صفحه 1 از 13 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 192
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه

    اخلاق ثروتمندان!

    سلام
    یه موضوع اخلاقی و به عبارت بهتر فرا اخلاقی یا فلسفه اخلاقی خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده.
    اون اینه که در مواردی ثروت و به طور کلی برتری در برخی مسائل مادی (اعم از ثروت) باعث بوجود اومدن اخلاق خوبی در یک فرد میشه که در مقایسه با کسی که اون مزیت مادی رو نداره بهتره.
    در این جا میشه بگیم اون فرد برتره و از نظر اخلاقی جایگاه برتری داره؟
    مثلا: خیلی وقتا مطرح میشه در کشور های توسعه یافته، مردم به مسئولین حکومتی (مثلا مالیات) دروغ نمیگن. باز گشت این که چرا دروغ نمیگن به سازو کار سازمانی و ساختار جامعه اون ها برمی گرده، اما در ایران مثلا در خیلی از مواقع ما حتی مجبور به دروغ گفتن میشیم و به نوعی سیستم جامعه جوریه که نه تنها دروغ گفتن رو از بین نمیبره، بلکه شرایط رو برای اون مهیا می کنه.
    به هیچ وجه ما نمیتونیم بگیم دروغ گفتن بد نیست، همین طور که نیمتونیم بگیم راستگویی خوب نیست، اما در مقایسه این دو فرد میتونیم بگیم که فرد اول بر دوم برتری داره؟
    یه جور دیگه به قضیه نگاه کنیم، آیا این که موجبات فعل اخلاقی چی هستن در اون فعل تاثیر داره یعنی این که فرد الف به خاطر داشتن یه مزیت مادی دارای یک اخلاق خوب شده در ازرش گذاری اون اخلاق خوب تاثیر داره؟
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    سلام
    یه موضوع اخلاقی و به عبارت بهتر فرا اخلاقی یا فلسفه اخلاقی خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده.
    اون اینه که در مواردی ثروت و به طور کلی برتری در برخی مسائل مادی (اعم از ثروت) باعث بوجود اومدن اخلاق خوبی در یک فرد میشه که در مقایسه با کسی که اون مزیت مادی رو نداره بهتره.
    در این جا میشه بگیم اون فرد برتره و از نظر اخلاقی جایگاه برتری داره؟
    مثلا: خیلی وقتا مطرح میشه در کشور های توسعه یافته، مردم به مسئولین حکومتی (مثلا مالیات) دروغ نمیگن. باز گشت این که چرا دروغ نمیگن به سازو کار سازمانی و ساختار جامعه اون ها برمی گرده، اما در ایران مثلا در خیلی از مواقع ما حتی مجبور به دروغ گفتن میشیم و به نوعی سیستم جامعه جوریه که نه تنها دروغ گفتن رو از بین نمیبره، بلکه شرایط رو برای اون مهیا می کنه.
    به هیچ وجه ما نمیتونیم بگیم دروغ گفتن بد نیست، همین طور که نیمتونیم بگیم راستگویی خوب نیست، اما در مقایسه این دو فرد میتونیم بگیم که فرد اول بر دوم برتری داره؟
    یه جور دیگه به قضیه نگاه کنیم، آیا این که موجبات فعل اخلاقی چی هستن در اون فعل تاثیر داره یعنی این که فرد الف به خاطر داشتن یه مزیت مادی دارای یک اخلاق خوب شده در ازرش گذاری اون اخلاق خوب تاثیر داره؟
    سوال دشواریه.فکر می کنم لزوما این طور نیست که شرایط مادی مناسب باعث توسعه اخلاق خوب و برعکس شه...ممکنه در موارد بسیاری شکل اون رذیلت اخلاقی متفاوت بشه و یا رذایل اخلاقی ای متناسب با اون وضعیت برای فرد ایجاد شه که در صورت نبود اون شرایط اساسا اون رذیلت مجال ظهور نیابه.
    اما فکر می کنم اینی که فرضا یک ثروتمند به خاطر وضعیتی که داره ناچار به دروغ گویی نباشه از لحاط اخلاقی از اونی که در اون شرایط جز با دروغ یا رشوه کارشو پیش نمی ره به هر حال بالاتره چون در قیاس یک عمل نیک با بد طبعا عمل نیک اولی است اما این نباید رهزن شه که فکر کنیم ذاتا اون فرد ثروتمند میل به نیکی و فقیر میل به بدی داره.احتمال داشت اون فقیرم در موقعیت دیگری تمایل به دروغ نمی داشت.به علاوه اون ثروتمند نیکوکار به جهت انتخاب نیکی از ثروتمندی که حتی دراون شرایط کار بدو انتخاب می کنه به لحاظ اخلاقی بالاتره
    من فکر می کنم مزیت مادی در ارزش گذاری اخلاق خوب نقش داره اما نه چندان.چرا که به هرحال ارزش یک کارخوبو نباید به این جهت پایین آورد و البته برعکس اینی که کسی از روی فقر دست به دزدی زده چیزی از بد بودن عملش کم نمی کنه اما ذات او رو هم شریر نمی کنه.به علاوه اختیار فرد لزوما به خاطر شرایط بد مادی سلب نمیشه وممکنه فرد در عین شرایز بد نیکوکار بمونه و مثلا دزدی نکنه.
    در مقایسه یک عمل با ماهیت یکسان و شرایط و سطوح متفاوت صرفا معیار مشترک اون ماهیت می تونه کارساز باشه اما ارزیابی سطوح مختل با معیارای مخصوص به خودشون باید ارزیابی بشن تا یک مقایسه جامع صورت بگیره و حتی در مواردی غ قابل مقایسه اعلام شن
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    2,004
    تشکر تشکر کرده 
    1,139
    تشکر تشکر شده 
    545
    تشکر شده در
    213 پست
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 4 ثانيه
    بالا رفتن درآمد به نظر نمی رسد که باعث شاد شدن بیشتر مردم واخلاق بهتر آنهاشود و بیشتر تجارب منفی زندگی هم تاثیر خیلی کمی بر روی احساس رضایت و خوشبختی طولانی مدت ما خواهد داشت.

