صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 38
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه

    بررسی اندیشه های دکتر شریعتی

    بسم الله الر رحمن الرحیم.

    قرار بود یه تایپک باز کنم برای اینکه درباره بعضی از نظرات دکتر شریعتی گفتگو کنیم.

    من نمیخوام الان بگم مخالفم یا موافق.چه بسا با بعضی از افکار ایشون موافق باشم و از بعضی افکارشم مخالف. اما میخوام چندین جمله شبهه ناک از ایشون نقل کنم و از همه شما عموما، و از امیر حسین خصوصا(بخاطر اینکه همیشه طرف بحث همدیگه بودیم) میخوام که اگه این جملات صحیحه،بفرمایید.یا اگه قابل توجیهه،توجیه کنید و اگه به نظرتون اشتباهه،نظرتون رو بگید. منم در بین بحث نظرمو میگم. وقتی درباره یه جمله نظراتمون تموم شد، من جملات دیگه ای که برام سوال هستش رو میذارم.

    شاید بعضی ها اشکال کنن که این جملاتی که من اینجا ذکر میکنم،ناقصه و قسمتی از متن کتابشونه و قسمتی از حرفاشونه و نباید این چیزهای ناچیز رو تو سر ایشون زد. البته این اشکال تا حدودی وارد نیست.چون آدم با یه جمله میتونه خیلی تاثیر تو جامعه بذاره و جوونا این کتابارو میخونن و تا بیایم بهشون بگیم فلان جمله درسته و فلان جمله اشتباهه،خیلی دیر میشه.درضمن در مقام نقد و برسی همین جملات رو محور بحث و گفتگو قرار میدن.اما بهرحال من سعی میکنم منابعش رو بنویسم تا اگه به نظرتون ناقصه،کاملش کنید یا توجیهش کنید.

    دوتا جمله ای که برای من مبهم و شبهه ناکه اینجا میذارم تا درباره هرکدومش که خواستید بحث کنیم، لطفا اگه به نظرتون اشتباهه نظرتون رو دربارش بگید یا اگه باهاشون موافقین،این توجیه کنید.

    1.اسلام به ایران که آمد، دیگر نه اسلام ،اسلام ماند و نه ایران، ایران.هر دو رفتند و نابود شدند و از هر دو جز نامی و یادی و تصویری بر جا نماند، این ههر دو رفتند و تشیع را به جا نهادند. تشیع فرزند رشید و عزیز این ازدواج مقدس بود.(گفتگوهای تنهایی.شماره33.ج1.ص46)

    ایشون تو این حرفاشون تشیع رو نابودی اسلام و ایران دونسته.

    2. مردی که در بیرون خانه مظهر قدرت و صلابت بود، در درون خانه چنان نرم و ساده و مهربان رفتار میکرد که زنانش بر او گستاخ شده بودند، آشکارا با او مشاجره میکردند و بی پروا سخن میگفتند و از آزارش دریغ نمیکردند.
    یک روز که به سختی از آنان رنجیده شد، بر خلاف سنت معمولی که زنان را از خانه بیرون میراندند و اکنون نیز مومنین غالبا چنین میکنند، خود از خانه بیرون رفت و در انباری که یک طرفش غله ریخته بودند، اقامت گزید.
    این انبار بر بلندی قرار داشت، و پیغمبر تنه درختی را می گذاشت و از آن بالا میرفت و چون به انبار می رسید، آن را بر میداشت تا کسی مزاحمش نشود، یک ما با زنانش قهر کرد و چنان رنجیده بود که حتی به مسجد نیز نمیآمد و مردم سخت اندوهگین و پریشان شده بودند.
    عمر به نمایندگی آنان به سراغ وی آمد و اجازه خواست تا با وی سخن بگوید، او را اجازه نداد، و عمر پیغام داد که اگر گمان میکنی که من میخواهم درباره دخترم با تو سخن بگویم، من از او بیذارم و اگر اجازه دهی گردنش را میزنم، او را اجازه داد. عمر میگوید: وقتی وارد شدم دیدم در گوشه انبار بر حصیری دراز کشیده و چون برخواست آثار حصیر بر پهلویش نمودار بود و من سخت به گریه افتادم... ( اسلام شناسی.چاپ طوس.ص510 و ص 511 )
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    515
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    تهران نیاوران
    نوشته ها
    147
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    1
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    دکتر علی شریعتی رضوان الله علیه یک اسلام شناس حقیقی بود که اسلام را بدون تعصب و بدون هنجارهای نامربوط به اهلش شناساند و در این راه تحت توهین و جسارات بسیاری قرار گرفت .... من خودم به عنوان یک طلبه و یک روحانی هیچ کس را به اندازه دکتر شهید رحمه الله به عنوان اسلام شناس قبول ندارم و معتقد هستم منتقدین دکتر کسانی بودند که به نفع خود ناله میکردند و قصد نداشتند حقیقت را بنگرند .... بعضی از حرف ها را نمیشه تو چنین فضاهایی زد ولی حقیقت همان است که دکتر میگوید که شیعه امروزی هیچ شباهتی به شیعه حقیقی مکتب اهل البیت علیهم السلام ندارد و ایشان در کتابی زیبا تحت عنوان شیعه علوی و شیعه صفوی به حقایق انحرافات موجود در شیعیان به ظاهر امروزی اشاره کرده اند که هر منصفی به ان بنگرد حقیقت را درمیابد .... شیعه امروزی شیعه هیئت و قمه و عزا خونی و دیگری را به جای الله خواندن است و شیعه حقیقی اهل البیت علیهم السلام کمیل بن زیاد است که بهتره برید سرگذشت ان شیعه حقیقی مولا علی علیه السلام را بخوانید .... سخن کوتاه جز یکی دو ایراد کوچک ان هم از باب عدم عصمت بنده معتقد هستم اثار دکتر علی شریعتی رحمه الله علیه خالی از اشکال است و انان که طالب حقیقت هستند خود به سوی اثار ان بزرگ مرد الهی بروند تا متذکر حقیقت شوند
    فبشر عباد ! الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب
    پس بندگان مرا بشارت ده : همان کسانی که به سخنان مختلف گوش میدهند و بهترین ان ها را قبول میکنند ایشان همان کسانی هستند که خداوند ان ها را هدایت کرده و ان ها همان اندیشمندان هستند
    ایات 17 و 18 سوره مبارکه الزمر

