صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 58
  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    در روايات اسلامى آنها از پيروان يكى از انبياى بر حق شمرده شده اند (كه بعدا از اصل توحيد منحرف گشته و به افكار و عقائد شرك آلود روى آورده اند).
    در بعضى از روايات مى خوانيم مشركان مكه از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تقاضا كردند از آنها جزيه بگيرد، و اجازه بت پرستى به آنها بدهد!
    پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: من جز از اهل كتاب جزيه نمى گيرم ، آنها در پاسخ نوشتند تو چگونه چنين ميگوئى در حالى كه از مجوس منطقه ((هجر)) جزيه گرفته اى ؟!
    پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: ان المجوس كان لهم نبى فقتلوه و كتاب احرقوه : ((مجوس پيامبرى داشتند و كتاب آسمانى ، پيامبرشان را به قتل رساندند، و كتاب او را آتش زدند))!.
    در حديث ديگرى از ((اصبغ بن نباته )) مى خوانيم كه على (عليه السلام ) بر فراز منبر فرمود: سلونى قبل ان تفقدونى ((از من سؤ ال كنيد پيش از آنكه مرا نيابيد)). ((اشعث بن قيس )) (منافق معروف ) برخاست و گفت : اى امير مؤ منان چگونه از مجوس جزيه گرفته مى شود در حالى كه كتاب آسمانى بر آنها نازل نشده و پيامبرى نداشته اند؟
    على (عليه السلام ) فرمود: آرى اى اشعث قد انزل الله اليهم كتابا و بعث اليهم نبيا: ((خداوند كتابى بر آنها نازل كرده و پيامبرى مبعوث نموده است )). و در حديثى از امام سجاد على بن الحسين (عليه السلام ) مى خوانيم كه پيامبر فرمود: سنوا بهم سنة اهل الكتاب ، يعنى المجوس : ((با آنها طبق سنت اهل كتاب رفتار كنيد، منظور پيامبر اسلام مجوس بود)).
    ضمنا بايد توجه داشت كه واژه ((مجوس )) جمع است و مفرد آن ((مجوسى )) است .
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  2. Top | #32

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    [فرمودید:size=3شما از کجای ایه 17 سوره مبارکه حج رسمیت زرتشتیان را استنباط کردید ؟؟!!!!!!!!!!
    ایه در صدد نگرش های مختلفی هست که مردم بدان ها روی اورده اند لذا از اهل ایمان شروع میکند و بعد ادیان ابراهیمی و بعد ادیان غیر ابراهیمی مثل زرتشت و بعد هم مشرکین ! میفرماید بین همه این افراد خداوند جدایی میندازد ! قرار نیست چون خداوند بین مجوس و مشرک فرق گذاشته پس هر دوی این ها بر حق هستند که خداوند بین ایشان جدایی میندازد !
    در این آیه مردم به سه فرقه تقسیم شده‎اند:
    1. مؤمنان (مسلمانان) 2. اهل کتاب؛ که عبارتند از: یهود، نصاری (مسیحیان)، صابئان و مجوس 3. مشرکان.
    این سه فرقه با ذکر اسم موصول "الذین" از هم جدا شده‎اند؛ ولی چهار گروه اهل کتاب، با حروف وصل "و" به هم پیوسته‎اند. بنابراین " مجوس" از مشرکان مجزا شده و در ردیف یهود، نصاری و صابئان قرار گرفته است. البته آیه دیگری (سوره مائده، آیه 105) هم در قرآن هست که هر چند، به صور صریح در آن از مجوس نام برده نشده است ولی طبق شأن نزولی که نقل گردیده، آیه درباره مجوس می‎باشد.
    در حدیثی به این شأن نزول آیه اشاره می‎شود؛ از امام صادق (ع) از "مجوس" سؤال گردید که آیا پیامبری داشته‎اند یا نه؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: آیا به تو نرسیده نامه‎ای که پیامبر اکرم (ص) به مردم مکه نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کرده بود و اگر اسلام نپذیرفتند آماده جنگ شوند و مردم مکه در پاسخ نوشتند از ما هم جزیه بگیر و ما را به حال خود بگذار تا همچنان بت‎ها را بپرستیم. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در پاسخ آنها نوشت من غیر از اهل کتاب از کس دیگری جزیه نمی‎گیرم. در جواب دوباره نوشتند آیا تو گمان می‎کنی جزیه را فقط از اهل کتاب دریافت می‎داری، در صورتی که از مجوسیان هجر نیز جزیه گرفته‎ای؟ پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ پاسخ داد: مجوسیان پیغمبری داشتند که او را کشتند و کتابی نیز داشتند که آن را سوزاندند. پیغمبر آنان کتاب خود را بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته بود. در روایات اسلامى، آنها از پیروان یکى از انبیاى بر حق شمرده شده اند، که بعدا از اصل توحید منحرف شده و به افکار و عقاید شرک آلود روى آورده اند.در روایت دیگر آمده: "اشعث بن قیس کندی، از امام علی ـ علیه السلام ـ سؤال کرد: چرا با "مجوس" مانند اهل کتاب معامله می‎کنید و از آنها جزیه می‎گیری و حال آن که نه برای آنها کتابی نازل شده و نه پیغمبری برای آنها مبعوث شده است؟ امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آنها کتابی داشته‎اند، خداوند پیامبری در میان آنها مبعوث فرمود و...".
    همچنین بحار الانوار به نقل از «احتجاج» طبری، مکالمه ای را میان امام صادق (ع) و یک زندیق می آورد. زندیق از حضرت می پرسد: «آیا خداوند پیامبری به سوی مجوس فرستاده است؟ من کتاب هایی محکم، مواعظی بلیغ و امثالی شافی از آنها یافتم که اقرار به ثواب و عقاب دارند و شرایعی دارند که به آن عمل می کنند». امام فرمود: "هیچ امتی نیست، مگر این‎که از طرف خداوند منذری برای آنها مبعوث شده است و بر قوم مجوس هم از طرف خداوند پیغمبری با کتاب آسمانی فرستاده شده است منتهی مجوسیان او را تکذیب کردند و کتابش را انکار نمودند. سپس زندیق پرسید: پیغمبر آنها کیست؟ بعضی‎ها گمان کرده‎اند "خالد بن سنان" است. حضرت فرمود: خالد یک نفر عرب بدوی بوده و پیغمبر نبوده و این سخنی است که مردم بی‎اطلاع می‎گویند.آن مرد گفت: آیا پیامبر مجوس زردشت است؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: زردشت در میان مجوس سر و صدایی به راه انداخت و ادعای پیغمبری کرد، عده‎ای دعوتش را پذیرفتند و عده‎ای دیگر او را تکذیب کردند و از شهر بیرون نمودند و در بیابان طعمه درندگان شد.در این روایت، توجه به دو نکته جالب توجه است:. اول این که ایران باستان پیامبری منذر داشته است که بالا تر از هادی و راهنما است و دوم این که آن پیامبر بزرگ، لزوما زرتشت نیست. البته نبوت زرتشت انکار نشده است ولی باید به دنبال پیامبر بزرگ تری در ایران باستان بود که فراتر از زمزمه (گاهان) آورده باشد. از این روایات ظاهرا می‎توان چنین برداشت کرد که اولا: امام ـ علیه السلام ـ زردشت را مانند خالد بن سنان به طور کلی رد نکرد بلکه نسبتا پیغمبری او را پذیرفته است ثانیا: مسائل دیگر سؤال را با فرد دیگری ادامه نداده گویی از لحن و سخن امام در مورد پیامبری زردشت راضی شده است. نتیجه آنکه اگر نمی‎خواهیم صددرصد پیامبری زردشت را قبول کنیم لااقل با احتیاط فی‎الجمله آن را بپذیریم گرچه در قرآن هیچ نامی از آن به میان نیامده است.روایات دیگری وجود دارد که بر وجود نبی در ایران تصریح می کند. *** صدوق در «من لایحضره الفقیه» روایت می کند که: «از مجوس جزیه گرفته می شود؛ زیرا پیامبر فرمود: با آنان همانند اهل کتاب رفتار کنید. آنان پیامبری به نام داماسب داشتند که او را به قتل رساندند و کتابی داشتند به نام جاماسب که بر دوازده هزار قطعه پوست گاو نوشته شده بود که آن را سوزاندند».
    به هر حال از آنجا که اسلام، صریحا ایمان به پیامبران گذشته را همردیف به پیامبر اسلام اعلام کرده است، زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده است.در قرآن کلمهٔ مجوس به عنوان یک دین ذکر شده است. همچنین در برخی احادیث اسلامی از زرادشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده است. بنابر این، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده است. زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته است، آنجا که می گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت؛ و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم.» مسلمانان باور دارند که آموزه های اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت، دستورات آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت. این افراد آیه ۲۹ سورهٔ توبه را گواه بر این امر می دانند.و اما صفت او پاکی او و سخنان زیبایش بوده است.

