صفحه 3 از 18 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 265

موضوع: مناظره

  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.20
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 25 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه عطایی نمایش پست ها
    این ها رو من نگفتم یکی دیگه گفته..
    اشاعره لازمه حرفشون اینه که از چی خبر ندارن!؟ خدا؟ یه سوال. فلاسفه خدا رو چه جوری ثابت میکنن؟ و ایا دلایلی که برای اثباتشون میارن قوی و محکم هست؟

    بله. ببخشید. اولش گفتید که حرفای خودتون نیست.
    لازمه حرف اشاعره انکار خدایی هستش که در پی اثباتش هستن، اما خودشون نمیدونن لازمه حرفشون چیه... برای اطلاع از عقاید اشاعره تو تایپک(کلام اسلامی و شبهات اعتقادی...) صفحه 9 آخرین پست من رو حتما بخونید.

    شما که خودتون فلسفه خوندید... خب دلایل زیادی میارن که از لحاظ قوت و استحکام با هم فرق دارن و درجه بندی داره. استدلالی که من بالا آوردم،جزء دلائل متوسط هستش. ولی دلایلی وجود داره که فکر نکنم کسی تاحالا اشکالی بهش وارد کرده باشه....
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  2. Top | #32
    v.s
    v.s آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    619
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    16
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط عقل سرخ نمایش پست ها

    ببینید، این چیزی که من درباره فطرت گفتم،با اون چیزی که شما میگید فرق میکنه. من برهان فطرت مبنی بر اثبات وجود خدا نیاوردم که شما اون رو ناکافی میدونید. برهان فطرت بر اثبات خدا یه چیز دیگس. من حرفم اینه که منشا اینکه باید خدایی وجود داشته باشه،از کجا برای بشر پیدا شد؟و من میگم فطرت. و کسانی میگن جهل و ترس و ظلم و فقر و...

    میدونید که عقل انسان این توانایی رو داره که دور از تعصبات و افکار وراثتی،به مطلبی علم پیدا کنه،وگر نه همه علوم ما زیر سوال میره. این حرفهای شما در برابر بی خدایان هم صادقه...ما هم میگیم اونها چون تو جوی به دنیا اومدن که خدایی نداشتن،تصمیم گرفتن دلیلی بر حرفشون بتراشن... اصلا این بحثها مهم نیست و جایی در علومی که درباره خدا بحث میکنن نداره...اگر هم دلیلی باشه،دلیل تازه ای نیست.

    من هم متوجه منظور شما هستم دوست گرامی... و میفهمم که میگویید منشا وجود خدا در ذات ادمی
    فطرت اوست... من هم دقیقا همین حرف شما را رد میکنم و دلیل بر مدعای بنده این است که اصل فطرت ادمی
    مبتنی بر بی خداییست و به همین علت مثال کودک رو برای شما اوردم و اینکه ذهن پاک بچه برخی دروغ های
    مذهبی رو به عنوان یک اصل میپذیره ...
    حالا اگر بحث همین فطرت رو هم کنار بگذاریم بسیاری ازخداناباوران ازراه تحقیق خداناباور شده اند ولی کمتر
    کسی هست کخبا تحقیق و پرس و جو به خدا اعتقاد پیدا کنه یعنی بر حسب یک عادت از کودکی به یک خدای موهوم
    با تکیه بر شنیده ها ایمان پیدا میکنند. شما اگر ممکن است خدای ورای ادیان را تعریف کن!؟.
    من منکر قدرت تعقل در انسان نشدم صد در صد عقل این توانایی
    رو داره به دور از تعصبات به مطلبی علم پیدا کنه دوست من .چرا که بسیاری از بی خدایان هم در ابتدا به خدا اعتقاد داشتند .

  3. Top | #33
    v.s
    v.s آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    619
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    16
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط عقل سرخ نمایش پست ها
    معیار فطری به معنای اول، ذهن کودکان نیست، بلکه معیارش اینه که این کودک به بزرگ میشه و به مرحله تعقل میرسه،آیا به مفهومی معتقد میشه که هستی رو آفریده؟؟؟

    باز هم میگم، منظور بنده از فطری بودنه این مسئله اینه که، وقتی ما امروز و تو این سایت به دنبال اثبات وجود یا عدم خدا هستیم،یعنی این مسئله فطری هستش. و اینکه آخرت به خداباوری یا بی خدایی برسیم،اصل مسئله رو زیر سوال نمیبره.یعنی این همه انسان که بی خدا هستن به این معنا نیست که از بدو تولد بر عقیدۀ بی خدایی بودند،بلکه فطرت اونهارو به سمت این مسئله سوق داد و عقل اونها ناتوان در اثبات خدا بود...

    ما خیلی از اصول رو با برهان و عقل اثبات میکنیم و طبعا این اصول لوازمی داره و جزئیاتی که با ثابت شدنه اون اصول دیگه نیازی به اثباتِ این فروع نیست.وقتی اثبات شد که خدایی و پیامبری و کتب آسمانی وجود داره،چه نیازی برای پی بردن به علتِ دستورات وجود داره؟ وقتی شما به یک نفر اعتقاد قلبی و عقلی پیدا کردی که هیچ اثتباه و خطایی نمیکنه و همه حرفهاش علت داره و بیهوده حرفی نمیزنه،وقتی امری رو به شما دستور میده،دیگه علتش رو نمیپرسی...به این میگن امر تعبدی که تکیه به یک امر عقلی و برهانی داره و باعث میشه خودش یه استدلال قوی باشه...
    من واقعا نمیدونم بحث شما درباره چیه،فکر میکنم خیلی پراکنده میگید.من شک هامو قبلا کردم و به نتیجه رسیدم،توصیه دوستانه من هم به شما اینه که سخن دوستان دیگه رو با دقت و برای رسیدن به حقیقت بخونید و نه از اول برای نقد...

