صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 25 , از مجموع 25
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,419
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 11 ساعت 36 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    تعریف خواجه نصیر :"این که نفس انسانی چگونه می تواند خلقی کسب کند که تمامی احوال و افعال که به اراده او از او صادر می شود زیبا و محمود (مورد ستایش) باشد».
    مهدی نراقی در کتاب جامع السعادات در تعریف علم اخلاق می گوید: «علم اخلاق دانش صفات مهلکه و منجیه و چگونگی موصوف شدن و متخلق گردیدن به صفات نجات بخش و رها شدن از صفت هلاک کننده می باشد».
    اخلاق، در تفکر غرب، به سه معناى جداى از یکدیگر، اما هماهنگ با یکدیگر و مربوط به رفتار انسان، به کار مى رود.
    1- روش عام، یا راه زیستن.
    2- مجموع قواعد رفتار یا قانونهاى اخلاق.
    3- تحقیق در مورد راههاى زیستن و قواعد رفتار.

    اشکال حصریشند.شما نوع دیگه ای به نظرت میاد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    چرا؟
    چون که:
    طبق تعریف اول، اخلاق به این می پردازه که چگونه یک ملکه اخلاقی، یعنی یه خلق بوجود میاد.
    ملکه اخلاقی یا خلق به معنی اینه که یک صفتی در انسان بوجود بیاد که باعث بشه طبق اون انسان راحت و بسیار کار خوب انجام بده، مثلا بخشیدن مال کار خوبیه، خلق و ملکه اخلاقی کرامت اون چیزیه که باعث میشه آدم به سادگی و زیادی بخشش داشته باشه.
    علم اخلاق میاد اول توضیح میده که خلق و ملکه اخلاقی خوب دقیقا چیه و راه رسیدن به اون ها چیه، مثلا میگن برای از بین بردن بخل فلان کار ها انجام بشه و برای بدست آوردن کرامت فلان کار ها انجام بشه.
    فقه نمیتونه از این علم بدست بیاد، منتها به این معنا میشه گفت که اخلاق از فقه استفاده می کنه که مسائلی که در شرع واجب و مستحب باشن، به عنوان کار خوب و اخلاقی هستن و خلق اخلاقی ای که باعث انجام اون ها میشه چیه.

    اما در معنای دوم، که به نوعی قواعد و روش های رفتاری هستن هم فقه مبتنی بر اخلاق نیست، بلکه در این نوع اخلاق (البته طبق فلسفه اخلاقی که مبتنی بر فلسفه اسلامیه که اسلام و فقه اسلامی رو قبول داره) مسائل و احکامی که فقه مشخص می کنه نوع روش زندگی رو تشکلی میدن، مثلا در این اخلاق گفته میشه یکی از قوانین زندگی و روش های اون، رعایت واجبات و مستحبات و دور از محارم و مکروحاته.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    515
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    تهران نیاوران
    نوشته ها
    147
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    1
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    یعنی چی که اخلاق از فقه پیروی می کنه؟
    اگر مراد از اخلاق را همان اداب و رسوم صحیح یک اجتماع با فرهنگ صحیح و سالم در نظر بگیریم و خارج از این تعریف ان را گسترده نکنیم در این صورت به رای حقیر اخلاق گاها مجبور به تبعیت از فقه میشود و یا به عبارت دیگر فقه اخلاق را در نظر نمیگیرد ... مثل اینکه در اخلاق جامعه ما نگاه کردن بدن دو محرم مثلا مادر و پسر کاری قبیح است ولی فقه میگوید جز عورتین یکدیگر میتوانند همه جای هم را ببینند و اخلاق را در نظر نگرفته ! یا اینکه پوشاندن عورت بوسیله دست را کافی دانسته در حالی که اگر کسی فرضا بخواهد بدون هیچ لباسی و فقط با گرفتن دست به جلوی عورت خود ظاهر بر مکلفی شود مورد اعتراض شدید قرار میگیرد ! یا ازدواج موقت که یک ساعته اش را هم فقه جایز دانسته در حالی که در سطح جامعه برای ازدواج موقت رای کمی میابید ! و صدها مسئله دیگر