    دیدگاه مفسران شیعه
    برخی از مفسران شیعه هم قائلند که مجوسیان اهل کتاب هستند، مرحوم علامه طباطبائی در المیزان تصریح دارند که مجوسیان دارای کتاب بوده‎اند. لکن در جای دیگر احتیاط می‎کند و می‎فرماید: روایات هر چند مجوس را اهل کتاب خوانده که لازمه‎اش آن است که این ملت نیز برای خود کتابی داشته باشد... لکن قرآن هیچ متعرض وضع مجوس نشده و کتابی برای آنها نام نبرده و کتاب اوستا که فعلا در دست مجوسیان است نامش در قرآن نیامده... و کلمه اهل کتاب هر جا در قرآن ذکر شده مراد از آن یهود و نصاری است که خود قرآن برای آنان کتابی نام برده که خدای تعالی برای ایشان نازل کرده است.جمعی از بزرگان و فقها از روی مدارک معتبر "مجوس" را اهل کتاب دانسته‎اند. همچنین علامه طباطبایی در تفسیر آیه شریفه «انما انت منذر و لکل قوم هاد» (رعد/ ۷) می نویسند: «از این آیه شریفه بر می آید که زمین هیچ وقت از هدایتگری که مردم را به سوی حق هدایت کند خالی نمی شود. یا باید پیغمبری باشد و یا هادی دیگری که به امر خدا هدایت کند». نسبت پیامبر به هادی را نسبت علت محدثه به علت مبقیه دانسته اند؛ یعنی پیامبر، شریعت را می آورد و هادی، نگهدارنده و پیش برنده آن است.
    *** طوسی در کتاب خلاف می‎نویسد: "المجوس کان لهم کتاب ثم رفع عنهم... دلیلنا اجماع الفرقه و أخبارهم."

    به نقل از دایره المعارف طهور[/SIZE]
    ویرایش توسط امیرحسین : 15-04-14 در ساعت 19:22
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  3. Top | #33

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    مجوس از نظر فقها و صاحب نظران یا به طور مسلم اهل کتابند یا لااقل محتملا اهل کتاب بوده‎اند. اما این‎که آیا پیامبر مجوس همان زرتشت است یا خیر؟ در این مسئله اختلاف است آنچه معروف و مشهور است آن است که اکثر محققین و مورخین بر این عقیده‎اند که زرتشت همان پیامبر مجوس است و هر جا سخن از قوم مجوس کرده‎اند زرتشت را قرین آن کرده‎اند و ادعا کرده‎اند که بنیان‎گذار این دین و پیغمبر این آئین، زرتشت بوده است، لکن برخی دیگر از محققین به این نظریه به دیده شک نگریسته‎اند و حتی منکر این شده‎اند که پیامبر مجوسیان " زرتشت" بوده است بلکه اولا زردشتیان فرقه‎ای کوچک از مجوسیان بوده است چنانکه برخی گفته‎اند مجوسی‎ها به چهار فرقه تقسیم شده‎اند:
    1. کیومرثیه 2. زروانیه 3. مسخیه 4. زردشتیه.
    پس زردشت بنیان‎گذار آئین مجوس و پیامبر همه مجوسیان نبوده است.
    ثانیا: بر فرض وجود چنین شخصیت تاریخی، او به عنوان یک مصلح و اصلاح‎گری در دین قوم خود که یک سری آئین و مراسم و عقائدی را وارد کرده است می‎باشد. اما چنانکه گفتیم اکثر کارشناسان معتقدند که زردشت پیامبری بوده و دارای کتابی لکن همچون ادیان دیگر دین و آئین آن با گذشت زمان دستخوش تحولات و انحرافاتی و تحریفاتی شده است.
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  4. Top | #34

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    وجود زرتشت هم مثل کورش و مسیح و... تقریبا (از لحاظ تاریخی)قطعیه و من فقط حرف یکی از دانشمندا رو درباره تشکیک در وجودش نقل کردم. اما قدر مسلم اینه که تو کتب تاریخی درباره نبوتش چیز بخصوصی نیست. و تذکر دادم که تو متون دینی ما زرتشتی ها رو اهل کتاب معرفی کردن... یعنی خود زرتشتی ها اگه بخوان نبوت زرتشت رو اثبات کنن، باید نبوت پیامبر و حجیت قرآن رو بپذیرن...