    پیتر اوبل استاد دانشگاه پزشکی میشیگان می گوید، "رابطه بین پول و خوشبختی خیلی خیلی کم و کوچک است."

    البته این به آن معنا نیست که بالا رفتن درآمد اصلاً مهم نیست. مقصود ما این است که ارتباط بسیار کمی بین ثروت و خوشبختی وجود دارد—براساس پاسخ های داده شده از طرف افرادی که تحقیق روی آنها انجام گرفته بود، این مقدار %1 بوده است. و برای برخی گروه ها این رابطه کمی بیشتر و بزرگتر هم می شود. مردمانی که فقیر هستند وقتی وضعیت مالیشان کمی بهتر می شود احساس شادی و خوشبختی بیشتری می کنند. ودربرخورد بادیگران اخلاق بهتری دارند،درحالی که برخی ثروتمندان به گونه ای اندکه گویا از دماغ فیل افتاده اند.

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    سوال دشواریه.فکر می کنم لزوما این طور نیست که شرایط مادی مناسب باعث توسعه اخلاق خوب و برعکس شه...ممکنه در موارد بسیاری شکل اون رذیلت اخلاقی متفاوت بشه و یا رذایل اخلاقی ای متناسب با اون وضعیت برای فرد ایجاد شه که در صورت نبود اون شرایط اساسا اون رذیلت مجال ظهور نیابه.
    اما فکر می کنم اینی که فرضا یک ثروتمند به خاطر وضعیتی که داره ناچار به دروغ گویی نباشه از لحاط اخلاقی از اونی که در اون شرایط جز با دروغ یا رشوه کارشو پیش نمی ره به هر حال بالاتره چون در قیاس یک عمل نیک با بد طبعا عمل نیک اولی است اما این نباید رهزن شه که فکر کنیم ذاتا اون فرد ثروتمند میل به نیکی و فقیر میل به بدی داره.احتمال داشت اون فقیرم در موقعیت دیگری تمایل به دروغ نمی داشت.به علاوه اون ثروتمند نیکوکار به جهت انتخاب نیکی از ثروتمندی که حتی دراون شرایط کار بدو انتخاب می کنه به لحاظ اخلاقی بالاتره
    من فکر می کنم مزیت مادی در ارزش گذاری اخلاق خوب نقش داره اما نه چندان.چرا که به هرحال ارزش یک کارخوبو نباید به این جهت پایین آورد و البته برعکس اینی که کسی از روی فقر دست به دزدی زده چیزی از بد بودن عملش کم نمی کنه اما ذات او رو هم شریر نمی کنه.به علاوه اختیار فرد لزوما به خاطر شرایط بد مادی سلب نمیشه وممکنه فرد در عین شرایز بد نیکوکار بمونه و مثلا دزدی نکنه.
    در مقایسه یک عمل با ماهیت یکسان و شرایط و سطوح متفاوت صرفا معیار مشترک اون ماهیت می تونه کارساز باشه اما ارزیابی سطوح مختل با معیارای مخصوص به خودشون باید ارزیابی بشن تا یک مقایسه جامع صورت بگیره و حتی در مواردی غ قابل مقایسه اعلام شن
    من دقیقا در پست اول برای همین گفتم مسائل مادی (اعم از ثروت)
    مسائل مادی بعضی وقتا میتونه فقر باشه نه ثروت.
    یه مثال دیگه.
