صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 57
  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    577
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.33
    محل سکونت
    جا خواب
    نوشته ها
    573
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    11
    تشکر شده در
    10 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    به نظر بنده اشکال عمده ما این است که نقد را با انتقاد یکی می دانیم... شما برنامه های شهر کتاب را نگاه کنید... بیشترش نقد وبرسی آثاره، از هر نوعش، و آثاری را نقد می کنند که به قول خودشان به مرحله نقد رسیده باشه، یعنی نقد یک اثر نشانه قوی بودن آن است و...
    من دیگه حرفی ندارم!!!

  2. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    239
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    842
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    11
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    2 ساعت 31 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    چرا تا حدی متوجه منظورت هستم،نظرت محترمه ولی با این دید تو باید به جامعه ی منتقدین گفت شما که میفرمایید ما فیلم فلان را دوست نداشتیم به کفشمان!!
    به نظرم باید بیشتر مطالعه کنم و اطلاعاتمو بالاتر ببرم
    جامعه منتقدین هیچ وقت بر اساس این گفته که با گفته های کلی مثل: من دوس نداشتم یا بازیش چشمگیر نبود نظر نمیدن . همه ی منتقدا قبل از اینکه بخوان نظرشون و در مورد فیلم بدن، میان و فیلم از ده جهت بررسی میکنن و بعد با استناد به اون میگن که فلان فیلم خوبه یا بده...
    نه اینکه چون من این فیلم و دوس نداشتم فیلم بدیه. مطمئن باش بزرگترین نقاد تو ایران هم اگه بیاد و بدون دلیل بگه من این فیلم و دوس نداشتم. همه میگن به کفشمون!!!!!
    عشق شیری است قوی پنجه که می گوید فاش
    هر که از جان گذرد؛بگذرد از بیشه ی ما......