    تعجب می کنم می فرمایید:تو کتب تاریخی درباره نبوتش چیز بخصوصی نیست.
    چند نمونه از دایره المعارف طهور ذکر می کنم.قطعا بیشتره:
    . برخی از مورخان اسلامی مانند مسعودی، دینوری،حمزه اصفهانی،ابو ریحان بیرونی و مؤلف تبصره العوام بر این اعتقادند که زرتشت پیغمبر مجوس بوده است و به تبع آن نتیجه گرفته اند که کتاب او نیز «اوستا» نام دارد. چنان که مسعودى مى نویسد: زردشت در بلخ ظهور کرد... او از اهل آذربایجان بود... او پیامبر مجوس است که براى آنها کتاب آورد. نام آن کتاب در نزد عوام الناس «زمزمه» است، ولى در نزد مجوس «بستاه» (اوستا) نامیده مى شود.دینورى نیز نقل مى کند: گویند زرادشت، پیامبر مجوس، نزد گشتاسب شاه آمد و گفت: «من پیامبر خدا به سوى تو هستم» و کتابى را که در دست مجوس است، براى او آورد و گشتاسب آیین مجوس را پذیرفت و به او ایمان آورد و مردم کشور خود را بر آن دین واداشت و ایشان با رغبت و زور و خواه و ناخواه پذیرفتند.بعدها برخى از مستشرقین نیز این نظریه را که آیین مجوس همان آیین زرتشت و پیامبرش شخصى به نام «زرتشت» است که کتاب «اوستا» را آورده، پذیرفتند. آنان چنین پنداشتند که زرتشت اولین پیامبرى بود که آیین یکتاپرستى را در بین ایرانیان رواج داد. چنان که مؤلف تاریخ باستان مى نویسد: عامه مردم ایران هم چنان خدایان متعددى را مى پرستیدند... اما در قرن ششم قبل از میلاد رهبر مذهبى بزرگى به نام زرتشت در ماد ظهور کرد که دینى مبارز، اخلاقى و مبنى بر توحید آورد.هم چنین جان بى ناس درباره ى آیین ایرانیان قبل از زرتشت مى نویسد: ... دین عامه مردم ایران در آن دوره ى باستانى، عملا همان آیینى بوده است که در وداها ملاحظه مى شود; یعنى اکثر خلایق قواى طبیعت را مى پرستیده اند و آنها را «دیو» مى گفته اند...و در مورد ظهور زرتشت مى گوید: دینى که این پیغمبر ایرانى تعلیم فرمود، یک آیین اخلاقى و طریقه ى یگانه پرستى است. وى مانند موسى نبى موحد عبرانى، خود موجد و شارع دینى نوین گردید; هر چند مبادى و معتقدات بازمانده از پیشینیان را پایه و مبناى تعالیم خود قرار داد...بعضی از نویسندگان فرهنگ فارسی، زرتشت را همان ابراهیم خلیل دانسته‎اند.
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  5. Top | #35

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط malakut نمایش پست ها
    برادر بزرگوار ! اولا در این که زرتشتیان اهل کتاب هستند یا خیر اختلاف وجود دارد که اکثریت قائل به عدم اهل کتاب بودن ایشان هستند منتها چون یکی از ادیان قدیمی شایع میان ساسانیان و کسرای ایران بوده برا همین در صف دیگر نگرش ها نام برده شده است نه در صف ادیان !

    شما از کجای ایه 17 سوره مبارکه حج رسمیت زرتشتیان را استنباط کردید ؟؟!!!!!!!!!!
    ایه در صدد نگرش های مختلفی هست که مردم بدان ها روی اورده اند لذا از اهل ایمان شروع میکند و بعد ادیان ابراهیمی و بعد ادیان غیر ابراهیمی مثل زرتشت و بعد هم مشرکین ! میفرماید بین همه این افراد خداوند جدایی میندازد ! قرار نیست چون خداوند بین مجوس و مشرک فرق گذاشته پس هر دوی این ها بر حق هستند که خداوند بین ایشان جدایی میندازد !

    با ذکر چند حدیث که اونم از نظر سندیت محل بحث دارند نمیتوان پی به حقیقت این ماجرا برد ... شهید ثانی رحمه الله در کتاب لمعه میفرماید اختلاف است که زرتشتیان اهل کتاب هستند یا نه !
    ان چه از جمع روایات بدست امده این است که دین مجوس با زرشت فرق داشته ...

    درباره مخدوشیت دلایلی که ما که ذکر کردید باید عرض کنم که مهم نیست که در یک برهه از زمان این دین یاری شده باشد مهم این است اگر این دین واقعا دین الهی بود امروزه کمترین پیروان را برای خود نداشت و این قدر گمانم و گم و گور نبود و به عنوان یک دین خاص تلقی نمیشد ! مسیحیت و حتی یهودیت با این همه تعداد کم ولی چون ادیان حق ابراهیمی بوده اند گرچه امروزه مورد تحریف واقع شده اند ولی در سراسر جهان شهرت زیادی دارند و کسی نیست که از این ادیان بزرگ خبری نداشته باشد ....

