صفحه 2 از 13 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 192
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها

    اگربتونیم ثابت کنیم که علت دروغ نگفتن شخص اول ثروت و مال اون بوده میتونیم نتیجه بگیریم که ثروت از عوامل انگیزاننده بر فعل اخلاقیه
    اما نمیتونیم ثابت کنیم چون آدمای ثروتمند زیادی هستند که دروغ میگن و توکشورهای توسعه نیافته هم آدمای فقیریهستند که مالیات می دن و دروغ نمی گن
    داوری نهایی این مسئله بیشتر به مبنایی بستگی داره که هرکس در باب معیار فعل اخلاقی انتخاب کرده...
    بنظرم اون شخصی که می تونسته دروغ بگه ولی دروغ نگفته به نسبت با این کارش اخلاقی تر رفتار کرده..
    البته فقر ،بی سوادی ،بی فرهنگی می تونه از عوامل دروغ گویی باشه
    در فرض این که یک مسئله مادی، مثل ثروت یا فقر باعث انجام فعل اخلاقی بشه به نظر شما اون کار ارزش داره؟ و اگه ارزش داره ارزشش کم تر از فعل کسیه که در اون شرایط نیست؟
    مثلا پولداری که در فضایی که شرایط دزدی هست دزدی نمیکنه، آیا کارش اخلاقی هست؟ اگه هست ارزشش مساوی با فقیریه که با احتیاج شدید به پول در شرایط مهیای دزدی دزدی نمیکنه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.42
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 22 دقيقه 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 9 ثانيه
    سلام بر دوستان
    sid
    دوفصلنامه پژوهش زبان و ادبیات فارسی
    دوره جدید، شماره سوم، پاییز و زمستان 1383 ، صص 79 69
    تحلیل ساختاری حکایت جدال سعدی با مدعی
    در بیان توانگری و درویشی
    مریم حسینی
    استادیار دانشگاه الزهراء(س)
    چکیده
    ... سعدی در خلق حکایت فوق علاوه بر آثار اهل تصوف پیش از خود، از کتاب
    امام محمد غزالی تأثیر گرفته و مسأله رایج در نزد صوفیه؛ یعنی فقر و غنا و رجحان یکی بر « احیاءعلوم الدین »
    دیگری را مورد توجه قرار داده است. به نظر می آید آنچه اهل تصوف و به ویژه غزالی درباره فقر و غنا
    گفته اند، ذهن وقاد سعدی را قانع نکرده و خود با طرح ریزی مقامه ای جدلی می خواهد اصالت و برتری غنا را
    بر فقر اثبات کند.
    غزالی « احیاءعلوم الدین »
    آورده « بیان فضیلت درویشی برتوانگری » فصلی را با عنوان « فقر و زهد » در باب منجیات و در کتاب
    در این بخش، غزالی آراء صوفیان را بررسی کرده و دربارۀ دیدگاه آنان می گوید
    مردمان مختلف شده اند بر این ، ج نید و خ وّاص و بیشتر علماء گفته اند که درویشی فاضل تر از توانگری
    است و اب ن عطاء گفته است که توانگر شاکر که به حق آن قیام نماید ، فاضل تر از درویش صابر و
    «. گفته اند که جنید، ابن عطاء را برای این مخالفت دعای بد کرد و او را بدین سبب محنت رسید

    اینک متن حکایت جدال سعدی و مدعی (که البته از طولانی ترین حکایات گلستان است برای دوستانی که حوصله بیشتری دارند:


    جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی

    یکی در صورت درویشان نه بر صفت ایشان در محفلی دیدم نشسته و شنعتی در پیوسته و دفتر شکایتی باز کرده و ذم توانگران آغاز کرده سخن بدین جا رسانیده که درویش را دست قدرت بسته است و توانگر را پای ارادت شکسته. مرا که پرورده نعمت بزرگانم این سخن سخت آمد گفتم ای یار توانگران دخل مسکینان اند و ذخیره گوشه نشینان و مقصد زائران و کهف مسافران و محتمل† بار گران بهر راحت دگران.