  3. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.28
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    یادداشت فاضل ترکمن در ماهنامه ی فیلم برای فیلم دهلیز:
    دهلیز می*توانست یک راهروی تاریک و طولانی باشد، با چشم*های غمگین مردی که سال*هاست به*دنبال یک روزنه*ی کوچک از نور و روشنایی می*گردد. دهلیز می*توانست دهلیز باشد، اما دهلیز نبود! هیچ راهروی تاریک و دنباله**داری در فیلم دیده نمی*شود. هرچند که قاب*بندی*های فیلم زیبا هستند و حتی گاهی مثل یک عکس هنری بدون شرح جلوه*گری می*کنند اما تناسبی با دهلیز ندارند. دهلیزی که توی فیلم نمایش داده می*شود، راهرویی روشن است، با پس*زمینه*ی سفیدرنگ و چیزی از اضطراب و دلهره*ی یک دهلیز واقعی را بازتاب نمی*دهد. لوکیشن زندان بیش*تر شبیه به یک مسافرخانه*ی تر و تمیز است و گاهی آن*قدر غیرقابل*باور می*شود که مخاطب را دچار پرسش و ابهام می*کند. یک زندانی محکوم به قتل را تصور کنید که با تمام اصحاب زندان، از پایین*ترین درجه تا بالاترین درجه رفاقت دارد. هر روز کنار همسرش می*نشیند و سیب قاچ*شده می*خورد. با پسرش دوز و حتی فوتبال بازی می*کند و از همه عجیب*وغریب*تر این*که پشت میله*های زندان سیگار می*کشد؛ آن*قدر راحت که مخاطب فکر می*کند به سینمای سه یا شش*بعدی رفته و دود سیگار دارد به چشم او می*رود! با چنین فضایی، مخاطب نه*تنها دلش برای زندانی توی فیلم نمی*سوزد که حتی ممکن است آرزوی رفتن به چنین زندانی را داشته باشد!
    مشکلات اصلی فیلم دهلیز همین نکات گل*درشت باورنکردنی است که با منطق یک داستان رئال جور درنمی*آید. زنی پنج سال توانسته است راز وجود پدر را از پسرش پنهان کند، تا اگر مرد اعدام شد پسرش ضربه*ی روحی نخورد. در صورتی که وقتی یک پسربچه بعد از پنج سال ناگهان بفهمد پدری دارد که قرار است به*زودی قصاص *شود، بیش*تر دچار روان*پریشی می*شود. در فیلم سر و تهِ سرگشتگی پسرک با نشان دادن چند نمای کوتاه و تأکیدهایی روی امتناع او از خوردن غذا، جمع می*شود. به دلیل فراوانی همین جزییات غیرواقعی و سهل*انگارانه است که احساس می*شود فیلم*نامه*ی دهلیز منطق داستانی ندارد، منطق بالیوودی دارد. کارگردانی اما روان است و دقیق. با یک فیلم*برداری ساده اما پر از جزئیات زیبایی*شناختی که در کنار موسیقی غم*انگیز بهزاد عبدی، مخاطب را با خود همراه می*کند. بازی بازیگر کودک فیلم ـ محمدرضا شیرخانلوـ *از تمام بازیگران فیلم بهتر است؛ شاید چون واقعی*تر جلوه می*کند و به زندگی شبیه*تر است. در بیش*تر سکانس*ها او بار عاطفی فیلم را یک*تنه به دوش می*کشد و بازی*اش حتی از هانیه توسلی که سیمرغ بهرین بازیگر نقش اول زن را برای بازی در این فیلم گرفت، تأثیرگذارتر است. اشک*ها و لبخند*های تماشاگران هم (به*خصوص در سکانس پایانی فیلم) بر همین برداشت صحه می*گذارد.
    «بعضی*وقت*ها نمی*بخشند...» این بهترین دیالوگ فیلم است و البته معنای تمام فیلم را در خود جای داده است. اما این ایجاز و قابلیت انتقال مفاهیم در دل تصویرها، به کلیت فیلم تعمیم پیدا نمی*کند. کاش دهلیز همان*طور بود که سیمین دانشور می*گفت. همان تشبیه ملموس «انتظار» به «دهلیز» در کتاب جزیره*ی سرگردانی**: «در دهلیز انتظار چشم به راه مرگ ایستاده*ام. و حالا دم و بازدمش که هر دو سینه*اش را می*شکافتند و می*خراشیدند، به صدای قطاری می*مانند که هنوز از راه نرسیده به راه می*افتد.»
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  4. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.28
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط heydar نمایش پست ها
    جامعه منتقدین هیچ وقت بر اساس این گفته که با گفته های کلی مثل: من دوس نداشتم یا بازیش چشمگیر نبود نظر نمیدن . همه ی منتقدا قبل از اینکه بخوان نظرشون و در مورد فیلم بدن، میان و فیلم از ده جهت بررسی میکنن و بعد با استناد به اون میگن که فلان فیلم خوبه یا بده...
    نه اینکه چون من این فیلم و دوس نداشتم فیلم بدیه. مطمئن باش بزرگترین نقاد تو ایران هم اگه بیاد و بدون دلیل بگه من این فیلم و دوس نداشتم. همه میگن به کفشمون!!!!!