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط malakut نمایش پست ها
    دکتر علی شریعتی رضوان الله علیه یک اسلام شناس حقیقی بود که اسلام را بدون تعصب و بدون هنجارهای نامربوط به اهلش شناساند و در این راه تحت توهین و جسارات بسیاری قرار گرفت .... من خودم به عنوان یک طلبه و یک روحانی هیچ کس را به اندازه دکتر شهید رحمه الله به عنوان اسلام شناس قبول ندارم و معتقد هستم منتقدین دکتر کسانی بودند که به نفع خود ناله میکردند و قصد نداشتند حقیقت را بنگرند .... بعضی از حرف ها را نمیشه تو چنین فضاهایی زد ولی حقیقت همان است که دکتر میگوید که شیعه امروزی هیچ شباهتی به شیعه حقیقی مکتب اهل البیت علیهم السلام ندارد و ایشان در کتابی زیبا تحت عنوان شیعه علوی و شیعه صفوی به حقایق انحرافات موجود در شیعیان به ظاهر امروزی اشاره کرده اند که هر منصفی به ان بنگرد حقیقت را درمیابد .... شیعه امروزی شیعه هیئت و قمه و عزا خونی و دیگری را به جای الله خواندن است و شیعه حقیقی اهل البیت علیهم السلام کمیل بن زیاد است که بهتره برید سرگذشت ان شیعه حقیقی مولا علی علیه السلام را بخوانید .... سخن کوتاه جز یکی دو ایراد کوچک ان هم از باب عدم عصمت بنده معتقد هستم اثار دکتر علی شریعتی رحمه الله علیه خالی از اشکال است و انان که طالب حقیقت هستند خود به سوی اثار ان بزرگ مرد الهی بروند تا متذکر حقیقت شوند

    من موافقم که بعضی از حرفای ایشون در باره شیعه واقعی و شیعه امروزی درسته. اما بعضی هاش واقعا اشتباهه.من نظرم نسبت به ایشون 50-50 هستش. من بعدا برای نمونه قسمتی از کتاب شیعه علوی و شیعه صفوی رو براتون میذارم.

    اما درباره اینکه ایشون بهترین اسلام شناس بودن،از پست قبلی که گذاشتم معلومه اسلام شناسی شون چه حدی بوده. بهتره کتابه اسلام شناسی ایشون رو بخونید. من الان قسمتهایی از انحرافات ایشون در این کتاب رو براتون میذارم و قضاوت کنید یا حد اقل توجیه کنید.
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    شماره عضویت
    416
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    227
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    1
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط malakut نمایش پست ها
    دکتر علی شریعتی رضوان الله علیه یک اسلام شناس حقیقی بود که اسلام را بدون تعصب و بدون هنجارهای نامربوط به اهلش شناساند و در این راه تحت توهین و جسارات بسیاری قرار گرفت .... من خودم به عنوان یک طلبه و یک روحانی هیچ کس را به اندازه دکتر شهید رحمه الله به عنوان اسلام شناس قبول ندارم و معتقد هستم منتقدین دکتر کسانی بودند که به نفع خود ناله میکردند و قصد نداشتند حقیقت را بنگرند .... بعضی از حرف ها را نمیشه تو چنین فضاهایی زد ولی حقیقت همان است که دکتر میگوید که شیعه امروزی هیچ شباهتی به شیعه حقیقی مکتب اهل البیت علیهم السلام ندارد و ایشان در کتابی زیبا تحت عنوان شیعه علوی و شیعه صفوی به حقایق انحرافات موجود در شیعیان به ظاهر امروزی اشاره کرده اند که هر منصفی به ان بنگرد حقیقت را درمیابد .... شیعه امروزی شیعه هیئت و قمه و عزا خونی و دیگری را به جای الله خواندن است و شیعه حقیقی اهل البیت علیهم السلام کمیل بن زیاد است که بهتره برید سرگذشت ان شیعه حقیقی مولا علی علیه السلام را بخوانید .... سخن کوتاه جز یکی دو ایراد کوچک ان هم از باب عدم عصمت بنده معتقد هستم اثار دکتر علی شریعتی رحمه الله علیه خالی از اشکال است و انان که طالب حقیقت هستند خود به سوی اثار ان بزرگ مرد الهی بروند تا متذکر حقیقت شوند
    ونباید از این نکته غافل شد که ایشون شاگرد مهندس بازرگان بودند در مسائل دینی.

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه
    ایشون بهترین اسلام شناس بودن!من سوال دارم. این حرفاشون رو کاملا اسلامی میدونید؟؟؟ اگه قابله توجیهه، توجیه کنید.

    1. پیغمبر گفت: آرام باش ابوبکر،سپس گفت:
    این درهایی را که به مسجد باز میشوند بنگرید، جر در خانه ابوبکر همه را ببندید. (اسلام شناسی .چاپ طوس. ص436)


    2. مردی که در بیرون خانه مظهر قدرت و صلابت بود، در درون خانه چنان نرم و ساده و مهربان رفتار میکرد که زنانش بر او گستاخ شده بودند، آشکارا با او مشاجره میکردند و بی پروا سخن میگفتند و از آزارش دریغ نمیکردند.
    یک روز که به سختی از آنان رنجیده شد، بر خلاف سنت معمولی که زنان را از خانه بیرون میراندند و اکنون نیز مومنین غالبا چنین میکنند، خود از خانه بیرون رفت و در انباری که یک طرفش غله ریخته بودند، اقامت گزید.
    این انبار بر بلندی قرار داشت، و پیغمبر تنه درختی را می گذاشت و از آن بالا میرفت و چون به انبار می رسید، آن را بر میداشت تا کسی مزاحمش نشود، یک ما با زنانش قهر کرد و چنان رنجیده بود که حتی به مسجد نیز نمیآمد و مردم سخت اندوهگین و پریشان شده بودند.
    عمر به نمایندگی آنان به سراغ وی آمد و اجازه خواست تا با وی سخن بگوید، او را اجازه نداد، و عمر پیغام داد که اگر گمان میکنی که من میخواهم درباره دخترم با تو سخن بگویم، من از او بیذارم و اگر اجازه دهی گردنش را میزنم، او را اجازه داد. عمر میگوید: وقتی وارد شدم دیدم در گوشه انبار بر حصیری دراز کشیده و چون برخواست آثار حصیر بر پهلویش نمودار بود و من سخت به گریه افتادم... ( اسلام شناسی.چاپ طوس.ص510 و ص 511 )

    3.دو آیه در قرآن به صراحت اصل شورا را در امور اعلام میکند:
    (و شاورهم فی الامر) و (امرهم شوری بینهم) هنگامی که پیغمبر وفات یافت،کارگزاران سیاست اسلامی(غیر از علی بن ابی طالب و یارانش) بر اساس این حکم در سقیفه گرد آمدند تا جانشین پیغمبر را برای رهبری مردم انتخاب کنن،اجماع(یعنی توافق اکثریت در امری) که امروز تنها شکل مورد قبول همگی برای تحقق دموکراسی است، یکی از اصول اجتماعی و سیاسی اسلام است، پیغمبر خود به شورا معتقد بود و بدان عمل میکرد...
    عمر هم برای رعایت اصل شورا انتخاب جانشین خود را به شورا واگذاشت و عثمان نیز بدین صورت انتخاب شد ، علی بن ابی طالب نیز با اخذ آراء عمومی یا به اصطلاح آن زمان با بیعت عام روی کار آمد و اقلیتی را که به وی رای ندادند آزاد گذاشت. (اسلام شناسی.چاپ طوس. ص38 و 39 و 40)