    دست تناول آنگه به طعام برند که متعلقان و زیر دستان بخورند و فضله مکارم ایشان به ارامل† و پیران و اقارب و جیران† رسیده

    توانگران را وقف است و نذر و مهمانى زکات و فطره و اعتاق† و هدی و قربانی
    خداوند مکنت به حق مشتغل پراکنده روزى پراکنده دل
    اگر قدرت جودست و گر قوت سجود توانگران را به میسر شود که مال مزکّا† دارند و جامه پاک و عرض مصون و دل فارغ و قوت طاعت در لقمه لطیف است و صحت عبادت در کسوت نظیف پیداست که از معده خالی چه قوّت آید وز دست تهی چه مروّت وز پای تشنه چه سیر آید و از دست گرسنه† چه خیر

    مور گرد آورد به تابستان تا فراغت بود زمستانش
    †عشا بسته و یکی منتظر عشا† نشسته هرگز این بدان کی ماند

    پس عبادت اینان به قبول اولیتر که جمعند و حاضر نه پریشان و پراکنده خاطر اسباب معیشت ساخته و به اوراد† عبادت پرداخته عرب گوید اَعوذ بالله مِنَ الفقر المُکِّبِ و جوارِ من لا یُحَبّ† وَ در خبرست الفقرُ سوادُ الوجهِ فی الدّارین†. گفتا نشنیدی که پیغمبر علیه السلام گفت الفقرُ فخری. گفتم خاموش که اشارت خواجه† علیه السلام به فقر طایفه*ای است که مرد میدان رضا اند و تسلیم تیر قضا نه اینان که خرقه ابرار†پوشند و لقمه ادرار† فروشند.

    اى طبل بلند بانگ در باطن هیچ بى توشته چه تدبیر کنى دقت بسیج†
    روى طمع از خلق بپیچ از مردى تسبیح هزار دانه بر دست مپیچ
    درویش بی معرفت نیارامد تا فقرش به کفر انجامد کادَ الفقرُ اَنْ یَکونَ کفراً† که نشاید جز به وجود نعمت برهنه*ای پوشیدن یا در استخلاص گرفتاری کوشیدن و ابنای جنس ما را به مرتبه ایشان که رساند و ید علیا†به ید سفلی† چه ماند نبینی که حق جلّ و علا در محکم تنزیل† از نعیم اهل بهشت خبر میدهد که اولئکَ لَهم رزقٌ معلومٌ† تا بدانی که مشغول کفاف از دولت عفاف محرومست و ملک فراغت زیر نگین رزق معلوم.

    حالی که من این سخن بگفتم عنان طاقت درویش از دست تحمل برفت تیغ زبان بر کشید و اسب فصاحت در میدان وقاحت جهانید و بر من دوانید و گفت چندان مبالغه در وصف ایشان بکردی و سخن*های پریشان بگفتی که وهم تصور کند که تریاق اند یا کلید خزانه ارزاق مشتی متکبر مغرور معجب نفور† مشتغل مال و نعمت مفتتن† جاه و ثروت که سخن نگویند الاّ به سفاهت و نظر نکنند الاّ به کراهت. علما را به گدایی منسوب کنند و فقرا را به بی سر و پایی معیوب گردانند و به عزت مالی که دارند و عزّت جاهی که پندارند برتر از همه نشینند و خود را به از همه بینند و نه آن در سر دارند که سر به کسی بردارند بی خبر از قول حکما که گفته اند هر که به طاعت از دیگران کمست و به نعمت بیش به صورت توانگرست و به معنی درویش.

    گر بى هنر به مال کند کبر بر حکیم کون خرش شمار، و گرگا و عنبرست†
    به رنج و سعی کسی نعمتی به چنگ آرد دگر کس آید و بی سعی و رنج بر دارد
    † شدید بر گمارند تا بار عزیزان ندهند و دست بر سینه صاحب تمیزان نهند و گویند کس اینجا در نیست و راست گفته باشند

    گفتم به عذر آن که از دست متوقعان به جان آمده*اند و از رقعه گدایان به فغان و محال عقلست اگر ریگ بیابان در شود که چشم گدایان پر شود هر کجا سختی کشیده*ای تلخی دیده*ای را بینی خود را بشره در کارهای مخوف اندازد و از توابع آن نپرهیزد وز عقوبت ایزد نهراسد و حلال از حرام نشناسد

    وگر نعشی دو کس بر دوش گیرند لئیم الطبع پندارد که خوانیست
    † بریده الا به علّت درویشی شیرمردان را به حکم ضرورت در نقبه*ای گرفته*اند و کعب*ها† سفته و محتمل است آن که یکی را از درویشان نفس امّاره طلب کند چو قوّت احسانش نباشد به عصیان مبتلا گردد که بطن و فرج توام اند یعنی فرزند یک شکم اند مادام که این یکی بر جایست آن دگر بر پاست.

