صفحه 3 از 18 نخستنخست 1234567813 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 260
  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 12 ساعت 59 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط . نمایش پست ها
    خیلی خوب بود ..
    افرین ..
    ولی من اگه بودم تو همون کالبد صاحب بی ام وه میموندم دختر مو شرابی خیلی بدبخت بود :-|
    ممنون
    شما هم اگه شب پیش دختر شرابی بودید و لحظه طلوع آفتابش رو میدید قطعا همین کار رو می کردید.
    از وقتی دیدمش عاشقش شدم
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.24
    نوشته ها
    2,965
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,326
    تشکر تشکر شده 
    2,465
    تشکر شده در
    754 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 18 ساعت 16 دقيقه 45 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 22 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    ممنون
    شما هم اگه شب پیش دختر شرابی بودید و لحظه طلوع آفتابش رو میدید قطعا همین کار رو می کردید.
    از وقتی دیدمش عاشقش شدم
    الان که فک میکنم کیف کردن از داستانتونو خوب ابراز نکردم..
    جدا خیلیییییییییییییییییییییی ییییییییییییییییییییییییی ییییییییییی خوب بود
    این قسمتم که نوشتید قشنگ تر شد
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  3. Top | #33

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.62
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 40 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    درد



    خیلی قشنگ بود و مبهم اما، در عین حال طولانی!
    چرا؟
    کاشکی خودتون زودتر نقدش کنید بفهمیم منظور اصلی چی بوده. وگرنه کار سختیه
    من خاک کف پای سگ کوی همانم
    کو خاک کف پای سگ کوی حسین(علیه السلام) است

  4. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 12 ساعت 59 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط . نمایش پست ها
    الان که فک میکنم کیف کردن از داستانتونو خوب ابراز نکردم..
    جدا خیلیییییییییییییییییییییی ییییییییییییییییییییییییی ییییییییییی خوب بود
    این قسمتم که نوشتید قشنگ تر شد
    خیییییییییلیییییییییی ممنون. داند خدا که دلم شاد می شود
    راستش وقتی داستان شما رو خوندم، یه ربطی بین این دوتا داستان دیدم، به خاطر همین از داستانتون خوشم اومد، شاید این داستان جوابی به داستانتون باشه.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 12 ساعت 59 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط جمکران نمایش پست ها
    خیلی قشنگ بود و مبهم اما، در عین حال طولانی!
    چرا؟
    کاشکی خودتون زودتر نقدش کنید بفهمیم منظور اصلی چی بوده. وگرنه کار سختیه
    انصافا خیلی مبهم نیست. گرچه چندین لایه داره. اگه بخوام نقدش کنم طولانی میشه، البته بحثش خیلی خیلی شیرینه.
    به نظرم توی داستان چندین جمله بود که به روشنی هدف رو نشون می داد.
    اولین نکته، اسم داستانه. درد...
    جمله دیگه، پنجمین جمله از آخر داستانه.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #36

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.62
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 40 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها

    دلش لرزید.ترسید.بیشتر فکر کرد.بیشتر ترسید. قلبش ریخت،لرزید،دیگر پایش لغزید...چشمش خطا رفته بود.
    -«آقای رضایی به نظر شما چه عواملی بر روی رضایت شغلی تاثیرگزاره؟؟...آقا مهدی...با شمام...امروز سر کلاس نیستید؟!»
    سال ها می گذرد...«مدیریت دل...از حرف تا عمل؟» موضوع رساله دکترای این روزهای مهدی است.
    راستی ی چیزی یادم اومد:
    تو فرهنگ ایرانی زن و شوهر ها این جوری تو خیابون خداحافظی نمی کنن
    و یک مطلب کلی تر راجع به نوع عشق مطرح تر شده در داستان که باز هم یک طرفه است. من بهش نقد دارم ولی مفصلش رو بعدتر می نویسم
    من خاک کف پای سگ کوی همانم
    کو خاک کف پای سگ کوی حسین(علیه السلام) است

