صفحه 3 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 192
  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه

    جمع بندی بحث الی هنا

    جمع بندی و راهگشایی برای ادامه بحث
    سوالی که این بحث رو شروع کرد این بود:
    آیا شرایط مادی برای انجام یک کار خوب، در اخلاقی بودن اون و ارزش گذاری درباره اون تاثیر داره؟
    به عبارت دیگه، شرایطی که فعل خوبی مثل راستگویی رو راحت میکنه تا جایی که راستگویی راحت تر از دروغ گوییه، آیا در این صورت راستگویی باز هم اخلاقی هست و به فاعل اون ارزش اخلاقی تعلق میگیره؟

    امیرحسین: کار خوب در هر صورت خوبه و بهتر از کار بد، حتی اگه شرایط مادی در اون کار خوب تاثیر گذار باشه و اون رو راحت کنه، و کار بد نکردن رو بسیار سخت و کار بد هم بده.
    بنابر این راستگویی در هر صورت خوبه و دروغ گویی در هر صورت بد.
    اما ارزش کار فاعل خوب و بد و حسن فاعلی درجه داره، یعنی مثلا کسی که در شرایط خوب و راحت کار اخلاقی می کنه، ارزش کارش کمه و کسی که در شرایط سخت کار بد رو میکنه، خیلی قبح فاعلی نداره کارش.

    ابولفضل: ثرت باعث شادی و بالارفتن اخلاق نیست

    امیرحسین: تاکید بر اختیار در فعل اخلاقی. به این معنی که شرایط مادی هر چقدر هم که زیاد باشند، در نهایت موجب سلب اختیار فرد نمیشن. پس بنابر این مبنا که اختیار همیشه با فاعل هست، همیشه فعل خوب خوبه و فعل بد بده برای انجام دهنده چون اون انجام دهنده اختیار در انجام کار داشته.

    مسعود بابایی: آیا فعل اخلاقی ارزش گذاری میشه که یک فعل درجات مختلف ارزش داشته باشه، مثلا در دین بیاد که راست گویی در شرایطی بهتر از راستگویی در شرایط دیگه است؟
    {این سوال رو میشه برون دینی هم مطرح کرد که اساسا فعل اخلاقی درجه بردار هست یا نه؟}

    خیال کج: شرایط مادی مثل فقر و ثروت و جزو یک صنف خاص بودن مثل جزو صنف علما بودن، جزو صنف تجار بودن، جزو صنف کارگر ها بودن، اهل یک شهر بودن مثل اصفهان یا مشهد یا تهران یا شهرستان، این ها به خودی خود باعث قضاوت اخلاقی درباره افراد نمیشه. اما در اخلاق موثره.
    پس شرایط مادی به خودی خود باعث بهتر شدن فرد نمیشن، اما تاثیر دارن.
    {حالا این سوال مطرح میشه که تاثیر این شرایط در کار اخلاقی باعث درجه بندی فعل اخلاقی و حتی بر ارزش شدن برخی کار های خوب یا منفی نبودن بعضی کارای بد میشه؟}

    مجتبی ***:
    در جواب مسعود بابایی درباره درجه بندی کار اخلاقی: در دین درجه بندی فعل اخلاقی داریم، خود عقل هم مستقلا به این درجه بندی حکم می کنه.
    یعنی ما ذاتا و فطرتا بین دو کار اخلاقی درجه بندی می کنیم.
    تفکیک حسن فعلی از حسن فاعلی
    حسن فعلی یعنی یک کار فی نفسه و به خودی خود خوب یا بد باشه
    حسن فاعلی: یعنی کسی که یک کار رو انجام میده هم خوب باشه و ارزشمند باشه. مثلا راستگویی خوبه، حالا که خوبه، من مجتبی شیخی هم که راست میگم، خوب هستم؟
    تفکیک این دو از هم یعنی ممکنه مجتبی *** راست بگه، و راست گفتنش هم خوب باشه، اما خود مجتبی *** به خاطر این کار خوب نباشه و ارزشی نداشته باشه.
    مثل فرعون که موقع غرق شدن ایمان اورد، ایمان اوردن خوبه، اما فرعون از این ایمان اوردن بهره این نبرد و کار خوبی انجام نداد.
    {سوالی که مطرح میشه اینه که حسن فاعلی در حسن فعلی هم تاثیر داره؟ یا حسن فعلی بر حسن فاعلی تاثیر داره؟ اصولا رابطه این دو چیه؟)

