صفحه 1 از 8 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 107
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.55
    نوشته ها
    2,955
    تشکر
    1,297
    2,446 بار در 744 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 14 ساعت 44 دقيقه 49 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 دقيقه 54 ثانيه

    مسابقه ی شعر و داستان نوروزی

    دوستای گل اندیشه ازادی عیدتون مبارک..
    به دستور مدیر کل اندیشه مسابقه ی داستان کوتاه و شعر نوروزانه رو آغاز میکنیم
    جایزشم تو جشنواره تقدیم میشه..

    بشتابید بشتابید
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.24
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر
    2
    57 بار در 43 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 ثانيه
    بهار آن عبور شاد بلبل

    سرود ساز سنبل

    بهار آن سکوت قاصدک ها

    فرود شاپرک ها

    فرح بخش و شادان

    جوان وسرافراز
    بیامد به سرچشمه ی ساحل عشق

    سرودی بخواند از ورای جهان ها

    خموشی برفت از دل آسمان ها

    جهان باز خندید

    گل از شاخه بشکفت

    ژاله برویید

    دل ها جوان شد

    انده نهان شد

    خورشید رقصید

    زمستان خسته

    خموش ودل آزار

    در آغوش دنیا

    نالید

    هرچند ضعیف است و تکراری جهت احترام به دوستان گذاشتم
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.97
    نوشته ها
    6,187
    تشکر
    1,983
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 10 ساعت 36 دقيقه 30 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 1 ثانيه
    من جهت خالی نبودن عریضه و به قول امیرحسین جهت احترام به دوستان این داستان بی خود و بی جهت رو تقدیم میکنم.
    به خاطر هادی صداقت، سعی کردم آخرش به نماز خوندن من ختم نشه


    رویای عیاشی در نیمه فروردین
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.48
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,365
    تشکر
    325
    702 بار در 253 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    1
    آنلاين
    6 روز 5 ساعت 47 دقيقه 1 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    من جهت خالی نبودن عریضه و به قول امیرحسین جهت احترام به دوستان این داستان بی خود و بی جهت رو تقدیم میکنم.
    به خاطر هادی صداقت، سعی کردم آخرش به نماز خوندن من ختم نشه


    رویای عیاشی در نیمه فروردین
    خوب بود عزیزم
    JUVE!

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.33
    نوشته ها
    2,004
    تشکر
    1,139
    543 بار در 211 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 55 ثانيه
    بهار اومد دوباره...چقدر خوبه نه آره
    چقدر خوبم در اینجا...میریم سفر به هرجا
    کوه وجنگل ودریا...هرجا تو بگی بابا
    بزن بریم که دیر شد...مجتبی *** دلگیر شد
    اومده با کلی پول...فداش بشم هزار ژول
    ماشینش هست لب در...منتظره برادر
    بلند شو که صبح شده...مجتبی جون غیب شده
    همه اینا یه خواب بود...دروغ بود و سراب بود
    برو بشین تو خونت...همین هست غنیمت

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    2.00
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,338
    تشکر
    2,928
    1,820 بار در 642 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    1
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 6 ساعت 47 دقيقه 13 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    17 دقيقه 1 ثانيه
    این کار پر از اشکالم مربوط به چند سال پیشه به قول آقای *** جهت خالی نبودن عریضه

    صدای گام بهار میرسد اینک به گوشم
    کجایی ای بهار جاودانم ؟!
    دوری از من یا کمی نزدیک تر ، از دورها ؟
    کاش بودم در کنارت این بهار سبز و زیبا را
    گشودم پرده ای از خاطراتم را
    که آن جا گم کرده بودم راه قشنگ سبز بودن را
    دلم تنها و بی کس مانده بود از ترس فردا ها
    تو آوردی مرا بیرون ز بیراهه
    تو آوردی مرا در راه آباد قشنگی ها
    و حالا رفتی ومن مانده ام تنها
    و حالا مانده ام با کوله باری از غم دنیا
    و ماندم در ره تاریک رویاها
    چرا رفتی از این رویا ؟!
    بگیرند از تو معنا این قشنگی ها
    بیا بار دگر دستم بگیر یاس پر احساسم
    بیا تا طی کنیم این راه تاریک و پر از غم را
    که دارد شور و حالی بی نهایت این قشنگی ها
    بیا تا این بهار سبز و زیبا را
    کنار هم بمانیم و شوند بیدار رویاها . . .
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.97
    نوشته ها
    6,187
    تشکر
    1,983
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 10 ساعت 36 دقيقه 30 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط Naderi نمایش پست ها
    این کار پر از اشکالم مربوط به چند سال پیشه به قول آقای *** جهت خالی نبودن عریضه

