نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.57
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 32 ثانيه

    اندر حکایات رشته ی ...، رشته ای جدید و مطفاوط!!!

    اندر حکایات رشته ...؛ رشته¬ای جدید و مطفاوط!!
    قسمت نخست: «دفاع غیرعلنی»
    باخبر شدیم یکی از دوستان سابقِ هم¬رشته¬ای ما از پایان¬نامه خود با نمره¬ی «بیییییست» دفاع کردند!، البته پشت درهای بسته!!!
    خب چیز عجیبی هم نیست! این روزها باب مذاکرات پنهان و جلسات غیر علنی بازه و اصولا این کارها مُد شده! شاید این بنده خدا هم به تأسی از «بع ضی» رجال و نساء دفاعشون رو پشت درهای بسته و بدون اطلاع حتی یک نفر از هم¬کلاسی¬های خودشون انجام دادند!
    استاد راهنماشون از قول دوست سابق(!!) گفتند که ایشون« اس ت رس» می¬گیرند!!!!!!!!!
    خب دیگه بدتر! چون این¬جوری نمره¬ی «بیییییست» زیر سؤال می¬ره. دِ آخه اگر قرار بود فقط نگارشِ پایان¬نامه نمره داشته باشه که نمی¬گفتن بیا ارائه بده و ازش دفاع کن که!
    استاد محترم راهنمای ایشون مطلب دیگری هم گفتند؛ «ما هم از زمان دقیق دفاع ایشون اطلاع درستی نداشتیم»!!
    این¬جا دیگه آدم باید فقط سکوت کنه ها!
    ضمن آرزوی موفقیت روزافزون در مقاطع دکترا، فوق دکترا، فوق فوق دکترا و... برای دوست سابق(!!) عرض می¬کنیم که:
    این مسأله، یعنی دفاع بدون دانشجو، چند جواب داره:
    1- شاید!
    شاید این بنده خدا ...(همون گزینه مطرح شده در بالا – تأسی به رجال در مذاکرات پنهان-)
    2- شاید!
    شاید قراره اساتید و دانشجویان رشته¬ی جدید و مطفاوطِ ... دست به دست هم دهند و کلّا جلسات دفاع رو از حالت «تِک راری» قبلی خارج کرده و سبک جدیدی ارائه کنند!
    (حالا این وسط سهم بقیه هم¬کلاسی¬ها و دوستان سابق(!!) از حق استفاده و حضور در این جلسات چی می¬شه بماند. –نیست ما هم گروه اول این رشته تو این دانشگاه هستیم!-
    (البته به اساتید محترم بی¬اطلاع جسارت نشه¬ها... ولی خب قضیه یه نَمه «مَش کوووک» می¬زنه، آخه یکی از دوستان یکی از اساتید رو قبل دفاع دیدند و پرسیدند استاد فلانیِ محترم کجا تشریف دارند؟ و استاد فرمودند: «دفاععع دارند»! ولی نفرمودند که دفاع مربوط به یکی از هم¬کلاسی¬های سابق خودتونه، بلکه شیطون این دوست ما رو گول می-زد و می¬رفت جلسه دفاع رو شرکت می¬کرد!!
    البته احتمال داره استاد محترم هم خبر نداشته.
    ما چه می¬دونیم! شاید نمی¬دونسته «بن ده ی خود آ»
    3- شاید!
    شاید هم اون دوست سابق از دریافت یارانه انصراف داده بوده ولی بعد پشیمون شده و دیده اوضاع مالی خیلی جالب نیست و گفته بذار صرف جویی کنم! از کجا شروع کنم؟ از جلسه دفاعععع! چون بالاخره یه آب¬میوه که باید بدم!!
    شایدم! ما چه می¬دونیم!!
    4- شاید!
    ...
    اصلا بابا کللللن(کلا) این مسائل به ما «مرتبط» نیست!!! ما چه می¬دونیم!! وا قِعن ها!!!
    آخه اون دهاتی که ما توش بودیم، پشت اون همه کوه، این خبرها نبود که!!
    (حکیمی از جایی عبور می¬کرد دید فردی سرش را در چشمه فرو برده و آب می¬خورد، به او گفت: این¬گونه آب خوردن عقل را زایل می¬کند، شخص پرسید: عقل چیست؟ حکیم گفت: شما بخور...)