    شما دلیلشو پرسیدی ؟! بحث گفتگو محوره قرار نیست که من سخنرانی کنم،من یه چیزی میگم بعد شما دلیل میخوای بعد همینجوری بحث پیش میره، بعد وحید یه جوری حرف میزنی انگار تمیدونی که اینجا تا حد زیادی متاثر از فضای پردیسه و و فضای پردیس سنگین حرف زدن مخصوصا راجع به فیلم رو بر نمیتابه،باز اگر طرف گفتگو بخواد که بحث اون سمتی بره مثل بحثایی که با جواد جعفری یا در بعضی موارد *** هست یه حرفی اما وقتی کسی یایه نیست مجبوری ساده اینجوری حرف بزنی و از قالب صحیح بیای بیرون حتی در انتخاب موضوع هم همین بحث هست،من ترجیح میدم جای دهلیز راجع به سوته دلان حرف بزنم اما خب این یه ملزوماتی داره،الان تو اون تاپیک تازه های تئاتر و ببین،اصلا استقبال نمیشه حالا من بیام فلان تئاترو از دیدگاه تطابق با المان های سو رئالیستی بررسی کنم،جواب نمیده برادر من.
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  5. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    239
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    842
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    11
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    2 ساعت 31 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    یادداشت فاضل ترکمن در ماهنامه ی فیلم برای فیلم دهلیز:
    دهلیز می*توانست یک راهروی تاریک و طولانی باشد، با چشم*های غمگین مردی که سال*هاست به*دنبال یک روزنه*ی کوچک از نور و روشنایی می*گردد. دهلیز می*توانست دهلیز باشد، اما دهلیز نبود! هیچ راهروی تاریک و دنباله**داری در فیلم دیده نمی*شود. هرچند که قاب*بندی*های فیلم زیبا هستند و حتی گاهی مثل یک عکس هنری بدون شرح جلوه*گری می*کنند اما تناسبی با دهلیز ندارند. دهلیزی که توی فیلم نمایش داده می*شود، راهرویی روشن است، با پس*زمینه*ی سفیدرنگ و چیزی از اضطراب و دلهره*ی یک دهلیز واقعی را بازتاب نمی*دهد. لوکیشن زندان بیش*تر شبیه به یک مسافرخانه*ی تر و تمیز است و گاهی آن*قدر غیرقابل*باور می*شود که مخاطب را دچار پرسش و ابهام می*کند. یک زندانی محکوم به قتل را تصور کنید که با تمام اصحاب زندان، از پایین*ترین درجه تا بالاترین درجه رفاقت دارد. هر روز کنار همسرش می*نشیند و سیب قاچ*شده می*خورد. با پسرش دوز و حتی فوتبال بازی می*کند و از همه عجیب*وغریب*تر این*که پشت میله*های زندان سیگار می*کشد؛ آن*قدر راحت که مخاطب فکر می*کند به سینمای سه یا شش*بعدی رفته و دود سیگار دارد به چشم او می*رود! با چنین فضایی، مخاطب نه*تنها دلش برای زندانی توی فیلم نمی*سوزد که حتی ممکن است آرزوی رفتن به چنین زندانی را داشته باشد!
    مشکلات اصلی فیلم دهلیز همین نکات گل*درشت باورنکردنی است که با منطق یک داستان رئال جور درنمی*آید. زنی پنج سال توانسته است راز وجود پدر را از پسرش پنهان کند، تا اگر مرد اعدام شد پسرش ضربه*ی روحی نخورد. در صورتی که وقتی یک پسربچه بعد از پنج سال ناگهان بفهمد پدری دارد که قرار است به*زودی قصاص *شود، بیش*تر دچار روان*پریشی می*شود. در فیلم سر و تهِ سرگشتگی پسرک با نشان دادن چند نمای کوتاه و تأکیدهایی روی امتناع او از خوردن غذا، جمع می*شود. به دلیل فراوانی همین جزییات غیرواقعی و سهل*انگارانه است که احساس می*شود فیلم*نامه*ی دهلیز منطق داستانی ندارد، منطق بالیوودی دارد. کارگردانی اما روان است و دقیق. با یک فیلم*برداری ساده اما پر از جزئیات زیبایی*شناختی که در کنار موسیقی غم*انگیز بهزاد عبدی، مخاطب را با خود همراه می*کند. بازی بازیگر کودک فیلم ـ محمدرضا شیرخانلوـ *از تمام بازیگران فیلم بهتر است؛ شاید چون واقعی*تر جلوه می*کند و به زندگی شبیه*تر است. در بیش*تر سکانس*ها او بار عاطفی فیلم را یک*تنه به دوش می*کشد و بازی*اش حتی از هانیه توسلی که سیمرغ بهرین بازیگر نقش اول زن را برای بازی در این فیلم گرفت، تأثیرگذارتر است. اشک*ها و لبخند*های تماشاگران هم (به*خصوص در سکانس پایانی فیلم) بر همین برداشت صحه می*گذارد.
    «بعضی*وقت*ها نمی*بخشند...» این بهترین دیالوگ فیلم است و البته معنای تمام فیلم را در خود جای داده است. اما این ایجاز و قابلیت انتقال مفاهیم در دل تصویرها، به کلیت فیلم تعمیم پیدا نمی*کند. کاش دهلیز همان*طور بود که سیمین دانشور می*گفت. همان تشبیه ملموس «انتظار» به «دهلیز» در کتاب جزیره*ی سرگردانی**: «در دهلیز انتظار چشم به راه مرگ ایستاده*ام. و حالا دم و بازدمش که هر دو سینه*اش را می*شکافتند و می*خراشیدند، به صدای قطاری می*مانند که هنوز از راه نرسیده به راه می*افتد.»