    4.امام حسین مظهر شکست آدم است و تعصبی بی حاصل به خرج میدهد.(حسین وارث آدم ص 47 )

    5.با اینکه خود نوشتن نمیدانست، آنرا در جامعه خویش ترویج میکرد. (اسلام شناسی ص553).
    دوستی خاله خرسه همین است،مردی بتواند بخواند و بنویسد و در تمام عمر و در مقام رهبری مردم و نیاز شدیدی که نوشتن نامه ها و قرارداد ها و متن آیات داشته است، خودش را به بی سوادی بزند و خدایش هم او را امّی (بی سواد) معرفی کند و حتی تصریح کند که او با دستش خطّی ننوشته و از ناچاری یک یهودی را به عنوان منشی خود استخدام نماید.(اسلام شناسی ص594)


    6.پس از نزول اولین وحی، این رابطه قطع میشود، محمد به کوه ها باز میگردد تا که شاید بتواند سخن دیگری بشنود، ولی نا امید باز میگردد... این وضع زندگی چنان به روح او فشار آورد که حتی قصد انتحار کرد تا اینکه سوره و الضحی نازل شد.(دکتر شریعتی.وصایت شورا،ص393)



    بازم هست. اگه بخوای میارم. هرچقدر بخواید میارم. خواهش من رو راهنمایی کنید که این جملات رو بفهمم و با این جملات اسلام واقعی رو بشناسم.
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه
    اما درباره روحانیت ، قرار شد پست ها مو به اینجا منتقل کنم:

    1. من قصد دارم که خلاصه نظریات و تحقیقاتم را از منظر تاریخی،مذهبی،روانشناسی فردی و اجتماعی و جامعه شناسی در پیوند با اسلام و ایران تدوین کنم که اگه بر من خرده نگیرند که ادعای اعلمیت کرده ام،میگویم: که من در میان همه محققان تنها کسی هستم که به این کار توانایم چه هم ایران را که وطن من است و به خصوص از نظر روانشناسی نژادی و اجتماعی و تاریخی،آن را خوب میشناسم و با ادب و شعر و مذهب و فلسفه اش که حقیقت روح و اندیشه او را میسازد،آشنایی نزدیک دارم و هم به تصدیق همه اسلام شناس ام و گرچه عوام میپندارند که آیه الله و آخوند باید از اسلام حرف بزنند، اهل نظر میدانند که آخوند گرچه با اسلام نان میخورد و زندگی میکند، اما آن را نمیفهمد و جز رسالۀ علمیه در آداب و احکام ظاهری اسلام، از آن چیزی نمیداند، اسلام را باید از پروفسر ماسینیون پرسید، نه از حضرت مستطاب جلالت مآب حجة الاسلام و المسلمین الفقیه الخبیر المحدث الاصولی الحکیم جناب حاجی آقا سید محمد مهدی البحر العلومی المشهدی ثم القمی الاصفهانی المولد النجف الموطن الکربلا مدفن انشاالله تعالی!هو!ماشاءالله ، مثل هزار لای گوسفندهر چه میکشی، می آید! اما همین است، و غیر از همین اسم ها و ریش و پشم و تسبیح و انگشتر و عمامه و عبا و سایر مخلفات هیچ نیست.جز یک شکم و بقیه اش باد! او از اسلام چه میفهمد!..(گفتگوی تنهایی،ج1.ص46 و 47)

    این جمله از جملات متشابه ایشون نیست که با جملات محکمشون قابل توجیه باشه.خوشون هم میگن آخرین و خلاصۀ نظریات و تحقیقاتشونه. هیچ قید جزئ و بعض و برخی و ... هم نمیارن.


    2.اونجایی هم که ایشون تو کتاباشون از بعضی روحانیون انتقاد میکنن اینجوریه:

    من گاندی آتش پرست را بیشتر لایق شیعه بودن میدانم تا آیه الله بهبهانی و بدتر از آن علامه مجلسی. (با مخاطب های آشنا.ص12و ص13 )

    مگه علامه مجلسی چه کار نا شایستی کرده بود؟؟؟ تهمت درباری بودن بهش میزد. در صورتی که قیضیه کاملا فرق میکرده.


    3. اما میبینیم رساله های فقهی ما که تنها نشریه ای است که از حوزه بزرگ علمی ما در دسترس مردم قرار میگیرد...همان کتاب جامع عباسی *** بهایی است که یادگار عصر شاه عباس است و اکنون خلاصه شده است. (رنسانس اقتصادی.ص23)

    تنها نشریه از حوزه رساله عملیه هستش؟؟؟ شما ها هم نظرتون همینه؟؟؟ یا مقام و ظرف حرفاشون فرق میکنه؟؟؟ یا مخاطبشون بعضی از حوزه هاس؟؟؟
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.73
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    بسم الله الر رحمن الرحیم.

    قرار بود یه تایپک باز کنم برای اینکه درباره بعضی از نظرات دکتر شریعتی گفتگو کنیم.

    من نمیخوام الان بگم مخالفم یا موافق.چه بسا با بعضی از افکار ایشون موافق باشم و از بعضی افکارشم مخالف. اما میخوام چندین جمله شبهه ناک از ایشون نقل کنم و از همه شما عموما، و از امیر حسین خصوصا(بخاطر اینکه همیشه طرف بحث همدیگه بودیم) میخوام که اگه این جملات صحیحه،بفرمایید.یا اگه قابل توجیهه،توجیه کنید و اگه به نظرتون اشتباهه،نظرتون رو بگید. منم در بین بحث نظرمو میگم. وقتی درباره یه جمله نظراتمون تموم شد، من جملات دیگه ای که برام سوال هستش رو میذارم.

    شاید بعضی ها اشکال کنن که این جملاتی که من اینجا ذکر میکنم،ناقصه و قسمتی از متن کتابشونه و قسمتی از حرفاشونه و نباید این چیزهای ناچیز رو تو سر ایشون زد. البته این اشکال تا حدودی وارد نیست.چون آدم با یه جمله میتونه خیلی تاثیر تو جامعه بذاره و جوونا این کتابارو میخونن و تا بیایم بهشون بگیم فلان جمله درسته و فلان جمله اشتباهه،خیلی دیر میشه.درضمن در مقام نقد و برسی همین جملات رو محور بحث و گفتگو قرار میدن.اما بهرحال من سعی میکنم منابعش رو بنویسم تا اگه به نظرتون ناقصه،کاملش کنید یا توجیهش کنید.

    دوتا جمله ای که برای من مبهم و شبهه ناکه اینجا میذارم تا درباره هرکدومش که خواستید بحث کنیم، لطفا اگه به نظرتون اشتباهه نظرتون رو دربارش بگید یا اگه باهاشون موافقین،این توجیه کنید.