    خانم توحیدی: فعل اخلاقی دارای مراتب و درجات ارزشی متفاوته و ارزش کار کسی که در شرایط سخت تر کار اخلاقی می کنه از کسی که در شرایط راحت تر کار اخلاقی می کنه بیشتره.

    مجتبی ***: آیا کار اخلاقی ای که به خاطر شرایط مادی و نه خود اون کار اخلاقی انجام شده باشه «خوب» هست؟ میشه اون کار رو ارزشمند دوسنت؟ اگه ارزشمنده آیا ارزشش با کار های دیگه یکسانه یا درجه داره؟

    خانم توحیدی: بین حسن فعلی و حسن فاعلی تفاوت هست، کسی که در شرایطیه که کار خوب راحت تر از کار سخته، حسن فاعلی نداره گرچه حسن فعلی داره.

    مجتبی ***:
    مطرح شدن نظریه کانت: تنها کاری ارزش داره که حسن فاعلی داشته باشه: «تنها کار نیک در جهان اراده نیک است» یعنی حسن فقط برای فاعل کار نیکه، فاعلی که یک کار خوب رو فقط به خاطر خوب بودنش انجام بده و نه هیچ دلیل دیگه ای، اگه من به خاطر یک دلیل مادی راست بگم، از نظر کانت ارزش نداره. چون نیت نیک نداره و بنابر این نه حسن فاعلی داره و نه حسن فعلی

    مسعود بابایی: نظر کانت با نظر اسلام هماهنگ نیست، حسن فعلی و حسن فاعلی لازم و ملزوم هم هستن { نیاز به توضیح بیشتر داره } اما حسن فاعلی بر حسن فعلی ترجیح داره {نیاز به توضیح بیشتر}

    خیال کج: در مورد نظر کانت باید بگوییم که قبل از وی در اسلام این نظریه مطرح شده، که «الاعمال بالنیات» یعنی حسن فاعلی در حسن فعلی تاثیر داره و نیت برتر از خود کاره.

    مجتبی ***: در مورد نظر خیال کج، نظر اسلام لزوما با نظر کانت هماهنگ نیست، باید بررسی بیشتر صورت بگیره.
    سوال این بود: کار خوبی که به خاطر شرایط مادی انجام بشه آیا اساسا اخلاقی هست؟ خود اون کار اخلاقی هست؟ فاعل کار اخلاقی انجام داده؟ در نهایت ارزش اخلاقی اون کار چقدره.
    تا اینجا جواب های دوستان این بود که خود اون کار اخلاقی هست. دروغ نگفتن همیشه اخلاقیه. یا دزدی نکردن، یا به دیگران کمک کردن. اما حسن فاعلی کار ممکنه کاهش پیدا کنه اما باز هم حسن فاعلی داره اما ارزش اون کم تره.
    باز من در این مورد سوال رو پیگری می کنم. بنابر این فرض، کار یک حیوان هم باید اخلاقی باشه. مثلا سگی که به صاحبش وفاداره و خیانت نمیکنه.
    به نظر شما کار های خوب حیوانات مثل سگ رو میشه گفت کار اخلاقی؟

    مسعود بابایی: در مورد سوال مجتبی *** که آیا میشه کار حیوانات رو اخلاقی دونست،فعل حیوانات اخلاقی نیست چون اراده نداره. توجه به نکته مهم که در اخلاقی بودن یک کار باید اختیار و اراده باشه، لازمه این نظر اینه که حسن فعلی کار مشروط به حسن فاعلی باشه و بنابر این کاری که حسن فاعلی نداشته باشه، حسن فعلی هم نمیتونه داشته باشه.
    همچنین بدیهیه که اگه در یک کار شرایط مادی تاثیر گذار نباشن، یعنی به خاطر خود اون کار انجام بشن ارزش اخلاقیش بیشتره.