    دو نفر با هم میرن به یک مسافرت. یکی ثروت مند و دیگری فقیر. در یکی از مسافر خانه هایی که باید یک شب رو بگذرونن، فقط سه پتو هست برای انداختن زیر و رو. ثروتمند همیشه در جای گرم و نرمی خوابیده و به اون عادت کرده و غیر از اون براش سخته، اما فقیر معمولا بر زمین سخت میخوابیده. حالا در این جا ثروتمند دو پتو برمیداره یکی برای زیرش و دیگری برای روش و فقیر فقط یک پتو برای روش.
    در اینجا از خودگذشتگی فقیر به خاطر مسائل مادیه ایه که این کار رو برای اون راحت کرده.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.40
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 2 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    سلام
    یه جور دیگه به قضیه نگاه کنیم، آیا این که موجبات فعل اخلاقی چی هستن در اون فعل تاثیر داره یعنی این که فرد الف به خاطر داشتن یه مزیت مادی دارای یک اخلاق خوب شده در ازرش گذاری اون اخلاق خوب تاثیر داره؟
    اصلا ارزش گزاری اخلاقی در دین جایگاهی داره؟
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.40
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 2 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    من دقیقا در پست اول برای همین گفتم مسائل مادی (اعم از ثروت)

    دو نفر با هم میرن به یک مسافرت. یکی ثروت مند و دیگری فقیر. در یکی از مسافر خانه هایی که باید یک شب رو بگذرونن، فقط سه پتو هست برای انداختن زیر و رو. ثروتمند همیشه در جای گرم و نرمی خوابیده و به اون عادت کرده و غیر از اون براش سخته، اما فقیر معمولا بر زمین سخت میخوابیده. حالا در این جا ثروتمند دو پتو برمیداره یکی برای زیرش و دیگری برای روش و فقیر فقط یک پتو برای روش.
    در اینجا از خودگذشتگی فقیر به خاطر مسائل مادیه ایه که این کار رو برای اون راحت کرده.
    یاد حکایتی از گلستان افتادم،
    مجتبی مرد باش نفرستش جاده خاکی.
    دو درويش خراسانی ملازم صحبت يکديگر سفر کردندی . يکی ضعيف بود که هر به دو شب افطار کردی و ديگری قوی که روزی سه بار خوردی. اتفاقا بر در شهری به تهمت جاسوسی گرفتار آمدند . هر دو را به خانه ای کردند و در به گل برآوردند . بعد از دو هفته معلوم شد که بی گناهند . در را گشادند . قوی را ديدند مرده و ضعيف جان بسلامت برده . مردم درين عجب ماندند . حکيمی گفت : خلاف اين عجب بودی . آن يکی بسيار خواه بوده است ، طاقت بينوايی نياورد به سختی هلاک شد وين دگر خويشتن دار بوده است لاجرم بر عادت خويش صبر کرد و بسلامت ماند.