    1.اسلام به ایران که آمد، دیگر نه اسلام ،اسلام ماند و نه ایران، ایران.هر دو رفتند و نابود شدند و از هر دو جز نامی و یادی و تصویری بر جا نماند، این ههر دو رفتند و تشیع را به جا نهادند. تشیع فرزند رشید و عزیز این ازدواج مقدس بود.(گفتگوهای تنهایی.شماره33.ج1.ص46)

    ایشون تو این حرفاشون تشیع رو نابودی اسلام و ایران دونسته.

    2. مردی که در بیرون خانه مظهر قدرت و صلابت بود، در درون خانه چنان نرم و ساده و مهربان رفتار میکرد که زنانش بر او گستاخ شده بودند، آشکارا با او مشاجره میکردند و بی پروا سخن میگفتند و از آزارش دریغ نمیکردند.
    یک روز که به سختی از آنان رنجیده شد، بر خلاف سنت معمولی که زنان را از خانه بیرون میراندند و اکنون نیز مومنین غالبا چنین میکنند، خود از خانه بیرون رفت و در انباری که یک طرفش غله ریخته بودند، اقامت گزید.
    این انبار بر بلندی قرار داشت، و پیغمبر تنه درختی را می گذاشت و از آن بالا میرفت و چون به انبار می رسید، آن را بر میداشت تا کسی مزاحمش نشود، یک ما با زنانش قهر کرد و چنان رنجیده بود که حتی به مسجد نیز نمیآمد و مردم سخت اندوهگین و پریشان شده بودند.
    عمر به نمایندگی آنان به سراغ وی آمد و اجازه خواست تا با وی سخن بگوید، او را اجازه نداد، و عمر پیغام داد که اگر گمان میکنی که من میخواهم درباره دخترم با تو سخن بگویم، من از او بیذارم و اگر اجازه دهی گردنش را میزنم، او را اجازه داد. عمر میگوید: وقتی وارد شدم دیدم در گوشه انبار بر حصیری دراز کشیده و چون برخواست آثار حصیر بر پهلویش نمودار بود و من سخت به گریه افتادم... ( اسلام شناسی.چاپ طوس.ص510 و ص 511 )
    با وجود خستگی مفرط(کلاس بی وقفه از 8 صبح تا 9 شب) چون فکر می کنم این سبک مطلب گذاشتن شما ایجاد سوال ممکنه در برخی بکنه پاسخ میدم.شرمنده بابت تاخیر سرم خیلی شلوغه:

    اول عرض کنم در مقام نقد و بررسی یک کلیت باید نقد بشه و این روش شما نقد علمی ای نیست. بااین حال چون مطمئنم غرضی ندارید و هدفتون خیره وارد بحث میشم:

    جمله اول: باید جملات ماقبل و مابعد رو دید تا منظور نویسنده مشخص بشه .متاسفانه این کتاب رو ندارم اما تا اونجایی که خاطرمه منظور ایشون نابودی دین اسلام نیست که از تمام آثارشون برمیاد اسلام رو یک دین زنده و واجد اثرگذاری اجتماعی در امروز می دونن و براهمین مورد بغض کمونیست ها و روشنفکران غیردینی قرار گرفتند.منظور ایشون اینه که اسلامی که به ایران اومد اسلام واقعی نبود چون کسانی مثل سعد ابی وقاص و عمر بن خطاب و یزید مهلب آورنده چنین اسلامی هستند که با اهتمام علویان و امامزادگان و ائمه اسلام با شمایل واقعیش که همانا تشیعه در ایران بروز می کنه.طبعا نه ایران همون ایران قبل از ورود تشیع می مونه و تغییرات بسیاری متحمل میشه از حیث فرهنگی و مذهبی و نه اون اسلامی که وارد خاک ایران میشه.قرینه این برداشت اولا صدر جمله منقوله:.اسلام به ایران که آمد... طبیعیست درباره اسلام اصیل صحبت نمی کنه.ثانیا به گواهی کتبی چون سیمای محمد و شیعه و مسئولیت شیعه بودن و علی حقیقتی بر گونه اساطیر و.. و جملاتی مثل این: "... اين شيعه نيست كه دو اصل "عدل" و "امامت" را بر اسلام افزوده است، اسلام منهاي عدل و امامت، "دين اسلام منهاي اسلام است". يعنی: دين . همان*كه در مسيحيت هم هست، در يهود، زرتشی، و ودائي، بودائی، و تائوئيسم... هم هست. اين "جاهليت جديد" بود كه "حكومت" و "نژاد" و "طبقه" را بر اسلام افزود، و جنگ شيعه و سني، در گذشته(نه حال، كه جنگ كلامي و تاريخی و فرقه*ای شده است)، جنگ "امامت" و "عدل" بود با استبداد و ظلم، و همه*ی اختلافات اعتقادی و تفسيری و تاريخی و فلسفی و مذهبی و غيره از همين جبهه سر زده است..."(زن مجموعه آثار) یا این: شیعه همان ايراني و رومي و عرب محروم است كه از نظامهاي طبقاتي و اشرافي ، و براي رسيدن به رهبري انساني و عدالت و نفي تبعيضات طبقاتي و نژادي ، به اسلام پناه آورده است . و مي بيند كه همان اسلام وجود دارد ، و همان شعارهاست ، اما در دست قيصرها و موبدها و كشيش ها وپاپها ، كه نامي ديگر گرفته اند.(کتاب شیعه) این نتیجه که شما گرفتید که شیعه باعث نابودی اسلام و ایرانه خطاست
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.73
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    بسم الله الر رحمن الرحیم.

    قرار بود یه تایپک باز کنم برای اینکه درباره بعضی از نظرات دکتر شریعتی گفتگو کنیم.

    من نمیخوام الان بگم مخالفم یا موافق.چه بسا با بعضی از افکار ایشون موافق باشم و از بعضی افکارشم مخالف. اما میخوام چندین جمله شبهه ناک از ایشون نقل کنم و از همه شما عموما، و از امیر حسین خصوصا(بخاطر اینکه همیشه طرف بحث همدیگه بودیم) میخوام که اگه این جملات صحیحه،بفرمایید.یا اگه قابل توجیهه،توجیه کنید و اگه به نظرتون اشتباهه،نظرتون رو بگید. منم در بین بحث نظرمو میگم. وقتی درباره یه جمله نظراتمون تموم شد، من جملات دیگه ای که برام سوال هستش رو میذارم.

    شاید بعضی ها اشکال کنن که این جملاتی که من اینجا ذکر میکنم،ناقصه و قسمتی از متن کتابشونه و قسمتی از حرفاشونه و نباید این چیزهای ناچیز رو تو سر ایشون زد. البته این اشکال تا حدودی وارد نیست.چون آدم با یه جمله میتونه خیلی تاثیر تو جامعه بذاره و جوونا این کتابارو میخونن و تا بیایم بهشون بگیم فلان جمله درسته و فلان جمله اشتباهه،خیلی دیر میشه.درضمن در مقام نقد و برسی همین جملات رو محور بحث و گفتگو قرار میدن.اما بهرحال من سعی میکنم منابعش رو بنویسم تا اگه به نظرتون ناقصه،کاملش کنید یا توجیهش کنید.