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 38 دقيقه 59 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 10 ثانيه
    متن زیبایی نوشتید، من رو یاد دفاع خودم انداخت!
    اما نگفتید این رشته جدید و مطفاوط چیه؟!
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.57
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 32 ثانيه
    قرار نبود اعلان عمومی بشه
    البته تو پیغام خصوصی چرا

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.57
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 32 ثانيه
    راستی چرا یاد دفاع خودتون افتادید؟!!

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,316
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,512
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 3 Weeks 1 روز 21 ساعت 38 دقيقه 59 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 10 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط momtahane نمایش پست ها
    راستی چرا یاد دفاع خودتون افتادید؟!!
    یه جورایی شبیه دفاع دوستتون بود، البته درها بسته نبود، اما کسی هم نبود!
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.57
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 32 ثانيه
    بعععععععله
    البته دوست سابق(!!) ما بودند:d

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    600
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    استان تهران
    نوشته ها
    9
    تشکر تشکر کرده 
    5
    تشکر تشکر شده 
    14
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    3 ساعت 19 دقيقه 34 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    8 ثانيه
    پاسخم رو با نقل ارسال کردم .نمیدونم ارسال شده یا نه
    پس چرا خودم نمیبینمشششششش

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    600
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    استان تهران
    نوشته ها
    9
    تشکر تشکر کرده 
    5
    تشکر تشکر شده 
    14
    تشکر شده در
    6 پست
    آنلاين
    3 ساعت 19 دقيقه 34 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    8 ثانيه
    سلام جمکران عزیز ،مطلب خوبی بود و قشنگ نوشته بودی از سبک نوشتنت خوشم اومد ،منم در پاسخ به مطلبت ،چند خطی رو محض مسرور گشتن می نویسم.
    تو عزیزم از رشته ای متفاوت(مطفاوط) نوشتی من میخوام از دنیاییییییییییییی متفاوت ببنویسم ، رشته ای متفاوت! دانشجویانی متفاوت، صمیمیتی متفاوووووووت! اس ا تی دی متفاوت ، رفتارهاییییییی متفاوت، خلاصه یه عالمه متفاوتتتتتتت
    (بسوزه دل همه از این هممممممممممه متفاوت) حتی دفاعی متفاوت اصلا چرا به بچه مردم ایراد میگیرییییی خب استرسسسسس داشته طفلک دیگه ، (تازه مگه نمی دونی نمره بیسسسست چقدر مهمه ) چرا درک نمیکنی تازه من میخوام اصلا به خاطر ترس و استرس ،موقع دفاع بین خودم و اساتید داور پرده هم نصب کنم که کسی منو نبینه چون استرسسس میگیرم .چیه خب ؟ نکنه اعتراض داری ؟(ای پروتست، ای نا مربوط،...ای .... غیر ....)
    بعدشم خب هر رشته ای یه جوری باید بدرخشه ، ما هم گفتیم به نوعی متفاوت با کارهای متفاوت بر سر در بعضی جاها بدرخشیم . اینم یه نوع مطرح شدنه از نوع متفاوت ....
    مگه بدهههههه؟؟؟ هان هان هان

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.57
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 32 ثانيه
    سلام خمول جان
    روی من کم شده با این همه طفاوط
    میبینم که تو هم همدرد منی!!!
    راست میگی هنر بع ضیا تو این جور درخشیدنه، نمره بییییییست هم خیلی مهمه و ...
    با پرده کشیدن بین اساتید هم خیلی موافقم مثل بع ضی جاها این جا هم که الویت با بع ضی دوستانه که از بع ضی جاها اومدن!!