    چو كم خوردن طبيعت شد كسى را

    چو سختى پيشش آيد سهل گيرد

    وگر تن پرور است اندر فراخى

    چو تنگى بيند از سختى بميرد
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    من دقیقا در پست اول برای همین گفتم مسائل مادی (اعم از ثروت)
    مسائل مادی بعضی وقتا میتونه فقر باشه نه ثروت.
    یه مثال دیگه.
    دو نفر با هم میرن به یک مسافرت. یکی ثروت مند و دیگری فقیر. در یکی از مسافر خانه هایی که باید یک شب رو بگذرونن، فقط سه پتو هست برای انداختن زیر و رو. ثروتمند همیشه در جای گرم و نرمی خوابیده و به اون عادت کرده و غیر از اون براش سخته، اما فقیر معمولا بر زمین سخت میخوابیده. حالا در این جا ثروتمند دو پتو برمیداره یکی برای زیرش و دیگری برای روش و فقیر فقط یک پتو برای روش.
    در اینجا از خودگذشتگی فقیر به خاطر مسائل مادیه ایه که این کار رو برای اون راحت کرده.
    متوجه منظورت شدم برا همین گفتم:مزیت مادی در ارزش گذاری اخلاق خوب نقش داره اما نه چندان.چرا که به هرحال ارزش یک کارخوبو نباید به این جهت پایین آورد و البته ب[size=5]رعکس اینی که کسی از روی فقر دست به دزدی زده چیزی از بد بودن عملش کم نمی کنه اما ذات او رو هم شریر نمی کنه.به علاوه اختیار فرد لزوما به خاطر شرایط بد مادی سلب نمیشه وممکنه فرد در عین شرایز بد نیکوکار بمونه و مثلا دزدی نکنه.
    در مقایسه یک عمل با ماهیت یکسان و شرایط و سطوح متفاوت صرفا معیار مشترک اون ماهیت می تونه کارساز باشه اما ارزیابی سطوح مختل با معیارای مخصوص به خودشون باید ارزیابی بشن تا یک مقایسه جامع صورت بگیره و حتی در مواردی غ قابل مقایسه اعلام شن[/size]
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.81
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    63
    تشکر شده در
    49 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    من دقیقا در پست اول برای همین گفتم مسائل مادی (اعم از ثروت)
    مسائل مادی بعضی وقتا میتونه فقر باشه نه ثروت.
    یه مثال دیگه.
    دو نفر با هم میرن به یک مسافرت. یکی ثروت مند و دیگری فقیر. در یکی از مسافر خانه هایی که باید یک شب رو بگذرونن، فقط سه پتو هست برای انداختن زیر و رو. ثروتمند همیشه در جای گرم و نرمی خوابیده و به اون عادت کرده و غیر از اون براش سخته، اما فقیر معمولا بر زمین سخت میخوابیده. حالا در این جا ثروتمند دو پتو برمیداره یکی برای زیرش و دیگری برای روش و فقیر فقط یک پتو برای روش.
    در اینجا از خودگذشتگی فقیر به خاطر مسائل مادیه ایه که این کار رو برای اون راحت کرده.