    دوتا جمله ای که برای من مبهم و شبهه ناکه اینجا میذارم تا درباره هرکدومش که خواستید بحث کنیم، لطفا اگه به نظرتون اشتباهه نظرتون رو دربارش بگید یا اگه باهاشون موافقین،این توجیه کنید.

    1.اسلام به ایران که آمد، دیگر نه اسلام ،اسلام ماند و نه ایران، ایران.هر دو رفتند و نابود شدند و از هر دو جز نامی و یادی و تصویری بر جا نماند، این ههر دو رفتند و تشیع را به جا نهادند. تشیع فرزند رشید و عزیز این ازدواج مقدس بود.(گفتگوهای تنهایی.شماره33.ج1.ص46)

    ایشون تو این حرفاشون تشیع رو نابودی اسلام و ایران دونسته.

    2. مردی که در بیرون خانه مظهر قدرت و صلابت بود، در درون خانه چنان نرم و ساده و مهربان رفتار میکرد که زنانش بر او گستاخ شده بودند، آشکارا با او مشاجره میکردند و بی پروا سخن میگفتند و از آزارش دریغ نمیکردند.
    یک روز که به سختی از آنان رنجیده شد، بر خلاف سنت معمولی که زنان را از خانه بیرون میراندند و اکنون نیز مومنین غالبا چنین میکنند، خود از خانه بیرون رفت و در انباری که یک طرفش غله ریخته بودند، اقامت گزید.
    این انبار بر بلندی قرار داشت، و پیغمبر تنه درختی را می گذاشت و از آن بالا میرفت و چون به انبار می رسید، آن را بر میداشت تا کسی مزاحمش نشود، یک ما با زنانش قهر کرد و چنان رنجیده بود که حتی به مسجد نیز نمیآمد و مردم سخت اندوهگین و پریشان شده بودند.
    عمر به نمایندگی آنان به سراغ وی آمد و اجازه خواست تا با وی سخن بگوید، او را اجازه نداد، و عمر پیغام داد که اگر گمان میکنی که من میخواهم درباره دخترم با تو سخن بگویم، من از او بیذارم و اگر اجازه دهی گردنش را میزنم، او را اجازه داد. عمر میگوید: وقتی وارد شدم دیدم در گوشه انبار بر حصیری دراز کشیده و چون برخواست آثار حصیر بر پهلویش نمودار بود و من سخت به گریه افتادم... ( اسلام شناسی.چاپ طوس.ص510 و ص 511 )
    خوب مطلب دوم دربسیاری کتب ذکر شده و ایشون نقل کرده البته با بیانی ادبی تر
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.73
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    ایشون بهترین اسلام شناس بودن!من سوال دارم. این حرفاشون رو کاملا اسلامی میدونید؟؟؟ اگه قابله توجیهه، توجیه کنید.

    1. پیغمبر گفت: آرام باش ابوبکر،سپس گفت:
    این درهایی را که به مسجد باز میشوند بنگرید، جر در خانه ابوبکر همه را ببندید. (اسلام شناسی .چاپ طوس. ص436)


    2. مردی که در بیرون خانه مظهر قدرت و صلابت بود، در درون خانه چنان نرم و ساده و مهربان رفتار میکرد که زنانش بر او گستاخ شده بودند، آشکارا با او مشاجره میکردند و بی پروا سخن میگفتند و از آزارش دریغ نمیکردند.
    یک روز که به سختی از آنان رنجیده شد، بر خلاف سنت معمولی که زنان را از خانه بیرون میراندند و اکنون نیز مومنین غالبا چنین میکنند، خود از خانه بیرون رفت و در انباری که یک طرفش غله ریخته بودند، اقامت گزید.
    این انبار بر بلندی قرار داشت، و پیغمبر تنه درختی را می گذاشت و از آن بالا میرفت و چون به انبار می رسید، آن را بر میداشت تا کسی مزاحمش نشود، یک ما با زنانش قهر کرد و چنان رنجیده بود که حتی به مسجد نیز نمیآمد و مردم سخت اندوهگین و پریشان شده بودند.
    عمر به نمایندگی آنان به سراغ وی آمد و اجازه خواست تا با وی سخن بگوید، او را اجازه نداد، و عمر پیغام داد که اگر گمان میکنی که من میخواهم درباره دخترم با تو سخن بگویم، من از او بیذارم و اگر اجازه دهی گردنش را میزنم، او را اجازه داد. عمر میگوید: وقتی وارد شدم دیدم در گوشه انبار بر حصیری دراز کشیده و چون برخواست آثار حصیر بر پهلویش نمودار بود و من سخت به گریه افتادم... ( اسلام شناسی.چاپ طوس.ص510 و ص 511 )

    3.دو آیه در قرآن به صراحت اصل شورا را در امور اعلام میکند:
    (و شاورهم فی الامر) و (امرهم شوری بینهم) هنگامی که پیغمبر وفات یافت،کارگزاران سیاست اسلامی(غیر از علی بن ابی طالب و یارانش) بر اساس این حکم در سقیفه گرد آمدند تا جانشین پیغمبر را برای رهبری مردم انتخاب کنن،اجماع(یعنی توافق اکثریت در امری) که امروز تنها شکل مورد قبول همگی برای تحقق دموکراسی است، یکی از اصول اجتماعی و سیاسی اسلام است، پیغمبر خود به شورا معتقد بود و بدان عمل میکرد...
    عمر هم برای رعایت اصل شورا انتخاب جانشین خود را به شورا واگذاشت و عثمان نیز بدین صورت انتخاب شد ، علی بن ابی طالب نیز با اخذ آراء عمومی یا به اصطلاح آن زمان با بیعت عام روی کار آمد و اقلیتی را که به وی رای ندادند آزاد گذاشت. (اسلام شناسی.چاپ طوس. ص38 و 39 و 40)

    4.امام حسین مظهر شکست آدم است و تعصبی بی حاصل به خرج میدهد.(حسین وارث آدم ص 47 )

    5.با اینکه خود نوشتن نمیدانست، آنرا در جامعه خویش ترویج میکرد. (اسلام شناسی ص553).
    دوستی خاله خرسه همین است،مردی بتواند بخواند و بنویسد و در تمام عمر و در مقام رهبری مردم و نیاز شدیدی که نوشتن نامه ها و قرارداد ها و متن آیات داشته است، خودش را به بی سوادی بزند و خدایش هم او را امّی (بی سواد) معرفی کند و حتی تصریح کند که او با دستش خطّی ننوشته و از ناچاری یک یهودی را به عنوان منشی خود استخدام نماید.(اسلام شناسی ص594)


    6.پس از نزول اولین وحی، این رابطه قطع میشود، محمد به کوه ها باز میگردد تا که شاید بتواند سخن دیگری بشنود، ولی نا امید باز میگردد... این وضع زندگی چنان به روح او فشار آورد که حتی قصد انتحار کرد تا اینکه سوره و الضحی نازل شد.(دکتر شریعتی.وصایت شورا،ص393)