    صدای گام بهار میرسد اینک به گوشم
    کجایی ای بهار جاودانم ؟!
    دوری از من یا کمی نزدیک تر ، از دورها ؟
    کاش بودم در کنارت این بهار سبز و زیبا را
    گشودم پرده ای از خاطراتم را
    که آن جا گم کرده بودم راه قشنگ سبز بودن را
    دلم تنها و بی کس مانده بود از ترس فردا ها
    تو آوردی مرا بیرون ز بیراهه
    تو آوردی مرا در راه آباد قشنگی ها
    و حالا رفتی ومن مانده ام تنها
    و حالا مانده ام با کوله باری از غم دنیا
    و ماندم در ره تاریک رویاها
    چرا رفتی از این رویا ؟!
    بگیرند از تو معنا این قشنگی ها
    بیا بار دگر دستم بگیر یاس پر احساسم
    بیا تا طی کنیم این راه تاریک و پر از غم را
    که دارد شور و حالی بی نهایت این قشنگی ها
    بیا تا این بهار سبز و زیبا را
    کنار هم بمانیم و شوند بیدار رویاها . . .
    خیلی قشنگ بود، مخصوصا این قسمتش:
    گشودم پرده ای از خاطراتم را
    که آن جا گم کرده بودم راه قشنگ سبز بودن را
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.55
    نوشته ها
    2,955
    تشکر
    1,297
    2,446 بار در 744 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 14 ساعت 44 دقيقه 49 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 دقيقه 54 ثانيه

    متاسفانه گاهی : این دغل دوستان که میبینی...........................