    چقد خوب شد که این نقد و گذاشتی. به جون سامان همین الان داشتم دنبال نقدش میگشتم
    حوصله نوشتن ندارم فقط اون جاهیی که قرمز میکنم و با اون چیزایی که تو پستای قبل نوشتم تطبیق بده
    ببین تو این نقد فاضل ترکمن به جزیی ترین جاهای فیلم اشاره میکنه و میگه چه چیزایی باعث میشه که فیلم از حالت رئال در بیاد. اگه دقت کنی نیومده بگه ازین جای فیلم خوشم اومد یانیومد؟؟؟؟؟
    عشق شیری است قوی پنجه که می گوید فاش
    هر که از جان گذرد؛بگذرد از بیشه ی ما......

  6. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    239
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    842
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    11
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    2 ساعت 31 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    شما دلیلشو پرسیدی ؟! بحث گفتگو محوره قرار نیست که من سخنرانی کنم،من یه چیزی میگم بعد شما دلیل میخوای بعد همینجوری بحث پیش میره، بعد وحید یه جوری حرف میزنی انگار تمیدونی که اینجا تا حد زیادی متاثر از فضای پردیسه و و فضای پردیس سنگین حرف زدن مخصوصا راجع به فیلم رو بر نمیتابه،باز اگر طرف گفتگو بخواد که بحث اون سمتی بره مثل بحثایی که با جواد جعفری یا در بعضی موارد *** هست یه حرفی اما وقتی کسی یایه نیست مجبوری ساده اینجوری حرف بزنی و از قالب صحیح بیای بیرون حتی در انتخاب موضوع هم همین بحث هست،من ترجیح میدم جای دهلیز راجع به سوته دلان حرف بزنم اما خب این یه ملزوماتی داره،الان تو اون تاپیک تازه های تئاتر و ببین،اصلا استقبال نمیشه حالا من بیام فلان تئاترو از دیدگاه تطابق با المان های سو رئالیستی بررسی کنم،جواب نمیده برادر من.
    این سایت بر نمیتابه قبول ولی دلیل نمیشه چون برنمیتابه همین جوری ی چیزی بگیم و رد بشیم. منکه نباید بپرسم ی منتقد خوب همون اولش نمیگه این فیلم بده یا خوبه اول میاد به اون چیزایی که از نظر اون باعث بد بودن اثره رو توضیح میده، بعد میگه این فیلم بر اساس این چیزایی که من گفتم از نظر من خوبه یا بده.
    البته کاملا قبول دارم که بحث تخصصی رو کسی به کفشش هم حساب نمیکنه بخاطر همینم ادم سرد میشه از اینکه بخواد بحث و علمی و تخصصیش کنه داداش.
    عشق شیری است قوی پنجه که می گوید فاش
    هر که از جان گذرد؛بگذرد از بیشه ی ما......

