صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 65
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.30
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,365
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    325
    تشکر تشکر شده 
    702
    تشکر شده در
    253 پست
    آنلاين
    6 روز 5 ساعت 47 دقيقه 1 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    8 دقيقه 18 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    به نظرم توی مقایسه با من ازین مدلام و وووووو سرده کاپشنم کوووو کار چندان قوی نبود!!
    فعلا باید حمایت کرد اگرچه نقدم دارم
    تیک تاکیا خیلی خلاقن
    تو ۱۰ تا کار اخیرشون همیشه نوآوری داشتن
    بر خلاف زد که انگار ایده هاشون ته کشیده
    میریم خونه هامون فوق العاده بود
    سید قربی در جریانه
    JUVE!

  2. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    جیب

    کار قوی ای که بود اما من مخاطب عامی بیش نیستم

    به نظرم دلیلش اینه که تو توی یه فضایی قرار می گیری که خودتو تنها مخاطب بازیگر می بینی در حاکی که در حالتای دیگه مخاطب بازیگرا شخصیتای دیگر تئاترند.همین خصوصیت به علاوه خاص بودنش و البته دشواری اجراش مونولوگ رو دوست داشتنی می کنه برای من. یه نمایش مونولوگی ای که خیلی لذت بردم ازش نمایش انگلیسی دیکنز بود که از تلویزیون پخش شد و چارلز یکنز در قالب تمام شخصیتای مهم داستاناش زنذگی خودشو بازگو می کنه.با دوبله عالی استاد طهماسب...
    هنر بازیگری هم در نمایش مونولوگ نمود بارزتری داره و این برا تماشاچی ایرونی که اصولا بازیگری براش از خیلی مسائل دیگه مثل نمایشنامه یا میزانسن یا کارگردانی و... جذاب تره (خارجیا رو نمی دونم) مونولوگو اساسا دوست داشتنی می کنه.البته تو نمایشنامه خوندن متون دیالوگ محور بیشتر ترجیح میدم
    ممنون! کاملا موافقم البته با بخش مخاطب عامش نه!!
    صد البته که توی سلیقه ی تماشاگر ایرانی مونولوگ جایگاه بالاتری داره اما امیر توی تئاتر ملل هم اقبال به مونولوگ بیشتره! جمله ی تورو اینجوری بیان میکنم که انگار آدما با مونولوگ خودشونو تصویر میکنن و انگار کن که مونولوگ در واقع دیالوگی است بین خود با وجدان روان فطرت یا هر چیز دیگه! در مونولوگ میشه واقعی بود و در عین حال فانتزی فکر کرد! چیزی که ماها بهش علاقه داریم! زندگی در فانتزی های ذهنیمون!
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  3. Top | #18

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    ممنون! کاملا موافقم البته با بخش مخاطب عامش نه!!
    صد البته که توی سلیقه ی تماشاگر ایرانی مونولوگ جایگاه بالاتری داره اما امیر توی تئاتر ملل هم اقبال به مونولوگ بیشتره! جمله ی تورو اینجوری بیان میکنم که انگار آدما با مونولوگ خودشونو تصویر میکنن و انگار کن که مونولوگ در واقع دیالوگی است بین خود با وجدان روان فطرت یا هر چیز دیگه! در مونولوگ میشه واقعی بود و در عین حال فانتزی فکر کرد! چیزی که ماها بهش علاقه داریم! زندگی در فانتزی های ذهنیمون!
    موافقم باهات. ما معمولا باهم تفاهم داریم اخیرا یه تئاتر مونولوگی خوندم از استاد بیضایی لذت بردم:اژی دهاکخوندیش؟
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  4. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی صداقت نمایش پست ها
    فعلا باید حمایت کرد اگرچه نقدم دارم
    تیک تاکیا خیلی خلاقن
    تو ۱۰ تا کار اخیرشون همیشه نوآوری داشتن
    بر خلاف زد که انگار ایده هاشون ته کشیده
    میریم خونه هامون فوق العاده بود
    سید قربی در جریانه
    سن و سالشونم مطرحه به نظرم! خود زد بازیم تو اون مستند گفته بودن حالا که سنشون بالا رفته خیلی فرق کردن! سینا ساعی رو به شدت دووس دارم!
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  5. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    موافقم باهات. ما معمولا باهم تفاهم داریم اخیرا یه تئاتر مونولوگی خوندم از استاد بیضایی لذت بردم:اژی دهاکخوندیش؟
    اکثر کارهای استاد رو خوندم و اژی دهاک نیز! میخوای همینجا راجع بهش صحبت کنیم؟!1
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  6. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.30
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,365
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    325
    تشکر تشکر شده 
    702
    تشکر شده در
    253 پست
    آنلاين
    6 روز 5 ساعت 47 دقيقه 1 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    8 دقيقه 18 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    سن و سالشونم مطرحه به نظرم! خود زد بازیم تو اون مستند گفته بودن حالا که سنشون بالا رفته خیلی فرق کردن! سینا ساعی رو به شدت دووس دارم!
    هنوز بگ تن منه
    ساعی قدیمی گلزناس
    مک منه منه
    JUVE!

