صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 56
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 13 ساعت 10 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    منتظر نقد و نظر و تحلیل بقیه دوستان هستم: آقای بابایی، بیاتی، ابوالفضل و ... مخصوصا هادی صداقت
    زودتر نظرتون رو بگید دیگه قراره تا یکی دو روز دیگه یه نقد مفصل برای این داستان نوشته بشه!
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.13
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,366
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    326
    تشکر تشکر شده 
    706
    تشکر شده در
    256 پست
    آنلاين
    6 روز 6 ساعت 12 دقيقه 40 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 دقيقه 39 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    منتظر نقد و نظر و تحلیل بقیه دوستان هستم: آقای بابایی، بیاتی، ابوالفضل و ... مخصوصا هادی صداقت
    زودتر نظرتون رو بگید دیگه قراره تا یکی دو روز دیگه یه نقد مفصل برای این داستان نوشته بشه!

    بحث من سر محتواس
    چون تخصصی در شکل ندارم


    ببین بزرگترین ایرادی که این داستان داره ''شخصی'' بودنشه
    برای خوندن این داستان باید یکسری پیشفرض داشت
    پیشفرض های تعوری (با عین) هم نه بلکه تجربی و عینی
    کسی که این داستانو میخونه باید جنس این نوع روابط رو بشناسه
    مثلا خابگاهی باشه تو اکیپ ما باشه و این نوع احمق بازیا رو زیست کرده باشه
    شاید کسایی که داستانتو خوندن و باهاش ارتباط برقرار کردن ۵نفر هم نباشن
    پس طبیعیه ک تو نظرات دوستان میبینی :خب که چی? آخرش چی شد? ما که نفهمیدیم
    الان تو از چیزی که نوشتی احساس رضایت میکنی چون واسه خودت ملموسه و لی باید این حقو به بقیه بدی که با کارت ارتباط برقرار نککنن
    داستان به کجا میخاد برسه? این گره انقد زیاده که فرق بین خواب و بیداری و گذشته و آینده قابل کشف نیس
    نمیشه این معما رو حل کرد
    البته انقد دریده هستی که در جواب میگی منم همینو میخاستم ولی این چیزی نیس که تو دنبالش بودی
    معما هرچقدم سخت باید جواب داشته باشه

    ایراد بعدی ''جو گیریه'' داستانه
    تو تحت تاثیر فیلم ها سریال ها و خزعبلات دیگه که اخیرا درگیرش بودیم
    دوس داری عنصر تعلیق رو داستانت بیاری
    این نکته خیلی عالیه
    هم تعلیق و هم ابهام خوبه ولی نه جوری که ب... تو خط روایی داستان
    بعله در یک فیلم هالیوودی یا شرق آسیایی ممکنه یکنفر با لگد بره تو سینه طرف مقابل ولی این قضیه در خابگاه
    تا چه حد باور پذیره
    ?
    پس به جایی که خواننده رو قافل گیر (با قاف) کنه میخندونیش
    دقیقا چیزی که تو داستان قبلیت نقطه قوت بود الان شد فاجعه
    چون اون فانتزی بود و این رعال (با عین)
    پس اون نسخه هرجایی جواب نمیده ! مهران غفوریان بازی درآوردی بووووف بوف گیششش گیش
    ایراد بعدی داستان هم ''طولانی'' بودنشه
    من کلا حال ندارم متن بلند بخونم
    کوتاهتر بنویس


    البته توانایی نوشتنت رو خیلی ها ندارن
    حوصله ندارم تعریف کنم دیگه خودت میدونی
    زیاد تایپ کردم خسته شدم
    JUVE!

  3. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 13 ساعت 10 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی صداقت نمایش پست ها
    بحث من سر محتواس
    چون تخصصی در شکل ندارم


