صفحه 4 از 10 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 46 تا 60 , از مجموع 143
  1. Top | #46

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    چه عبارت جالب توجهی
    تا حالا نشنیده بودم
    میشه زودتر بگید؟
    تفسیر قرآن به قرآن بر این اصل مبتنیه که:
    قرآن کتاب هدایت بشه، با این صفات: نور، تبیان (بیان کننده) کل شیء (همه چیز).
    چیزی که نوره، نیاز داره که چیز دیگه ای روشنش کنه؟ یا چیزی که قراره همه چیز رو بیان کنه، نیاز داره چیز دیگه ای بیانش کنه؟
    پس قرآن به خودی خود روشن و واضح هست و به چیزی که اون رو روشن کنه نیاز نداره، بلکه خودش بیان و روشن کننده همه چیزه.
    بنابر این خود قرآن خودش رو روشن میکنه و شرح میده.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #47

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    در تفسیر قرآن به قرآن، اول از همه برای فهمیدن معنای یه آیه از قرآن، سعی میشه با آیات دیگه معنای اون فهمیده بشه.
    به این صورت که میبینن در کجاهای قرآن در اون موضوع صحبت شده.
    مثلا برای فهم یک آیه در مورد حضرت موسی و فرعون، همه آیات رو در همه جای قرآن پیدا می کنن و همه رو با هم میسنجن تا معنای کلی همه رو بدست بیارن و با توجه به اون آیه مورد نظر رو معنا کنن.
    قبل از اون هم اصول کلی قرآن رو بدست میارن و طبق اون اصول مشخص می کنن که چه برداشت هایی از قرآن درسته و چه برداشت هایی غلطه. مثلا در مورد آیه "ید الله فوق ایدیکم" شاید آیه دیگه ای نباشه، اما اصول قرآنی که نشون میدن خدا نمیتونه جسم و دست داشته باشه میاد این آیه رو تفسیر می کنه که نمیتونه منظور از دست، دست مادی باشه، بلکه مراد قدرت خداست. ایه ای که به این برداشت کمک میکنه به عنوان مثال "لیس کمثله شیء".
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  3. Top | #48

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.84
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,033
    تشکر شده در
    370 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 8 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    فهمیدن با تفسیر چه فرقی داره؟
    فهمیدن، با آشکار کردن یا کنار زدن پرده تفاوتی نداره. خود فهم ظاهر آیه هم یه درجه از تفسیره همونطور که ظاهر آیه یه درجه از باطن آیه است. تفسیر به رای هم معنای دیگه ای داره.
    تفسیر به رای یعنی ما نظر خودمون رو بر آیه تحمیل کنیم نه این که چی از آیه می فهمیم.
    یه مقدماتی مثل آشنایی با زبان عربی و همین اصولی که ما در این تاپیک میخوایم ازش بحث کنیم خوب لازمه، اصلا این که تفسیر قرآن بر هر کسی واجبه به معنای همینه که این مقدمات رو مهیا کنه برای خودش.
    اگر امر به تدبر در قرآن، شده، پس امر شده که ما آیات رو در حد خودمون تفسیر کنیم، این به معنای نفی رجوع به متخصص نیست، اتفاقا یکی از مصادیقش رجوع به متخصصه، یکی دیگه آشنایی با همین اصوله.
    درسته
    ولی اینجا انگار فقط اصول رو تعریف می کنید،وارد جزئیات نمیشید،از آیات بیشتر مصداق بیارید،بهتره،بحث کاربردی تر میشه
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  4. Top | #49

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    به عنوان مثال برای تفسیر قرآن به قرآن:
    در آیه ای از قرآن اومده:
    مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ (نحل 97)
    يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (حجرات 13)
    با توجه به این آیات، یه اصل کلی بدست میاد که کرامت انسانی همه انسان ها چه مرد و چه زن و از هر نژاد و قومیتی، یکسانه، و ملاک ارزش در نظر قرآن، تقوا و عمل صالحه.
    بنابر این اصل، هر کدوم از آیاتی که در این مورد باشه رو تفسیر می کنیم. مثلا اگه یک آیه چند احتمال داشته باشه که یکی از اون ها موجب برتری زن بر مرد یا مرد بر زن باشه، این اصل مانع برداشت چینین معنایی از قرآن میشه و اون رو باید به یک معنای دیگه ای حمل کرد.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #50

