صفحه 1 از 43 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 642
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.29
    نوشته ها
    2,965
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,326
    تشکر تشکر شده 
    2,463
    تشکر شده در
    754 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 18 ساعت 12 دقيقه 11 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 7 ثانيه

    جشنواره شعر و داستان تابستانی

    سلام خدمت همه ی دوستان خوبم ..
    ضمن عذر خواهی به خاطر ناهماهنگی هایی که در مسابقه ی نوروزیمون ایجاد شد اینبار به جشنواره ی دیگه رو راه اندازی کردیم که انشالا جبران کننده ی مسابقه ی قبلی خواهد بود
    پس منتظر کارهاتون در زمیته ی رمضان هستیم..
    حتماااااا حتمااااااااااا.. این تاپیک رو تنها نذاریدا ;-)

    تشنه یک لحظه دیدار توام ... حال مرا
    روزه داری لحظه افطار می فهمد فقط

    " مهدی نور قربانی "
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  2. کاربر مقابل از فاطمه عطایی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    mehrnaz (27-06-15)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.29
    نوشته ها
    2,965
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,326
    تشکر تشکر شده 
    2,463
    تشکر شده در
    754 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 18 ساعت 12 دقيقه 11 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 7 ثانيه
    اطلاعیه ی جدید به علت استقبال فوق شدید کاربران ;-)

    دوستان کارهای ازادتون رو هم تا پایان ماه مبارک میتونید در این قسمت قرار بدید..

    بچه ها بذارین دیگه کاراتونو :'( :'(
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.99
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 56 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه عطایی نمایش پست ها
    سلام خدمت همه ی دوستان خوبم ..
    ضمن عذر خواهی به خاطر ناهماهنگی هایی که در مسابقه ی نوروزیمون ایجاد شد اینبار به جشنواره ی دیگه رو راه اندازی کردیم که انشالا جبران کننده ی مسابقه ی قبلی خواهد بود
    پس منتظر کارهاتون در زمیته ی رمضان هستیم..
    حتماااااا حتمااااااااااا.. این تاپیک رو تنها نذاریدا ;-)

    تشنه یک لحظه دیدار توام ... حال مرا
    روزه داری لحظه افطار می فهمد فقط

    " مهدی نور قربانی "
    منکه دیگه شعرم نمیاد...
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.64
    نوشته ها
    1,239
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    27
    تشکر شده در
    19 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    هر چند هر هفت آسمان از گریه طوفان بود
    وقتی که مردم تیر در مسمار می کردند
    ای خوش به حال نخل های کوفه که هر شب
    با قطره های اشک تو افطار می کردند...
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.62
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,344
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,945
    تشکر تشکر شده 
    1,835
    تشکر شده در
    648 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 8 ساعت 20 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 48 ثانيه

    سلام
    به ما که شعر و داستان نمیاد ولی یه دل نوشته دارم
    ماییم و نوای بی نوایی...

    این شب ها، شبهای توست
    و این روزها من، منه بی تو
    روزها بدون خورشید و شبم سیاه و بی ماه است
    شریک بی کسی هام شو
    شبیه تمام رویاهام
    بزن طرح تقدیرم را شبیه لاله ای در خاک
    لا به لای هیاهوی همه تقدیر کشیدنهات
    بکش نقش زیبایی برای این من بی تو


    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.63
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 6 ثانيه
    بخشی از یادداشتی که به مناسبت امروز نوشتم رو تقدیم می کنم. به این امید که موردتوجه حضرت خدیجه سلام الله علیها قراربگیره:

    ((تو بر اسلام، مادری کردی...))

    نفس هایش به شماره افتاده است،بانویی که روزگاری بانوان مکه به دوستی اش برخود می بالیدند،پاک تنها مانده است.

    سیده ی حجاز و ملکه ی قریش ،بر بوریای خانه ی شوی بزرگوارش در بستر افتاده و جز او(ص) و دخترخردسالشان فاطمه(س) کسی را درکنار ندارد.

    فضای خانه بسیار سنگین است.

    پیامبر(ص)،فاطمه ی کوچکش،بزرگ ثمره ی ازدواجشان را به بیرون اتاق می فرستد تا مبادا دیدن این وداع دل آشوب،خاطرعزیزش را آزرده سازد.