    ***

    به نظرم تا الان چند نکته از نظرات دوستان برداشت میشه:
    1. تفکیک حسن فعلی و حسن فاعلی
    2. فعل اخلاقی میتونه مراتب و درجات مختلفی از ارزش و خوب داشته باشه، و این مراتب ارزش مربوط به حسن فاعلی میشن، یعنی حسن فعلی بر اساس حسن فاعلی درجه پیدا می کنه
    3. اختیار و اراده در فعل اخلاقی شرط ضروریه، اگه اختیار نباشه فعل رو نمیشه اخلاقی گفت و ارزشمند دونست.

    به نظرم سوالی که الان باید پاسخ داده بشه اینه که ربط و نسبت حسن فعلی و حسن فاعلی چیه؟
    آیا فعل به خودی خود و بدون در نظر گرفتن فاعل، اصلا میتونه به خوب و بد متصف بشه؟ آیا کاری به خودی خود و بدون در نظر گرفتن فاعل خوب هست؟
    دقیقا چه نسبتی بین حسن فعلی و حسن فاعلی برقرار است؟
    کدوم اصل هستن؟
    کدوم بر دیگری تاثیر دارن؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.06
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,333
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    417
    تشکر شده در
    238 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 19 ساعت 13 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه
    به نظرم تا الان چند نکته از نظرات دوستان برداشت میشه:
    1. تفکیک حسن فعلی و حسن فاعلی
    2. فعل اخلاقی میتونه مراتب و درجات مختلفی از ارزش و خوب داشته باشه، و این مراتب ارزش مربوط به حسن فاعلی میشن، یعنی حسن فعلی بر اساس حسن فاعلی درجه پیدا می کنه
    3. اختیار و اراده در فعل اخلاقی شرط ضروریه، اگه اختیار نباشه فعل رو نمیشه اخلاقی گفت و ارزشمند دونست.

    به نظرم سوالی که الان باید پاسخ داده بشه اینه که ربط و نسبت حسن فعلی و حسن فاعلی چیه؟
    آیا فعل به خودی خود و بدون در نظر گرفتن فاعل، اصلا میتونه به خوب و بد متصف بشه؟ آیا کاری به خودی خود و بدون در نظر گرفتن فاعل خوب هست؟
    دقیقا چه نسبتی بین حسن فعلی و حسن فاعلی برقرار است؟
    کدوم اصل هستن؟
    کدوم بر دیگری تاثیر دارن؟[/size][/quote]


    بنظر من اصل بر حسن فاعلیه
    چه از ازل حساب کنیم چ از الان
    همه چی بر اساس حسن فاعلی سنجیده میشه
    خدا بر اساس حسن فاعلی خلق کرده و ازش فعل نیک صادر شده . اگه از قبل حسن فعلی وجود داشت باید مقدم بر خدا میبود و خدا براساس اون فعل نیک ازش سر میزد ..درصورتی که افعال خدا بذات نیکه بدون در نظر گرفتن فعلش.. پس اینجا اصل حسن فاعلیه
    اما الانسان فطرتا برا اساس حسن فاعلی قضاوت میکنه
    مثلا تو همین فیلم رابین هود یا اخیرا هیس ..دختر ها فریاد نمیزنند .
    .تو اولی کسی به این دقت نمیکرد که دزدی به تنهایی کاره بدیه بلکه نیتو لحاظ میکرد و قهرمان داستان کسی شد که دزدی میکرده
    و یا دومی کسی دقت نکرد که کشتن بده و چرا طناز طباطبایی سرایداررو کشت در حالی که حقش نبود ..بلکه بیشتر مردم حسن فاعلی رو در نظر گرفتن و دلشون برا دختری سوخت که کارش حسن فعلی نداشت .
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  3. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.07
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 16 ثانيه
    بلا
    خو پ من ( نوعی ) امشب برای نجات جون مادرم از اعدام میام خونتون دزدی میکنم
    درحالیکه راه دیگه ای ندارم غیر دزدی و یقین دارم مادرم بیگناه داره میره بالا دار
    چون اینجا من حسن فاعلی دارم،قبح کار دزدیم میریزه.البته طبق اصل تو.
    ینی اگه ازین دزدی من،تو تا اخر عمر شبا از وحشت دزدا خوابت نبره،برادرت شب ادراری بگیره،پدرت ورشکسته شه چون من پولاشو دزدیدم،هیچ قبح عملی برا من متصور نیست
    چون هدف من والاتره( نجات جان )و این حسن فاعلیم،نفس کار منو عوض میکنه.ینی حسن فعلی هم پیدا میکنم
    در واقع قبح فعل دزدی به حسن تبدیل میشه...عایا؟؟؟