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.57
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 32 ثانيه
    قسمت دوم: ای................غیرمرتبط!!
    نام: بوووووووووق
    نام خانوادگی: بوووووووووووق
    شماره دانشجویی: همان بوق
    تحصیلات مقطع کارشناسی: برق، کامپیوتر، آمار،... (چه فرقی می کند، هر چیزی که با ... مثلا شیعه شناسی غیرمرتبط یاشد)
    برچسب: غیرمرتبط!!
    سؤال: استاد ببخشید.........(هرسؤالی از بحار الانوار، اصول کافی، فلسفه سیاسی اسلام، و ... هرچه...)
    واکنش استاد: خب، وقت کلاسو نگیرید سؤالات شما به این دلیل هست که «غیرمرتبط» هستید، اه من گفتما! به وزارت خانه گفتم من دانشجوی مرتبط (بخوانید طلبه) می خوام! ورداشتن غیرمرتبط رو آوردن وقت کلاسو می گیرن، ... خودتون برید مطالعه کنید یا از خانوم بووووووووق(دوست سابق ما!!) یا آقای بوووووووووووق بپرسید.
    واکنش من: نرو پس غدقن شد نیا پیش غدقن شد سیبیل درآمده و ریش غدقن شد
    ...
    نام: بووووووووووق2
    نام خانوادگی: بووووووووووووق2
    شماره دانشجویی: همان

    تحصیلات: طلبه(حتی حوزه.... شهرستان دارغوزآباد)
    سؤال:استاد....... (هر سؤالی، بی ربط، باربط، فقهی، اصولی، جامع المقدماتی، من لایحضره الفقیهی، الکلام یجرالکلامی، جواهری،...... هرچه که مربوط به حوزویان باشد و البته جای آن در دانشگاه نباشد!)
    واکنش استاد: به به! عجب سؤالی! چه سؤال به جا و مناسبی پرسیدی واقعا کلاس پربار شد، احسنت!، این خودش در حد یک مقاله است، باید روش کار کرد، شما مقاله ش رو هم بنویس ما در آی اس کای(!) چاپ می کنیم!و...
    واکنش من: بووووووووووووووووووووق

    واکنش شما:.....؟
    من خاک کف پای سگ کوی همانم
    کو خاک کف پای سگ کوی حسین(علیه السلام) است

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.57
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 32 ثانيه
    امسال با دوستان 92ای درس دارم(پارسال مرخصی بودم)
    اندر حکایاتی داشتیم امروز واقعن!
    علی رغم اینکه قبلا با یکی از دوستان!! هماهنگ کردم و بارها و بارها پرسیدم که کدوم بخشو ارائه میدید تا تکراری درنیاد کنفرانس، سر کلاس محض ادب ورزی گفتم خانم....بفرما نوبت شماست ارائه بده بعدش من بیام
    شروع کرده: «بسم الله... من بخش فلان رو انتخاب کردم!!!!!!!!!»
    برگشتم بهش میگم: شما که قرار بود بخش دیگه ای رو ارائه بدی عزیزم!
    خیلی جالب عرضه داشتن(البته با روی باز و لب خند م س خ ر ه!): نه نه نه !! من بهتون گفتم
    یاد بچه خواهرم افتادم که 2سالشه، بهش میگیم: «ارمیا به بهتو می دی من بخورم؟» دستشو بالا میاره با ی لحن عصبانی و شیرینی چن بار میگه: «نهه نهه نهه!» تازه اخم هم میکنه
    این بنده خدا هم دقیقا همون کارو کرد خیلی ...
    بچه گانه تر این بود که من بخوام اثبات کنم عزیزم تو ک اصلا شماره منو نگرفته بودی ازم ولی حالا بهر حال خودم ک نمرده بودم دیروزم تو کلاس منو دیدی لااقل می گفتی ی گِلی به سرم میگرفتم.
    آخه ی هفته بود داشتم رو کنفرانسم کار میکردم
    خلاصه به لطف اوستاد دو نفری سر و ته کنفرانسو هم آوردیم
    منم ک با اعتماد به نَفَس رفتم همه رو از اول خلاصه وار پای تخته نوشتم!!!
    خلاصه رشته ماست دیگه! مطفاوطه!!!
    من خاک کف پای سگ کوی همانم
    کو خاک کف پای سگ کوی حسین(علیه السلام) است

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1