    عید اومد..
    بهار بیشتر از هممه چی واسش بوی "نارنج" میداد
    با تمام وجود نفس کشید..
    چه لذت عمیقی.. چقدر وصف نشدنی..
    وقتی هوای خنک به ژرفای ریه َش میرسید جون میگرفت
    عادت داشت شبا بشینه کنار پنجره و یه دل سیر ستاره ببینه.. یا شاید به قول مادر بزرگا "ستاره بشمره"
    ولی حیف..
    امشب اسمون ابریه
    زل زد به همین اسمون ابری.. به یه نقطه ی کورِ نامعلوم.. فکرها میومد و میرفت ..گاهی وقتام زیر لبش چیزایی میگفت:
    امسال ازون سالا نیس
    امسال ازون سالا نیس
    امسال ازون سالا نیس...
    لبخند زد ..دلش میخواست از همه چی رها شه ، دلش میخواست ازاد باشه، قهقهه بزنه ... پرواز کنه عینِ پرنده ها..
    به خودش گفت: ناسلامتی بهار اومده، بخند دختر
    دیگه نمیتونس تحمل کنه _این هوای قشنگو باید از نزدیک لمس کرد..همه خواب بودن پاورچین پاورچین به طرف حیاط حرکت کرد .در رو که باز میکرد نسیم خنکی به صورتش خورد
    _وااییی خوشبختی یعنی همین..
    تو حیاط تاریک بین همهمه ی جیرجیرکا هرزگاهی صدای مرغ یا حق به گوشش میخورد.. گوششو تیز کرد.. و لذتش عمیق تر شد. تو حال خودش بود ازینکه سال 93 اومده و میتونست ادم بهتری باشه شدیدا خوشحال بود... یه دفه لرزش گوشیش رو تو دستش احساس کرد.. اس ام اس اومده .وای خدا سهیلاس! بی معرفت قبلِ عید بدون خدافظی رفت به خودم قول دارم تا اس نده سراغی ازش نگیرم . حتما تبریک نوروزه! با ذوق پیام رو باز کرد : سلام عزیزِقشنگ ..گلم یه شارژ واسم بگیر بعدا واست میفرستم!!!
    قطره های اشکی که تو چشش جمع شده بود دیدشو تار کرد.. چیزی نمیتونست بگه فقط جواب داد : عیدت مبارک!!!!
    اس ام اسای گذشته ی سهیلا رو نگاه کرد اخرین پیام واسه سه هفته پیش بود: فاطی مانتوت رو واسم بیار!
    پیام قبل از اون: عزیزم شارژ ندارم میتونی بگیری واسم؟ و پیام قبلی: من خوابگاهم ناهارمو واسم بگیر!!!همینطور که این باکس رو پایین تر میرفت اشکاش شدت میگرفت.. تو بیستا پیامی که از سهیلا رو گوشیش بود حتی یه دونه احوال پرسی نمیدیدو یا حتی یه تشکر خشک و خالی بعد از انجام دستوراتش!!!!
    تو حیاط نشسته بود و کسی صداشو نمیشنید. ایندفعه بلند بلند گریه کرد. دلش شکسته بود... نه فقط به خاطر سهیلا.. این اخریا برخورد چن تا دوست صمیمی دیگه هم حسابی دلخورش کرده بود..
    بین این همه ناراحتی به خودش اومد .
    _ انقد نازک نارنجی نباش دختر.بهار اومده تا بهت یاد بده میشه نو شد. میشه لباس کهنه ای که اذیت میکنه رو عوض کرد..تو خونه تکونی خیلی از وسایل غیرقابل استفاده رو دور میریزن..بعضی و قتا باید خودتو بتکونی .. بعضیا رو مجبوری بذاری کنار.. واسه همیشه
    نترس
    نو شو
    بخند..
    ویرایش توسط شیدا : 26-03-14 در ساعت 22:36
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.97
    نوشته ها
    6,187
    تشکر
    1,983
    2,799 بار در 1,193 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    3
    آنلاين
    3 ماه 2 روز 10 ساعت 36 دقيقه 30 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه عطایی نمایش پست ها
    عید اومد..
    بهار بیشتر از هممه چی واساش بوی "نارنج" میداد
    با تمام وجود نفس کشید..
    چه لذت عمیقی.. چقدر وصف نشدنی..
    وقتی هوای خنک به ژرفای ریه َش میرسید جون میگرفت
    عادت داشت شبا بشینه کنار پنجره و یه دل سیر ستاره ببینه.. یا شاید به قول مادر بزرگا "ستاره بشمره"
    ولی حیف..
    امشب اسمون ابریه
    زل زد به همین اسمون ابری.. به یه نقطه ی کورِ نامعلوم.. فکرها میومد و میرفت ..گاهی وقتام زیر لبش چیزایی میگفت:
    امسال ازون سالا نیس
    امسال ازون سالا نیس
    امسال ازون سالا نیس...
    لبخند زد ..دلش میخواست از همه چی رها شه ، دلش میخواست ازاد باشه، قهقهه بزنه ... پرواز کنه عینِ پرنده ها..
    به خودش گفت: ناسلامتی بهار اومده، بخند دختر
    دیگه نمیتونس تحمل کنه _این هوای قشنگو باید از نزدیک لمس کرد..همه خواب بودن پاورچین پاورچین به طرف حیاط حرکت کرد .در رو که باز میکرد نسیم خنکی به صورتش خورد
    _وااییی خوشبختی یعنی همین..
    تو حیاط تاریک بین همهمه ی جیرجیرکا هرزگاهی صدای مرغ یا حق به گوشش میخورد.. گوششو تیز کرد.. و لذتش عمیق تر شد. تو حال خودش بود ازینکه سال 93 اومده و میتونست ادم بهتری باشه شدیدا خوشحال بود... یه دفه لرزش گوشیش رو تو دستش احساس کرد.. اس ام اس اومده .وای خدا سهیلاس! بی معرفت قبلِ عید بدون خدافظی رفت به خودم قول دارم تا اس نده سراغی ازش نگیرم . حتما تبریک نوروزه! با ذوق پیام رو باز کرد : سلام عزیزِقشنگ ..گلم یه شارژ واسم بگیر بعدا واست میفرستم!!!
    قطره های اشکی که تو چشش جمع شده بود دیدشو تار کرد.. چیزی نمیتونست بگه فقط جواب داد : عیدت مبارک!!!!
    اس ام اسای گذشته ی سهیلا رو نگاه کرد اخرین پیام واسه سه هفته پیش بود: فاطی مانتوت رو واسم بیار!
    پیام قبل از اون: عزیزم شارژ ندارم میتونی بگیری واسم؟ و پیام قبلی: من خوابگاهم ناهارمو واسم بگیر!!!همینطور که این باکس رو پایین تر میرفت اشکاش شدت میگرفت.. تو بیستا پیامی که از سهیلا رو گوشیش بود حتی یه دونه احوال پرسی نمیدیدو یا حتی یه تشکر خشک و خالی بعد از انجام دستوراتش!!!!
    تو حیاط نشسته بود و کسی صداشو نمیشنید. ایندفعه بلند بلند گریه کرد. دلش شکسته بود... نه فقط به خاطر سهیلا.. این اخریا برخورد چن تا دوست صمیمی دیگه هم حسابی دلخورش کرده بود..
    بین این همه ناراحتی به خودش اومد .
    _ انقد نازک نارنجی نباش دختر.بهار اومده تا بهت یاد بده میشه نو شد. میشه لباس کهنه ای که اذیت میکنه رو عوض کرد..تو خونه تکونی خیلی از وسایل غیرقابل استفاده رو دور میریزن..بعضی و قتا باید خودتو بتکونی .. بعضیا رو مجبوری بذاری کنار.. واسه همیشه
    نترس
    نو شو
    بخند..
    خیلی خوب بود
    وسطش ناراحت کنندست، اما آخرش خوب تموم میشه. البته راه های دیگه ای هم هست بجز فراموش کردن دوستی ها، بعضی وقتا باید یه دوستی رو خیلی اساسی بازسازی کنیم. دوستی هم نیاز به تدبیر و مراقبت و تعمیر داره.
    هیهات اگر یار بخواهی و نباشم
    ای وای به من گر تو مرا یار ندانی