  4. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.06
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,333
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    417
    تشکر شده در
    238 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 19 ساعت 13 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    بلا
    خو پ من ( نوعی ) امشب برای نجات جون مادرم از اعدام میام خونتون دزدی میکنم
    درحالیکه راه دیگه ای ندارم غیر دزدی و یقین دارم مادرم بیگناه داره میره بالا دار
    چون اینجا من حسن فاعلی دارم،قبح کار دزدیم میریزه.البته طبق اصل تو.
    ینی اگه ازین دزدی من،تو تا اخر عمر شبا از وحشت دزدا خوابت نبره،برادرت شب ادراری بگیره،پدرت ورشکسته شه چون من پولاشو دزدیدم،هیچ قبح عملی برا من متصور نیست
    چون هدف من والاتره( نجات جان )و این حسن فاعلیم،نفس کار منو عوض میکنه.ینی حسن فعلی هم پیدا میکنم
    در واقع قبح فعل دزدی به حسن تبدیل میشه...عایا؟؟؟

    من منکر حسن فعلی و یا قبحش نشدم
    منظورم اینه ک متاخر از حسن فاعلین و یجورایی قراردادی و نسبی ان
    راستگویی به خودی خود خوب نیس بلکه با توجه به اینکه چجوری و کجا بکار بره خوب یا بد میشه دزدی ام همینطور
    همین مثالم تو فیلم انتهای خیابان هشتم بود ..دختری که بخاطر نجات جون برادرش خود فروشی میکنه .. دوستاش قمار میکنن و ..
    ولی با این حال تو نمیتونی 100% بگی اون دختر و یا دوستاش دارن اشتباه میکنن
    در صورتی ک بنظر خودت میتونی 100% بگی خودفروشی و یا قمار قبیح ان
    پس یه چیزی به اسم فاعله که به فعل حسن و قبح میده
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  5. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.07
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 16 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها

    من منکر حسن فعلی و یا قبحش نشدم
    منظورم اینه ک متاخر از حسن فاعلین و یجورایی قراردادی و نسبی ان
    راستگویی به خودی خود خوب نیس بلکه با توجه به اینکه چجوری و کجا بکار بره خوب یا بد میشه دزدی ام همینطور
    همین مثالم تو فیلم انتهای خیابان هشتم بود ..دختری که بخاطر نجات جون برادرش خود فروشی میکنه .. دوستاش قمار میکنن و ..
    ولی با این حال تو نمیتونی 100% بگی اون دختر و یا دوستاش دارن اشتباه میکنن
    در صورتی ک بنظر خودت میتونی 100% بگی خودفروشی و یا قمار قبیح ان
    پس یه چیزی به اسم فاعله که به فعل حسن و قبح میده
    اول بگو چشم
    اما البحث: تو میگی خود دزدی ذاتا حسن یا قبح نداره و حسن فاعلیه که داره قبیح یا حسنش میکنه.اره؟
    من میگم نع.چون اونطور باشه برای من مجازاتی نیست که با دزدیم به شما صدمه وارد کردم.بلکه دزدی بالذات بد نبوده ومن با حسن فاعلی پولاتو بردم
    پ تکلیف تو چیه که مال باخته ای در فرض اینکه فعلم ذاتا بد نبوده و اتفاقا به مقتضای نیازم خوب هم بوده.
    حسن و قبح که نسبی نیست که یه چی رو هوا باشه.تو میگی هرجا حسن فاعلی نباشه حسن فعلی نیست هر چند که واقعا حسن فعلی هم موجود باشه. چون حسن فعلی هیچوقت مقدم بر حسن فاعلی نمیشه درست متوجه شدم؟