    دوست گرامی ودوستان دیگه صرفا بحث ما یک بحث ارام وبدور از جنجال هست خواهشا دست ازحمله به شخص برداریم قرار است ازهم یاد بگیریم من نه میخوام نظرم رو تحمیل کنم و نه حتی بدون منظق اثبات... تنها میخوام باهم گفتمانی دوستانه داشته باشیم خانم عطایی میدونن که من خیلی جاهای دیگه هم فعال هستم واگر پذیرفتم با هم بحث داشته باشیم صرفا به خاطراینکه فضارو بدون تنش وعلمی دیدم .اما درمورد کامنت شما
    بله متوجه هستم شما میفذمایید همینکه ما به دنبال بحث خداشناسی میرویم نشاندهنده ی فطرت خدا جوی ماست.. حال وجود و اثبات خدا تفاوتی در این موضوع ندارد. اما من هم میگویم این ها به این دلیل است که بعد از گذشت خردسالی مفهومی از خدا برای ما تفسیر میشود .یعنی اگر در جایی به دنیا امده باشیم که سخنی از خدا نباشد اصلا خدا برای ما معنی نخواهد داشت. و این یعنی فطرت تمایل دارد به بی خدایی
    حالا فرض اینکه یک کودک در محیطی که تفکر خداباوری حاکم است به سن تفکر میرسد و سوال هایی در مورد هستی برایش ایجاد میشود مثسلما پاسخ شما به او این خواهد بود که خدایی هست... پس فکر او با پاسخ شما پرورش پیدا خواهد کرد
    دوم شما میفرمایید ماخیلی ازاصول رو با برهان وعقل اثبات میکنیم خوب اثبات کنید منم ظهر تا الان اینو میگم اثبات کنید
    بحث من سه محور داره یک خدا ناشی ازترس وجهل بشر هست
    دو ادیان ساخته وپراخته آنسان ها هست ونه با منشاء ماوراءی
    سه امروز بشر در مرحله ای قراز دازه که هرامری رو ساده نپذیره

  4. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,271
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,015
    تشکر تشکر شده 
    2,844
    تشکر شده در
    1,232 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 2 روز 2 ساعت 2 دقيقه 33 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط v.s نمایش پست ها

    این سومین باز هست به این تایپک پاسخ میدم ولی نمیدونم جرا عمل نمیکته فکر کنم نت من مشکل داره
    خوب بله میتونیم بگیم من که نگفتم تمام افراد خداناباور منطقی هستن هستندخانواده های که در اون ها اصلا مفهوم خدا نیست درنتیجه بچه هم بیخدا بزرگ میشه
    قضاوت وداوری زود هست کمی صبور باشید در این بحث ما داریم عقلانی صحبت میکنیم اصول متطق رو دیدگاه من یا شما تعریف نمیکنه و باید براساس پارا مترهای منطقی باید باشه
    عدم نیاز به دلیل ندارد. تنها وجود است که به دلیل نیاز دارد. به قول یکی از دوستان نیازی نیست که بنشینیم و اثبات کنیم که "دراکولا" یا "یک قوری بین مریخ و زهره) و یا "هوشترو" وجود ندارد. اصل بر نبود همه اینهاست.
    پس از شما خواهش میکنم دلایلتون رو برای وجود خدا ذکر بفرمایید.
    خب خدا رو شکر بحث داره تو مصیر منطقی قرار میگیره.
    از همین صحبت شما میتونیم شروع کنیم و خدا رو اثبات کنیم، یعنی از وجود.
    این که ما وجود داریم، بدیهیه، یعنی برای خودمون روشنه که خودمون وجود داریم. از همین وجود خودمون، واجب الوجود یا خدا اثبات میشه. چون ضرورت و وجوب صفات وجود هستن.
    این دلیل روشنه؟
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,271
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,015
    تشکر تشکر شده 
    2,844
    تشکر شده در
    1,232 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 2 روز 2 ساعت 2 دقيقه 33 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط siavosh نمایش پست ها
    نمیدانم کی گفته بود که:
    من باور دارم هردو ما بیخدا هستیم. من تنها به یک خدا کمتر از تو اعتقاد دارم. وقتی که بفهمی چرا تمامی خدایان دیگر را رد کرده ای و فقط یک خدا را قبول کرده ای، خواهی فهمید که من خدای تو را رد میکنم.
    من هم باور دارم که همه خدا را باور داریم. چرا که همه خودمان را باور داریم...
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,271
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,015
    تشکر تشکر شده 
    2,844
    تشکر شده در
    1,232 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 2 روز 2 ساعت 2 دقيقه 33 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط siavosh نمایش پست ها

    جدای از بحثتان. در مورد استدلال شما
    چیزی که در عمل نافذ است حکم استقرایی است و حکم استقرایی چیزی است که تا به حال میدانیم. در مورد مثال شما تا زمانی که نمیدانیم "اصلا گردشی در کار نیست" حکم استقرایی ما همان حکم پیشین یعنی "زمین به گرد خورشید میچرخد" است و در عمل نافذ است. یعنی اگر شما بخواهید به سفری خارج از جو زمین بروید با این اصل برنامه ریزی میکنید. ولی زمانی که فهمیدیم "اصلا گردشی در کار نیست" حکمی که در عمل نافذ خواهد بود در کار نبودن گردش است و الخ
    ممنون از کمکتون
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,271
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,015
    تشکر تشکر شده 
    2,844
    تشکر شده در
    1,232 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 2 روز 2 ساعت 2 دقيقه 33 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط v.s نمایش پست ها

    اتفاقا بسیاری از این امور خردمندانه نیست یعنی خود این ها هم گاهی درتعارض کامل
    با یکدیگر هستنداز نظر عده ی زیادی از بی خدایان خدای ادیان تناقضات بیشماری دارد و
    برای بسیاری از عبادات دینی دلیل محکم علمی ارایه نشده برای مثال نماز و تعداد
    رکعت های متفاوت ان در شبانه روز
    در مورد چگونگی مناسک و شریعت، بحث آن جدای بحث اثبات خدا و متفرع بر آن است، بنابر این اگر شما وجود خدا را اثبات کنید، دلیل علمی برای تعداد رکعات نماز هم وجود دارد، اما اگر وجود خدا رد شود، این عبادات هم دلیلی ندارند.
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,271
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,015
    تشکر تشکر شده 
    2,844
    تشکر شده در
    1,232 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 2 روز 2 ساعت 2 دقيقه 33 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط v.s نمایش پست ها
    بحث من سه محور داره یک خدا ناشی ازترس وجهل بشر هست
    دو ادیان ساخته وپراخته آنسان ها هست ونه با منشاء ماوراءی
    سه امروز بشر در مرحله ای قراز دازه که هرامری رو ساده نپذیره
    خب دلیلتون برای این سه مسئله چیه؟ (این سه مسئله، چون ایجابی هستند نیاز به دلیل دارند)
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  9. Top | #39
    v.s
    v.s آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    619
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    16
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط عقل سرخ نمایش پست ها

    من همین دلیلی رو که راسل به خیال خودش رد کرده رو براتون توضیح میدم: هرکجاش رو نپذیرفتید و اشکالی داشتید،بفرمایید...

    برهان امکان و وجوب.یا همون علت نخستین.