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    دوستان به نظرم خوب باشه هر کسی چند مثال برای تفسیر قرآن به قرآن بزنه.
    یا اصولی که از برخی آیات برداشت می کنید رو اینجا بیان کنید.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #51

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.78
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,429
    تشکر شده در
    686 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 37 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    تفسیر قرآن به قرآن بر این اصل مبتنیه که:
    قرآن کتاب هدایت بشه، با این صفات: نور، تبیان (بیان کننده) کل شیء (همه چیز).
    چیزی که نوره، نیاز داره که چیز دیگه ای روشنش کنه؟ یا چیزی که قراره همه چیز رو بیان کنه، نیاز داره چیز دیگه ای بیانش کنه؟
    پس قرآن به خودی خود روشن و واضح هست و به چیزی که اون رو روشن کنه نیاز نداره، بلکه خودش بیان و روشن کننده همه چیزه.
    بنابر این خود قرآن خودش رو روشن میکنه و شرح میده.
    اما انگار ظاهرا اینطور نیست
    ینی اکثر ایات مخصوصا ایات الاحکام رو با قران نتونستن روشن کنن بلکه از احادیث استفاده کردن

  7. کاربر مقابل از mosafer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    عقل سرخ (26-01-15)

  8. Top | #52

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    اما انگار ظاهرا اینطور نیست
    ینی اکثر ایات مخصوصا ایات الاحکام رو با قران نتونستن روشن کنن بلکه از احادیث استفاده کردن
    نه اون دیگه تفسیر نیست، روش قرآن به قرآن منکر جایگاه ائمه در تبیین قرآن نیست، اتفاقا طبق این روش:
    قرآن به روشنی و کامل واضح بیان کرده که در فهم برخی از مراتب معنای قرآن باید به چه کسانی رجوع شود و چه گونه عمل شود:
    بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ
    لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
    وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل 44)
    هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ
    وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
    يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ (آل عمران 7)
    لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
    (واقعه 79)
    این آیات نشون میدن برای فهم برخی از مراتب معنای قرآن رجوع به اهل بیت لازمه.
    اما در مورد احکام نمیشه گفت معنای آیات قرآن معلوم نیست، بلکه قرآن در چیزی که درصدد بیانش هست کاملا روشن بیان میکنه، اما جزئیات احکام رو اصولا قصد نداره بیان کنه که بگیم مبهمه. اون جزئیات رو اهل بیت مشخص می کنن. نه این که معنای قرآن نا معلوم باشه.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  9. Top | #53

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.78
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,429
    تشکر شده در
    686 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 37 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    نه اون دیگه تفسیر نیست، روش قرآن به قرآن منکر جایگاه ائمه در تبیین قرآن نیست، اتفاقا طبق این روش:
    قرآن به روشنی و کامل واضح بیان کرده که در فهم برخی از مراتب معنای قرآن باید به چه کسانی رجوع شود و چه گونه عمل شود:
    بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ
    لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
    وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل 44)
    هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ
    وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
    يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ (آل عمران 7)
    لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
    (واقعه 79)
    این آیات نشون میدن برای فهم برخی از مراتب معنای قرآن رجوع به اهل بیت لازمه.
    اما در مورد احکام نمیشه گفت معنای آیات قرآن معلوم نیست، بلکه قرآن در چیزی که درصدد بیانش هست کاملا روشن بیان میکنه، اما جزئیات احکام رو اصولا قصد نداره بیان کنه که بگیم مبهمه. اون جزئیات رو اهل بیت مشخص می کنن. نه این که معنای قرآن نا معلوم باشه.

    چرا مثال نقض داره حرفتون.بعضی وقتام حدیث مبین ایه،خودش گنگ تره
    یعنی معرِف گنگ تر از معرَف بوده.مخصوصا توی بحث حیوانات حلال گوشت و توی بحث رجم و اینا که خیلی طولانیه حسش نیست بنویسم.خودتون یه کاریش کنید

  10. کاربر مقابل از mosafer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    عقل سرخ (26-01-15)