  7. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.28
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط heydar نمایش پست ها
    این سایت بر نمیتابه قبول ولی دلیل نمیشه چون برنمیتابه همین جوری ی چیزی بگیم و رد بشیم. منکه نباید بپرسم ی منتقد خوب همون اولش نمیگه این فیلم بده یا خوبه اول میاد به اون چیزایی که از نظر اون باعث بد بودن اثره رو توضیح میده، بعد میگه این فیلم بر اساس این چیزایی که من گفتم از نظر من خوبه یا بده.
    البته کاملا قبول دارم که بحث تخصصی رو کسی به کفشش هم حساب نمیکنه بخاطر همینم ادم سرد میشه از اینکه بخواد بحث و علمی و تخصصیش کنه داداش.
    اینکه نقد کجا و با چه شرایطی مطرح میشه هم مهمه،یعنی وقتی قراره موضوع بصورت گفتگو محور پیش بره شما اول نظر کلیتو میگی تا اونهایی که موافق یا مخالفن بیان جلو بحث پیش بره،اینکه روی نظرت اصرار داری خوبه من فقط اینو بگم که خودت گفتی منتقد خوب،
    من خودمو منتقد نمیدونم که بخوام خوب هم باشم،صرفا بر مبنای اون چیزایی که یاد گرفتم و دیدم نظرمو گفتم،فقط تاکیید میکنم که اینکه در قالب یک یادداشت برای ماهنامه ی فیلم به یک فیلم نقد بنویسی با اینکه بخوای توی تالار گفتگو نقد فیلم کنی ماهیاتا متفاوته.
    ارادتمند وحید جان.
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  8. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    239
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    842
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    11
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    2 ساعت 31 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    اینکه نقد کجا و با چه شرایطی مطرح میشه هم مهمه،یعنی وقتی قراره موضوع بصورت گفتگو محور پیش بره شما اول نظر کلیتو میگی تا اونهایی که موافق یا مخالفن بیان جلو بحث پیش بره،اینکه روی نظرت اصرار داری خوبه من فقط اینو بگم که خودت گفتی منتقد خوب،
    من خودمو منتقد نمیدونم که بخوام خوب هم باشم،صرفا بر مبنای اون چیزایی که یاد گرفتم و دیدم نظرمو گفتم،فقط تاکیید میکنم که اینکه در قالب یک یادداشت برای ماهنامه ی فیلم به یک فیلم نقد بنویسی با اینکه بخوای توی تالار گفتگو نقد فیلم کنی ماهیاتا متفاوته.
    ارادتمند وحید جان.

    اینکه توام روی نظرت اصرار داری واقعا خوبه.
    منتقد خوب چیه شما ی پارچه اقایی سامان جان. جدا ادم لذت میبره باهات بحث کنه.
    ولی جدا اگه یکی نه تو نقد فیلم بلکه تو هر نقدی بیاد و بگه که من این و دوس داشتم یا نداشتم من و دوستان میگیم به کفشم. البته خودتم جز اون دوستان هستیا!!!!

    به قول طاهر مخلصیم برار
    عشق شیری است قوی پنجه که می گوید فاش
    هر که از جان گذرد؛بگذرد از بیشه ی ما......

  9. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 35 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط heydar نمایش پست ها

    اینکه توام روی نظرت اصرار داری واقعا خوبه.
    منتقد خوب چیه شما ی پارچه اقایی سامان جان. جدا ادم لذت میبره باهات بحث کنه.
    ولی جدا اگه یکی نه تو نقد فیلم بلکه تو هر نقدی بیاد و بگه که من این و دوس داشتم یا نداشتم من و دوستان میگیم به کفشم. البته خودتم جز اون دوستان هستیا!!!!

    به قول طاهر مخلصیم برار
    هرچی دلت خواست به بنده خدا گفتی آخرش مخلصیم برار؟؟؟؟
    طاهر غلط کرد با تو!!!!
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  10. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    239
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    842
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    11
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    2 ساعت 31 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    هرچی دلت خواست به بنده خدا گفتی آخرش مخلصیم برار؟؟؟؟
    طاهر غلط کرد با تو!!!!
    اتّا برار دبرنی
    عشق شیری است قوی پنجه که می گوید فاش
    هر که از جان گذرد؛بگذرد از بیشه ی ما......