    -هر شیء، یا وجودش ضرورت داره یا عدمش ضرورت داره، یا نه وجودش ضرورت داره و نه عدمش. بدین ترتیب، شیء تقسیم میشه به"واجب الوجود"و"ممتنع الوجود"و"ممکن الوجود".

    این رو میشه به با حصر عقلی به چهار قضیه تقسیم کرد.
    1. یا همۀ اشیاء ممتنع الوجودن .
    2. یا همۀ اشیاء ممکن الوجودن .
    3. یا همۀ اشیاء واجب الوجودند .
    4. یا بعضی واجب و بعضی ممتنع و بعضی ممکن هستن.

    اگه دقت کنید، تو دوتا حالتِ آخر، واجب الوجود اثبات میشه. پس ما فقط باید بطلانِ دوتا قضییۀ اول رو روشن کنیم.

    بطلانِ قضیۀ اول که بدیهیه. چون با وجودِ حتی یک شیء،نفی میشه.اطراف ما اشیائی هستن که موجودن و بلکه بیش از یک مورد نقض وجود داره.فکر نکنم کسی منکرِ وجودِ یک چیز باشه.یعنی وجودِ "خودش".

    اما قضیۀ دوم. یعنی باید ثابت کنیم که "ممکن الوجود بودنِ همۀ موجودات محاله".این جمله بدیهی نیست و احتیاج به دلیل داره.پس باید با چند تا اصطلاح و مقدمه مآشنا بشیم

    1. علت و معلول : اگه موجودی،برای وجودش، نیازمند به موجودِ دیگه ای باشه رو میگن "معلول"...و اون یکی رو میگن "علت"...و این رابطه رو میگن "علیت"....

    2. اشتباه راسل و امثالش اینه که فکر میکنن مفاد اصل علیت اینه که،( هر موجودی نیازمند به علت هست) و نتیجه میگیرن که خدا هم به عنوانِ یک موجود، نیازمند به علته... اما مفاد اصل علیت اینه که (هر ممکن الوجودی نیازمند به علت هست.)

    3. محال بودنِ تسلسل... "تسلسلِ علل تا بینهایت،محاله" سلسلۀ علت هایِ وجودِ یک شیء باید به یه موجودی منتهی بشه که اون موجود دیگه به علتی احتیاج نداره...یعنی واجب الوجود باشه... امتناعِ تسلسل بدیهیه اما توضیح هم داره.

    توضیحش اینه که اگه فرض کنیم که همۀ موجودات معلول هستن و تا بینهایت احتیاج به علت دارن، اینجوری هیچ چیزی به وجود نمیومد.مثال میزنم براتون.تا حالا به بازیِ "دومینو" دقت کردین؟ تصور کنید که مهرۀ جلوای منتظره اینه که مهرۀ عقبی باهاش برخورد کنه. و مهرۀ عقبی هم منتظره مهرۀ عقبی تا آخر. اگر تا آخرِ عمر صبر کنیم،این حرکت خودبخود شروع نمیشه،چون همه نیازمند هستن.همه معلول هستن تا بینهایت.حرکتِ دومینو شروع نمیشه،مگر اینکه یه موجودی مستقل و خارج از مهرۀ های دومینو که نیازمند به هیچکدوم از مهره ها نیست، بیاد و حرکت رو به این مهره ها بده.وجودِ اشیاء و ممکنات هم باید به وسیلۀ یه موجودِ مستقل و بی نیاز به علت شروع، بشه. وگر نه هیچ شیئی موجود نمیشد.حالا که ما موجود هستیم،معنی اینه که واجب الوجود ما رو موجود کرده. بخاطرِ این اشکال، تسلسل محاله.پس نتیجه میگیریم که محاله که همۀ موجودات "ممکن الوجود" باشن.

    یه مثال دیگه: به نظر شما علتِ"تَر" بودنِ "آب" چیه؟ علتِ "چرب"بودنِ روغن چیه؟ علتِ "شور" بودنِ "نمک" چیه؟ یک جسم یا خودش چربه یا جسمِ دیگه ای چربش کرده.خدا برایِ وجودش علت نمیخواد همونطور که روغن برای چربی احتیاج به علت نداره.

    4. اما بطلانِ اینکه "همۀ موجودات واجب الوجودند" هم مشخصه. چرا که ما موجوداتی رو میبینیم، مثلِ خودمون که مسبوق به عدم هستن.یعنی یه زمانی نبودن و بعدا بود شدن.وجود نداشتنه خودمون در برحه ای از زمان،نشون دهندۀ اینه که ما ممکن الوجودیم و نقض کنندۀ این قضیه که، "همۀ اشیاء واجب الوجودند".