    لذا گاها اخلاق است که مجبور میشود در مقابل حکم شرع سکوت کند و تابع ان باشد !
    فبشر عباد ! الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب
    پس بندگان مرا بشارت ده : همان کسانی که به سخنان مختلف گوش میدهند و بهترین ان ها را قبول میکنند ایشان همان کسانی هستند که خداوند ان ها را هدایت کرده و ان ها همان اندیشمندان هستند
    ایات 17 و 18 سوره مبارکه الزمر

  3. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    دوایر اخلاق و فقه در نقاطی همدیگر رو قطع می کنند ، اینکه بخواییم قضاوت کنیم که کدام از هم پیروی می کنند ، ضرورتی ندارد . به نظر من نکته مهم تر اینه که چطور بتونیم ایندو رو باهم به نحوی ترکیب کنیم که واکنش جامعه رو برنیانگیزد ، مثل موردی که قانون ازدواج سرپرست با کودک را تحت رعایت شرایطی مجاز دانسته بود . ( الان خودم بگم که برنیانگیزد رو نمیدونم درسته یا نه ، اگر کاربر طاهر میخواد تصحیح کنند بیاند )
    ویرایش توسط نفیسه فتحعلی : 20-02-14 در ساعت 13:23

  4. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,419
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 11 ساعت 36 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    دوایر اخلاق و فقه در نقاطی همدیگر رو قطع می کنند ، اینکه بخواییم قضاوت کنیم که کدام از هم پیروی می کنند ، ضرورتی ندارد . به نظر من نکته مهم تر اینه که چطور بتونیم ایندو رو باهم به نحوی ترکیب کنیم که واکنش جامعه رو برنیانگیزد ، مثل موردی که قانون ازدواج سرپرست با کودک را تحت رعایت شرایطی مجاز دانسته بود .
    فرض این که هم دیگه رو قطع می کنن کجاست؟ یعنی امکان داره که حکم اخلاق و فقه معارض هم باشه؟
    شما اخلاق رو با عرف یکی می دونید؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    299
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    421
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    3
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    فرض این که هم دیگه رو قطع می کنن کجاست؟ یعنی امکان داره که حکم اخلاق و فقه معارض هم باشه؟
    شما اخلاق رو با عرف یکی می دونید؟
    بله ، تو مثالم دیدید که متعارض بودند .
    اخلاق و عرف متفاوتند . تعریف عرف چیز دیگریست !
    صبر کنید چالش فقه و اخلاق رو حل کنیم بعد بریم سراغ عرف !

  6. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,419
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 11 ساعت 36 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط نفیسه فتحعلی نمایش پست ها
    بله ، تو مثالم دیدید که متعارض بودند .
    اخلاق و عرف متفاوتند . تعریف عرف چیز دیگریست !
    صبر کنید چالش فقه و اخلاق رو حل کنیم بعد بریم سراغ عرف !
    نه اتفاقا محاله که متعارض باشن
    شما اخلاق و عرف رو یکی گرفتید و این باعث تعارض در مثالتون شده.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #22