    بازم هست. اگه بخوای میارم. هرچقدر بخواید میارم. خواهش من رو راهنمایی کنید که این جملات رو بفهمم و با این جملات اسلام واقعی رو بشناسم.
    3. جمله سوم دقیق نیست اما در مجموع نمیشه نادرستش دونست
    4.انصافا جمله چهارمو تو متن باید دید. این رویکرد شما واقعا غلطه در رجوع به متن اشخاص.کل کتاب حسین وارث آدم در تمجید از سیذالشهداست و شورانگیزترین جملات در وصف شجاعت و قداست امام تو این کتاب و شهادت مطرح میشه.حالا با یه جمله که معلوم نیست در مقام بیان چه نکته ای بوده کسیو مخالف امام حسین جا زدن ...!
    5. معلومه که ایشون داره نظر یه عده رو که می گفتن پیامبر در واقع سوادداشت اما خودشو امی جازده بود تا مردم عمدتا بی سواد بهش اعتماد کنن و تهمت خوندن کتب پیشینیانو بهش نزنن می گفت امیم نقد می کنه.چند جام این کارو کرده دکتر...لحنش معلومه...متاسفانه نتیجه این سبک گزینشی مواجهه با متون همین برداشت هاست
    6.در برخی کتب تاریخی اومده پیامبر از فرط سنگینی بار وحی و هراس و رعب ناشی از روبرو شدن به فرشته وحی نزدیک بود خود را از کوه بیفکند. اشتباها شریعتی اینجا این سریع پایین اومدن پیامبر از کوه رو که بیم افتادنش می رفته تعبیر به انتحار کرده
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    515
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    تهران نیاوران
    نوشته ها
    147
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    1
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    ایشون بهترین اسلام شناس بودن!من سوال دارم. این حرفاشون رو کاملا اسلامی میدونید؟؟؟ اگه قابله توجیهه، توجیه کنید.

    1. پیغمبر گفت: آرام باش ابوبکر،سپس گفت:
    این درهایی را که به مسجد باز میشوند بنگرید، جر در خانه ابوبکر همه را ببندید. (اسلام شناسی .چاپ طوس. ص436)


    2. مردی که در بیرون خانه مظهر قدرت و صلابت بود، در درون خانه چنان نرم و ساده و مهربان رفتار میکرد که زنانش بر او گستاخ شده بودند، آشکارا با او مشاجره میکردند و بی پروا سخن میگفتند و از آزارش دریغ نمیکردند.
    یک روز که به سختی از آنان رنجیده شد، بر خلاف سنت معمولی که زنان را از خانه بیرون میراندند و اکنون نیز مومنین غالبا چنین میکنند، خود از خانه بیرون رفت و در انباری که یک طرفش غله ریخته بودند، اقامت گزید.
    این انبار بر بلندی قرار داشت، و پیغمبر تنه درختی را می گذاشت و از آن بالا میرفت و چون به انبار می رسید، آن را بر میداشت تا کسی مزاحمش نشود، یک ما با زنانش قهر کرد و چنان رنجیده بود که حتی به مسجد نیز نمیآمد و مردم سخت اندوهگین و پریشان شده بودند.
    عمر به نمایندگی آنان به سراغ وی آمد و اجازه خواست تا با وی سخن بگوید، او را اجازه نداد، و عمر پیغام داد که اگر گمان میکنی که من میخواهم درباره دخترم با تو سخن بگویم، من از او بیذارم و اگر اجازه دهی گردنش را میزنم، او را اجازه داد. عمر میگوید: وقتی وارد شدم دیدم در گوشه انبار بر حصیری دراز کشیده و چون برخواست آثار حصیر بر پهلویش نمودار بود و من سخت به گریه افتادم... ( اسلام شناسی.چاپ طوس.ص510 و ص 511 )

    3.دو آیه در قرآن به صراحت اصل شورا را در امور اعلام میکند:
    (و شاورهم فی الامر) و (امرهم شوری بینهم) هنگامی که پیغمبر وفات یافت،کارگزاران سیاست اسلامی(غیر از علی بن ابی طالب و یارانش) بر اساس این حکم در سقیفه گرد آمدند تا جانشین پیغمبر را برای رهبری مردم انتخاب کنن،اجماع(یعنی توافق اکثریت در امری) که امروز تنها شکل مورد قبول همگی برای تحقق دموکراسی است، یکی از اصول اجتماعی و سیاسی اسلام است، پیغمبر خود به شورا معتقد بود و بدان عمل میکرد...
    عمر هم برای رعایت اصل شورا انتخاب جانشین خود را به شورا واگذاشت و عثمان نیز بدین صورت انتخاب شد ، علی بن ابی طالب نیز با اخذ آراء عمومی یا به اصطلاح آن زمان با بیعت عام روی کار آمد و اقلیتی را که به وی رای ندادند آزاد گذاشت. (اسلام شناسی.چاپ طوس. ص38 و 39 و 40)

    4.امام حسین مظهر شکست آدم است و تعصبی بی حاصل به خرج میدهد.(حسین وارث آدم ص 47 )

    5.با اینکه خود نوشتن نمیدانست، آنرا در جامعه خویش ترویج میکرد. (اسلام شناسی ص553).
    دوستی خاله خرسه همین است،مردی بتواند بخواند و بنویسد و در تمام عمر و در مقام رهبری مردم و نیاز شدیدی که نوشتن نامه ها و قرارداد ها و متن آیات داشته است، خودش را به بی سوادی بزند و خدایش هم او را امّی (بی سواد) معرفی کند و حتی تصریح کند که او با دستش خطّی ننوشته و از ناچاری یک یهودی را به عنوان منشی خود استخدام نماید.(اسلام شناسی ص594)


    6.پس از نزول اولین وحی، این رابطه قطع میشود، محمد به کوه ها باز میگردد تا که شاید بتواند سخن دیگری بشنود، ولی نا امید باز میگردد... این وضع زندگی چنان به روح او فشار آورد که حتی قصد انتحار کرد تا اینکه سوره و الضحی نازل شد.(دکتر شریعتی.وصایت شورا،ص393)



    بازم هست. اگه بخوای میارم. هرچقدر بخواید میارم. خواهش من رو راهنمایی کنید که این جملات رو بفهمم و با این جملات اسلام واقعی رو بشناسم.
    بزرگوار ! چرا تصور میکنید اگر کسی سخن و ادعایش خلاف باورهای یک مذهب بود دچار اشتباه شده است !! اولا بهتر است بدانید در اسلام چیزی به نام مذهب وجود ندارد و این مرزبندی هایی است که سال ها پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه و اله میان مسلمین کشیده شد و هیچ اعتباری نزد الله تعالی ندارد بلکه خداوند متعال صراحتا دو بار میفرماید : ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون ! سوره الانبیا ایه 92
    لذا شما کاری نداشته باشید سخن کسی مطابق اندیشه های بسته یک مذهب هست یا نه ! بلکه هر سخنی را خودتون به کلام الله و احادیث صحیحه که خلاف کلام الله نباشد رجوع بدهید تا حقیقت را دریابید !