    و اما در مورد نقد دومی که عرض کردید باید عرض کنم بحث ان ها سر اصل عبادت بود ! یعنی یکی میگفت اصلا ما نماز نداریم یکی میگفت چرا ماهم نماز داریم وعبادت !!!! شیعه و سنی نه تنها در اصل عبادت اختلافی ندارند بلکه در ارکان نماز هم اختلاف ندارند ! تنها اختلاف اساسی شیعه و سنی در نماز که باعث میشود هر کدام دیگری را محکوم کند و نمازش را بدان سبب باطل بداند بحث مسح یا شستن پاها میباشد و ایضا جمله ای در ابتدای تشهد ! همین !

    علاوه بر این قضایا احکام عجیب و ضد الهی که ایضا از این دین مانند ازدواج با محارم ثابت شده است را چگونه توجیه میکنید ؟؟؟

    در تایپک زیر بحث مفصلی راجع به دین زرتشت و مجوس ایجاد شده است که ایضا موبدان هم در ان شرک کرده اند و همه جانبه بحث و گفتگو شده است بهتر است برای استبصار بیشتر به تایپک زیر مراجعه بفرمایید !


    http://www.askdin.com/thread394.html

    معیار حقانیت یک دین شهرت و کثرت پیروان آن نیست که اگر بود بوداییزم و هندوییزم از پرتعداد ترین ادیان جهان حق ترین ادیان بودند.احتمالا با این مبنای شما خدا این ادیانو یاری کرده!
    معیار وجود یا عدم وجود عبادت نه گفتگوی دونفر غیرعالم که محتویات کتبی یک آیین و نظر علماشون هست
    غرض من توجیه این دین نیست.که اگر بود الان من نه مسلمان که زرتشتی بودم.نقدایی بر این دین وارده قطعا چون همون طور که قبلا عرض کردم تحریفاتی در اون صورت گرفته از جمله این مورد که فرمودید.البته توضیح موبد زرتشتی در اون بحثی که من رو به مطالعه اش دعوت کردید خالی از لطف نیست.عینا نقل می کنم:در زمان ساسانیان یک قانون کشوری بود برای ازدواج هیچ ربطی هم به دین ندارد که بخواهیم بگوییم در دین زرتشتی چه گاتایی و چه حتی اوستایی چنین دستوری داده شده است.
    در زمان ساسانیان پنج گونه پیمان زناشویی بود که هر کدام قانون های ویژه خود را داشت.
    1- پادشاه زنی: دختر و پسری که برای نخستین بار و با پذیرش خانوادگی پیمان زناشیویی میبستند. این دو همسر پس از رستاخیز با هم محشور میشوند. از خانواده پدری ارث میبرند، فرزندان هم از پدر ارث میبرند. ولایت فرزندان با پدر است. نیمی از دارایی مرد به زن تعلق میگرفت و زن بر نیم دیگر هم نظارت داشت و بدون پذیرش زن خرید و فروش و بخشش انجام نمیشد. ووووووو
    2- خودسر زن: بدون پذیرش (رضایت) پدر و مادر پیمان همسری بسته میشد. این دو همسر از خانواده پدری خود ارث نمیبردند. ولی پس از رستاخیز با هم محشور میشوند و فرزندان از پدر خود ارث میبرند.
    3-چاکر زن: کسی که برای دومین بار پیمان همسری بندد، یا مردی که به دلیل ناتوانی زن نخستش زن دوم بگیرد، با این روش پیمان همسری میبستند. زن و فرزندانش از شوهر ارث نمیبرند. در رستاخیز نیز با هم محشور نمیشوند.
    4-ایوک زنی: مردی تنها دختر دارد و دیگر به هیچ روی امید بچه دار نشدن ندارد. به گونه صوری با دخترش عقد بسته میشد ولی دختر با مرد دیگری عقد میبست. در هر دو سند قید میشد به روش ایوک زنی. در اینجا نخستین پسر این دو همسر به نام پدر بزرگ شناسنامه میگرفت و فرزند پدر بزرگ به شمار میرفت. دیگر قانونهای این ازدواج مانند پادشاه زنی بود.
    5- ستر زنی: پسری بدون گرفتن زن و یا بچه دار شدن میمرد. او را به گونه صوری به ازدواج خواهرش در می آوردند. نخستین پسر به نام دایی شناسنامه میگرفت و دیگر فرزندان به نام پدر خودشان شناسنام میگرفتند......
    مردی که به روش ایوک زنی یا ستر زنی، با زنی پیمان زناشویی می بست، اگر به تعهد خود مبنی بر دادن نخستین پسر به پدر بزرگ یا دایی خودداری میکرد، گناه کار بود و زندانی شده وووووو کفاره میداد ووووو
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  6. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.20
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 25 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها

    تعجب می کنم می فرمایید:تو کتب تاریخی درباره نبوتش چیز بخصوصی نیست.
    چند نمونه از دایره المعارف طهور ذکر می کنم.قطعا بیشتره:
    . برخی از مورخان اسلامی مانند مسعودی، دینوری،حمزه اصفهانی،ابو ریحان بیرونی و مؤلف تبصره العوام بر این اعتقادند که زرتشت پیغمبر مجوس بوده است و به تبع آن نتیجه گرفته اند که کتاب او نیز «اوستا» نام دارد. چنان که مسعودى مى نویسد: زردشت در بلخ ظهور کرد... او از اهل آذربایجان بود... او پیامبر مجوس است که براى آنها کتاب آورد. نام آن کتاب در نزد عوام الناس «زمزمه» است، ولى در نزد مجوس «بستاه» (اوستا) نامیده مى شود.دینورى نیز نقل مى کند: گویند زرادشت، پیامبر مجوس، نزد گشتاسب شاه آمد و گفت: «من پیامبر خدا به سوى تو هستم» و کتابى را که در دست مجوس است، براى او آورد و گشتاسب آیین مجوس را پذیرفت و به او ایمان آورد و مردم کشور خود را بر آن دین واداشت و ایشان با رغبت و زور و خواه و ناخواه پذیرفتند.بعدها برخى از مستشرقین نیز این نظریه را که آیین مجوس همان آیین زرتشت و پیامبرش شخصى به نام «زرتشت» است که کتاب «اوستا» را آورده، پذیرفتند. آنان چنین پنداشتند که زرتشت اولین پیامبرى بود که آیین یکتاپرستى را در بین ایرانیان رواج داد. چنان که مؤلف تاریخ باستان مى نویسد: عامه مردم ایران هم چنان خدایان متعددى را مى پرستیدند... اما در قرن ششم قبل از میلاد رهبر مذهبى بزرگى به نام زرتشت در ماد ظهور کرد که دینى مبارز، اخلاقى و مبنى بر توحید آورد.هم چنین جان بى ناس درباره ى آیین ایرانیان قبل از زرتشت مى نویسد: ... دین عامه مردم ایران در آن دوره ى باستانى، عملا همان آیینى بوده است که در وداها ملاحظه مى شود; یعنى اکثر خلایق قواى طبیعت را مى پرستیده اند و آنها را «دیو» مى گفته اند...و در مورد ظهور زرتشت مى گوید: دینى که این پیغمبر ایرانى تعلیم فرمود، یک آیین اخلاقى و طریقه ى یگانه پرستى است. وى مانند موسى نبى موحد عبرانى، خود موجد و شارع دینى نوین گردید; هر چند مبادى و معتقدات بازمانده از پیشینیان را پایه و مبناى تعالیم خود قرار داد...بعضی از نویسندگان فرهنگ فارسی، زرتشت را همان ابراهیم خلیل دانسته‎اند.