  7. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی صداقت نمایش پست ها
    هنوز بگ تن منه
    ساعی قدیمی گلزناس
    مک منه منه
    عالیـــــــــــــــــــــ ــــه
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  8. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    162
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.21
    محل سکونت
    کنج میخانه
    نوشته ها
    477
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    4
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    1 ساعت 47 دقيقه 1 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 ثانيه
    خيلي خوبه كه اين تاپيك ايجاد شده بحثهاي نسبتا خوبي هم تا اينجاي كار شكل گرفته ولي به نظرم دوتا تاپيك جدا گونه درباره موسيقي و تئاتر داشته باشيم بهتره
    نظر شما چيه؟ اگر بله بگيد تا انجام بشه!
    ما برآن عــهــد که بستیم برآنیــم هنوز...

  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    تئاتر دید
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    اکثر کارهای استاد رو خوندم و اژی دهاک نیز! میخوای همینجا راجع بهش صحبت کنیم؟!1
    آفرین بر تو.مجموعه آثارشو گرفتم عید بخونم .قبلا4الی 5 کار ازش خوندم و تمام فیلم هاش رو هم دیدم. اما هنر استاد رو باید در صحنه تئاتر دید
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  10. Top | #25

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    اکثر کارهای استاد رو خوندم و اژی دهاک نیز! میخوای همینجا راجع بهش صحبت کنیم؟!1
    هرطور صلاح می دونی.ولی جای صحبت داره واقعا
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  11. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط **منتظر** نمایش پست ها
    خيلي خوبه كه اين تاپيك ايجاد شده بحثهاي نسبتا خوبي هم تا اينجاي كار شكل گرفته ولي به نظرم دوتا تاپيك جدا گونه درباره موسيقي و تئاتر داشته باشيم بهتره
    نظر شما چيه؟ اگر بله بگيد تا انجام بشه!
    جناب کلانتری ممنون از نظرمثبتتون ولی به نظرم هنوز زوده که این دو موضوع از هم تفکیک بشن.اجازه بدید موضوع جای خودش رو باز کنه ینی معلوم بشه چند نفر توی این دو موضوع با اون هدفی که تاپیک باز شده(یعنی نقد و بررسی فنی) دغدغه دارن و توی بحثا شرکت میکنن بعد برای هرکدوم ازین موضوعات یه انجمن مستقل ایجاد کنیم.
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  12. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    هرطور صلاح می دونی.ولی جای صحبت داره واقعا
    البته اگر استاد به این سکوت طولانی مدت پایان بدن!! چقدر باید بگذره تا یه بیضایی با یه فلسفه و جهان بینی خاص متولد بشه؟!!
    به نظرم اول یه معرفی اجمالی راجع به خود استاد بیضایی داشته باشیم بعد کم کم بیایم روی آثارشون.
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  13. Top | #28

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    البته اگر استاد به این سکوت طولانی مدت پایان بدن!! چقدر باید بگذره تا یه بیضایی با یه فلسفه و جهان بینی خاص متولد بشه؟!!
    به نظرم اول یه معرفی اجمالی راجع به خود استاد بیضایی داشته باشیم بعد کم کم بیایم روی آثارشون.
    به نقل از ویکی پدیا:
    بهرام بیضایی در سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. خانواده*اش اهل آران و بیدگل بوده*اند. پدر وی تعزیه*خوان بوده*است و عمو و پدربزرگش دست*اندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بوده*اند.[۱] در سال*های آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشتهٔ ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام ادارهٔ کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به ادارهٔ هنرهای دراماتیک که بعدها به ادارهٔ برنامه*های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهش*های نمایش در ایران را در مجلهٔ موسیقی چاپ کرد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام*های نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ می*باشد. او یکی از پایه*گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره*گیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از ادارهٔ برنامه*های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکدهٔ هنرهای زیبا و مدیریت رشتهٔ هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد.[۲] در سال*های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده*اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت*الله (ذکایی) بیضایی مرحوم شد.[نیازمند منبع] او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد.[نیازمند منبع] در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بین*المللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت نمود.[نیازمند منبع] در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشتهٔ میشیما یوکیو را پس از هجده سال دوری از صحنه آغاز کرد. مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ بدرود حیات گفت.[نیازمند منبع] وی هم*اکنون در ایالات متحده اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد مشغول تدریس و تحقیق است.[۳]