    دستان سرد خدیجه(س) را بین دستان گرمش گرفته و با همه ی وقار،اشک می ریزد.

    چشمان خدیجه برای آخرین بار از هم گشوده می شود. چشم برچشم صاحب دینش می دوزد،شوهرش.
    همان کسی که به خاطر او وراهش،گذشته ی پرطمطراق خود را زیرپا نهاد تا امروز ((ام المومنین)) بشود وبالاتر از آن ((ام الزهرا))...

    گویی دارد با نگاهش التماس می کند...به سختی زبان باز می کند...

    چه می خواهد بگوید؟ زنی که تمام مال ومقام و عزت دنیایش را به پای دین شوهرخود ورسول خدا قربانی کرده است
    چه خواهشی دارد؟اولین مسلمان ونخست مامومه ی نماز محمد(ص)
    آخرین حرفش چیست؟کسی که محمد (ص) در موردش فرمود:
    ((خدیجه...واین مثل خدیجه؟ صدقتنی حین یکذبنی الناس وایدتنی علی دین الله واعاننی علیه بمالها)) (1)
    خدیجه...وکجاست مثل خدیجه؟اومراتصدیق کردآنگاه که مردم مراتکذیب کردند وبا مال خود مرابردین خداکمک ویاری نمود.

    به سختی زبان می گشاید وحرف دلش را بر زبان جاری می کند:
    ((یارسول الله!ازمن راضی باش...))

    اشک های پیغمبرخدا بیشترمی شود.
    پاسخ می دهد: خدای من ازتو راضی باشد.

    خدیجه (س)آهی می کشد وگویی در ذهنش آینده را مرور می کند ویک سوال: ((فاطمه کو؟))
    محمد(ص) ناراحتی اش دو چندان می شود اما آن را فرو می خورد:
    به خاطرفاطمه نگران نباش...خدای تو نگهبان اوست.

    رسول خدا (ص)روی صورت خدیجه ی باوفایش خم می شود و درگوش او نجوا می کند:
    هم اکنون جبرئیل برمن وارد شده وسلام خدا را به تو می رساند.
    خدیجه (س)لبخندی از سر رضایت برلب می آورد و آخرین جمله اش را به زبان می آورد:

    ((ان الله هو السلام،ومنه السلام ،والیه یعودالسلام وعلی جبرائیل وعلیک یارسول الله السلام...))

    1:سفینه البحار،محدث قمی،جلد1،صفحه381


    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  8. کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    mehrnaz (27-06-15)

  9. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 21 ساعت 10 دقيقه 12 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 37 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    بخشی از یادداشتی که به مناسبت امروز نوشتم رو تقدیم می کنم. به این امید که موردتوجه حضرت خدیجه سلام الله علیها قراربگیره:

    ((تو بر اسلام، مادری کردی...))

    نفس هایش به شماره افتاده است،بانویی که روزگاری بانوان مکه به دوستی اش برخود می بالیدند،پاک تنها مانده است.

    سیده ی حجاز و ملکه ی قریش ،بر بوریای خانه ی شوی بزرگوارش در بستر افتاده و جز او(ص) و دخترخردسالشان فاطمه(س) کسی را درکنار ندارد.

    فضای خانه بسیار سنگین است.

    پیامبر(ص)،فاطمه ی کوچکش،بزرگ ثمره ی ازدواجشان را به بیرون اتاق می فرستد تا مبادا دیدن این وداع دل آشوب،خاطرعزیزش را آزرده سازد.

    دستان سرد خدیجه(س) را بین دستان گرمش گرفته و با همه ی وقار،اشک می ریزد.

    چشمان خدیجه برای آخرین بار از هم گشوده می شود. چشم برچشم صاحب دینش می دوزد،شوهرش.
    همان کسی که به خاطر او وراهش،گذشته ی پرطمطراق خود را زیرپا نهاد تا امروز ((ام المومنین)) بشود وبالاتر از آن ((ام الزهرا))...

    گویی دارد با نگاهش التماس می کند...به سختی زبان باز می کند...