    این مورخ هایی که نام بردید ، یا از خودشون نقل کردن، یا از کسی دیگه.
    اگه از کسی دیگه نقل کردن، بفرمایید از کی؟
    اگه خودشون نقل کردن، باید بگید اینها بیش از بیست قرن با زرتشت فاصله دارن و...
    مثل اینه که من الان بدون مدرک بگم پیامبر اسلام وجود داشته و صد سال بعد یه آدمی به حرف من استناد کنه.
    درضمن منم از تاریخ های گوناگونی میتونم بیارم که ایشون اصلا وجود نداشته یا اگه وجود داشته پیامبر نبوده. اما اینها همش احتماله.
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  7. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.20
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 25 ثانيه
    بهر حال همه حرفها درباره زرتشت و کتابش پامون رو از احتمالات بالاتر نمیذاره.
    چیزی که هست، من قصد ندارم دین زرتشت و اوستایی که بهمون نرسیده رو نقد کنم.چون ازش خبر ندارم. به نظرم اوستا و مطالب فعلی زرتشت رو نقد کنیم بهتره. منم تعبدا و طبق منابع اسلامی زرتشت رو اهل کتاب میدونم.
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  8. Top | #38

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها

    این مورخ هایی که نام بردید ، یا از خودشون نقل کردن، یا از کسی دیگه.
    اگه از کسی دیگه نقل کردن، بفرمایید از کی؟
    اگه خودشون نقل کردن، باید بگید اینها بیش از بیست قرن با زرتشت فاصله دارن و...
    مثل اینه که من الان بدون مدرک بگم پیامبر اسلام وجود داشته و صد سال بعد یه آدمی به حرف من استناد کنه.
    درضمن منم از تاریخ های گوناگونی میتونم بیارم که ایشون اصلا وجود نداشته یا اگه وجود داشته پیامبر نبوده. اما اینها همش احتماله.
    خوب شما فرمودید هیچ مورخی قائل نشده به نبوت زرتشت من نمونه هایی عرض کردم.مستحضرید که در تواریخ قدیم مانند امروز ذکر منابع معمول نبوده بنابراین اصولا یافتن منابع اون ها دشواره.اصولا فرض بر اینه که مورخان قدیم به منابعی دسترسی داشتند که ممکنه در گذر زمان نابود شده باشند.بنابراین فاصله از یک دوران به خودی خود نمی تونه ارزش آثار تاریخی رو از بین ببره.البته قطعا دسترسی به منابع دست اول مفید تر خواهد بود اما زمانی که آثار دست اول از بین رفتند چاره ای جز مراجعه به آثار مابعد وجودنداره.
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  9. Top | #39

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    بهر حال همه حرفها درباره زرتشت و کتابش پامون رو از احتمالات بالاتر نمیذاره.
    چیزی که هست، من قصد ندارم دین زرتشت و اوستایی که بهمون نرسیده رو نقد کنم.چون ازش خبر ندارم. به نظرم اوستا و مطالب فعلی زرتشت رو نقد کنیم بهتره. منم تعبدا و طبق منابع اسلامی زرتشت رو اهل کتاب میدونم.
    به هرحال تاریخ علم احتمالاته
    بفرمایید
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  10. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.71
    نوشته ها
    1,239
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    25
    تشکر شده در
    17 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط aghlesooorkh نمایش پست ها
    ادیان نو ظهور که الهی نیستن.من میگم ادیان الهی. یعنی وقتی خدا یه دینی رو فرستا و اون دین تحریف شد یا از بین رفت، لطف خداست که دین و پیامبر جدیدی برامون بفرسته و پیروان ادیان قبلی هم به اون ایمان بیارن.

    ادیان غیر الهی که اکملیتشون ثابت نیست. اما دین خاتم از اون جهت که خاتمه اکمل هم هست. منظور از خاتمیت ، تاخر زمانی نیست، بلکه تاخر ارزشی و رتبه ای هستش. این یه بحث فلسفی هم توش هست که هروقت بخواید توضیح میدم.

    درباره ادیان غیر الهی باید تایپک جداگونه بحث کرد.
    اما یکی از بزرگترن نقد هایی که به اکثر ادیان الهی تحریف شده و غیر الهی وارده، اینه که : چه برنامه ای برای انسان و زندگی اون ارائه میدن؟؟؟ که با توجه به محتوای تعالیمشون معلوم میشه هیچ چیز بخصوصی برای زندگی انسان ندارن و اگر هم داشته باشن،در مقابل برنامه تکاملی اسلام برای انسان،هیچ بحساب میاد. اسلامی که تو هر زمینه ای برای انسان برنامه داره.
    خب اینکه ادیان نو ظهور الهی نیستن یا ادیان به قول شما غیر الهی اکملیتشون ثابت نیست یا اینکه ادیان دیگه هیچ برنامه ی بخصوصی برای زندگی انسان ندارن ک دیفالت شماس!!!
    مثل اینه ک از منظر یک غیر مسلمان بیان شه مسلمونا ک تروریستن!!! تازه فکر میکنم برای یک چنین ادعایی شواهد مستدل تری هم وجود داشته باشه!!!
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  11. Top | #41