  6. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه
    با تشکر فراوان از خانم توحیدی و مسافر، لطفا دوستان دیگه هم از ایشان پیروی کنن و به این زیبایی وارد بحث بشن.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    بلا
    خو پ من ( نوعی ) امشب برای نجات جون مادرم از اعدام میام خونتون دزدی میکنم
    درحالیکه راه دیگه ای ندارم غیر دزدی و یقین دارم مادرم بیگناه داره میره بالا دار
    چون اینجا من حسن فاعلی دارم،قبح کار دزدیم میریزه.البته طبق اصل تو.
    ینی اگه ازین دزدی من،تو تا اخر عمر شبا از وحشت دزدا خوابت نبره،برادرت شب ادراری بگیره،پدرت ورشکسته شه چون من پولاشو دزدیدم،هیچ قبح عملی برا من متصور نیست
    چون هدف من والاتره( نجات جان )و این حسن فاعلیم،نفس کار منو عوض میکنه.ینی حسن فعلی هم پیدا میکنم
    در واقع قبح فعل دزدی به حسن تبدیل میشه...عایا؟؟؟
    در تایید سخن خانم توحیدی:
    در مثال شما، اگه این جوری در نظر بگیریم که اون شب که شما میرید خونه خانم توحیدی و دزدی می کنید، و به تبع اون ایشون تا آخر عمر شبا خوابش نمی بره، برادرشون مریض میشن و پدرشون هم ورشکسته میشن و (من هم اضافه می کنم!) به خاطر بی پولی از تحصیل و زندگی خوب محروم میشن و خیلی چیزای دیگه...
    حالا فرض کنید اون شب به جای این که شما برید خونه شون دزدی، یه رعد و برق از آسمون بیاد و بزنه خونه رو درب و داغون کنه. رعد و برقی که هم خیلی ترسناک باشه که باعث بشه ایشون تا آخر عمر از ترس و تاثیرات اون ترس خوابشون نبره و داداششون هم مریض بشه و خونه و همه چیز خانواده هم در اثر اون رعد و برق نابود بشه، آتیش بگیره و همه دارایی از بین بره، در این صورت همه اون چیزایی که شما گفتید بوجود میاد، اما شما میتونید بگید کار غیر اخلاقی و قبیح صورت گرفته؟
    نه! چون فاعلی در کار نیست. چون اراده ای درکار نیست، چون اختیاری در کار نیست!
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها

    من منکر حسن فعلی و یا قبحش نشدم
    منظورم اینه ک متاخر از حسن فاعلین و یجورایی قراردادی و نسبی ان
    راستگویی به خودی خود خوب نیس بلکه با توجه به اینکه چجوری و کجا بکار بره خوب یا بد میشه دزدی ام همینطور
    همین مثالم تو فیلم انتهای خیابان هشتم بود ..دختری که بخاطر نجات جون برادرش خود فروشی میکنه .. دوستاش قمار میکنن و ..
    ولی با این حال تو نمیتونی 100% بگی اون دختر و یا دوستاش دارن اشتباه میکنن
    در صورتی ک بنظر خودت میتونی 100% بگی خودفروشی و یا قمار قبیح ان
    پس یه چیزی به اسم فاعله که به فعل حسن و قبح میده
    در تایید خانم مسافر:
    اگه اصل حسن فاعلیه و حسن فعلی نسبیه، پس چی باعث میشه که بگیم راستگویی خوبه؟ یا اصلا راستگویی یا هر کار دیگه ای با چه ملاکی خوب میشه؟
    مثلا اگه حسن فاعلی مهمه، من حسن فاعلی دارم و دروغ میگم. این کار اخلاقیه؟
    چرا دزدی یا آدم کشی بد باشه؟ اصلا بین این دزدی و صدقه دادن فرقی هست؟
    اگه یه چیزی به اسم فاعله که به یه کار حسن و قبح میده، پس همه کارای من خوب میشن، من چه دروغ بگم چه راست بگم هر دوتاشون خوبن.
    علاوه بر این، ملاک حسن فاعلیه چیه؟ یعین مثلا همه کارای من خوب هستن چون حسن فاعلی دارن و همه کارای طاهر بد هستن چون قبح فاعلی دارن؟ دروغ گفتن من خوبه و راست گفتن طاهر بد؟
    چرا من خوب هستم و طاهر بد؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  9. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.06
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,333
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    417
    تشکر شده در
    238 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 19 ساعت 13 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    در تایید خانم مسافر:
    اگه اصل حسن فاعلیه و حسن فعلی نسبیه، پس چی باعث میشه که بگیم راستگویی خوبه؟ یا اصلا راستگویی یا هر کار دیگه ای با چه ملاکی خوب میشه؟
    مثلا اگه حسن فاعلی مهمه، من حسن فاعلی دارم و دروغ میگم. این کار اخلاقیه؟
    چرا دزدی یا آدم کشی بد باشه؟ اصلا بین این دزدی و صدقه دادن فرقی هست؟
    اگه یه چیزی به اسم فاعله که به یه کار حسن و قبح میده، پس همه کارای من خوب میشن، من چه دروغ بگم چه راست بگم هر دوتاشون خوبن.
    علاوه بر این، ملاک حسن فاعلیه چیه؟ یعین مثلا همه کارای من خوب هستن چون حسن فاعلی دارن و همه کارای طاهر بد هستن چون قبح فاعلی دارن؟ دروغ گفتن من خوبه و راست گفتن طاهر بد؟
    چرا من خوب هستم و طاهر بد؟

    خب فعل به خودی خودش نه حسن داره نه قبح
    این فاعله ک بهش جهت میده
    راستگویی ام بستگی داره به شرایط که خوب باشه یا بد
    مثلا فک کنین شما رو ساواک گرفته میگه اون ریست طاهر کجاس ؟ شما اگ راستشو بگی و لوش بدی کل گروهتون میره رو هوا ...در نتیجه دیگ انقللابی در کار نخواهد بود و بقیه ام مث شما شهید میشن
    خب شما دروغ میگی ک نمیدونم ولی کسی نمیگه ک دروغ شما غیر اخلاقیه چون حسن فاعلی داشته ...
    اینکه میگن راستگویی خوبه و ..بازم منشاش برمیگرده به حسن فاعلی خدا ..چرا خوبه چون خدا انجامش میده ..ما فطرتا تمایل داریم به افعال خدا ...ولی چیزی به اسم راستگویی محض وجود نداره ک بتونه خوب باشه
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  10. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.06
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,333
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    417
    تشکر شده در
    238 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 19 ساعت 13 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    اول بگو چشم
    اما البحث: تو میگی خود دزدی ذاتا حسن یا قبح نداره و حسن فاعلیه که داره قبیح یا حسنش میکنه.اره؟
    من میگم نع.چون اونطور باشه برای من مجازاتی نیست که با دزدیم به شما صدمه وارد کردم.بلکه دزدی بالذات بد نبوده ومن با حسن فاعلی پولاتو بردم
    پ تکلیف تو چیه که مال باخته ای در فرض اینکه فعلم ذاتا بد نبوده و اتفاقا به مقتضای نیازم خوب هم بوده.
    حسن و قبح که نسبی نیست که یه چی رو هوا باشه.تو میگی هرجا حسن فاعلی نباشه حسن فعلی نیست هر چند که واقعا حسن فعلی هم موجود باشه. چون حسن فعلی هیچوقت مقدم بر حسن فاعلی نمیشه درست متوجه شدم؟