    پس در نهایت قضیۀ چهارم ثابت میشه که "بعضی واجب و بعضی ممتنع و بعضی ممکن هستن." و به این ترتیب وجودِ واجب الوجود اثبات میشه. اما وحدتش و صفاتش با استدلال های دیگه ثابت میشه...
    برهان واجب الوجود ﺷﻜﺎﻑ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﺿﻴﺎﺕ ﻭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﻴﺮﻱ ﺑﺮﻫﺎﻥ رو داره ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻲ
    ﺍﺭﺯﺵ ﺷﺪﻥ ﻛﻞ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭﺟﻮﺏ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﭼﻮﻥ ﻭ
    ﭼﺮﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢ، ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ؟ ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺪﺍﻗﻞ
    ﻳﻚ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﻠﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ
    ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﻴﺎﺯﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩﻱ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻥ
    ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺩﺍﻧﺎ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺣﺘﻲ ﺍﺧﻼﻕ ﻣﺪﺍﺭ ﻳﺎ ﺷﺨﺺ ﻭﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻳﻦ ﺑﺮﻫﺎﻥ
    ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺍﺯ ﺗﻔﻜﺮ ﺩﺋﻴﺴﻢ ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﺗﺌﻴﺴﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ
    ﮔﻔﺘﻦ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻠﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﻧﺘﻴﺠﻪ
    ﮔﻴﺮﻱ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺳﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ .
    ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﻳﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻧﺸون میده ﻛﻞ ﺑﺮﻫاتی که میگید ﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺛﺒﺎﺗﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﺟﻮﺩ
    ﺧﺪﺍ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺍﺳﺖ و بعد
    ﺧﺪﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﻣﻤﻜﻦ
    ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻓﺮﺍﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ
    ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻓﺮﺍﻃﺒﻴﻌﻲ ( ﺷﺎﻳﺪ
    ﺣﺘﻲ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﻲ ﻧﻬﺎﻳﺖ ) ﺑﺎ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ
    ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻫﻴﭻ ﺩﻟﻴﻠﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺧﺎﺻﻲ ﻣﺜﻞ ﺧﺪﺍ
    ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭﺟﻮﺏ ﻭ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻋﻘﻼﻧﻲ
    ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺪﺍﺑﺎﻭﺭﻱ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ خلاصه اینکه
    ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ؟ ﻳﻌﻨﻲ ﺍﻳﺎ ﺧﺪﺍ
    ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭﺟﻮﺏ ﻭ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ؟ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ
    ﺍﻳﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪین ؟، ﺑﺎﻳﺪ ﭘﺮﺳﺶ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻱ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﻴﻢ، ﺍﻳﺎ ﺍﺻﻼ ﺩﻟﻴﻠﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ
    ﻛﻨﻴﻢ ﺧﺪﺍ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ؟ ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺎﺩﻩ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ،
    ﻣﻐﻠﻄﻪ ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻄﻘﺎ ﻣﻤﻜﻦ ( ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ)
    ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺪﻡ
    ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺗﻨﺎﻗﺾ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﻣﻤﮑﻦ ﻫﺴﺖ ﻧﻪ ﻭﺍﺟﺐ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ
    ﺍﻳﻦ ﺍﻳﺪﻩ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﮏ ﺷﺮﻁ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ
    ﺩﻝ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭﺟﻮﺏ ﻭ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ
    ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺧﺪﺍ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍﺑﺎﻭﺭﺍﻥ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ
    ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ، ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ
    ﭼﻨﯿﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ؟
    در ضمن عدم وجود خدا نه تنها اشكالی را وارد نمی كند، بلكه به زندگی انسانها
    رنگ و بوی تازه تری می دهد. حذف خداوند باعث تسلسل و دور نمی شود.
    زیرا ما به جای خداوند می توانیم به علت دیگری كه مادی باشد متوسل شویم.
    و اینکه تصور خداوند برای انسانها بر پایه احساس صورت گرفته و احساس، تلقینات
    غیر قابل حذفی ایجاد می كند ...
    بايد در نظر داشت كه آنچه اين برهان سعي دارد اثبات كند، وجود چيزيست كه
    «واجب الوجود» ناميده اند. گذشته از اينكه «خدا»ي اثبات شده در هريك از برهانها
    (با وجود نادرستي اثبات) فرسنگها با خداي دينها فاصله دارد،
    واجب الوجود، كه البته در كلام آن را با خدا معادل مي دانند، با همان خداي ديگر
    برهانها هم بسيار متفاوت است. اثبات وجودِ يك يا چند واجب الوجود، صرفا به اين
    معنيست كه سلسله ي علي (وابستگي اشيا به هم) نمي تواند تسلسل داشته باشد
    و بايد در جايي قطع شود، ولي هيچ اثباتي براي غير اينجهاني بودن آن ندارد.
    اثبات مي كند (البته اثباتي نادرست) كه واجب الوجودي هست، ولي نمي گويد كه
    اين واجب الوجود چيزي خارج از جهان است (خدا).
    هيچ الزامي براي چنين چيزي وجود ندارد. تنها چيزي كه اين برهان در صورت درست بودن
    مي توانست بگويد اين است كه سلسله ي وابستگي اشيا به هم بايد جايي قطع شود.
    همين و بس.
    و اين نتيجه اصلا ارتباطي با خدا پيدا نمي كند، مگر با حقه و نيرنگ.
    گذشته از اينكه حتا رسيدن به همان نتيجه نيز معتبر نيست و برهان به كل اشتباه است.
    ویرایش توسط شیدا : 07-08-14 در ساعت 21:10

  10. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.73
    نوشته ها
    6,271
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,015
    تشکر تشکر شده 
    2,844
    تشکر شده در
    1,232 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 2 روز 2 ساعت 2 دقيقه 33 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 11 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط v.s نمایش پست ها
    برهان واجب الوجود ﺷﻜﺎﻑ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﺿﻴﺎﺕ ﻭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﻴﺮﻱ ﺑﺮﻫﺎﻥ رو داره ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻲ
    ﺍﺭﺯﺵ ﺷﺪﻥ ﻛﻞ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭﺟﻮﺏ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﭼﻮﻥ ﻭ
    ﭼﺮﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢ، ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ؟ ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺪﺍﻗﻞ
    ﻳﻚ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﻠﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ
    ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﻴﺎﺯﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩﻱ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻥ
    ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺩﺍﻧﺎ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺣﺘﻲ ﺍﺧﻼﻕ ﻣﺪﺍﺭ ﻳﺎ ﺷﺨﺺ ﻭﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻳﻦ ﺑﺮﻫﺎﻥ
    ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺍﺯ ﺗﻔﻜﺮ ﺩﺋﻴﺴﻢ ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﺗﺌﻴﺴﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ
    ﮔﻔﺘﻦ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻠﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﻧﺘﻴﺠﻪ
    ﮔﻴﺮﻱ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺳﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ .
    ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﻳﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻧﺸون میده ﻛﻞ ﺑﺮﻫاتی که میگید ﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺛﺒﺎﺗﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﺟﻮﺩ
    ﺧﺪﺍ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺍﺳﺖ و بعد
    ﺧﺪﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﻣﻤﻜﻦ
    ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻓﺮﺍﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ
    ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻓﺮﺍﻃﺒﻴﻌﻲ ( ﺷﺎﻳﺪ
    ﺣﺘﻲ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﻲ ﻧﻬﺎﻳﺖ ) ﺑﺎ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ
    ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻫﻴﭻ ﺩﻟﻴﻠﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺧﺎﺻﻲ ﻣﺜﻞ ﺧﺪﺍ
    ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭﺟﻮﺏ ﻭ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻋﻘﻼﻧﻲ
    ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺪﺍﺑﺎﻭﺭﻱ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ خلاصه اینکه
    ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ؟ ﻳﻌﻨﻲ ﺍﻳﺎ ﺧﺪﺍ
    ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭﺟﻮﺏ ﻭ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ؟ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ
    ﺍﻳﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪین ؟، ﺑﺎﻳﺪ ﭘﺮﺳﺶ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻱ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﻴﻢ، ﺍﻳﺎ ﺍﺻﻼ ﺩﻟﻴﻠﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ
    ﻛﻨﻴﻢ ﺧﺪﺍ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ؟ ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺎﺩﻩ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ،
    ﻣﻐﻠﻄﻪ ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻄﻘﺎ ﻣﻤﻜﻦ ( ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ)
    ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺪﻡ
    ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺗﻨﺎﻗﺾ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﻣﻤﮑﻦ ﻫﺴﺖ ﻧﻪ ﻭﺍﺟﺐ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ
    ﺍﻳﻦ ﺍﻳﺪﻩ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﮏ ﺷﺮﻁ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ
    ﺩﻝ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭﺟﻮﺏ ﻭ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ
    ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺧﺪﺍ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍﺑﺎﻭﺭﺍﻥ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ
    ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﻟﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ، ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ
    ﭼﻨﯿﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ؟
    در ضمن عدم وجود خدا نه تنها اشكالی را وارد نمی كند، بلكه به زندگی انسانها
    رنگ و بوی تازه تری می دهد. حذف خداوند باعث تسلسل و دور نمی شود.
    زیرا ما به جای خداوند می توانیم به علت دیگری كه مادی باشد متوسل شویم.
    و اینکه تصور خداوند برای انسانها بر پایه احساس صورت گرفته و احساس، تلقینات
    غیر قابل حذفی ایجاد می كند ...
    بايد در نظر داشت كه آنچه اين برهان سعي دارد اثبات كند، وجود چيزيست كه
    «واجب الوجود» ناميده اند. گذشته از اينكه «خدا»ي اثبات شده در هريك از برهانها
    (با وجود نادرستي اثبات) فرسنگها با خداي دينها فاصله دارد،
    واجب الوجود، كه البته در كلام آن را با خدا معادل مي دانند، با همان خداي ديگر
    برهانها هم بسيار متفاوت است. اثبات وجودِ يك يا چند واجب الوجود، صرفا به اين
    معنيست كه سلسله ي علي (وابستگي اشيا به هم) نمي تواند تسلسل داشته باشد
    و بايد در جايي قطع شود، ولي هيچ اثباتي براي غير اينجهاني بودن آن ندارد.
    اثبات مي كند (البته اثباتي نادرست) كه واجب الوجودي هست، ولي نمي گويد كه
    اين واجب الوجود چيزي خارج از جهان است (خدا).
    هيچ الزامي براي چنين چيزي وجود ندارد. تنها چيزي كه اين برهان در صورت درست بودن
    مي توانست بگويد اين است كه سلسله ي وابستگي اشيا به هم بايد جايي قطع شود.
    همين و بس.
    و اين نتيجه اصلا ارتباطي با خدا پيدا نمي كند، مگر با حقه و نيرنگ.
    گذشته از اينكه حتا رسيدن به همان نتيجه نيز معتبر نيست و برهان به كل اشتباه است.
    1. اگر واجب الوجود اثبات شود، صفات او نیز اثبات خواهند شد بر اساس یک قاعده عقلی. بنابر این اثبات علم و قدرت نیز می شود.
    2. خداوند همان واجب الوجود است، اگر به معنای واجب الوجود و خدا توجه کنیم.
    3. این که میفرمایید خدا ممکن است، نمی تواند درست باشد، زیرا معنای واجب الوجود این است که وجود آن ضروری باشد و در وجود محتاج به دیگری نباشد، خداوند نیز چنین است، و همچنین ممکن الوجود آن چیزی است که محتاج به غیر است و خدا اینگونه نیست.
    بنابر این برهان واجب و ممکن برهانی متقن برای اثبات خدا می باشد.
    ای تو بداده در سحر از کف خویش باده ام...