    ...
    دمت گرم، شگفت زده شدم از توجهی که کردی، ممنون

    تو خودت چه برداشتی از داستان داشتی؟
    ویرایش توسط شیدا : 02-08-14 در ساعت 19:35
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 13 ساعت 10 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.tohidi نمایش پست ها
    خیلی خوب بود
    اولش حس نکردم الان که چن شبه گذشته میبینم چقدر بهم نزدیکه
    بعضی وقتا انقدر زود عوض ( شما بخونید عوضی ) میشی که خودتم نمیفهمی ،هرچقدرم اطرافیان بهت میگن باورت نمیشه ..باید یه اتفاق بزرگ بیافته که بتونی خودتو تماشا کنی.. .
    قشنگ بود
    مرسی
    ممنون
    خیلی وقتا ما تو رویاهامون زندگی می کنیم، قطعا کشف این مغالطه نفسانی سخت تر از فهمیدن این داستانه
    ویرایش توسط شیدا : 02-08-14 در ساعت 21:28
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.13
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,366
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    326
    تشکر تشکر شده 
    706
    تشکر شده در
    256 پست
    آنلاين
    6 روز 6 ساعت 12 دقيقه 40 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    6 دقيقه 39 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    دمت گرم، شگفت زده شدم از توجهی که کردی، ممنون

    تو خودت چه برداشتی از داستان داشتی؟
    خودت چی فک میکنی?
    JUVE!

  6. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 13 ساعت 10 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی صداقت نمایش پست ها
    خودت چی فک میکنی?
    فکر می کنم کسایی که تو اکیپ ما بودن کمتر متوجه داستان شدن
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #22

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    2,004
    تشکر تشکر کرده 
    1,139
    تشکر تشکر شده 
    549
    تشکر شده در
    215 پست
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 52 ثانيه
    من که تخصص چندانی تو داستان ندارم ولی به نظرم داستان خیلی خوبی بود وچون ازم خواستید خوندم ،کلی وقت گیر بود ولی ارزشش خوندنشو داشت البته به نظر من یه ایراداتی داره که عرض میکنم:

    حسن یه همچین کاری کنه؟ اونم حرفایی بزنه که یه سر سوزن واقعیت ندارن؟ من که معدل اول کلاس شدم، خب بابام این رو میفهمه و این وسط فقط حسن پیش بابام خراب میشه

    توی اتاق نشستم، هیچ کس نیست، لپتاب سعید جلومه، نگاه میکنم به صفحه لپ تاب، صفحه کارنامه این ترمم بازه، نمره هام افتضاحن همشون، معدلم شده یازده و نیم، چند تا درس رو افتادم، اما خیلی برام مهم نیست، اصلا برام مهم نیست...


    شوت زد... هلم میده

    دوتا غلط املایی دیدم ویه تناقض ،یه جا گفتید معدل اول کلاس شدید و یه جای دیگه گفتیدمعدلم یازده ونیم شده وچند تا درسو افتادم

  8. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 13 ساعت 10 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه

    نقد

    مغالطه مرد خواب آلود
    یا
    "منِ" رویایی


    نقد داستان رویا (there is something wrong)