    اما سخنان دکتر شهید رضوان الله علیه که به نظر شما و دیگران غلط به نظر میرسد : به ترتیب شماره ای که گذاشتید ذکر میکنم :

    1 _ بهتر است بدانید در احادیث بسیار متواتر و از راوایان مختلف ! حدیث فوق را در حق ابوبکر بن ابوقحافه نقل کرده اند ! و این حدیث را شیعه در حق امیر المومنین علیه السلام نقل کرده است ! لذا در اینکه مصداق حدیث چه کسی بوده اختلاف است ولی دکتر شهید تحقیق کرده و احادیثی که ابوبکر را مصداق حدیث میدانند صحیح دانسته لذا بدان تمسک جسته ! دلیل نمیشه چون شیعه هست دیگر شمشیر را از رو بر معارف اهل السنت ببندد و اعمال و ارای صحیح را منکر شود !

    2 _ حدیث دوم هم در کتاب های مبسوط تاریخی ضبط گشته است و ایشان از خودش نساخته است و فقط نقل قول فرمودند !

    3 _ شوری هم خود کلام الله تایید میکند و غالب مسلمین جهان بر این عقیده هستند که حکومت دموکراسی باید شورایی باشد همچنان که جمهوری اسلامی شیعه چنین روشی را عدالت میداند ! در اینکه صحابه نیت خیر در انتخاب جانشینی داشتند هیچ شکی نیست و افراط ها و غلوهایی که غالیان حدیث در حق صحابه بار کرده اند همه مردود است ! وقتی رسول الله صلی الله علیه و اله رحلت کردند بسیاری از قبایل عرب تازه مسلمان سر به شورش براوردند و پیمان های خود را شکستند و قریب بود که اسلام را ریشه کن کنند ! صحابه از روی نیت خیر و صلاح امت در سقیفه گرد امدند تا سریعا رهبری بنشانند تا مخالفین و اشوبگران را سرکوب کنند ! و در انتخاب خود جهل و خطا کردند و گمان کردند چون امیرالمومنین علیه السلام جوان است توانایی رهبری ندارد ! لذا با ابوکر بیعت کردند ! لذا اصل شوری و نیت خیر ان ها صحیح بود ولی در انجام عمل خود اشتباه کردند .....

    دکتر شهید رضوان الله علیه که حق و انصاف را از همه مدعیان ربوده است به همین اشاره میکند که صحابه از روی خیرخواهی شورا تشکیل دادند ولی انتخاب خود را اشتباه انجام دادند برای همین دکتر شهید رضوان الله علیه در کتابی دیگر که به صورت مقاله ای در عرفات بر پاسخ به کسی که سوال کرد علی برحق است یا ابوبکر ؟ نوشتند و اثبات کردند که حق این بود علی علیه السلام در شورا انتخاب شود !

    خلیفه دوم عمر بن خطاب در دوران حکومت خود در خطبه نماز جمعه ای اعتراف کرد که در انجام انتخاب خلیفه در ماجرای سقیفه بنی ساعده عجله کردند و به اشتباه دچار شدند ! لذا دشمنی و کینه و توطئه ای ثابت نیست و فقط اشتباه در کار بوده همین !

    4 _ این جمله را شما ناقص و به صورت قیچی شده از کتاب انتخاب کرده و تحویل دادید ! شکی نیست که دکتر شهید رضوان الله علیه در کتاب زیبای حسین وارث ادم قصد ستودن حضرت سید الشهدا علیه السلام دارند و این جمله را قبل و بعدش را هم ذکر کنید تا مقصود دکتر رحمه الله علیه مشخص گردد .....

    5 _ این انتقاد خود را به صورت پراکنده و دگرگون نقل کردید ! خواهش میکنم یک بار دیگر به صورت کامل و با متن قبل و بعد این مطلب ان را بنویسید تا بررسی شود !

    6 _ و اما انتقاد ششم شما نیز در کتاب های تاریخی و روایات اهل السنت بلکه در صحاح ان ها نقل شده است و بعید هم به نظر نمیرسد ! از چه جهت ان را دچار مشکل میدانید ؟؟؟؟ این را شیعه و سنی نقل میکنند که مدت طولانی بر وجود اقدس رسول الله صلی الله علیه و اله وحی نازل نشد و پیامبر به شدن نگران و مضطرب شدند و فقط الفاظ متن روایات شیعه و سنی فرق دارد و الا همه یک منظور میرسانند ! و بعد سوره الضحی بر ان حضرت نازل شد ..........

    اسلام واقعی یعنی ترک تعصب و درک حقیقت ! همین .....
    فبشر عباد ! الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب
    پس بندگان مرا بشارت ده : همان کسانی که به سخنان مختلف گوش میدهند و بهترین ان ها را قبول میکنند ایشان همان کسانی هستند که خداوند ان ها را هدایت کرده و ان ها همان اندیشمندان هستند
    ایات 17 و 18 سوره مبارکه الزمر

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    خوب مطلب دوم دربسیاری کتب ذکر شده و ایشون نقل کرده البته با بیانی ادبی تر
    خب آدم نباید هرچیزی روکه یه جاخوند یا یه جا شنید، زودنقل کنه.
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط malakut نمایش پست ها
    بزرگوار ! چرا تصور میکنید اگر کسی سخن و ادعایش خلاف باورهای یک مذهب بود دچار اشتباه شده است !! اولا بهتر است بدانید در اسلام چیزی به نام مذهب وجود ندارد و این مرزبندی هایی است که سال ها پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه و اله میان مسلمین کشیده شد و هیچ اعتباری نزد الله تعالی ندارد بلکه خداوند متعال صراحتا دو بار میفرماید : ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون ! سوره الانبیا ایه 92
    لذا شما کاری نداشته باشید سخن کسی مطابق اندیشه های بسته یک مذهب هست یا نه ! بلکه هر سخنی را خودتون به کلام الله و احادیث صحیحه که خلاف کلام الله نباشد رجوع بدهید تا حقیقت را دریابید !


    اما سخنان دکتر شهید رضوان الله علیه که به نظر شما و دیگران غلط به نظر میرسد : به ترتیب شماره ای که گذاشتید ذکر میکنم :

    1 _ بهتر است بدانید در احادیث بسیار متواتر و از راوایان مختلف ! حدیث فوق را در حق ابوبکر بن ابوقحافه نقل کرده اند ! و این حدیث را شیعه در حق امیر المومنین علیه السلام نقل کرده است ! لذا در اینکه مصداق حدیث چه کسی بوده اختلاف است ولی دکتر شهید تحقیق کرده و احادیثی که ابوبکر را مصداق حدیث میدانند صحیح دانسته لذا بدان تمسک جسته ! دلیل نمیشه چون شیعه هست دیگر شمشیر را از رو بر معارف اهل السنت ببندد و اعمال و ارای صحیح را منکر شود !