  11. Top | #41

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.28
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    چند سال پیش یک مستندی ساخته شده تقریبا با همین موضوع که تلویزیون هم اونو پخشش کرده،داستان مستند اینه که جوانی به نام سینا در یک نزاع خیابانی مرتکب قتل یک جوان دیگر شده و خانواده ی مقتول بویژه خواهر مقتول(مشابه آن چیزی که در فیلم دهلیز هست) به شدت بر اجرای قصاص تاکیید میکنه به طوری که مقتول مادر نداشته و پدر مقتول رضایت خودش رو موکول به رضایت خواهر مقتول میکنه و خواهر هم رضایت نمیده،تا اینکه در هنگام اجرای حکم به عنوان آخرین درخواست سینا(قاتل) میخواد که چند دقیقه نی بزنه،بعد نی زدن همان و رضایت خواهر مقتول همان!!
    حالا در این مستند خواهر مقتول ضمن تعریف داستان آنچه بعد از قتل برادرش و اتفاقات بعد از رضایت به خانوادشون گذشته تبدیل میشه به کسی که در پرونده های مشابه تلاش میکنه تا از خانواده های مقتولین رضایت بگیره،چند نمونه هم در مستند نشون داده میشه،
    نمونه ی موفقی بود در پرداخت به موضوع گذشت از حق قصاص و درک لذت گذشت،کسی از دوستان این مستند رو دیده؟
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  12. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    208
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.06
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,333
    تشکر تشکر کرده 
    1,104
    تشکر تشکر شده 
    417
    تشکر شده در
    238 پست
    آنلاين
    1 هفته 1 روز 19 ساعت 13 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    9 دقيقه
    نقل قول نوشته اصلی توسط saman kianfar نمایش پست ها
    چند سال پیش یک مستندی ساخته شده تقریبا با همین موضوع که تلویزیون هم اونو پخشش کرده،داستان مستند اینه که جوانی به نام سینا در یک نزاع خیابانی مرتکب قتل یک جوان دیگر شده و خانواده ی مقتول بویژه خواهر مقتول(مشابه آن چیزی که در فیلم دهلیز هست) به شدت بر اجرای قصاص تاکیید میکنه به طوری که مقتول مادر نداشته و پدر مقتول رضایت خودش رو موکول به رضایت خواهر مقتول میکنه و خواهر هم رضایت نمیده،تا اینکه در هنگام اجرای حکم به عنوان آخرین درخواست سینا(قاتل) میخواد که چند دقیقه نی بزنه،بعد نی زدن همان و رضایت خواهر مقتول همان!!
    حالا در این مستند خواهر مقتول ضمن تعریف داستان آنچه بعد از قتل برادرش و اتفاقات بعد از رضایت به خانوادشون گذشته تبدیل میشه به کسی که در پرونده های مشابه تلاش میکنه تا از خانواده های مقتولین رضایت بگیره،چند نمونه هم در مستند نشون داده میشه،
    نمونه ی موفقی بود در پرداخت به موضوع گذشت از حق قصاص و درک لذت گذشت،کسی از دوستان این مستند رو دیده؟

    من ندیدم .
    ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت..

  13. Top | #43

    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضویت
    560
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.28
    نوشته ها
    483
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    7
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها

    من ندیدم .
    لینک خبر این اتفاق که 7 سال پیش بوده هست اما متاسفانه لینک مستند رو پیدا نکردم که اینجا بذارم
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش............................
    .........تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!

  14. Top | #44

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    239
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    842
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    11
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    2 ساعت 31 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها

    من ندیدم .

    me too
    عشق شیری است قوی پنجه که می گوید فاش
    هر که از جان گذرد؛بگذرد از بیشه ی ما......