    شنیدم که درویشی را با حدثی† بر خبثی گرفتند با آنکه شرمساری برد بیم سنگساری بود گفت ای مسلمانان قوّت ندارم که زن کنم و طاقت نه که صبر کنم چه کنم لا رهبانیة فی الاِسلام† وز جمله مواجب سکون و جمعیت درون که مر توانگر را میسر میشود یکی آنکه هر شب صنمی در برگیرد که هر روز بدو جوانی از سر گیرد صبح تابان را دست از صباحت او بر دل و سر و خرامان را پای از خجالت او در گلمحالست که با حسن طلعت او گرد مناهی گردد یا قصد تباهی کند.

    † کرد کی التفات کند بر بتان یغمایی


    چون سگ درنده گوشت یافت نپرسد کین شتر صالحست یا خر دجّال
    با گرسنگی قوّت پرهیز نماند افلاس† عنان از کف تقوی بستاند
    † که براندی به دفع آن بکوشیدمی و هر شاهی ک بخواندی به فرزین† بپوشیدمی تا نقد کیسه همت در باخت و تیر جعبه حجت همه بیانداخت

    دین ورز و معرفت که سخندان سجع گوی بر در سلاح دارد و کس در حصار نیست
    تا عاقبت الامر دلیلش نماند، ذلیلش کردم. دست تعدی دراز کرد و بیهده گفتن آغاز و سنت جاهلان است که چون به دلیل از خصم فرومانند سلسله خصومت بجنبانند. چون آزر† بت تراش که به حجت با پسر بر نیامد به جنگش برخاست که لئنَ لَم تَنتهِ لاَرْجُمنَّکَ†. دشنامم داد سقطش گفتم گریبانم درید زنخدانش گرفتم.

    انگشت تعجب جهانی از گفت و شنید ما به دندان
    القصه مرافعه این سخن پیش قاضی بردیم و به حکومت عدل راضی شدیم تا حاکم مسلمانان مصلحتی جوید. قاضی چو حیلت† ما بدید و منطق ما بشنید سر به جیب تفکر فرو برد و پس از تأمل بسیار بر آورد و گفت ای آنکه توانگران را ثنا گفتی و بر درویشان جفا روا داشتی بدان که هر جا که گلست خارست و با خمر خمارست و بر سرگنج مارست و آنجا که درّ شاهوار است نهنگ مردم خوار است. لذت عیش دنیا را لدغه† اجل در پس است و نعیم بهشت را دیوار مکاره در پیش.

    نظر نکنی در بوستان که بید مشکست و چوب خشک همچنین در زمره توانگران شاکرند و کفور و در حلقه درویشان صابرند و ضجور†مقرّبان حق جل و علا توانگرانند درویش سیرت و درویشانند توانگر همت و مهین توانگران آنست که غم درویش خورد و بهین درویشان آنست که کم توانگر گیرد و من یَتوکل علی اللهِ فهوَ حَسبُهُ†.

    پس روی عتاب از من به جانب درویش آورد و گفت ای که گفتی توانگران مشتغلند و ساهی† و مست ملاهی† نَعَم طایفه*ای هستند برین صفت که بیان کردی قاصر همت کافر نعمت که ببرند و بنهند و نخورند و ندهند و گر به مثل باران نبارد یا طوفان جهان بر دارد به اعتماد مکنت خویش از محنت درویش نپرسند و از خدای عزّوجل نترسند و گویند

    ار از نیستى دیگرى شد هلاک مرا هست، بط† را ز طوفان چه باک


    قومی برین نمط که شنیدی و طایفه*ای خوان نعمت نهاده و دست کرم گشاده طالب نامند و معرفت و صاحب دنیا و آخرت چون بندگان حضرت پادشاه عالم عادل مؤید مظفر منصور مالک ازّمه† انام حامی ثغور†اسلام وارث ملک سلیمان اعدل ملوک زمن مظفر الدنیا و الدین اتابک ابی بکر سعد ادام الله ایامه و نصر اعلامه