    1. بررسی طرح داستان

    داستان رویا از یک خواب شروع می شود، خوابی که قهرمان داستان بیاد نمی آورد چه بوده. در ادامه، در گفتگوی قهرمان داستان که اسم وی مشخص نیست، با سعید دوست و هم اتاقیش، معلوم می شود که حسن، دوست صمیمی قهرمان داستان با وی دشمنی می کند، دشمنی ای که علت آن برای قهرمان داستان معلوم نیست. فکر این خواب و دشمنی های حسن، ذهن قهرمان داستان یا "من" داستان (از این به بعد به جای قهرمان داستان، از واژه "من" استفاده می کنم) را به خود مشغول کرده و در ابهام است و در طول داستان، اصلی ترین دغدغه او کشف و حل این معما است. در ادامه این مسئله پیچیده تر می شود، جایی که حتی کامران، یکی دیگر از دوستان "من" است نیز با "من" به دشمنی می پردازد. این مسئله سوال را پیچیده تر از قبل می کند، چرا که ارتباطی بین کامران و حسن وجود ندارد و احتمال این که هر دو به یک علت با "من" دشمنی کنند و یا حسن کامران را تحریک کرده باشد خیلی بعید است. پس علت این رفتار بد و دشمنی ها بیش از پیش مبهم می شود. در همه این مدت، سعید که تنها دوست "من" است که همچنان رابطه خوبی با "من" دارد، با مشغولیت هایی که بوجود می آورد، نظیر فیلم و بازی، باعث می شود "من" از فکر کردن به مسئله اصلی رها شود. در بین این بازی ها، "من" در حالت بیهوشی، میبیند که کارنامه درسی اش مشروط شده و این در حالی است که در ابتدای داستان، نمره خود را نمره بسیار خوبی می داند. این سوال به سوال های قبلی اضافه می شود و سعید همچنان ذهن وی را از پرداختن به این سوال ها منصرف می کند. در ادامه حسن به دیدن "من" می آید و در مکالمه ای که بین آن دو شکل می گیرد، معلوم می شود حسن نیز از "من" ناراحت است به شکلی که این گمان بوجود می آید که مشکل از "من" است. در اینجا این شک تقویت می شود که گویی اشکال از "من" است، اما معلوم نیست این اشکال از کجاست. روز بعد، "من" خوابی را که دیده بهتر به یاد می آورد، در این خواب رفتار خیلی بدی از "من" به نمایش گذارده می شود و علت ناراحتی کامران معلوم می شود، اما مسئله این است که ربط این خواب به واقعیت چیست؟ آیا آنچه در خواب می بیند واقعیت دارد؟
    این معما به اوج خود رسیده و "من" دیگر نمی تواند از فکر کردن به آن رها شود، سعید سعی می کند او را مشغول کار دیگری کند، اما موفق نمی شود و آشفتگی و ضعف اعصاب "من" باعث یک درگیری بین این دو نفر شده، و در پی آن، "من" به سمت سعید حمله می کند و سر سعید به میله آهنی برخورد کرده و باعث بی هوشی او می شود، مسئولین خوابگاه سعید را به بیمارستان می برند، و "من" تنها می شود تا بتواند به مسئله اصلی خود فکر کند، به مشکلی که وجود دارد، اما معلوم نیست این مشکل از کجاست. دیگر سعید نیست تا جلوی فکر کردن و تنهایی "من" را بگیرد و از طرف دیگر، برخوردی که با سعید رخ می دهد، باعث وارد شدن شوک بزرگی به "من" می شود. در نتیجه "من" می تواند به پاسخی برسد و خواب ها و مسائلی که برایش بوجود آمده اند را بفهمد. آن چیزهایی که گمان می کرده خواب و هستند، واقعیت بوده اند، واقعیت هایی تلخ در مورد "من" که فراموش شده اند. اینک "من" متوجه می شود شناختی که از خود داشته درست نبوده و با خود واقعی او تفاوت بسیار دارد...