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.72
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    چون که:
    طبق تعریف اول، اخلاق به این می پردازه که چگونه یک ملکه اخلاقی، یعنی یه خلق بوجود میاد.
    ملکه اخلاقی یا خلق به معنی اینه که یک صفتی در انسان بوجود بیاد که باعث بشه طبق اون انسان راحت و بسیار کار خوب انجام بده، مثلا بخشیدن مال کار خوبیه، خلق و ملکه اخلاقی کرامت اون چیزیه که باعث میشه آدم به سادگی و زیادی بخشش داشته باشه.
    علم اخلاق میاد اول توضیح میده که خلق و ملکه اخلاقی خوب دقیقا چیه و راه رسیدن به اون ها چیه، مثلا میگن برای از بین بردن بخل فلان کار ها انجام بشه و برای بدست آوردن کرامت فلان کار ها انجام بشه.
    فقه نمیتونه از این علم بدست بیاد، منتها به این معنا میشه گفت که اخلاق از فقه استفاده می کنه که مسائلی که در شرع واجب و مستحب باشن، به عنوان کار خوب و اخلاقی هستن و خلق اخلاقی ای که باعث انجام اون ها میشه چیه.

    اما در معنای دوم، که به نوعی قواعد و روش های رفتاری هستن هم فقه مبتنی بر اخلاق نیست، بلکه در این نوع اخلاق (البته طبق فلسفه اخلاقی که مبتنی بر فلسفه اسلامیه که اسلام و فقه اسلامی رو قبول داره) مسائل و احکامی که فقه مشخص می کنه نوع روش زندگی رو تشکلی میدن، مثلا در این اخلاق گفته میشه یکی از قوانین زندگی و روش های اون، رعایت واجبات و مستحبات و دور از محارم و مکروحاته.

    خیر شما ظاهرا منظور منو از تبعیت متوجه نشدین.این که فقه به رفتارهای درست اخلاقی می گه واجب و مستحب معنای تبعیت نیست. بلکه این یعنی یک رفتار اخلاقی در فقه چارچوب مند میشه.اما بحث اینه اگر در فقه حکم بشه که برای حلیت ربا میشه یه چیزی کنارش اضافه کرد این کار اخلاقیه؟اگه شما نمازو از نظر فقهی درست بجا بیاری اما حضور قلب نداشته باشی روح نمازو بجا نیاوردی. یعنی اخلاق نمازگزار رو رعایت نکردی.
    البته باید فرق گذاشت بین شریعت و فقه.اولی همیشه با اخلاق سازگاره چون شریعت یعنی اراده خدا در بیان مناسکی که اخلاق یعنی غایت دینو تامین می کنن و خدا به امر غ اخلاقی حکم نمی کنه.اما فقه چون استنباط فقیه از شرعه یعنی از اراده خدا ممکنه امر به یه گزاره اخلاقی نکنه.
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  8. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.40
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 41 دقيقه 17 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 21 ثانيه
    میتوان گفت که اخلاق در مرتبه ای بالاتر از فقه قرار میگیرد؛ نه به این معنا که بی توجه به فقه دنبال اخلاق باشیم بلکه به این معنا که برای رسیدن به ایده آل میتوانیم از فقه فراتر برویم

    مثل اینکه ورزش همگانی مورد نیاز و توصیه برای همه است اما عده ای که شرایط دارند ( استعداد، توان ادامه دادن، انگیزه والا و خاص ، ... و از همه مهمتر مربی با دانش و راه رفته) میتوانند دنبال ورزش قهرمانی بروند
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.72
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها
    میتوان گفت که اخلاق در مرتبه ای بالاتر از فقه قرار میگیرد؛ نه به این معنا که بی توجه به فقه دنبال اخلاق باشیم بلکه به این معنا که برای رسیدن به ایده آل میتوانیم از فقه فراتر برویم

    مثل اینکه ورزش همگانی مورد نیاز و توصیه برای همه است اما عده ای که شرایط دارند ( استعداد، توان ادامه دادن، انگیزه والا و خاص ، ... و از همه مهمتر مربی با دانش و راه رفته) میتوانند دنبال ورزش قهرمانی بروند
    آفرین فقه یعنی رعایت حداقل هایی که مارو به سعادت می رسونه.اما اخلاق یعنی فرارفتن از حداقل ها
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  10. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    6,419
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 4 روز 11 ساعت 36 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 57 دقيقه 54 ثانيه
    تم الکلام!
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1