    فعالیت در سینما[ویرایش]

    فعالیت سینمایی را با فیلم*برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه*ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه عموسبیلو در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلم*هایی که او در سال*های ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تا کنون در محاق توقیف می*باشند. او در سال*های پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلم*های خود با مشکلات و سنگ*اندازی*های بسیاری روبه*رو بوده*است. او تا کنون ۹ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساخته*است و آخرین فیلمی که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی درآمد سگ*کشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گستردهٔ منتقدان و مردم روبه*رو شد. آخرین ساخته او وقتی همه خوابیم در سال ۱۳۸۷ تولید شد.

    فعالیت در تئاتر[ویرایش]

    بهرام بیضایی یکی از معدود[نیازمند منبع] هنرمندان ایرانی است که هم در صحنهٔ تئاتر کارنامه*ای درخشان دارد و هم در سینما. در عین حال او همیشه به پژوهش در زمینهٔ تئاتر هم علاقه داشته و در سال*های دههٔ ۱۳۴۰ کتاب*هایی را دربارهٔ تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که هنوز هم منبع درسی دانشجویان تئاتر محسوب می*شود. بهرام بیضایی نوشتن نقد، تحقیق و مطالب پراکنده دربارهٔ تئاتر و سینما در نشریات علم و زندگی، هنر و سینما، گاهنامه آرش، مجله موسیقی، کیهان ماه، ماهنامه ستاره سینما، کتاب چراغ و... را در سال ۱۳۳۸ آغاز کرد.

    او از سال ۱۳۴۰ به صورت جدی به نوشتن نمایشنامه پرداخت و در سال ۱۳۴۵ اولین نمایش خود را کارگردانی کرد. او به همراه اکبر رادی و غلامحسین ساعدی پایه*گذاران موج نوی نمایشنامه*نویسی ایران می*باشند. اجراهای صحنه*ای او اغلب از تئاترهای پرمخاطب بوده*اند.[نیازمند منبع] بیضایی در سال ۱۳۵۸ نمایش مرگ یزدگرد را به روی صحنه برد. او بعد از هجده سال محروم شدن از صحنه در ۱۳۷۶ دو نمایشنامهٔ «کارنامه بنداربیدخش» نوشتهٔ خودش و «بانو آئویی» را به طور هم*زمان در سالن چهارسو و سالن قشقایی واقع در تئاتر شهر به روی صحنه برد. «شب هزارو یکم» را نیز در سال ۱۳۸۲ در سالن چهارسو اجرا کرد. در تابستان سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را که نمایشنامهٔ آن با نیم*نگاهی به قتل*های زنجیره*ای نوشته شده بود، در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برد که باز هم با استقبال گرم تماشاگران روبرو شد اما پس از مدتی کوتاه و پس از ۲۴ اجرا به دلیلی نامعلوم اجرای آن متوقف گردید. نمایش بعدی او در ایران «افرا؛ یا روز می*گذرد» در زمستان ۱۳۸۶ در تالار وحدت تهران به صحنه رفت و با موفقیت و استقبال کم*نظیر تماشاگران مواجه شد. آخرین نمایش او تا کنون (تیرماه ۱۳۹۱) سایه*بازی «جانا و بلادور» است که در استنفورد امریکا به صحنه رفته*است.

    در سال*هایی که بیضایی از صحنه به دور ماند و مجال فیلمسازی را نداشت، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و پژوهش مشغول بود که برخی از آنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده*اند.

    وی همچنین در سال*های پس از انقلاب فرهنگی اجازهٔ تدریس در دانشگاه را ندارد
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  14. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    ممنون امیر عزیز!! امیر بیا یکم راجع به یه موضوعی که در ادامه میگم حرف بزنیم تا بازم بیایم سر بحث استاد بیضایی و اساسا کاملا این موضوعی که میگم به شناخت بیضایی ها بیشتر کمک میکنه:
    به نظرم میاد که هنرمندای ما بطور خاص تئاتری ها،سینمایی ها و موسیقیدان ها((3تا هنری که بیشتر از بقیه تو چشمن و راجع بهشون بحث میشه) دچار یه افت کیفی محسوس شدن.نمود بارز این افت کیفی در دور تکراریه که بین هنرمندا افتاده که در بهترین حالتش یا دارن خووب از مکاتب هنری غربی تقلید میکنن یا خودشونو تکرار میکنن و هی در جا میزنن! یه حالت بدتری هم هست مثل غول ذهنی سابق(!) من یعنی مهرجویی که دیگه حتی خودشونم نمیتونن تکرار کنن!!
    ممکنه خیلیا دلیل اصلیش رو سیاست های غلط دولت ها در زمینه ی فرهنگ و هنر بدونن تو این سالها! اما به نظر خودم این عدم زایش و فقر خلاقیت اونقدرها به دولت و سیاستاش مربوط نیست!! نظرت چیه؟!!
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  15. Top | #30