    آره انکار نمی کنم شرایط مادی می تونه یک عمل رو برای انسان راحت کنه چه شر چه خیر اما نه بیشتر از این.یعنی صرفا اثر تسهیلی داره و عامل خیر یا شر نیست و نباید کنش اخلاقی یا غیر اخلاقیو صرفا به این عامل تقلیل داد.تو مثالت ممکنه فقیره اتفاقا از فرط سرما کشیدن هرروزه بخواد دوتاپتوئه رو بگیره واسه خودش و نذاره اون پولداره لااقل اون شب مثه همیشه راحت بخوابه تا یه جورایی انتقام بگیره(می فهمی که چی می گم.تنفر طبقاتی که خیلیم شایعه) بنابراین در عین پذیرش نسبی تقریرت اطلاق این امر رو قبول ندارم
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود بابایی نمایش پست ها
    اصلا ارزش گزاری اخلاقی در دین جایگاهی داره؟
    به نظر خودت نداره؟

    ربطش به این بحث چیه؟
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.40
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 2 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    به نظر خودت نداره؟

    ربطش به این بحث چیه؟
    منظورم اینه که اصلا در احادیث یا سیره ی اهل بیت سابقه داره که یکی از فضیلت های اخلاقی رو با توجه به شرایط درجه بندی کنن؟که مثلا فلان فضیلت اخلاقی در شرایطی ارزش بیشتری داره
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.41
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 22 دقيقه 4 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 7 ثانيه
    بحث بسیار خوبی است
    درسته که ثروتمند یا فقیربودن معیار درستی برای قضاوت اخلاقی افراد نیست اما کاملا در اخلاق موثر هست (منظور تاثیرات ناخودآگاه بر یک فرد عادی هست نه آگاهانه یا مثلا دوران بچگی و نوجوانی یک سالک آگاه )
    یعنی نباید فقیر یا ثروتمند را سرزنش کرد به خاطر فقر و ثروتشان ولی یک شخص ثالث مثل ما باید به این مساله آگاه باشه که ثروتمندان خلقهای خوبی دارند که باید از آنها آموخت (واین تفکرات ضد پولداری که از قبل و اول انقلاب به ارث مونده بخشیش ناشی از تفکرات کمونیستی است و ربطی به اسلام نداره) و همچنین فقرا .

    اصلا تمام اصناف اینگونه اند مثلا صنف علما روابط و اخلاق خاصی دارند کهمخصوص این صنف است یا دانشگاهیان؛ شخص ثالث یا سالک باید اولا آگاه باشه که اخلاق خوب صنفی وجود داره ثانیا آنها را بشناسه ثالثا سعی کنه تخلق پیدا کنه

    برای حسن ختام دوستان را ارجاع میدم به حکایت "جدال سعدی و مدعی" که دقیقا به همین مساله پرداخته و خیلی شیرین است (جالبه سعدی طرف ثروتمندانو گرفته و با مدعی دست به گریبان میشه و کارشون به قاضی میکشه و...) خب برید بخونید دیگه
    ویرایش توسط خیالِ کج : 19-12-13 در ساعت 11:13
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود بابایی نمایش پست ها
    منظورم اینه که اصلا در احادیث یا سیره ی اهل بیت سابقه داره که یکی از فضیلت های اخلاقی رو با توجه به شرایط درجه بندی کنن؟که مثلا فلان فضیلت اخلاقی در شرایطی ارزش بیشتری داره
    بله این بحث در دین خیلی مبسوط هست. حتی در آیات فراوانی از قرآن هم هست مثل آیه ده سوره حدید:
    وَمَا لَکُمْ أَلا تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿١٠﴾