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. Top | #41
    v.s
    v.s آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    619
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    16
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    خب خدا رو شکر بحث داره تو مصیر منطقی قرار میگیره.
    از همین صحبت شما میتونیم شروع کنیم و خدا رو اثبات کنیم، یعنی از وجود.
    این که ما وجود داریم، بدیهیه، یعنی برای خودمون روشنه که خودمون وجود داریم. از همین وجود خودمون، واجب الوجود یا خدا اثبات میشه. چون ضرورت و وجوب صفات وجود هستن.
    این دلیل روشنه؟
    از وجود ما وجود خدا اثبات میشه چون ضرورت و وجوب صفات وجود هستند؟
    منظورتون از خدا واجب الوجوده؟ که در بحث قبل توضیح داده شد
    چه کسی باید ثابت کند که با رجوع به دلایل و استدلالات، خدا بالاخره وجود دارد یا ندارد؟
    خداباور یا بیخدا؟ اگر شما خداباور باشید که پاسختان بیخدا است ولی چه دلیلی برای این دارید؟
    آیا باور خدا آنقدر روشن و واضح است که اثبات نبودش باید با استدلال و دلیل باشد؟
    آیا خدا به صورت پیش فرض وجود دارد و این امر مانند روز روشن است؟
    میدانیم استدلالات و برهان‏هایی برای خداباوری و به نفع آن وجود دارد. بیایید فرض کنیم همه
    اینها نادرست باشند و رد شده باشند (دست کم فرض این مطلب که ممکن است؟).
    پس از این، در موضعی قرار می‏گیریم که هیچ دلیل قانع کننده و منطقی برای وجود خدا نداریم.
    تکلیف چیست؟
    هم اکنون خودتان پاسخی بدهید و این پاسخ را در ذهن داشته باشید تا در انتهای این نوشتار
    راجع به آن فکر کنید.

    برگردیم به موضعی که دلیلی برای خدا در آن نبود. 3 گزینه ممکن است:
    همچنان با ایمان به خدا زندگی کنیم.
    موضع ندانمگرایی بگیریم و بی خیال موضوع شویم.
    موضع بیخدایی بگیریم و وجود او را رد کنیم تا روزی که خلافش ثابت شود.
    گزینه نخست که عقلن حرام است! یعنی کسی که عقل سالمی در سر داشته باشد،
    همچنین مشی فکری را برنمیگزیند. وقتی دلیلی به سود چیزی نداریم،
    عقلانی و خردمندانه نیست که آن را باور کنیم (شما که جزو این دسته نیستید؟).

    ولی دو گزینه دیگر با خرد جور هستند و دور از ذهن نیستند. در واقع بعید نیست
    اگر دلیلی برای چیزی نداریم، نسبت به آن چیز ندانمگرا یا لاادری باشیم.
    همینطور در مورد موضع بیخدایی.
    ولی من می‏خواهم نشان بدهم که موضع ندانمگرایی در این مورد نادرست است
    و باید بیخدایی را انتخاب کرد.