  11. Top | #54

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها

    چرا مثال نقض داره حرفتون.بعضی وقتام حدیث مبین ایه،خودش گنگ تره
    یعنی معرِف گنگ تر از معرَف بوده.مخصوصا توی بحث حیوانات حلال گوشت و توی بحث رجم و اینا که خیلی طولانیه حسش نیست بنویسم.خودتون یه کاریش کنید
    این نقض نیست. شاید ما الان نتونیم از اون احادیث برداشت خوبی داشته باشیم، اما قطعا کسانی که مخاطب بودن مقصود امام رو فهمیدن.
    اصولا یه نکته مهم رو هم باید بهش توجه کنیم، و اون این اونچه که قرآن ناطقه و مفسر قرآن، اهل بیت هستن و نه احادث، احادیث روایت هایی هستن که از این ذوات نورانی نقل شدن، پس ممکنه خیلی از اونها درست نباشن و جعلی باشن، به علاوه این که برخی هاشون رو ما شاید متوجه نشیم.
    اصولا یه بحث مهم هست به نام عرضه احادیث بر قرآن، یعنی ما همه احادیث رو بر قرآن عرضه می کنیم، اگه با قرآن مخالف نبودن، اون ها رو قبول می کنیم.
    بنابر این، قبل از این که ما بدونیم میتونیم از یه حدیثی استفاده کنیم یا نه، باید قرآن برای ما تا حدودی معلوم باشه که بتونیم احادیث رو بر قرآن عرضه کنیم، بعد از عرضه هر کدوم رو که مخالف نبودن میگیریم و طبق اون ها سعی می کنیم به معنای بهتر و بالاتری از آیات دست پیدا کنیم.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #55

    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    شماره عضویت
    416
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.10
    نوشته ها
    227
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    1
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    این نقض نیست. شاید ما الان نتونیم از اون احادیث برداشت خوبی داشته باشیم، اما قطعا کسانی که مخاطب بودن مقصود امام رو فهمیدن.
    اصولا یه نکته مهم رو هم باید بهش توجه کنیم، و اون این اونچه که قرآن ناطقه و مفسر قرآن، اهل بیت هستن و نه احادث، احادیث روایت هایی هستن که از این ذوات نورانی نقل شدن، پس ممکنه خیلی از اونها درست نباشن و جعلی باشن، به علاوه این که برخی هاشون رو ما شاید متوجه نشیم.
    اصولا یه بحث مهم هست به نام عرضه احادیث بر قرآن، یعنی ما همه احادیث رو بر قرآن عرضه می کنیم، اگه با قرآن مخالف نبودن، اون ها رو قبول می کنیم.
    بنابر این، قبل از این که ما بدونیم میتونیم از یه حدیثی استفاده کنیم یا نه، باید قرآن برای ما تا حدودی معلوم باشه که بتونیم احادیث رو بر قرآن عرضه کنیم، بعد از عرضه هر کدوم رو که مخالف نبودن میگیریم و طبق اون ها سعی می کنیم به معنای بهتر و بالاتری از آیات دست پیدا کنیم.
    با سلام.

    والا اینطور که معلومه شما مفسر خوبی نیستی،آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه الله مفسر خوبی هستند
    .

  13. Top | #56

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    جمع بندی بحث تا این جا:
    اولین نکته که بحث شد این بود که همه افراد امر به تدبر در قرآن کریم شدن و تدبر مساوی است با تفسیر قرآن، بنابر این همه امر شدن که مفسر قرآن باشن برای خودشون.
    منظور از تفسیر فهمیدن مقصود قرآنه که بنابر این، ترجمه هم خودش پایین ترین سطح تفسیر حساب میشه.
    بعد از این، به این نتیجه میرسیم که حالا که همه باید قرآن رو تفسیر کنن یا به عبارت دیگه بفهمن، چه اصولی رو باید رعایت کنن که در این کار دچار اشتباه نشن.
    یکی از این اصول، توجه به این نکته است که قرآن یه حقیقت دارای مراتبی هست که بالاترین مرتبه آن نزد خداوند است "من لدن علیم خبیر" و پایین ترین مرتبه این حقیقت هم همین الفاظ عربی قرآن هستن "عربی مبین".
    این اصل به ما نشون میده که معانی قرآن هم مراتبی دارن بنابر این، یه آیه میتونه هم زمان چندین معنای طولی داشته باشه. مثلا آیه "لا یمسه الا المطهرون" یه مرتبه از معناش اینه که کسانی که طهارت ظاهری (بوسیله وضو) ندارن، نمیتونن به کتابت قرآن دست بزنن و اون رو لمس کنن، یه معنای بالاتری هم این آیه داره و اون این که به معانی عمیق قرآن فقط کسانی که طهارت باطن دارن دست پیدا می کنن.
    پس قرآن یه معنای ظاهری داره که در عین این که اون معنا درسته، معانی باطنی دیگه ای هم داره که اون ها هم درست هستن و در عین حال معانی عمیق تر و بالاتری هستن.