    2 _ حدیث دوم هم در کتاب های مبسوط تاریخی ضبط گشته است و ایشان از خودش نساخته است و فقط نقل قول فرمودند !

    3 _ شوری هم خود کلام الله تایید میکند و غالب مسلمین جهان بر این عقیده هستند که حکومت دموکراسی باید شورایی باشد همچنان که جمهوری اسلامی شیعه چنین روشی را عدالت میداند ! در اینکه صحابه نیت خیر در انتخاب جانشینی داشتند هیچ شکی نیست و افراط ها و غلوهایی که غالیان حدیث در حق صحابه بار کرده اند همه مردود است ! وقتی رسول الله صلی الله علیه و اله رحلت کردند بسیاری از قبایل عرب تازه مسلمان سر به شورش براوردند و پیمان های خود را شکستند و قریب بود که اسلام را ریشه کن کنند ! صحابه از روی نیت خیر و صلاح امت در سقیفه گرد امدند تا سریعا رهبری بنشانند تا مخالفین و اشوبگران را سرکوب کنند ! و در انتخاب خود جهل و خطا کردند و گمان کردند چون امیرالمومنین علیه السلام جوان است توانایی رهبری ندارد ! لذا با ابوکر بیعت کردند ! لذا اصل شوری و نیت خیر ان ها صحیح بود ولی در انجام عمل خود اشتباه کردند .....

    دکتر شهید رضوان الله علیه که حق و انصاف را از همه مدعیان ربوده است به همین اشاره میکند که صحابه از روی خیرخواهی شورا تشکیل دادند ولی انتخاب خود را اشتباه انجام دادند برای همین دکتر شهید رضوان الله علیه در کتابی دیگر که به صورت مقاله ای در عرفات بر پاسخ به کسی که سوال کرد علی برحق است یا ابوبکر ؟ نوشتند و اثبات کردند که حق این بود علی علیه السلام در شورا انتخاب شود !

    خلیفه دوم عمر بن خطاب در دوران حکومت خود در خطبه نماز جمعه ای اعتراف کرد که در انجام انتخاب خلیفه در ماجرای سقیفه بنی ساعده عجله کردند و به اشتباه دچار شدند ! لذا دشمنی و کینه و توطئه ای ثابت نیست و فقط اشتباه در کار بوده همین !

    4 _ این جمله را شما ناقص و به صورت قیچی شده از کتاب انتخاب کرده و تحویل دادید ! شکی نیست که دکتر شهید رضوان الله علیه در کتاب زیبای حسین وارث ادم قصد ستودن حضرت سید الشهدا علیه السلام دارند و این جمله را قبل و بعدش را هم ذکر کنید تا مقصود دکتر رحمه الله علیه مشخص گردد .....

    5 _ این انتقاد خود را به صورت پراکنده و دگرگون نقل کردید ! خواهش میکنم یک بار دیگر به صورت کامل و با متن قبل و بعد این مطلب ان را بنویسید تا بررسی شود !

    6 _ و اما انتقاد ششم شما نیز در کتاب های تاریخی و روایات اهل السنت بلکه در صحاح ان ها نقل شده است و بعید هم به نظر نمیرسد ! از چه جهت ان را دچار مشکل میدانید ؟؟؟؟ این را شیعه و سنی نقل میکنند که مدت طولانی بر وجود اقدس رسول الله صلی الله علیه و اله وحی نازل نشد و پیامبر به شدن نگران و مضطرب شدند و فقط الفاظ متن روایات شیعه و سنی فرق دارد و الا همه یک منظور میرسانند ! و بعد سوره الضحی بر ان حضرت نازل شد ..........

    اسلام واقعی یعنی ترک تعصب و درک حقیقت ! همین .....
    اولاینکه ایشون احادیث غیرمعتبر رو نقل میکنن.منم نگفتم از خودشون در میارن.میگم اینارو چرا نقل کرده؟؟؟ و رد هم نکرده.

    خب شما قبل و بعد از این جملات رو بخونید و اگه چیزه بدرد بخوری پیدا کردید بگید. اصلا همه جملات دیگش خوبه. دوستی خاله خرسه یعنی چی؟ اون جمله درباره امام حسین یعنی چی؟؟؟ آدم دربرابر هر جمله مسئوله. این جملات با قبل و بعدشون توجیه نمیشه. من تعصب ندارم. شمابرداشتتون اینه ومن برداشتم اینه. خوبه منم به شما بگم متعصب!!! من فقط جملات رو نقل کردم. توجیهات شما هم مورد قبول من نیست.

    این جملات با اسلام شناس بودنه ایشون تعارض داره.


    برید نقد های شهید مطهری رو درباره کتاب حسین وارث آدم بخونید.
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه
    ایشون بهترین اسلام شناس بودن!!!

    این جملات رو توضیح بدید :

    1. این است آن چیزی که من میگویم:اسلام یک ایده آلیسم مبتنی بر ماتریالیسم است.(ریشه های اقتصادی رنسانس،ص65)
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  14. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه
    به نظرم شریعتی از اون دسته آدم هایی هستش که با وجود اینکه فقط تو چند رشته معدودی مثل مسائل اجتماعی و جامعه شناسی تخصص داره، اما تو همه زمینه ها نظر داده و این باعث مشکل شده. همون چیزی که شما گفتید آخوند ها اینجوری هستن و در همه زمینه ای اظهار نظر میکنن.

    خودش میگه:

    فقط ذر یک رشته خاص چیزی بلدم و همه مسائل را از همان وجهه که وجهه اجتماعی و جامعه شناسی است مطرح میکنم و وجوه دیگرِ مسئله را متخصصین و کسانی که در این رشته ها کار کرده اند و آگاهی دارند،باید مطرح کنند.(انتظار مذهب اعتراض.ص22)
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  15. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.92
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,646
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,208
    تشکر تشکر شده 
    1,551
    تشکر شده در
    617 پست
    آنلاين
    2 روز 15 ساعت 11 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 52 ثانيه
    به نظرم شریعتی از اون دسته آدم هایی هستش که با وجود اینکه فقط تو چند رشته معدودی مثل مسائل اجتماعی و جامعه شناسی تخصص داره، اما تو همه زمینه ها نظر داده و این باعث مشکل شده. همون چیزی که شما گفتید آخوند ها اینجوری هستن و در همه زمینه ای اظهار نظر میکنن.

    خودش میگه:

    فقط ذر یک رشته خاص چیزی بلدم و همه مسائل را از همان وجهه که وجهه اجتماعی و جامعه شناسی است مطرح میکنم و وجوه دیگرِ مسئله را متخصصین و کسانی که در این رشته ها کار کرده اند و آگاهی دارند،باید مطرح کنند.(انتظار مذهب اعتراض.ص22)
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1