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.55
    نوشته ها
    2,955
    تشکر
    1,297
    2,446 بار در 744 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 14 ساعت 44 دقيقه 49 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    خیلی خوب بود
    وسطش ناراحت کنندست، اما آخرش خوب تموم میشه. البته راه های دیگه ای هم هست بجز فراموش کردن دوستی ها، بعضی وقتا باید یه دوستی رو خیلی اساسی بازسازی کنیم. دوستی هم نیاز به تدبیر و مراقبت و تعمیر داره.
    خیلی ممنون..
    درسته.. اما وقتی همه ی راه کار ها رو امتحان میکنی و نتیجه نمیده مجبور میشی......
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.55
    نوشته ها
    2,955
    تشکر
    1,297
    2,446 بار در 744 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 14 ساعت 44 دقيقه 49 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 دقيقه 54 ثانيه

    اطلاعیه

    با همکاری کانون ادبی به نفرات اول تا سومِ مسابقه ی نوروزی جوایز نقدی اهدا میشود..دوستای خوبم حتما شرکت کنین. با توجه به اینکه موضوع این مسابقه ازاده..منتظر شعر و داستانای قشنگتون هستیم..زیادی منتظرمون نذارین
    نفر اول شعر و داستان هر کدام 100 هزار تومان وجه نقد
    نفر دوم شعر و داستان هر کدام 70 هزار تومان وجه نقد
    نفر سوم شعر و داستان هر کدام 50 هزار تومان وجه نقد
    ویرایش توسط شیدا : 26-03-14 در ساعت 22:56
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.48
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,365
    تشکر
    325
    702 بار در 253 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    1
    آنلاين
    6 روز 5 ساعت 47 دقيقه 1 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    چس در واقع به شش نقر جایزه تعلق میگیره؟
    بی ادب
    JUVE!

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.55
    نوشته ها
    2,955
    تشکر
    1,297
    2,446 بار در 744 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 14 ساعت 44 دقيقه 49 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    پس در واقع به شش نفر جایزه تعلق میگیره؟
    بله..نفر اول دوم سوم شعر و داستان جداگانه
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  14. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.55
    نوشته ها
    2,955
    تشکر
    1,297
    2,446 بار در 744 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 14 ساعت 44 دقيقه 49 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    تا الان چند نفر شرکت کردن؟
    صندلی داغه ؟ ;-)با خودم و شما 5 نفر..کابرای دیگه هم که چند نفری قولشو دادن
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  15. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.48
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,365
    تشکر
    325
    702 بار در 253 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    1
    آنلاين
    6 روز 5 ساعت 47 دقيقه 1 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 19 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه عطایی نمایش پست ها
    صندلی داغه ؟ ;-)با خودم و شما 5 نفر..کابرای دیگه هم که چند نفری قولشو دادن
    بنظرتون من میتونم توی مسابقه شعر و داستان نوروزی شرکت کنم ? چرا?
    JUVE!

صفحه 1 از 8 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •