نقل قول نوشته اصلی توسط asadi نمایش پست ها
ممنون. لطف داری، از کثرت سخی بودنت که این حرف رو میزنی.
سالیان زیادی فرض بر این بود که دستمزد و شرایط فیزیکی کار، عوامل اصلی انگیزش و تولید را تشکیل میدهند. وقتی که تاثیر شرایط فیزیکی- روشنایی، بر میزان تولید یا بازده کار در کارخانه هاثورن بررسی شد تصور می رفت که میان شدت روشنایی و بازده، همبستگی مستقیمی وجود دارد، مع هذا با کاهش روشنایی تا حدی کارگران به زحمت قادر بودند که کار کنند، بازده افزایش یافت. و در واقع برخلاف آنچه تیلور پیشنهاد می کرد، اتفاقات رخ داده بود. در مراحل بعدی، تاثیر استراحت، مشوق های پولی وکیفیت سرپرستی بر بازده، مورد مطالعه قرارگرفته شد.و معلوم شد که چیزی غیر از شرایط فیزیکی محیط کار یا ساختار سازمانی، باعث افزایش تولید شده است.بعد از مشاهدات کافی و مصاحبه با کارگران، پژوهشگران دریافتند که طی آزمایشها، کارگران احساس میکردند که به آنها اهمیت داده میشود. و کارگران می گفتند که این نظر برای ما جالب بود که ما مورد توجه قرار گرفتیم، به عبارتی ما احساس میکنیم که مهم شده ایم و نظرات مارا هم جویا میشوند. وبه نوعی مورد احترام قرار گرفته ایم. بنابراین محققان متوجه عوامل روان شناختی و جامعه شناختی شدند و پی بردند این احساس اهمیت، موجب بالا رفتن روحیه و بازده کار آنان شده است. بدین ترتیب وجه انسانی مهم سازمانها کشف شد و عملکرد آنها با منطق اقتصادی صورت نمیگرفت.
و این تحقیقات باعث ایجاد نظریه روابط انسانی توسط التون مایو شد.
و این یعنی ورود به عصر جدیدی از دیدگاه های مدیریت
از این زمان به بعد بود که بحث رفتار سازمانی بیشتر مورد توجه واقع شد.