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    با
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    ممنون امیر عزیز!! امیر بیا یکم راجع به یه موضوعی که در ادامه میگم حرف بزنیم تا بازم بیایم سر بحث استاد بیضایی و اساسا کاملا این موضوعی که میگم به شناخت بیضایی ها بیشتر کمک میکنه:
    به نظرم میاد که هنرمندای ما بطور خاص تئاتری ها،سینمایی ها و موسیقیدان ها((3تا هنری که بیشتر از بقیه تو چشمن و راجع بهشون بحث میشه) دچار یه افت کیفی محسوس شدن.نمود بارز این افت کیفی در دور تکراریه که بین هنرمندا افتاده که در بهترین حالتش یا دارن خووب از مکاتب هنری غربی تقلید میکنن یا خودشونو تکرار میکنن و هی در جا میزنن! یه حالت بدتری هم هست مثل غول ذهنی سابق(!) من یعنی مهرجویی که دیگه حتی خودشونم نمیتونن تکرار کنن!!
    ممکنه خیلیا دلیل اصلیش رو سیاست های غلط دولت ها در زمینه ی فرهنگ و هنر بدونن تو این سالها! اما به نظر خودم این عدم زایش و فقر خلاقیت اونقدرها به دولت و سیاستاش مربوط نیست!! نظرت چیه؟!!
    ببین عوامل گوناگونیو میشه برای این آسیب در نظر گرفت : سانسور مهم ترینشه به نظر من.سانسور یا ترس از سانسور شدن که به خوذسانسوری می انجامه در درجه اول ابتکار رو خشک می کنه و هنر رو به سمت قالبی شدن می بره. یک دست شدن و شبیه شدن .تولید انبوه کالای بی بو بی خاصیت.شما با تنگ کردن حلقه چیزهایی که برای مردم مفیده و می تونن ببینن و بشنون و بخونن عملا دایره چیزهایی که هنرمند برای مردمش جامعه اش و حتی خودش لازم می دونه محدود می کنی ...اونوقت چه خوبه برگشتی و نارنجی پوش میشه برون داد هنرمند خلاق و اندیشمندی مثل مهرجویی که روزگاری هامون و بانو و پری و گاو و دایره مینا و... می ساخت. اتفاقا بیضایی تو آخرین فیلمش به خوبی این آسیبو گوشزد می کنه.وصیت نامه سینمایی بیضایی بیانگر محدودیت های وارده بر سینماگر و بهتر بگم هنرمند که نه تنها قدرت که بازار و مخاطب هم سانسورش می کنند.
    نکته دوم کم سوادی بسیاری از کسانیه که وارد این عرصه شدند.شاید این حرف گستاخانه به نظر برسه اما فکر می کنم اون عمق و ژرفای فکری که توشه ارزشمندی میشه براآمیخته شدن با هنر تو بسیاری هنرمندان ما غایبه.عمقی که تو کارای اکبر رادی و بیضایی و ساعدی و تقوایی می دیدیم و از نوعی بصیرت ناخودآگاه هنری و فکری ایشان که نشات گرفته از انس دیرینه بااندوخته های اندیشه ای بشر داشت در هنرمندان جوان ما بسیار کمیابه.محمد یعقوبی و محمد چرمشیر و محمد رحمانیان استثنا هستند و البته متعلق به نسل میانسال.درسینما و موسیقی هم نام ها انگش شمارند.هنرمند مولف محصول یک جامعه فکری غنی و اندیشمنده نه یک فضای فکری سترون و پوچ.فیلم از اذبیات مایه می گیره و ادبیات از فلسفه و عرفان تغذیه میشه و البته موسیقی نوای آهنگینم این همه است. کدام پایه هاپویا هستند که شاخه ها جان بگیرند؟
    و ترس از کار جدید کردن که طبعا جنجال می آفریند و دشمنی و طعن و تمسخر.جرات نیماوار در هنرمندان ما کشته شده و کالایی شدن و پول در آوردن برای گذران زندگی سکه رایج.هنرمندی که غم نان دارد کجا می تواند از دردهای مردم زمانه اش و دردهای عمیق درونش بگوید؟
    ویرایش توسط امیرحسین : 19-03-14 در ساعت 00:29
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1