    من کاری به قانون ندارم ...اگ مبنای قانونو بذاریم حسن فاعلی همه به دروغ مدعیش میشن ..هرج و مرج میشه
    خب دزدی برا نجات جون یه ادم بد نیس... اینجا جون یه ادم دیگ ارجحیت داره....تو یه کار اخلاقی کردی.. و مجبور بودی به اینکار ..هرچند ک ممکنه بخاطرش مجازات بشی چون یه قانون کلی و نقض کردی ...
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  11. Top | #41

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها

    خب فعل به خودی خودش نه حسن داره نه قبح
    این فاعله ک بهش جهت میده
    راستگویی ام بستگی داره به شرایط که خوب باشه یا بد
    مثلا فک کنین شما رو ساواک گرفته میگه اون ریست طاهر کجاس ؟ شما اگ راستشو بگی و لوش بدی کل گروهتون میره رو هوا ...در نتیجه دیگ انقللابی در کار نخواهد بود و بقیه ام مث شما شهید میشن
    خب شما دروغ میگی ک نمیدونم ولی کسی نمیگه ک دروغ شما غیر اخلاقیه چون حسن فاعلی داشته ...
    اینکه میگن راستگویی خوبه و ..بازم منشاش برمیگرده به حسن فاعلی خدا ..چرا خوبه چون خدا انجامش میده ..ما فطرتا تمایل داریم به افعال خدا ...ولی چیزی به اسم راستگویی محض وجود نداره ک بتونه خوب باشه
    خوب بودن راستگویی بستگی به شرایط داره یا بستگی به فاعلش؟
    مثلا من میدنم کسی که الان داره میره سر دار قاتل نیست و قاتل یه لات رذل دیگست، اما در دادگاه راستش رو نگم، در این مثال، راستگویی خوبه یا بد؟
    اگه فاعلش عوض بشه چی؟
    مثلا اگه فاعلش حسن فاعلی داشته باشه مثل من، دروغ گفتنش که باعث اعدام یه بی گناه و زندگی یه شرور میشه خوبه و ارزش داره؟
    و اگه فاعلش طاهر باشه و راست بگه چون حسن فاعلی نداره این راست گفتنش بده؟

    شرایط با فاعل فرق دارن.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.06
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,333
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    417
    تشکر شده در
    238 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 19 ساعت 13 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    خوب بودن راستگویی بستگی به شرایط داره یا بستگی به فاعلش؟
    مثلا من میدنم کسی که الان داره میره سر دار قاتل نیست و قاتل یه لات رذل دیگست، اما در دادگاه راستش رو نگم، در این مثال، راستگویی خوبه یا بد؟
    اگه فاعلش عوض بشه چی؟
    مثلا اگه فاعلش حسن فاعلی داشته باشه مثل من، دروغ گفتنش که باعث اعدام یه بی گناه و زندگی یه شرور میشه خوبه و ارزش داره؟
    و اگه فاعلش طاهر باشه و راست بگه چون حسن فاعلی نداره این راست گفتنش بده؟

    شرایط با فاعل فرق دارن.
    بله حق باشماس
    ..شخص باید با حسن فاعلی انتخاب کنه راس بگه یا نه ..البته .فک نکنم بشه اعمال فاعلو بدون در نظر گرفتن شرایط سنجید .. میشه ؟؟!!!
    بحث تو این جا اخلاقی بودنه کاره دیگ ؟؟؟
    اگه بدون حسن فاعلی راس بگه اخلاقی نیس کارش .... مثلا برا چاپلوسی یا در ازای گرفتن پول
    اگه با حسن فاعلی راستشو بگه بگه کارش اخلاقی میشه
    فک میکنم نظر اسلامم همینه
    درمورد مثالتونم
    اگه بدونید باید راستشو بگید تا یه آدم بی گناه تقاص کار دیگری نده
    درمورد دومی ک گفتین طرف فاعلش عوض بشه ..زیاد متوجه منظورتون نشدم ......ولی حسن فاعلی همراه نیس با طرف ک مثلا بگیم آقای *** حسن فاعلی دارن و اقای افضلی ندارن ...
    ممکنه شما تو یه جریانی حسن فاعلی داشته باشی تو جریان دیگه نداشته باشی

    حالا مثلا شمایی که حسن فاعلی داری چراباید الکی دروغ بگی خب این یجور تناقض نیس ؟!!


    ویرایش توسط s.tohidi : 23-01-14 در ساعت 01:25
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  13. Top | #43

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.06
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,333
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    417
    تشکر شده در
    238 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 19 ساعت 13 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه
    اصلا یه مثال دیگه
    کشتن و قتل نفس خوب نیس
    پس چرا تو اسلام بعضی موارد دستور به قصاص یا کشتن میدن
    ارتداد
    زنا (سنگسار)
    محاربه
    قصاص
    و...
    ینی کشتن در کل و بخودی خود بد نیس ..بستگی داری بخاطر چی با چه نیتی صورت بگیره ..

    یا مثال معروف : اگه یه بنده خدایی هیتلرو ترور میکرد بخاطر اینکه جون هزاران نفرو گرفته بود و کلی غلط دیگه... کسی بهش اعتراض نمیکرد که کارت غیر اخلاقی بوده
    ویرایش توسط s.tohidi : 23-01-14 در ساعت 01:33
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  14. Top | #44

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.07
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 16 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها
    من کاری به قانون ندارم ...اگ مبنای قانونو بذاریم حسن فاعلی همه به دروغ مدعیش میشن ..هرج و مرج میشه
    خب دزدی برا نجات جون یه ادم بد نیس... اینجا جون یه ادم دیگ ارجحیت داره....تو یه کار اخلاقی کردی.. و مجبور بودی به اینکار ..هرچند ک ممکنه بخاطرش مجازات بشی چون یه قانون کلی و نقض کردی ...
    این کار از جهت منافع خودم و مادرم اخلاقیه اما صددرصد نسبت به شما که ازتون پول کش رفتم غیر اخلاقی و کاملا مذمومه
    اینطوری نمیشه
    یه شب باس بریزیم خونتون

  15. Top | #45

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.07
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 16 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها
    بله حق باشماس
    ..شخص باید با حسن فاعلی انتخاب کنه راس بگه یا نه ..البته .فک نکنم بشه اعمال فاعلو بدون در نظر گرفتن شرایط سنجید .. میشه ؟؟!!!
    بحث تو این جا اخلاقی بودنه کاره دیگ ؟؟؟
    اگه بدون حسن فاعلی راس بگه اخلاقی نیس کارش .... مثلا برا چاپلوسی یا در ازای گرفتن پول
    اگه با حسن فاعلی راستشو بگه بگه کارش اخلاقی میشه
    فک میکنم نظر اسلامم همینه
    درمورد مثالتونم
    اگه بدونید باید راستشو بگید تا یه آدم بی گناه تقاص کار دیگری نده
    درمورد دومی ک گفتین طرف فاعلش عوض بشه ..زیاد متوجه منظورتون نشدم ......ولی حسن فاعلی همراه نیس با طرف ک مثلا بگیم آقای *** حسن فاعلی دارن و اقای افضلی ندارن ...
    ممکنه شما تو یه جریانی حسن فاعلی داشته باشی تو جریان دیگه نداشته باشی

    حالا مثلا شمایی که حسن فاعلی داری چراباید الکی دروغ بگی خب این یجور تناقض نیس ؟!!


    خو ببین اگه بستگی به حسن فاعلی داره تشخیصش یه کم سخت میشه
    مثلا تو میدونی اگه بری دادگاه و بگی اینو اقا شیخو اعدام نکنید بیگناهه و گناهکار اصلی (صددرصد)اقا طاهره،اقا *** از مرگ نجات پیدا میکنه
    اما ازون طرف ادمای اقا طاهر تو رو میکشن
    خو حسن فاعلیت کدومو انتخاب میکنه؟جون خودت یا جون اقا شیخ؟

صفحه 3 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1