    برای این منظور بخشی از کتاب «پندار خدا» نوشته «ریچارد داوکینز» را انتخاب کرده‏ام
    که نوشتاری را از «برتراند راسل» فیلسوف و ریاضی‏دان بیخدا بیان میکند:
    بسياری از سخت کيشان چنان سخن می گويند که انگار وظيفه ی ردّ جزميات قديمی
    بر عهده‏ی شکاکان است. اين مسلماً اشتباه است.
    اگر من ادعا کنم که بين زمين و مريخ يک قوری چينی هست که در مداری بيضوی به
    دور خورشيد می‏گردد، هيچ کس نخواهد توانست حرفم را رد کند، البته به شرطی ک
    ه احتياطاً بيافزايم که اين قوری چنان کوچک است که حتی با قوی ترين تلسکوپ ها
    هم ديده نمی‏شود. اما اگر بگويم که چون کسی نمی تواند ادعايم را رد کند، پس عقل
    هيچ بشری نبايد در صحت آن شک کند، آن وقت مردم حق دارند فکر کنند که چرند می گويم.
    اما اگر کتب باستانی بر وجود آن قوری صحه گذاشته بودند، و هر يکشنبه آن را به عنوان
    حقيقتی مقدس تعليم داده بودند، و در مدرسه به خورد بچه ها داده بودند، درنگ در باور بدان
    مدعا نشانگر انحراف قلمداد می شد و شکاک را در عصر روشنگری محتاج روان درمانی و در
    اعصار پيش تر محتاج تفتيش عقايد می‏نمود.
    در واقع، فرض وجود این قوری سماوی فرضی نابخردانه است. چرا که دلیلی برای آن نداریم.
    ولی وجود آن منطقن «ممکن» است. ولی چه امکانی؟ ما در عمل، عدم وجود این قوری را
    ملاک قرار می‏دهیم. مثلن تصور نمی‏کنیم اگر قرار باشد به فرض ماهواره‏ای اکتشافی به سوی
    مریخ ارسال کنیم، ممکن است به این قوری برخورد کند!

    درباره خدا و باور به او هم همینطور است. اگر همه دلایل خداباوران رد بشود، اگرچه منطقن
    ممکن است دلیلی برای وجود او باشد که یافت نشده است و اصلن او وجود داشته باشد
    ، ولی در عمل ما بیخدا خواهیم بود. یک بیخدایی ضعیف که این ایده را به این جهت انتخاب کرده است
    که دلیلی برای وجود خدا ندارد. ولی همچنان شکاک است و منتظر.
    البته نه منتظر ظهور، بلکه منتظر ارائه دلیل و مدرک به سود هر یک از دو باور.

    در مورد همه ادعاها میتوان این موضع را گرفت. خصوصن در مورد ادعاهایی که خارج از روال عادی و نرم
    زندگی باشند.
    مثلن اگر کسی ادعا کند که به زندگی گذشته خود رفته است و یک رویداد را در آن تغییر داده است،
    هر چقدر هم که احتمال رویداد این اتفاق صفر نباشد (یعنی ممکن باشد)، ولی به آن جهت که
    این مساله خارج از روند و شیوه عادی و معمول زندگی و طبیعت است، مورد قبول واقع نمی‏شود
    و نسبت به آن بی اعتقاد می‏شویم.
    ولی در مورد خدا برخی دلایل و استدلالات وجود دارند که ثابت میکنند خدا وجود ندارد.
    فرد پس از رد دلایل خداباوری، با این استدلالات مواجه می‏شود. در این حالت، موضع بیخدایی قوی می‏شود.
    یعنی احتمال وجود نداشتن خدا، نه 100 درصد بلکه بسیار بالا خواهد بود. از آن جهت 100 درصد نیست
    که همواره ضن این می‏رود که نکند دلیلی و توجیهی و پاسخی باشد که نشان دهد خدایی هست.

    در واقع، بیخدایی 100 درصد به قول ریچارد داوکینز، یک نوع ایمان است ولی از یک سوی دیگر قضیه.
    فرد باورمندی که می‏گوید 100 خدا وجود دارد، با فرد بی اعتقادی که میگوید 100 خدا وجود ندارد،
    هیچ تفاوتی ندارند. تنها روبروی همدیگر قرار دارند. ما همواره گمان می‏بریم که ممکن است دلیلی
    له یا علیه خدا شناخته شود. درست همانند علم. قوانین علم هم هیچگاه ثابت، 100 درصدی
    و پایدار نیستند. یک نظریه یا برداشت علمی، همواره در چالش آزمونها و اکتشافات نو قرار دارد
    و به مرور زمان پوست می‏اندازد، نو می‏شود و بهبود می‏یابد. در واقع فرق علم و دین همین است
    که علم نو می‏شود ولی دین ثابت و بدون تغییر باقی می‏ماند. بحث در مورد علم و چگونگی رشد
    علم مربوط به شاخه‏ای از فلسفه به نام «فلسفه علم» است که آن را به زمان دیگری موکول می‏کنیم.
    می‏توانید در همین تارنگار آن را پی‏گیری کنید.

    بنابر این با توجه به نکاتی که گفته شد، می‏شود نتیجه گرفت تنها رد دلایل خداباوری برای رسیدن به
    «بیخدایی» کافی است ولی آوردن دلایل بیخدایی و برهان‏های آن، این اندیشه را قوی‏تر و محکم‏تر می‏کند؛
    چرا که خداباور باید علاوه بر آوردن دلایل برای خدا، به رد دلایل علیه آن هم بپردازد.
    البته ناگفته نماند که درمورد موضع خداباوری قوی هم همین امر صادق است.
    فرد باید نخست دلایل خداباوری را رد کند، سپس دلایل ضد خدا را بیاورد