    خدای خواست که بر عالمی ببخشاید ترا به رحمت خود پادشاه عال کرد
    قاضی چون سخن بدین غایت رسید وز حد قیاس ما اسب مبالغه گذرانید بمقتضای حکم قضاوت رضا دادیم و از مامضی† در گذشتیم و بعد از مجارا† طریق مدارا گرفتیم و سر به تدارک بر قدم یکدگر نهادیم و بوسه بر سر و روی هم دادیم و ختم سخن برین بود

    مکن ز گردش گیتى شکایت، اى درویش که تیره بختى اگر هم برین نسق مردى
    توانگرا چو دل و دست کامرانت هست بخور ببخش که دنیا و آخرت بردی
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  3. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.15
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,331
    تشکر تشکر کرده 
    1,091
    تشکر تشکر شده 
    411
    تشکر شده در
    233 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 17 ساعت 11 دقيقه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 13 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    در فرض این که یک مسئله مادی، مثل ثروت یا فقر باعث انجام فعل اخلاقی بشه به نظر شما اون کار ارزش داره؟ و اگه ارزش داره ارزشش کم تر از فعل کسیه که در اون شرایط نیست؟
    مثلا پولداری که در فضایی که شرایط دزدی هست دزدی نمیکنه، آیا کارش اخلاقی هست؟ اگه هست ارزشش مساوی با فقیریه که با احتیاج شدید به پول در شرایط مهیای دزدی دزدی نمیکنه.
    باید بین حسن فعلی و حسن فاعلی تفاوت قایل شد درسته فاعل مهمه کسی که به خاطر ثروت دزدی نمیکنه (واگر همین شخص فقیر بود دزدی می کرد) وقتی دزدی نمیکنه حسن فعلی داره یعنی دزدی نکردن خوبه راست گفتن خوبه اما حسن فاعلی نداره چون به محض اینکه فقیربشه یاکسی نفهمه دزدی می کنه و دروغ میگه وقتی هم که دزدی نمیکنه سزاوار ستایش نیست
    ارزش اخلاقی کسی که فقیر هست و شرایطشو داره و این کارو نمیکنه مسلما بیشتره
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  4. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها
    باید بین حسن فعلی و حسن فاعلی تفاوت قایل شد درسته فاعل مهمه کسی که به خاطر ثروت دزدی نمیکنه (واگر همین شخص فقیر بود دزدی می کرد) وقتی دزدی نمیکنه حسن فعلی داره یعنی دزدی نکردن خوبه راست گفتن خوبه اما حسن فاعلی نداره چون به محض اینکه فقیربشه یاکسی نفهمه دزدی می کنه و دروغ میگه وقتی هم که دزدی نمیکنه سزاوار ستایش نیست
    ارزش اخلاقی کسی که فقیر هست و شرایطشو داره و این کارو نمیکنه مسلما بیشتره
    پس به نظرتون حسن فعلی و فاعلی جدای از هم هستن، کاری ممکنه حسن فعلی داشته باشه اما حسن فاعلی اون خیلی نباشه یا اصلا حسن فاعلی نداشته باشه و یا این که حسن فاعلی خیلی زیادی داشته باشه.
    یه جمله از کانت معروفه که میگه «تنها فعل نیک، اراده نیکه» یعنی تنها کار اخلاقی که ارزش داره اراده و نیت خوبه، این یعنی فقط کاری ارزش اخلاقی داره که حسن فاعلی داشته باشه همین طور که شما فرمودید.
    دوستان دیگه هم نظرشون رو در این باره بفرمایند
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.41
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها

    یه جمله از کانت معروفه که میگه «تنها فعل نیک، اراده نیکه» یعنی تنها کار اخلاقی که ارزش داره اراده و نیت خوبه، این یعنی فقط کاری ارزش اخلاقی داره که حسن فاعلی داشته باشه همین طور که شما فرمودید.
    دوستان دیگه هم نظرشون رو در این باره بفرمایند