    در این آیه گفته میشه که کسایی که در شرایط سختی قبل از فتح مکه انفاق و جهاد کردن ارزش کارشون از کسایی که بعد فتح مکه این کارا رو کردن بیشتره گرچه کار هر دو گروه ارزشمنده.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    برای بررسی این موضوع باید بحث حسن فعلی و حسن فاعلی رو بررسی کرد.
    همین طور که امیرحسین و باقی دوستان اشاره کردن، کار خوب، خوبه در هر صورت. این مسلمه، همچنین ارزش یک کار خوب برای دو نفر در شرایط متفاوت فرق داره، مثلا کسی که در شرایط سخت دروغ نمیگه با کسی که در شرایط راحتی دروغ نمیکه ارزشش کاریشون فرق داره. کار که یکسانه، پس در ارزش گذاری اخلاقی یه ملاک دیگه هم هست و اون فاعل کاره.
    دوستان دیگه هم وارد بحث شن که استفاده کنیم از نظراتشون.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  14. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    6,361
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,039
    تشکر تشکر شده 
    2,881
    تشکر شده در
    1,265 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 5 روز 20 ساعت 42 دقيقه 32 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 19 ثانيه
    برای ادامه منتظر دوستان دیگه هستیما!!!
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  15. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.15
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,331
    تشکر تشکر کرده 
    1,091
    تشکر تشکر شده 
    411
    تشکر شده در
    233 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 17 ساعت 11 دقيقه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 11 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    سلام
    یه موضوع اخلاقی و به عبارت بهتر فرا اخلاقی یا فلسفه اخلاقی خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده.
    اون اینه که در مواردی ثروت و به طور کلی برتری در برخی مسائل مادی (اعم از ثروت) باعث بوجود اومدن اخلاق خوبی در یک فرد میشه که در مقایسه با کسی که اون مزیت مادی رو نداره بهتره.
    در این جا میشه بگیم اون فرد برتره و از نظر اخلاقی جایگاه برتری داره؟
    مثلا: خیلی وقتا مطرح میشه در کشور های توسعه یافته، مردم به مسئولین حکومتی (مثلا مالیات) دروغ نمیگن. باز گشت این که چرا دروغ نمیگن به سازو کار سازمانی و ساختار جامعه اون ها برمی گرده، اما در ایران مثلا در خیلی از مواقع ما حتی مجبور به دروغ گفتن میشیم و به نوعی سیستم جامعه جوریه که نه تنها دروغ گفتن رو از بین نمیبره، بلکه شرایط رو برای اون مهیا می کنه.
    به هیچ وجه ما نمیتونیم بگیم دروغ گفتن بد نیست، همین طور که نیمتونیم بگیم راستگویی خوب نیست، اما در مقایسه این دو فرد میتونیم بگیم که فرد اول بر دوم برتری داره؟
    یه جور دیگه به قضیه نگاه کنیم، آیا این که موجبات فعل اخلاقی چی هستن در اون فعل تاثیر داره یعنی این که فرد الف به خاطر داشتن یه مزیت مادی دارای یک اخلاق خوب شده در ازرش گذاری اون اخلاق خوب تاثیر داره؟

    اگربتونیم ثابت کنیم که علت دروغ نگفتن شخص اول ثروت و مال اون بوده میتونیم نتیجه بگیریم که ثروت از عوامل انگیزاننده بر فعل اخلاقیه
    اما نمیتونیم ثابت کنیم چون آدمای ثروتمند زیادی هستند که دروغ میگن و توکشورهای توسعه نیافته هم آدمای فقیریهستند که مالیات می دن و دروغ نمی گن
    داوری نهایی این مسئله بیشتر به مبنایی بستگی داره که هرکس در باب معیار فعل اخلاقی انتخاب کرده...
    بنظرم اون شخصی که می تونسته دروغ بگه ولی دروغ نگفته به نسبت با این کارش اخلاقی تر رفتار کرده..
    البته فقر ،بی سوادی ،بی فرهنگی می تونه از عوامل دروغ گویی باشه
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

صفحه 1 از 13 12311 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1