  15. Top | #45

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    65
    تشکر شده در
    51 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 ثانيه
    اینو بعد دیدن فیلم تو سینما تو وبلاگم گذاشتم.نقد جدی سینمایی نیست.صرفا معرفی اثری سینمایی است .اشکالاتش رو ببخشایید:
    اثری از بهروز شعیبی بازیگر و کارگردان جوان سینمای ایران (همون طلبه دوست داشتنی طلا و مس)که با چند فیلم تلویزیونی و این اثرش نشون داده که در این مسیر جدیه و در صورت تداوم می تونه به یکی از کارگردان های خوب سینمای ایران تبدیل بشه.

    دهلیز نه تنها به عنوان نخستین اثر سینمایی یک کارگردان عالی است بلکه به عنوان یک اثر در حوزه سینمای اجتماعی که متاسفانه در این سال ها ضعیف و کم بنیه شده کاری قابل تامل و در خور به شمار میاد

    داستان درباره کودک دبستانی ای است که متوجه میشه پدرش در زندان به سر می بره و به خاطر قتل عمد منتظر قصاصه و مادرش در تلاش بسیار برای این که رضایت اولیای دم مقتول رو به دست بیاره .

    داستانی با نگاه انسانی به بحث قصاص که نه مثل بیشتر آثار در این زمینه به دام شعار دادن میفته و نه گرفتار تزریق اندوه اضافی به بیننده با ملودرام کردن اثرمی شه.

    فیلم سعی می کنه با شخصیت پردازی درست و نشان دادن تمام ابعاد ماجرا از قضاوت خودداری کنه و با تاکید بر مفهوم گذشت و بخشش بعد جدیدتری از این قضیه رو نشون بده.

    مقایسه حق قصاص با حق همسایه ای که شیشه خانه اش شکسته و نوع برخورد آدم ها در لابلای فیلم یکی از نکات زیبا و هنرمندانه اونه.

    دوری از کلیشه ها یا صحنه های غیر منطقی یا قهرمان و ضد قهرمان سازی و از همه مهم تر بازنمایی درست فضای اجتماعی و همین طور انتخاب فصل زمستان و برف که به تاثیرگذاری بصری فیلم کمک می کنه از نکات مثبت فیلمه. تاکید بر شیطنت های کودکانه امیر علی که در عین ملموس و عینی کردن فضای داستان تلخی اون رو هم تلطیف می کنه از دیگر نکاتی است که به قوت اثر کمک کرده.

    بازی های فیلم هم بسیار خوبند.هانیه توسلی در نقش یک زن رنجدیده و در عین حال مقاوم که در سکانس هایی مهر مادرانه و عشق همسری خود رو هم نشون میده عالی ظاهر شده و به همین دلیل جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره فجر را از آن خود کرده و رضا عطاران در نقش معلم شریفی که به خاطر یک نزاع خیابانی و قتل محکوم به مرگه فوق العاده ظاهر شده.باید گفت استفاده از یک بازیگر پرکار طنز برای یک نقش به این جدیت چقدر ریسک بزرگی از جانب کارگردان بوده و عطاران با درک درست شخصیت به خوبی جواب این اعتماد کارگردان رو داده و به حق نامزد بهترین بازیگر مرد از جشنواره فجر شده.

    بازی های شاهرخ فروتنیان،نگار عابدی و افسانه چهره آزاد هم به عنوان مهم ترین بازیگران فرعی خوب و قابل قبوله.اما از همه مهم تر بازی محمدرضا شیرخانلوست که عمده بار عاطفی داستان بر دوش او بوده و کارگردان با گرفتن یک بازی عالی از این کودک مستعد به حق کار شگرفی کرده.پیشتر فرهادی و لطیفی در درباره الی و دودکش بازی های بسیار خوبی از او گرفته بودند.

    به هرحال دهلیز یک اثر ماندگار در سینمای ایران خواهد بود. چرا که یکی از غامض ترین مسائل اجتماعی و حقوقی ما رو به هنرمندانه ترین شکل ممکن به تصویر کشیده
    ویرایش توسط امیرحسین : 06-04-14 در ساعت 01:33
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1