    این نظر اسلام نیست.حسن فعلی و فاعلی هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند.
    در قرآن هرجا «ایها الذین امنوا» هست،«عملوا صالحات» هم هست.
    البته حسن فاعلی بر حسن فعلی ارجحیت داره،مثلا حدیث داریم که «الاعمال باالنیات» یا در روایتی هست که ضربت علی (ع) در جنگ خندق از عبادت جن و انس بالاتره، خب اینها نشون دهنده ی اینه که حسن فاعلی ارزش بیشتری داره.که این به نظر کانت نزدیک تره.
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  6. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.41
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    در فرض این که یک مسئله مادی، مثل ثروت یا فقر باعث انجام فعل اخلاقی بشه به نظر شما اون کار ارزش داره؟ و اگه ارزش داره ارزشش کم تر از فعل کسیه که در اون شرایط نیست؟
    مثلا پولداری که در فضایی که شرایط دزدی هست دزدی نمیکنه، آیا کارش اخلاقی هست؟ اگه هست ارزشش مساوی با فقیریه که با احتیاج شدید به پول در شرایط مهیای دزدی دزدی نمیکنه.
    فقر و ثروت هر دو ابزارند.مهم اینه که در چه چهتی استفاده بشه،
    به سوال دومت در صورتی میشه جواب داد که فقر وثروت از هر جنبه ای با هم مقایسه بشن که کدوم ارزشه،حداقل از دیدگاه اسلام
    البته ثروتمند بی تقوا خطرات بیشتری داره برای فرد و جامعه نسبت به فقیر بی تقوا.فقیر بی تقوا نهایتا دزدی و خودفروشی می کنه که آثارش فردیه
    ولی ثروتمند بی تقوا خسارت هایی رو در حد جامعه و بشریت وارد میکنه مثل اختلاس و استعمار و ...

    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  7. Top | #22

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    2,004
    تشکر تشکر کرده 
    1,139
    تشکر تشکر شده 
    545
    تشکر شده در
    213 پست
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 4 ثانيه

    امام علی علیه السلام فرمودند:

    خویشتن داری، زینت فقر است و سپاس گزاری زینت غنا وتوانگری

  8. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.42
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 22 دقيقه 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 9 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    پس به نظرتون حسن فعلی و فاعلی جدای از هم هستن، کاری ممکنه حسن فعلی داشته باشه اما حسن فاعلی اون خیلی نباشه یا اصلا حسن فاعلی نداشته باشه و یا این که حسن فاعلی خیلی زیادی داشته باشه.
    یه جمله از کانت معروفه که میگه «تنها فعل نیک، اراده نیکه» یعنی تنها کار اخلاقی که ارزش داره اراده و نیت خوبه، این یعنی فقط کاری ارزش اخلاقی داره که حسن فاعلی داشته باشه همین طور که شما فرمودید.
    دوستان دیگه هم نظرشون رو در این باره بفرمایند

    قبل از کانت در روایات خودمون هم هست که:

    "الاعمال بالنیات"

    و

    "نیت المومن خیرٌ من عمله"
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها
    قبل از کانت در روایات خودمون هم هست که:

    "الاعمال بالنیات"

    و

    "نیت المومن خیرٌ من عمله"
    بحث این نبود که کانت این مسئله رو مطرح کرده. نظریه کانت مطرح شد و نظریه کانت هم نظریه اسلام نیست. کانت شاید در جوانبی افراط کرده باشه که بنابر عقیده من نظریه کاملی که همه جوانب رو رعایت کنه نظریه اسلامه.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    برای این که از سوال اصلی بحث دور نشیم یه بار دیگه مطرح می کنم.
    سوال این بود: کار خوبی که به خاطر شرایط مادی انجام بشه آیا اساسا اخلاقی هست؟ خود اون کار اخلاقی هست؟ فاعل کار اخلاقی انجام داده؟ در نهایت ارزش اخلاقی اون کار چقدره.
    تا اینجا جواب های دوستان این بود که خود اون کار اخلاقی هست. دروغ نگفتن همیشه اخلاقیه. یا دزدی نکردن، یا به دیگران کمک کردن. اما حسن فاعلی کار ممکنه کاهش پیدا کنه اما باز هم حسن فاعلی داره اما ارزش اون کم تره.
    باز من در این مورد سوال رو پیگری می کنم. بنابر این فرض، کار یک حیوان هم باید اخلاقی باشه. مثلا سگی که به صاحبش وفاداره و خیانت نمیکنه.
    به نظر شما کار های خوب حیوانات مثل سگ رو میشه گفت کار اخلاقی؟
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.41
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    برای این که از سوال اصلی بحث دور نشیم یه بار دیگه مطرح می کنم.
    سوال این بود: کار خوبی که به خاطر شرایط مادی انجام بشه آیا اساسا اخلاقی هست؟ خود اون کار اخلاقی هست؟ فاعل کار اخلاقی انجام داده؟ در نهایت ارزش اخلاقی اون کار چقدره.
    تا اینجا جواب های دوستان این بود که خود اون کار اخلاقی هست. دروغ نگفتن همیشه اخلاقیه. یا دزدی نکردن، یا به دیگران کمک کردن. اما حسن فاعلی کار ممکنه کاهش پیدا کنه اما باز هم حسن فاعلی داره اما ارزش اون کم تره.
    باز من در این مورد سوال رو پیگری می کنم. بنابر این فرض، کار یک حیوان هم باید اخلاقی باشه. مثلا سگی که به صاحبش وفاداره و خیانت نمیکنه.
    به نظر شما کار های خوب حیوانات مثل سگ رو میشه گفت کار اخلاقی؟
    خیر،چون حیوانات اراده ای به کار خیر ندارند،به عبارتی حسن فاعلی ندارند و آگاه به درست یا اشتباه بودن فعل خود نیستند.
    پس فعل سگ هیچ ارزشی نداره.
    در مورد قسمت اول هم:
    اگر هیچ زمینه ی مادی (چه ثروت چه فقر) در به انجام رسیدن فعلی دخالت نداشته باشه،ارزشش بیشتره(این بدیهیه،نه؟)
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  12. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    امیرحسین و خیال کج کجان پس!؟
    خیال بیا از جدال مدعی بگو!
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  13. Top | #28

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    2,004
    تشکر تشکر کرده 
    1,139
    تشکر تشکر شده 
    545
    تشکر شده در
    213 پست
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود بابایی نمایش پست ها
    خیر،چون حیوانات اراده ای به کار خیر ندارند،به عبارتی حسن فاعلی ندارند و آگاه به درست یا اشتباه بودن فعل خود نیستند.
    پس فعل سگ هیچ ارزشی نداره.
    در مورد قسمت اول هم:
    اگر هیچ زمینه ی مادی (چه ثروت چه فقر) در به انجام رسیدن فعلی دخالت نداشته باشه،ارزشش بیشتره(این بدیهیه،نه؟)
    سگ اصحاب کهف روزی چند... پی نیکان گرفت ومردم شد

  14. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.41
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالفضل نمایش پست ها
    سگ اصحاب کهف روزی چند... پی نیکان گرفت ومردم شد

    اشکال خوبیه ولی از نظر عقلی به نظر میاد حیوانی که اراده ی نیک نداره،جزا هم نداشته باشه که این با آیه زیر علی الظاهر قابل جمع نیست.

    البته اين كه حيوانات در قيامت محشور مي شوند يا نه و اين كه سگ اصحاب كهف وارد بهشت مي شود يا نه، بين علماء اهل فن اختلاف است، گروهي قائلند قيامت مخصوص جنّ و انس است و حيوانات در قيامت محشور نخواهند شد. ليكن مشهور بين بزرگان و مفسران اين است كه حيوانات هم مثل انسان ها در قيامت مبعوث خواهند شد. و به اندازة درك و شعورشان جزاء داده خواهند شد و از ظاهر بعضي آيات و روايات اين مطلب فهميده مي شود.
    و صريح ترين آيه كه اين منظور را مي رساند، در سورة انعام مي باشد: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ؛ (1) هيچ جنبده اي در زمين و هيچ پرنده اي كه با دو بال خود پرواز مي كند نيست مگر اين كه امت هايي همانند شما هستند، ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم، سپس تمام آنها به سوي خداوند در رستاخيز جمع مي شوند».


    طبق روایتی از امام صادق در کتاب تفسیر قمی حیوانات وارد بهشت نمی شوند مگر سه نفر،سگ اصحاب کهف و الاغ بلعم باعورا و گرگی که متهم شد حضت یوسف رو خورده

    مجتبی نظرت چیه؟سوال تو بودا
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  15. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,359
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 33 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 38 ثانيه
    به خاطر ایام امتحانات یه کمی در ادامه این تاپیک وقفه افتاد
    من در اولین فرصت یه جمع بندی از اول بحث می کنم تا ادامه بدیم.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 2 از 13 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1