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط f.ebrahimi نمایش پست ها
    خب اینکه ادیان نو ظهور الهی نیستن یا ادیان به قول شما غیر الهی اکملیتشون ثابت نیست یا اینکه ادیان دیگه هیچ برنامه ی بخصوصی برای زندگی انسان ندارن ک دیفالت شماس!!!
    مثل اینه ک از منظر یک غیر مسلمان بیان شه مسلمونا ک تروریستن!!! تازه فکر میکنم برای یک چنین ادعایی شواهد مستدل تری هم وجود داشته باشه!!!
    یعنی شما می فرمایید وصف غیرالهی دادن یا غیرکامل دادن به ادیان نوظهور منصفانه نیست؟اگر خلافشو صادق می دونید لطفا دلایلتونو بفرمایید
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  12. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    شماره عضویت
    251
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.69
    محل سکونت
    دل
    نوشته ها
    1,544
    تشکر تشکر کرده 
    542
    تشکر تشکر شده 
    471
    تشکر شده در
    175 پست
    آنلاين
    1 روز 10 ساعت 11 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 53 ثانيه
    انشالله شانس بیارن همشون شیعه بشن
    علی حبه حبه/قسیم النار و الجنه...
    بیچاره کشوری است که قاجار، حاکمش...
    خوشبخت ملتی که امیرش کبیر بود

  13. Top | #43

    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    515
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    تهران نیاوران
    نوشته ها
    147
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    1
    تشکر شده در
    1 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها

    معیار حقانیت یک دین شهرت و کثرت پیروان آن نیست که اگر بود بوداییزم و هندوییزم از پرتعداد ترین ادیان جهان حق ترین ادیان بودند.احتمالا با این مبنای شما خدا این ادیانو یاری کرده!
    معیار وجود یا عدم وجود عبادت نه گفتگوی دونفر غیرعالم که محتویات کتبی یک آیین و نظر علماشون هست
    غرض من توجیه این دین نیست.که اگر بود الان من نه مسلمان که زرتشتی بودم.نقدایی بر این دین وارده قطعا چون همون طور که قبلا عرض کردم تحریفاتی در اون صورت گرفته از جمله این مورد که فرمودید.البته توضیح موبد زرتشتی در اون بحثی که من رو به مطالعه اش دعوت کردید خالی از لطف نیست.عینا نقل می کنم:در زمان ساسانیان یک قانون کشوری بود برای ازدواج هیچ ربطی هم به دین ندارد که بخواهیم بگوییم در دین زرتشتی چه گاتایی و چه حتی اوستایی چنین دستوری داده شده است.
    در زمان ساسانیان پنج گونه پیمان زناشویی بود که هر کدام قانون های ویژه خود را داشت.
    1- پادشاه زنی: دختر و پسری که برای نخستین بار و با پذیرش خانوادگی پیمان زناشیویی میبستند. این دو همسر پس از رستاخیز با هم محشور میشوند. از خانواده پدری ارث میبرند، فرزندان هم از پدر ارث میبرند. ولایت فرزندان با پدر است. نیمی از دارایی مرد به زن تعلق میگرفت و زن بر نیم دیگر هم نظارت داشت و بدون پذیرش زن خرید و فروش و بخشش انجام نمیشد. ووووووو
    2- خودسر زن: بدون پذیرش (رضایت) پدر و مادر پیمان همسری بسته میشد. این دو همسر از خانواده پدری خود ارث نمیبردند. ولی پس از رستاخیز با هم محشور میشوند و فرزندان از پدر خود ارث میبرند.
    3-چاکر زن: کسی که برای دومین بار پیمان همسری بندد، یا مردی که به دلیل ناتوانی زن نخستش زن دوم بگیرد، با این روش پیمان همسری میبستند. زن و فرزندانش از شوهر ارث نمیبرند. در رستاخیز نیز با هم محشور نمیشوند.
    4-ایوک زنی: مردی تنها دختر دارد و دیگر به هیچ روی امید بچه دار نشدن ندارد. به گونه صوری با دخترش عقد بسته میشد ولی دختر با مرد دیگری عقد میبست. در هر دو سند قید میشد به روش ایوک زنی. در اینجا نخستین پسر این دو همسر به نام پدر بزرگ شناسنامه میگرفت و فرزند پدر بزرگ به شمار میرفت. دیگر قانونهای این ازدواج مانند پادشاه زنی بود.
    5- ستر زنی: پسری بدون گرفتن زن و یا بچه دار شدن میمرد. او را به گونه صوری به ازدواج خواهرش در می آوردند. نخستین پسر به نام دایی شناسنامه میگرفت و دیگر فرزندان به نام پدر خودشان شناسنام میگرفتند......
    مردی که به روش ایوک زنی یا ستر زنی، با زنی پیمان زناشویی می بست، اگر به تعهد خود مبنی بر دادن نخستین پسر به پدر بزرگ یا دایی خودداری میکرد، گناه کار بود و زندانی شده وووووو کفاره میداد ووووو
    خب اگر واقعا ثابت شود که اصل دین زرتشت خالی از شرک و سراسر توحید بوده است و اموزه هایش به ادیان ابراهیمی نزدیک و یا مطابقت داشته است الهی بودن ان خالی از وجه نیست ! ولی چون اختلاف در مورد این دین زیاد است و سندیت ان ضعیف است و حتی روایات هم کاملا مشخص نکرده اند ماجرا چیست نمیتوان دین فعلی را به عنوان یک دین اسمانی قطعی پذرفت ...

    در مورد بحث اکثریت باید خدمت شما عرض کنم اولا پر تعدادترین ادیان جهان ابتدا مسیحیت و بعد هم اسلام هست ! وقتی شمار پیروان و قدرت ادیان حقیقی که ابراهیمی باشند به جایی برسد که در رده اول و دوم جهان باشند دیگر جمعیت باقی مانده از کفار اهمیتی ندارد زیرا خداوند دین خود را یاری کرده است و حجت را در سراسر جهان به اتمام رسانده است ....