  7. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.24
    نوشته ها
    2,965
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,326
    تشکر تشکر شده 
    2,465
    تشکر شده در
    754 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 18 ساعت 16 دقيقه 45 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 22 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط جمکران نمایش پست ها
    داستان شما به داستان حرفه ای ها شبیهه، آفرین
    ولی خیلی تلخه و نااکید کننده!
    شاید بازتاب واقعیت های موجود باشه اما موافق گفتنش نیستم یعنی خیلی تکرار نباید بشه! هنر نویسنده اینه که تلفیق کنه بین واقعیت و حقیقت یعنی هست و باید.
    به نظرم شما میتونی این هنر رو به کار بگیری:-)
    عبارت های قرمز رنگ منو یاد تاپیک «من عرف ربه عرف نفسه» انداخت.
    نه بابا حرفه ای کجا بوده شما لطف داری..
    نمیدونم چرا هیچ وقت نتونستم از هست ها به باید ها برسم. در هر صورت ممنون از وقتی که گذاشتی و راهنماییت عزیزم
    ویرایش توسط فاطمه عطایی : 08-10-14 در ساعت 20:05
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  8. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.24
    نوشته ها
    2,965
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,326
    تشکر تشکر شده 
    2,465
    تشکر شده در
    754 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 18 ساعت 16 دقيقه 45 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    10 دقيقه 22 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها


    خوب بود اقای بابایی
    ولی حس میکنم خیلی با عجله نوشتید یعنی اگر بیشتر وقت میذاشتید یقینا بهتر میشد
    یه نکته ی مثبت و جالب هم در کارتون بود اینه که حس میکنم تلفیقیه از داستان های قبلی اندیشه..
    ینی هر تیکش منو یاد یکی از داستان های بچه ها مینداخت
    ممنون
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  9. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,427
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 12 ساعت 59 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 3 دقيقه 51 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها

    دلش لرزید.ترسید.بیشتر فکر کرد.بیشتر ترسید. قلبش ریخت،لرزید،دیگر پایش لغزید...چشمش خطا رفته بود.
    -«آقای رضایی به نظر شما چه عواملی بر روی رضایت شغلی تاثیرگزاره؟؟...آقا مهدی...با شمام...امروز سر کلاس نیستید؟!»
    ...
    سال ها می گذرد...«مدیریت دل...از حرف تا عمل؟» موضوع رساله دکترای این روزهای مهدی است.
    خیلی ممنون که نوشتی. خوب هم نوشتی
    فقط داستان خیلی گره نداره. آخرش هم خوب تموم شده.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.52
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    علمدار دلت به چی خوشه ؟؟؟
    خبر نداری چقدر برات توطئه کردن،کاربر . نه ها،کلا
    وااای
    شرمم باد
    توطئه؟
    واسه من؟؟؟
    مگه قحطیه؟؟؟
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  11. Top | #41

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.24
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 46 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    توطئه؟
    واسه من؟؟؟
    مگه قحطیه؟؟؟
    پشت مدیر جماعت همیشه انیجور توطئه ها هست
    اونم مدیر مردمی
    جو
    وقتشه با تک بیت ج بدی،هوس کردم
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  12. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.52
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    پشت مدیر جماعت همیشه انیجور توطئه ها هست
    اونم مدیر مردمی
    جو
    وقتشه با تک بیت ج بدی،هوس کردم
    بدخلقم وبدعهد،زبانبازم ومغرور
    پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  13. Top | #43

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.24
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 46 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    بدخلقم وبدعهد،زبانبازم ومغرور
    پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟
    یه داستانم برام بنویس،داستاناتو دوس دارم
    فقط ملات شعرش زیاد باشه
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  14. Top | #44

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.52
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    یه داستانم برام بنویس،داستاناتو دوس دارم
    فقط ملات شعرش زیاد باشه
    خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
    عاقبت باقلم شرم نوشتند :نشد
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  15. Top | #45

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.24
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 46 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
    عاقبت باقلم شرم نوشتند :نشد
    دمت گرم
    ولی یادم رفت بگم این یکی رو با شعر ج نده خواهشا
    از این به بعد باس ذکر کنیم
    چالش بزرگیه
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

صفحه 3 از 18 نخستنخست 1234567813 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1