    ویرایش توسط شیدا : 06-08-14 در ساعت 02:43
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.24
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 46 ثانيه
    با این حال داستان هنوز یه حلقه ی مفقوده داره که به نظر من به باور پذیریش لطمه زده و یه مقدار گنگش کرده:
    "من"ی که اصلا شخصیت غیر نرمالی به نظر نمیرسه و فقط یه سری خواب و رویا می بینه که واسه هر کسی ممکنه رخ بده و با فرض اینکه داستان رئاله،و همینطور خوابگاهی هستش(که شاید به خاطر اینه که حال و هوای "من" و جایی که هست؛یشتر به مانزدیک باشه )
    برای چی باید متوجه رفتاراش نباشه؟؟رفتارایی که رابطه ی اونو با صمیمی ترین دوستش به سر حد دشمنی! رسونده،دلیلش چیه؟؟آلزایمر داره؟!
    (به خاطر همین نمی تونم باهاش ارتباط برقرار کنم)
    ولی با این همه،به نظر من خیلی خوب تونستی،رابطه ی بین خود شناسی"من" و رویا و دشمنی های دوستاش رو در آخر جمع کنی
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  10. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 13 ساعت 10 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود بابایی نمایش پست ها
    با این حال داستان هنوز یه حلقه ی مفقوده داره که به نظر من به باور پذیریش لطمه زده و یه مقدار گنگش کرده:
    "من"ی که اصلا شخصیت غیر نرمالی به نظر نمیرسه و فقط یه سری خواب و رویا می بینه که واسه هر کسی ممکنه رخ بده و با فرض اینکه داستان رئاله،و همینطور خوابگاهی هستش(که شاید به خاطر اینه که حال و هوای "من" و جایی که هست؛یشتر به مانزدیک باشه )
    برای چی باید متوجه رفتاراش نباشه؟؟رفتارایی که رابطه ی اونو با صمیمی ترین دوستش به سر حد دشمنی! رسونده،دلیلش چیه؟؟آلزایمر داره؟!
    (به خاطر همین نمی تونم باهاش ارتباط برقرار کنم)
    ولی با این همه،به نظر من خیلی خوب تونستی،رابطه ی بین خود شناسی"من" و رویا و دشمنی های دوستاش رو در آخر جمع کنی
    سوالت خیلی خوبه، اتفاقا اصل داستان روی همین سوالت بنا شده، که اونم همون مغالطه "منِ رویایی" یا "مرد خواب آلود" هستش.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.24
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 46 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    سوالت خیلی خوبه، اتفاقا اصل داستان روی همین سوالت بنا شده، که اونم همون مغالطه "منِ رویایی" یا "مرد خواب آلود" هستش.
    من که نمی دونم منظورت از مغالطه من رویایی چیه ولی فقط اینو می دونم که:1-سخته واسه مخاطب عامی مثل من که این چیزی رو که میگی کاملا درک کنه ،شاید اصلا مخاطب عام واست مهم نبوده(یاد نقد حسن عباسی برای فیلم تلقین افتادم)
    احتمالا همون چیزیه که هادی صداقت گفت،تحت تاثیر همچین فیلم هایی هستی
    2-هنر تو این بوده که بتونی تو داستانت این مغلطه رو به مخاطب القا کنی،نه این که داستان تموم شده بعد بیای خودت نقد کنی که منظورت چی بوده!به عبارتی تکمله بزنی
    خواهشا قولو ب السنتنا
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  12. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,400
    تشکر شده در
    665 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 23 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود بابایی نمایش پست ها
    من که نمی دونم منظورت از مغالطه من رویایی چیه ولی فقط اینو می دونم که:1-سخته واسه مخاطب عامی مثل من که این چیزی رو که میگی کاملا درک کنه ،شاید اصلا مخاطب عام واست مهم نبوده(یاد نقد حسن عباسی برای فیلم تلقین افتادم)
    احتمالا همون چیزیه که هادی صداقت گفت،تحت تاثیر همچین فیلم هایی هستی
    2-هنر تو این بوده که بتونی تو داستانت این مغلطه رو به مخاطب القا کنی،نه این که داستان تموم شده بعد بیای خودت نقد کنی که منظورت چی بوده!به عبارتی تکمله بزنی
    خواهشا قولو ب السنتنا
    اقای شهره ی شهر به شیدایی و شیخی
    نمیدونم چرا هرچی توضیحتون بیشتر میشه فهمم کمتر میشه
    خو از نظر من داستان همش ابهام بود و اگه راجبش توضیح نمیدادید و هر کی میخوندش فکر میکرد شاید یه تیکه از یه داستانه که یا قبل داره یا بعد
    خلاصه اینکه بی سر و تهیش رو بااسم رئال مئال توجیه نکنید:-)

  13. Top | #28

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    2,004
    تشکر تشکر کرده 
    1,139
    تشکر تشکر شده 
    549
    تشکر شده در
    215 پست
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 52 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    اقای شهره ی شهر به شیدایی و شیخی
    نمیدونم چرا هرچی توضیحتون بیشتر میشه فهمم کمتر میشه
    خو از نظر من داستان همش ابهام بود و اگه راجبش توضیح نمیدادید و هر کی میخوندش فکر میکرد شاید یه تیکه از یه داستانه که یا قبل داره یا بعد
    خلاصه اینکه بی سر و تهیش رو بااسم رئال مئال توجیه نکنید:-)
    کار هر خر نیست خرمن کوفتن...گاو نر می خواهد مرد کهن

  14. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    نوشته ها
    805
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر تشکر کرده 
    1,337
    تشکر تشکر شده 
    939
    تشکر شده در
    261 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 41 دقيقه 17 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 7 ثانيه
    خیلی باحالی شیدا!
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  15. Top | #30

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.62
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 40 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالفضل نمایش پست ها
    کار هر خر نیست خرمن کوفتن...گاو نر می خواهد مرد کهن
    منظورتون «بز» بود دیگه؟
    کار هر بز نیست خرمن کوفتن...
    من خاک کف پای سگ کوی همانم
    کو خاک کف پای سگ کوی حسین(علیه السلام) است

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1