    چه می خواهد بگوید؟ زنی که تمام مال ومقام و عزت دنیایش را به پای دین شوهرخود ورسول خدا قربانی کرده است
    چه خواهشی دارد؟اولین مسلمان ونخست مامومه ی نماز محمد(ص)
    آخرین حرفش چیست؟کسی که محمد (ص) در موردش فرمود:
    ((خدیجه...واین مثل خدیجه؟ صدقتنی حین یکذبنی الناس وایدتنی علی دین الله واعاننی علیه بمالها)) (1)
    خدیجه...وکجاست مثل خدیجه؟اومراتصدیق کردآنگاه که مردم مراتکذیب کردند وبا مال خود مرابردین خداکمک ویاری نمود.

    به سختی زبان می گشاید وحرف دلش را بر زبان جاری می کند:
    ((یارسول الله!ازمن راضی باش...))

    اشک های پیغمبرخدا بیشترمی شود.
    پاسخ می دهد: خدای من ازتو راضی باشد.

    خدیجه (س)آهی می کشد وگویی در ذهنش آینده را مرور می کند ویک سوال: ((فاطمه کو؟))
    محمد(ص) ناراحتی اش دو چندان می شود اما آن را فرو می خورد:
    به خاطرفاطمه نگران نباش...خدای تو نگهبان اوست.

    رسول خدا (ص)روی صورت خدیجه ی باوفایش خم می شود و درگوش او نجوا می کند:
    هم اکنون جبرئیل برمن وارد شده وسلام خدا را به تو می رساند.
    خدیجه (س)لبخندی از سر رضایت برلب می آورد و آخرین جمله اش را به زبان می آورد:

    ((ان الله هو السلام،ومنه السلام ،والیه یعودالسلام وعلی جبرائیل وعلیک یارسول الله السلام...))

    1:سفینه البحار،محدث قمی،جلد1،صفحه381



    عالی بود
    جزاک الله خیرا
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  10. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.63
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    عالی بود
    جزاک الله خیرا
    مخلصم داداش
    انشاالله
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  11. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.41
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 41 دقيقه 17 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 52 ثانيه
    طاهر بسیار زیبا و بجا بود

    متاسفانه به عشق لطیف و زیبا و متقابل پیامبر عزیز صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه توجهی نشده

    پایان بندی هم خیلی قشنگ بود

    عفاک الله کرم کرذی
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  12. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.63
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها
    طاهر بسیار زیبا و بجا بود

    متاسفانه به عشق لطیف و زیبا و متقابل پیامبر عزیز صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه توجهی نشده

    پایان بندی هم خیلی قشنگ بود

    عفاک الله کرم کرذی
    مخلصم سید جان
    لطف داری
    دقیقا همینطوره
    به همین خاطر خواستم با این چندخط تا حدی ادای دین کنم.
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  13. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    239
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.41
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    842
    تشکر تشکر کرده 
    1
    تشکر تشکر شده 
    11
    تشکر شده در
    8 پست
    آنلاين
    2 ساعت 31 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    7 ثانيه
    عالیییییییییییییی بود داداش. دمت گرم
    قرار نماز صبح یادت نره ها!!!!
    عشق شیری است قوی پنجه که می گوید فاش
    هر که از جان گذرد؛بگذرد از بیشه ی ما......

  14. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.63
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط heydar نمایش پست ها
    عالیییییییییییییی بود داداش. دمت گرم
    قرار نماز صبح یادت نره ها!!!!

    خاکتم داداش
    چشم
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  15. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.58
    نوشته ها
    6,380
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,047
    تشکر تشکر شده 
    2,901
    تشکر شده در
    1,275 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 9 ساعت 46 دقيقه 11 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 59 دقيقه 5 ثانيه
    طاهر چرا جدی نمیگیری؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  16. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.63
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,058
    تشکر شده در
    695 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 6 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    طاهر چرا جدی نمیگیری؟
    زن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  17. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.58
    نوشته ها
    6,380
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,047
    تشکر تشکر شده 
    2,901
    تشکر شده در
    1,275 پست
    آنلاين
    3 ماه 2 Weeks 9 ساعت 46 دقيقه 11 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 59 دقيقه 5 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    زن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نه مرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اووووووووووووییییییی
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 1 از 43 12311 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1