  12. Top | #42
    v.s
    v.s آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    619
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    16
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    1. اگر واجب الوجود اثبات شود، صفات او نیز اثبات خواهند شد بر اساس یک قاعده عقلی. بنابر این اثبات علم و قدرت نیز می شود.
    2. خداوند همان واجب الوجود است، اگر به معنای واجب الوجود و خدا توجه کنیم.
    3. این که میفرمایید خدا ممکن است، نمی تواند درست باشد، زیرا معنای واجب الوجود این است که وجود آن ضروری باشد و در وجود محتاج به دیگری نباشد، خداوند نیز چنین است، و همچنین ممکن الوجود آن چیزی است که محتاج به غیر است و خدا اینگونه نیست.
    بنابر این برهان واجب و ممکن برهانی متقن برای اثبات خدا می باشد.
    اولين ايراد اين برهان اين است كه موجود بودن چيزي كه ذاتا ممكن است، نه واجب، الزاما نياز به عاملي خارجي ندارد.
    براي اين ادعاي آنها هيچ دليل و اثباتي وجود ندارد، و حتا به عنوان مثال نقض (كه حتا نبودن چنين مثال نقضي هم
    بي اعتباري آن را برطرف نمي كند) مي توان به سيستمهايي اشاره كرد كه به خاطر كوچك بودنشان تابع عدم قطعيت
    مي شوند. به عنوان مثال، الكتروني را فرض كنيد كه به سمت پرده أي پرتاب شده. بر اساس عدم قطعيت مي دانيم
    كه به هيچ وجه نمي توان محل برخورد آن را تعيين كرد، بلكه مي توان احتمال برخورد آن به نقاط مختلف را مشخص كرد.
    نقطه أي را در نظر مي گيريم، كه مثلا احتمال برخورد الكترون با آن 20% است
    (منظورم از نقطه سطحي كوچك است، نه نقطه به معناي هندسي آن).
    در اين حالت مي دانيم كه برخورد الكترون با آن نقطه ضروري نيست. يعني هم مي تواند برخورد كند،
    هم مي تواند برخورد نكند، و اين سرانجامِ الكترون با هيچ رويداد پيشيني در تناقض نخواهد بود.
    پس اين مسئله امري امكانيست. حال، اگر الكترون به آن نقطه برخورد كند تكليف چيست ؟
    چيزي كه ضروري نبوده رخ داده، در حالي كه عاملي باعث ترجيح اين عمل نشده. هيچ عاملي باعث نشده كه امكان برخورد
    الكترون با اين نقطه تبديل به رويداد واقعي شود؛ هيچ چيز الكترون را مجبور به برخورد كردن يا برخورد نكردن به جايي نمي كند،
    بلكه تنها احتمال آن را تعيين مي كند، كه اين نيز خود مسئله أي امكانيست، نه ضروري. امكاني كه با هيچ عامل
    معين كننده أي كامل نمي شود.پس تبديل امكان به واقعيت الزاما نياز به عاملي خارجي ندارد، و برهان ابطال مي شود،
    و نمي توان از آن وجودِ واجب را (واجب الوجود) نتيجه گرفت.

  13. Top | #43
    v.s
    v.s آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    619
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    16
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    هفت دلیل برگزیده برای اثبات خدا و ایرادها
    خواندن همین دلایل کوتاه کافیست که بدانیم روش فهمیدن از خود فهمیدن مهمتر است.
    برهان نظم:
    می گوید چون دنیا و آفریده ها منظم هستند پس آفریننده دارند و هیچ چیز نمی تواند تصادفی و بی هدف باشد.
    در رد این برهان کافیست بدانیم که نظم یک تعریف نسبی است. یعنی اگر قرارگرفتن اجزایی از دید ما به منظوری مشخص منتهی شود، آن مجموعه منظم است. مثلاً اجزای چشم را چون در کنار هم منجر به دیدن می شوند منظم میدانیم ولی اگر انتظار داشته باشیم که با چشم بشنویم دیگر چشم را موجودی منظم نمی دانیم. یا زلزله را که باعث تخریب محیط می شود عملی نامنظم میدانیم در حالیکه تحت تأثیر قوانین فشار و و تخلیه انرژی انتظار میرود که رخ بدهد، پس منظم است! در واقع نظم تعریفی نیست که درون هر چیز باشد، بلکه در ارتباط نسبی با محیط اطراف آن چیز معین میشود. پس هر چیزی می تواند منظم یا نامنظم باشد.
    برهان علیت:
    می گوید چون وجود هر چیزی علتی دارد، پس علتی برای علتها هست که آن نامش خداست.
    در رد این برهان کافیست بدانیم که اگر قرار است هر چیزی علتی داشته باشد و علتش هم علتی و در نهایت به خدا برسیم ، باید برای خدا هم علتی در نظر گرفت و برای علتش باز علتی و این دور تسلسل تا بی نهایت است. اگر هم بپذیریم که خدا علتی نداشته، در واقع وجود چیزی را که نیاز به علت ندارد پذیرفته ایم! پس می شود گفت که امکان وجود چیزی بدون علت وجود دارد. اگر بگوییم که خدا مادی نیست و نباید با قانون علیت سنجیده شود، امروز می توانیم اثبات کنیم که بسیاری از چیزی های مادی مثل خلاء هم نیاز به علت ندارند و چیزهای غیر مادی مثل احساسات هم موجودند که نیاز به علت دارند.
    برهان دفع خطر احتمالی:
    می گوید اگر خدا راست نباشد که از اعتقاد به آن ضرر نکرده ایم، اما اگر راست باشد از بی اعتقادی به او ضرر می کنیم.
    در پاسخ به این نظرمی پرسیم که آیا لذتهای این جهان که در اختیار ماست و به اسم دستورات الهی از آنها منع می شویم احتمالات هستند؟ خیر واقعی هستند در حالی که تعاریفی مثل جهان آخرت و بهشت و جهنم احتمالات هستند. پس پنجاه درصد هم احتمال دارد تابعیت از قوانین الهی به محرومیت بی دلیل از برخی لذت های این دنیا منتهی شود. اگر کسی بگوید که شما باید دست خود را قطع کنید وگرنه می میرید، و شما ندانید که آیا حرفش درست است یا نه، چه می کنید؟ آیا دست خود را می بُرید؟ اینجاست که بحث هزینه هایی که بر سر اعتقاد باید پرداخت کنیم مطرح می شود.
    برهان واجب الوجود:
    می گوید چون وجود هر چیز امکانی است یا ضروری، پس وجود خالق برای هر چیز نمی تواند امکانی باشد و ضروری است.
    اولین ایراد این طرز فکر این است که اگر چیزی امکان داشته باشد و ضروری نباشد، نیازی به خالق ندارد! مثلاً در رویدادهای تصادفی، هیچ نیرویی در وقوع دقیق یک اتفاق دخیل نیست، چون این اتفاق می توانست رخ ندهد. از همین جا می توان فهمید که در این برهان هیچ اثباتی برای خارجی بودن خالق از این جهان صورت نگرفته است. در این برهان تنها می شود گفت که سلسله ارتباط موجودات به یکدیگر در جایی قطع می شود و آنجا هم لزوماً موجودی به نام خدا نیست.
    برهان وجود پاسخ برای احساس نیاز:
    می گوید که ما به خدا نیاز داریم پس مثل هر خواسته دیگر که جوابی بیرونی دارد، خدا نیز وجود دارد.
    باید گفت اول اینکه همه احساس نیاز به خدا ندارند و دوم اینکه هر احساس نیازی همیشه پاسخی درخور ندارد. به عنوان مثال بچه های انسان تا زمانی که در مورد خدا آموزش نبینند چنین احساس نیازی ندارند و از طرفی اگر در مورد جن و پری چیزی بشنوند و از آن بترسند یا به آن فکر کنند این موضوع دلیلی بر وجود این اسطوره ها در دنیای واقعی نیست.و البته این احساسات هم یکسان و یک اندازه نیستند. یا اینکه انسان در طول تمدن خود احساس نیاز به پرواز را حس کرده، ولی هیچ پاسخی برای این میل در اطرافش نبوده.
    برهان حرکت و محرک:
    می گوید هیچ حرکتی بدون محرک امکان ندارد. و هر محرکی یک محرک دیگر می خواهد و محرک نهایی خداست.
    علم امروز مشخص کرده که ماده و انرژی به هم تبدیل می شوند و روی یکدیگر تأثیر می گذارند و از طرفی حالت اولیه در چیز سکون نیست بلکه طبق قانون اینرسی در فیزیک حالت اولیه می تواند حرکت یکنواخت یا ایستادن باشد که بعد تحت تأثیر نیروهای مختلف تغییر کند. اینجا تنها مسئله حل نشده ظهور اولیه ماده و انرژی است که دوباره از راه برهان علیت بررسی و رد میشود.
    برهان درک مستقیم:
    می گوید همانطور که وجود خودم را درک می کنم، وجود خدا را هم مستقیم درک می کنم و نیازی به اثبات ندارد.
    فرض کنیم ما درد را در وجود خود مستقیم حس می کنیم و معنایش این است برای ما که درد در وجود ما قرار دارد. اما اگر بدانیم که درد زاییده انتقال یک پیام عصبی به مغز و تغییری شیمیایی در آن است آیا ماهیت وجودی درد را باز می توان مثل قبل دید؟ به عبارت دیگر تمام احساسات و درک ما می توانند تحت تأثیر مواد و شرایط تغییر کنند. حال اگر در مورد اعتقاد به خدا هم مثل درد فکر کنیم متوجه می شویم که درک خدا از طرف ما نباید به وجود موجودی مثل خدا در بیرون از ذهن ما منتهی شود و می تواند نتیجه شرایط مختلف دیگری باشد که ما را به این درک یا برداشت رسانده است.