    این قوانینی که از دولت ساسانی ذکر کردید منشا این قوانین از کجا بود ؟؟ یعنی دین زرتشت هیچ دخالتی در پدید امدن این قوانین مختلف نداشته ؟؟!!! از دیر باز در میان همه ملل جهان پیوند ازدواج و زناشویی یک پیوند مقدس به شمار میرفته است و از این رو ادیان همیشه دخالت در حالات این پیوند داشته اند و بایستی این پیوند بوسیله ادیان تحکیم میشدند و حال اینکه در این قوانین مختلف ازدواج دین زرتشتی هیچ دخالتی نداشته بوده است باعث تعجب است !

    به هر حال بنده که خود را معاف از نظر دادن قطعی راجع به حقیقت این ادیان میدانم ولی وضعیتی که امروزه این ادیان از خود نشان میدهند باعث میشود که در الهی بودن ان ها تشکیک شود ...
    دین مسیح و یهود با اینکه دچار تحریف ها شده اند ولی باز هم مورد محبت و تایید الهی هستند و خداوند میفرماید : تا روز قیامت پیروان مسیح را برتر از کفار قرار دادم... ولی تایید یا خبری از این دین گسترده زرتشتی در ان زمان در کلام الله دیده نمیشود ! و الله اعلم
    فبشر عباد ! الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب
    پس بندگان مرا بشارت ده : همان کسانی که به سخنان مختلف گوش میدهند و بهترین ان ها را قبول میکنند ایشان همان کسانی هستند که خداوند ان ها را هدایت کرده و ان ها همان اندیشمندان هستند
    ایات 17 و 18 سوره مبارکه الزمر

  14. Top | #44

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط malakut نمایش پست ها
    خب اگر واقعا ثابت شود که اصل دین زرتشت خالی از شرک و سراسر توحید بوده است و اموزه هایش به ادیان ابراهیمی نزدیک و یا مطابقت داشته است الهی بودن ان خالی از وجه نیست ! ولی چون اختلاف در مورد این دین زیاد است و سندیت ان ضعیف است و حتی روایات هم کاملا مشخص نکرده اند ماجرا چیست نمیتوان دین فعلی را به عنوان یک دین اسمانی قطعی پذرفت ...

    در مورد بحث اکثریت باید خدمت شما عرض کنم اولا پر تعدادترین ادیان جهان ابتدا مسیحیت و بعد هم اسلام هست ! وقتی شمار پیروان و قدرت ادیان حقیقی که ابراهیمی باشند به جایی برسد که در رده اول و دوم جهان باشند دیگر جمعیت باقی مانده از کفار اهمیتی ندارد زیرا خداوند دین خود را یاری کرده است و حجت را در سراسر جهان به اتمام رسانده است ....

    این قوانینی که از دولت ساسانی ذکر کردید منشا این قوانین از کجا بود ؟؟ یعنی دین زرتشت هیچ دخالتی در پدید امدن این قوانین مختلف نداشته ؟؟!!! از دیر باز در میان همه ملل جهان پیوند ازدواج و زناشویی یک پیوند مقدس به شمار میرفته است و از این رو ادیان همیشه دخالت در حالات این پیوند داشته اند و بایستی این پیوند بوسیله ادیان تحکیم میشدند و حال اینکه در این قوانین مختلف ازدواج دین زرتشتی هیچ دخالتی نداشته بوده است باعث تعجب است !

    به هر حال بنده که خود را معاف از نظر دادن قطعی راجع به حقیقت این ادیان میدانم ولی وضعیتی که امروزه این ادیان از خود نشان میدهند باعث میشود که در الهی بودن ان ها تشکیک شود ...
    دین مسیح و یهود با اینکه دچار تحریف ها شده اند ولی باز هم مورد محبت و تایید الهی هستند و خداوند میفرماید : تا روز قیامت پیروان مسیح را برتر از کفار قرار دادم... ولی تایید یا خبری از این دین گسترده زرتشتی در ان زمان در کلام الله دیده نمیشود ! و الله اعلم
    تعداد اشخاصی که ادیان غیرالهیو باور دارن یا اصلا دین باور نیستند بسیار زیاده:
    سکولار / غیر مذهبی کافر ملحد ضد خدا / ضد مذهب: ۱/۱ میلیارد نفر

    این رسته طیف گسترده*ای از عقاید را در بر می*گیرد و به یک دین خاص مربوط نیست. این رسته همچنین شامل اومانیسم دئیسم، پنتئیسم، تفکر آزاد و جوخ (Juche) می*باشد. برای اطلاعات بیشتر به مبحث این رسته در Adherents.com مراجعه کنید.

    هندوئیسم : ۹۰۰ میلیون نفر (شروع: تقریباً ۱۵۰۰ پیش از میلاد تا قرن ۱۵ قبل از میلاد؛ اما برخی از جنبه*های آن به ۲۶۰۰ قبل از میلاد یا قرن ۲۶ قبل از میلاد بر می*گردد)

    وایشناویسم (ویشنو): ۵۸۰ میلیون نفر
    شایویسم (شیوا): ۲۲۰ میلیون نفر
    نئوهندوها و هندوهای اصلاحگرا: ۲۲ میلیون نفر
    ویراشایواها/ لینگاوات*ها: ۱۰ میلیون نفر

    دین عامه چین: ۳۹۴ میلیون نفر

    این دین یک دین سازمان*یافته واحد نیست و عناصری از دین تائو، کنفوسیوس، بودایی گرایی و آیین*های مذهبی که در کتاب*های مقدس نیامده*اند را در خود دارد. (به آن “ دین سنتی چین” نیز می*گویند).

    بودایی گرایی: ۳۷۶ میلیون نفر (شروع: قرن ۶ قبل از میلاد)

    ماهایانا: ۱۸۵ میلیون نفر
    تراوادا: ۱۲۴ میلیون نفر
    واجریانا/ تبت: ۲۰ میلیون نفر

    بومی*های باستانی: ۳۰۰ میلیون نفر

    این دین سازمان یافته و واحد نیست و شامل طیف گسترده*ای از ادیان قبیله*ای سنتی آسیا مانند شمنیسم و الحادی است.