    اصل بعدی، تفسیر قرآن به قرآن بود.
    در این اصل مشخص میشه که برای فهم معنای آیات قرآن، باید همه اون ها رو با هم در نظر بگیریم و به منزله یک کل واحد و منسجم که هیچ اختلافی با هم ندارن بررسی کنیم. بنابر این اگه بین دو آیه اختلافی دیدیم نشون میده که حد اقل یکی از اون دو آیه رو درست متوجه نشدیم و باید فهم خودمون رو اصلاح کنیم.
    قرآن به خودی خود روشن و مبین هست و بنابر این نیاز به مبینی جز خود نداره و خودش به وضوح راه درک بهتر حقایق قرآن رو رجوع به اهل بیت و همچنین تدبر و نزدیکی علمی و عملی به قرآن بیان می کنه.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  14. Top | #57

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    80
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,147
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    21
    تشکر شده در
    16 پست
    آنلاين
    29 دقيقه 31 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه

    اصل بعدی، تفسیر قرآن به قرآن بود.
    در این اصل مشخص میشه که برای فهم معنای آیات قرآن، باید همه اون ها رو با هم در نظر بگیریم و به منزله یک کل واحد و منسجم که هیچ اختلافی با هم ندارن بررسی کنیم. بنابر این اگه بین دو آیه اختلافی دیدیم نشون میده که حد اقل یکی از اون دو آیه رو درست متوجه نشدیم و باید فهم خودمون رو اصلاح کنیم.
    قرآن به خودی خود روشن و مبین هست و بنابر این نیاز به مبینی جز خود نداره و خودش به وضوح راه درک بهتر حقایق قرآن رو رجوع به اهل بیت و همچنین تدبر و نزدیکی علمی و عملی به قرآن بیان می کنه.
    [/quote]

    این اصلی که گفتید باید با آیات دیگه ای سنجید وقتی ممکنه که طرف با آیات قرآن کاملا آشنایی داشته باشه.
    مثلا من نوعی به آیه ید الله فوق ایدیهم میرسم و اینطور برداشت میکنم که دست جسمی خدا بالای دست همه است.
    و هیچ آگاهی نسبت به اینکه آیاتی مبین این آیه وجود داره ندارم.
    اونوقت چی؟
    البته این آیه رو عقلا هم میشه پذیرفت که منظورش این نیست.به عنوان مثال گفتم.

    قسم به سوره ی خاکیّ چادرت، بانو!

    به درکِ قدر تو باید فقط سعادت داشت

  15. Top | #58

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahtab نمایش پست ها

    اصل بعدی، تفسیر قرآن به قرآن بود.
    در این اصل مشخص میشه که برای فهم معنای آیات قرآن، باید همه اون ها رو با هم در نظر بگیریم و به منزله یک کل واحد و منسجم که هیچ اختلافی با هم ندارن بررسی کنیم. بنابر این اگه بین دو آیه اختلافی دیدیم نشون میده که حد اقل یکی از اون دو آیه رو درست متوجه نشدیم و باید فهم خودمون رو اصلاح کنیم.
    قرآن به خودی خود روشن و مبین هست و بنابر این نیاز به مبینی جز خود نداره و خودش به وضوح راه درک بهتر حقایق قرآن رو رجوع به اهل بیت و همچنین تدبر و نزدیکی علمی و عملی به قرآن بیان می کنه.


