه دلالت نداره.صرفا جهت بیان استدلال آنها عرض کردم
    ممنون که حتی بعضی از علماتون معتقد به این هستن که ما ذاتا نجسیم.ایکاش واقعا متوجه برخورد و نوع نگاه خودتون میشدین.مرحبا

  12. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    469
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    214
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    2
    تشکر شده در
    2 پست
    آنلاين
    1 ساعت 8 دقيقه 37 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    «مردم دو دسته‏اند:يا برادر دينى تو هستند،ي ا انسانى مانند تو.» (1)
    .ترجمه الامام على (جرج جرداق) -ج 1 ص 117.
    بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر از امام حسین (ع) برید همان جانباز جنگ صفین است که تا مرز شهادت پیش رفت.
    امام خامنه ای حفظ الله

  13. Top | #28

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط آیکان نمایش پست ها
    ممنون که حتی بعضی از علماتون معتقد به این هستن که ما ذاتا نجسیم.ایکاش واقعا متوجه برخورد و نوع نگاه خودتون میشدین.مرحبا
    ببین عزیزم یک برداشتی متاسفانه وجودداره بین علمادررابطه باپیروان سایر ادیان که باید نقل بشه و نقد بشه.اساسا بخش زیادی از تبعیض ها نسبت به اقلیت ها هم ناشی از همین نگاهه.بنده به صراحت عرض کردم منتقد این برداشتم و جهت بیان کامل دیدگاه مقابل اونو نقل می کنم.اگر انتظار داریم وضعیتی اصلاح بشه باید به عوامل موجد اون توجه کنیم و خردمندانه نقدشون کنیم.
    شما چرا از من کنایه وار تشکر می کنید وقتی چنین نقلی رو عرض می کنم دقیقا با اهدافی که عرض کردم؟
    نوع برخورد و نوع نگاه من چگونه است که باعث رنجش شما شده...من در ادمه برداشتیو که صحیح می دونم و معتقدم نگرش ائمه شیعه و پیامبر اسلام بوده رو تشریح می کنم.اما از همین حد مطالب من که در پی نوشت و... عرض کردم هم باید متوجه دیدگاه مخالف من شده باشید.
    بسیاری مسیحیان هم مسلمانان رو کافر می دونن و ادعاهای بسیار بدی نسبت به ما دارند و تعابیر زشتی...البته گروهیشون هم چنین نگاهی ندارند...به نظر من اون دیدگاه گروه اول مسیحیان هم با توجه به انجیل نادرسته
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  14. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    477
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.06
    محل سکونت
    تارماکیس
    نوشته ها
    98
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص

    محض اینکه نگران نباشید عرض میکنم که بخدا قسم از وقتی کالج اومدم سالن سلف غذاخوری غذا نخوردم تا احیانا نجس نشید شما.
    ولی یادتون باشه خدا شاهده بر همه این رفتارها هست

  15. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    شماره عضویت
    413
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.02
    محل سکونت
    روی زمین خدا
    نوشته ها
    1,624
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    24
    تشکر شده در
    20 پست
    آنلاين
    31 دقيقه 9 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط آیکان نمایش پست ها

    یه غصه ای از سال قبل تو دلمه که میگم.سال پیش جشن عید غدیر واسه شرکت کردن در جشن غدیر به یکب از مسجدها رفتم.
    قبل از شروع مراسم عبادت خودمون رو تو خونه خدا بجا اوردم.وقتی متوجه شدن مسیحی ام منو از مسجد بیرون کردن و گفتن نیازی نیست تو مسیحی تو
    جشن امام علی شرکت کنی.خیلی دلم شکست
    به نظرم کار خیلی اشتباهی کردن...
    وقتی حضور یه مسیحی برای عزای امام حسین اشکالی نداره چطور میشه که تو جشن غدیر راه ندن....
    مسجد مثل یه دانشگاه ...اگه میخوایم کسی ازون جا چیزی یاد بگیره ابتدا باید بهش اجازه ورود داد بلکه حتی باید دعوت کرد...
    کاش بعضیا بدونن این طرز برخورد بدتر به ضرر اسلام و مغایر با اصول اخلاقی اسلامه....
    پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

    چون شیشه عطری که درش گم شده باشد ...


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1