    آفریقایی سنتی و دیاسپوریک ۱۰۰ میلیون نفر
    * این دین سازمان یافته و واحد نیست و شامل چندین عقیده سنتی آفریقایی مانند یوروبا، او (وودون) و باکونگو است. این سه سنت مذهبی (به ویژه یوروبا) بر روی عقاید دیاسپوریک آمریکا مانند کاندومبل، سنتریا و وودو تأثیرگذار بوده*اند. پایتخت مذهبی دین یوروبا در ایل ایف قرار دارد.
    سیک*گرایی: ۲۳ میلیون نفر (شروع: قرن ۱۵ میلادی)
    اسپریتیسم (روح*گرایی): ۱۵ میلیون نفر (شروع: اواسط قرن ۱۹ میلادی)

    این دین سازمان یافته و واحد نیست و شامل عقاید مختلفی مانند گونه*هایی از امباندا می*باشد. دین بهایی: ۷ میلیون نفر (شروع : قرن ۱۹ میلادی)
    جائین گرایی : 4.2 میلیون نفر (شروع: قرن ۶ قبل از میلاد)

    اسوتامبارا : ۴ میلیون نفر
    استاناکواسی: ۷۵۰٫۰۰۰ نفر
    دیگامبارا : ۱۵۵٫۰۰۰نفر

    شینتو: ۴ میلیون نفر (شروع: ۳۰۰ قبل از میلاد)
    *این عدد نشان دهنده پیروان عملی آیین شینتو است؛ اگر اشخاصی را که به دلیل طبقه*بندی نژادی یا تاریخی شینتو محسوب می*شوند در نظر بگیریم، این عدد به حدود ۱۰۰ میلیون می*رسد. # کائودای: ۴ میلیون نفر (شروع : ۱۹۲۶ میلادی)(منبع آمارهای همه ادیان به جز فالون گنگ: Adherents.com، ۲۰۰۵. این آمارها بر اساس تحلیل مجموعه*ای از منابع مربوط به جمعیت*های دینی گزارش می*شوند، برای اطلاعات بیشتر درباره روش تهیه این آمارها به explanation رجوع کنید.)
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

  15. Top | #45

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    338
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.97
    محل سکونت
    بندر انزلی
    نوشته ها
    3,386
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    57
    تشکر شده در
    43 پست
    آنلاين
    1 ساعت 24 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط malakut نمایش پست ها
    خب اگر واقعا ثابت شود که اصل دین زرتشت خالی از شرک و سراسر توحید بوده است و اموزه هایش به ادیان ابراهیمی نزدیک و یا مطابقت داشته است الهی بودن ان خالی از وجه نیست ! ولی چون اختلاف در مورد این دین زیاد است و سندیت ان ضعیف است و حتی روایات هم کاملا مشخص نکرده اند ماجرا چیست نمیتوان دین فعلی را به عنوان یک دین اسمانی قطعی پذرفت ...

    در مورد بحث اکثریت باید خدمت شما عرض کنم اولا پر تعدادترین ادیان جهان ابتدا مسیحیت و بعد هم اسلام هست ! وقتی شمار پیروان و قدرت ادیان حقیقی که ابراهیمی باشند به جایی برسد که در رده اول و دوم جهان باشند دیگر جمعیت باقی مانده از کفار اهمیتی ندارد زیرا خداوند دین خود را یاری کرده است و حجت را در سراسر جهان به اتمام رسانده است ....

    این قوانینی که از دولت ساسانی ذکر کردید منشا این قوانین از کجا بود ؟؟ یعنی دین زرتشت هیچ دخالتی در پدید امدن این قوانین مختلف نداشته ؟؟!!! از دیر باز در میان همه ملل جهان پیوند ازدواج و زناشویی یک پیوند مقدس به شمار میرفته است و از این رو ادیان همیشه دخالت در حالات این پیوند داشته اند و بایستی این پیوند بوسیله ادیان تحکیم میشدند و حال اینکه در این قوانین مختلف ازدواج دین زرتشتی هیچ دخالتی نداشته بوده است باعث تعجب است !

    به هر حال بنده که خود را معاف از نظر دادن قطعی راجع به حقیقت این ادیان میدانم ولی وضعیتی که امروزه این ادیان از خود نشان میدهند باعث میشود که در الهی بودن ان ها تشکیک شود ...
    دین مسیح و یهود با اینکه دچار تحریف ها شده اند ولی باز هم مورد محبت و تایید الهی هستند و خداوند میفرماید : تا روز قیامت پیروان مسیح را برتر از کفار قرار دادم... ولی تایید یا خبری از این دین گسترده زرتشتی در ان زمان در کلام الله دیده نمیشود ! و الله اعلم

    شاید اگر مطالبی که گذاشته بودم و دیدگاه اندیشمندانی چون علامه طباطبایی و ... رو نقل کردم و همچنین بخش هایی از گات ها و یسنا که آوردمو به دقت مطالعه می فرمودید نمی گفتید: خب اگر واقعا ثابت شود که اصل دین زرتشت خالی از شرک و سراسر توحید بوده است و اموزه هایش به ادیان ابراهیمی نزدیک و یا مطابقت داشته است الهی بودن ان خالی از وجه نیست ! ولی چون اختلاف در مورد این دین زیاد است و سندیت ان ضعیف است و حتی روایات هم کاملا مشخص نکرده اند ماجرا چیست نمیتوان دین فعلی را به عنوان یک دین اسمانی قطعی پذیرفت ...
    مبنای حق بودن ادیان نه تعداد که محتوای ادیانه عزیز من.
    تحریف یک دین یعنی چی؟؟ یعنی محتوایی خلاف دین اولیه به تدریج در اون ایجاد بشه.میخواید بگیدمثلا مسیحیت اصلی در ایجاد تثلیث دخالت داشته؟ قطعا خیر.ازدواج سالم اتفاقا در اوستا کاملا پذیرفته شده و بعدها برخی انحرافات در اون وارد شده که ربطی به دین اولیه نداره
    این تشکیک رو چطور در مسیحیت و یهودیت (که اباطیلی چون نسبت کفر به حضرت سلیمان یا سرقت به یعقوب ع و نسبت حسادت به خداوند تعالی می ده) نمی کنید و در حق آیین زرتشتی که به جرات کمتر تحریف شده می کنید؟
    توضیح آیه ای که قبلا مفصل گفتم نشان دهنده نظر تایید خداست.اگر نیست مدلل بفرمایید
    این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
    کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1