    این اصلی که گفتید باید با آیات دیگه ای سنجید وقتی ممکنه که طرف با آیات قرآن کاملا آشنایی داشته باشه.
    مثلا من نوعی به آیه ید الله فوق ایدیهم میرسم و اینطور برداشت میکنم که دست جسمی خدا بالای دست همه است.
    و هیچ آگاهی نسبت به اینکه آیاتی مبین این آیه وجود داره ندارم.
    اونوقت چی؟
    البته این آیه رو عقلا هم میشه پذیرفت که منظورش این نیست.به عنوان مثال گفتم.
    این اصل دقیقا همین رو میخواد بگه که وقتی ما به آیه ای برمیخوریم، نباید به تنهایی اون رو معنا کنیم، باید یه بررسی اجمالی به آیات دیگه قرآن و حد اقل اصول کلی قرآن بکنیم.
    این اصل میگه که ما باید به کل قرآن یه اشراف اجمالی داشته باشیم حد اقل تا بتونیم اون رو خوب بفهمیم. البته مفسرین زیادی زحمت کشیدن و سعی کردن آیات مربوط به هم رو جمع آوری کنن، برای همین وقتی به تفاسیر مخصوصا تفاسیر قرآن به قرآن مثل المیران و تسنیم رجوع کنیم میتونیم خیلی از این آیات رو در کنار هم پیدا کنیم.
    همچنین تفسیر موضوعی هم در این زمینه راهگشاست.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  16. Top | #59

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    80
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,147
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    21
    تشکر شده در
    16 پست
    آنلاين
    29 دقيقه 31 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    این اصل دقیقا همین رو میخواد بگه که وقتی ما به آیه ای برمیخوریم، نباید به تنهایی اون رو معنا کنیم، باید یه بررسی اجمالی به آیات دیگه قرآن و حد اقل اصول کلی قرآن بکنیم.
    این اصل میگه که ما باید به کل قرآن یه اشراف اجمالی داشته باشیم حد اقل تا بتونیم اون رو خوب بفهمیم. البته مفسرین زیادی زحمت کشیدن و سعی کردن آیات مربوط به هم رو جمع آوری کنن، برای همین وقتی به تفاسیر مخصوصا تفاسیر قرآن به قرآن مثل المیران و تسنیم رجوع کنیم میتونیم خیلی از این آیات رو در کنار هم پیدا کنیم.
    همچنین تفسیر موضوعی هم در این زمینه راهگشاست.
    آره درسته...
    تفسیر المیزان که خیلی ثقیله.خصوصا واس کسی که آشناییت زیادی نداره.در مورد تفسیر تسنیم هم اطلاعی ندارم.تا حالا سراغش نرفتم.
    اما از بین کتب تفسیری تفسیر نمونه خیلی فهمش راحت تره.
    اما با این حال کمتر کسی میره سراغ کتب تفسیری، چون خیلی دم دست نیست.تو خونه ها پیدا نمیشه. و کمتر کسی معنی آیاتو میخونه.حتی من معنیشو نمیخونم و به همون حدی که از کلمات متوجه میشم اکتفا میکنم.

    قسم به سوره ی خاکیّ چادرت، بانو!

    به درکِ قدر تو باید فقط سعادت داشت

  17. Top | #60

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 24 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahtab نمایش پست ها
    آره درسته...
    تفسیر المیزان که خیلی ثقیله.خصوصا واس کسی که آشناییت زیادی نداره.در مورد تفسیر تسنیم هم اطلاعی ندارم.تا حالا سراغش نرفتم.
    اما از بین کتب تفسیری تفسیر نمونه خیلی فهمش راحت تره.
    اما با این حال کمتر کسی میره سراغ کتب تفسیری، چون خیلی دم دست نیست.تو خونه ها پیدا نمیشه. و کمتر کسی معنی آیاتو میخونه.حتی من معنیشو نمیخونم و به همون حدی که از کلمات متوجه میشم اکتفا میکنم.
    رجوع به تفاسیر خیلی کمک می کنه، اما بدون اون هم اگه آدم برنامه منظرم قرآن خوندن داشته باشه و سعی کنه در آیات تدبر کنه، یعنی سعی کنه که کمی دربارشون فکر کنه، بعد یه مدتی خودش خیلی از آیات رو میبینه که هم دیگه رو تفسیر می کنن.
    مثلا آدم چند بار که سوره اسرا رو بخونه، میبینه این دو آیه که هر کدوم یه جای کاملا جدا و مجزا از دیگری هستن میتونن با هم دیگه یه چیزی رو نمایان کنن:
    کُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّکَ وَمَا کَانَ عَطَاء رَبِّکَ مَحْظُورًا (آیه 20)
    إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا (آیه 57)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 4 از 10 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1