  14. Top | #44

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.30
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,365
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    325
    تشکر تشکر شده 
    702
    تشکر شده در
    253 پست
    آنلاين
    6 روز 5 ساعت 47 دقيقه 1 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    8 دقيقه 17 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه عطایی نمایش پست ها
    درسته که تخصص ندارید.. اما ایا به وجود خدا اعتقاد دارین؟ اگر به خدا معتقد هستید دلایلتون رو ذکر بفرمایید؟ یا کلا ممتنعین؟
    بنظر من این چیزا کاملا شخصیه
    نیازی نمیبینم اعتقاداتمو به کسی اثبات کنم
    یا اعتقاد کسی رو تغییر بدم
    JUVE!

  15. Top | #45
    v.s
    v.s آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    619
    عنوان کاربر
    عضو جدید
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    16
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    برای درک بهتر فیزیک هم ازنابغه فیزیک اﺳﺘﯿﻔﻦ ﻫﺎﻭﮐﯿﻨﮓ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﮔﺮﺍﻧﺶ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺍﺳﺖ
    کمک میگیریم او درﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻃﺮﺡ ﻋﻈﯿﻢ ﺻﻔﺤﻪ 198 ، ﻋﻤﯿﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﻫﺎﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ
    ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻣﺪﺭﻥ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﻭ ﺑﺎ ﻃﺮﺡ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻓﯿﺰﯾﮏ
    ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﺍﺯ « ﺍﻡ - ﺗﺌﻮﺭﯼ » ﻭ ﻧﺴﺒﯿﺖ ﻋﺎﻡ ﻭ ﻧﺴﺒﯿﺖ ﺧﺎﺹ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﭘﻞ
    ﺩﯾﺮﺍﮎ ﻭ ﺍﺻﻞ ﻋﺪﻡ ﻗﻄﻌﯿﺖ ﻫﺎﯾﺰﻧﺒﺮﮒ ..... ﮐﻮﺷﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﮐﺎﻣﻞ
    ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﻨﺪ، ﺑﺮﺳﺪ .
    ﺍﺳﺘﯿﻮﻥ ﻫﺎﻭﮐﯿﻨﮓ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : ﻣﺎ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺣﯿﺮﺕ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻭ ﮔﯿﺞ ﮐﻨﻨﺪﻩ
    ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ . ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯽ
    ﯾﺎﺑﯿﻢ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﭙﺮﺳﯿﻢ : ﺳﺮﺷﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺩﺭ
    ﺁﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺁﻣﺪﻧﻤﺎﻥ ﺍﺭ ﺑﻬﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﻣﻨﺸﺎ ﺟﻬﺎﻥ
    ﭼﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﮐﻨﻮﻧﯽ ﺍﺵ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﭼﻬﺎﻥ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ
    ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ؟
    ﺍﻭ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮔﺬﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﻮﻧﺎﻥ ﻗﺪﯾﻢ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻗﺎﺋﻞ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﮐﭙﺮﻧﯿﮏ ﻭ ﺁﯾﺰﺍﮎ ﻧﯿﻮﺗﻦ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ، ﺁﻟﺒﺮﺕ
    ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﻭ ﺍﺭﻭﯾﻦ ﺷﺮﻭﺩﯾﻨﮕﺮ ﻭ ﻣﺎﮐﺲ ﭘﻼﻧﮏ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﺯﺩﻩ ﺗﺎ ﺣﺮﻑ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ
    ﺑﻪ ﮐﺮ ﺳﯽ ﺑﻨﺸﺎﻧﺪ ﻭ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻭ ﻣﺘﺎ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺟﻮﺵ ﺩﻫﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ
    ﺷﻤﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ .
    ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺑﺸﻮﯾﻢ !!!
    ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺷﯽ ﮐﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ
    ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺑﻮﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ
    ﮐﯿﻬﺎﻥ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺑﺸﺮ، ﺭﺍﺯ ﺧﻠﻘﺖ ﺭﺍ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽ
    ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻄﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ( ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ )، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ .
    ﺑﻌﻼﻭﻩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﺍﺕ
    ﻭ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮ ﺻﺤﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺫ .
    ﮐﺸﻒ ﻣﻨﻈﻮﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻈﯿﺮ ﻣﻨﻈﻮﻣﻪ ﺷﻤﺴﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﻈﻮﻣﻪ ﻣﺎ
    ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﯾﮏ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﺁﻥ ﻣﯽ
    ﭼﺮﺧﻨﺪﯾﮏ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺣﺎﻟﺖ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺑﯿﻦ
    ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﯾﮏ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ
    ﻃﺮﺍﺣﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﻗﯿﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩﯾﺖ ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ .
    ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻭ ﮐﺎﻣﻞ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﺸﻒ ﮐﻨﯿﻢ
    ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ . ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﺩﺭ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ
    ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﻢ

صفحه 3 از 18 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1