صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 57
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 37 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 42 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس کبود نمایش پست ها
    سلام
    الناز رفیق فاب منه، از اون دخترای با مرام اما خب یه خواهرشوهر داره یه کم حسوده نیس الناز خیلی دختر مهربونیه همش اذیتش میکنه رفیق ما هم صداش در نمیاد خواهر شوهرش همین خانوم مرادیه فک کنم آقای امینی هم به خاطر همینه از ایشون متنفره
    بعله
    مگه الناز دختر کوچیکه آقای امینی نیست؟ من فکر می کردم هر دوتا دختر ایشون هنوز ازدواج نکردن.
    بیتشر از روحیات و خصوصیاتش بگید، اگه به جای به کار بردن توصیفات، از کارهایی که میکنه بگین که نشون دهنده اون روحیات و صفاتش باشن خیلی بهتره. مثلا اگه آدم مهربونیه، بگین که وقتی یه فیلم ببینه کلی گریه می کنه باهاش، یا اگه مامانش رو دوست داره، بگین که همیشه ظرفا رو میشوره و کارای خونه رو انجام میده و...

    بعدشم دوست دارید به همین زودی کار این موضوع تموم بشه که سریع به سوال اصلی جواب میدید؟ لطفا این کار رو نکنید، هنوز خیلی چیزا روشن نشدن.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #17

    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    716
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.82
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    2,642
    تشکر تشکر کرده 
    615
    تشکر تشکر شده 
    805
    تشکر شده در
    286 پست
    آنلاين
    3 روز 10 ساعت 57 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 14 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    پس میشه راجع به خانواده آقای پیراسته یه توضیحی بدید؟
    چرا منزوی شده بودن؟ اونا که خانواده مومنی بودن؟
    نه، چون علاقه ای به مشارکت در موضوع ندارم
    من خاک کف پای سگ کوی همانم
    کو خاک کف پای سگ کوی حسین(علیه السلام) است

  3. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.69
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,344
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,945
    تشکر تشکر شده 
    1,833
    تشکر شده در
    648 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 8 ساعت 20 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    12 دقيقه 41 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    مگه الناز دختر کوچیکه آقای امینی نیست؟ من فکر می کردم هر دوتا دختر ایشون هنوز ازدواج نکردن.
    بیتشر از روحیات و خصوصیاتش بگید، اگه به جای به کار بردن توصیفات، از کارهایی که میکنه بگین که نشون دهنده اون روحیات و صفاتش باشن خیلی بهتره. مثلا اگه آدم مهربونیه، بگین که وقتی یه فیلم ببینه کلی گریه می کنه باهاش، یا اگه مامانش رو دوست داره، بگین که همیشه ظرفا رو میشوره و کارای خونه رو انجام میده و...

    بعدشم دوست دارید به همین زودی کار این موضوع تموم بشه که سریع به سوال اصلی جواب میدید؟ لطفا این کار رو نکنید، هنوز خیلی چیزا روشن نشدن.
    النازو از دوم راهنمایی با منه
    اون روزا خیلی تنها بودم یعنی فک میکردم حق ندارم از تنهاییم جدا شم چون با بقیه بچه ها فرق داشتم،الناز اولین کسی بود که بهم گفت سلام دوستم چرا تنهایی از اون روز همیشه کنارم موند و فهمید که چرا تنهایی رو قبول کردم اما اون هیچ وقت توجیه منو برای تنهاییام قبول نمیکرد و با صبر و آرامش ازم میخواست خوب بودنو تجربه کنم
    اون بود که یادم داد باید زندگی رو حس کرد،اون کمکم کرد تا احساس کنم قلب آدما چقد با ارزشه ،اون یادم داد که پیش کسی گریه نکنم جز زیر آسمون خدا زیر بارون
    الناز دختریه از جنس دل
    اون بود که یادم داد بنویسم اما برای هیچ کس
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  4. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 37 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 42 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس کبود نمایش پست ها
    النازو از دوم راهنمایی با منه
    اون روزا خیلی تنها بودم یعنی فک میکردم حق ندارم از تنهاییم جدا شم چون با بقیه بچه ها فرق داشتم،الناز اولین کسی بود که بهم گفت سلام دوستم چرا تنهایی از اون روز همیشه کنارم موند و فهمید که چرا تنهایی رو قبول کردم اما اون هیچ وقت توجیه منو برای تنهاییام قبول نمیکرد و با صبر و آرامش ازم میخواست خوب بودنو تجربه کنم
    اون بود که یادم داد باید زندگی رو حس کرد،اون کمکم کرد تا احساس کنم قلب آدما چقد با ارزشه ،اون یادم داد که پیش کسی گریه نکنم جز زیر آسمون خدا زیر بارون
    الناز دختریه از جنس دل
    اون بود که یادم داد بنویسم اما برای هیچ کس
    خیلی خیلی ممنون
    خاطره دیگه ای یادتون اومد از الناز تعریف کنید برامون
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    خانم عطایی، اسم دختر بزرگه آقای امینی چی بود؟ میشه دربارش به ما توضیح بدید؟
    دختر بزرگش شهرزاد نقاش خیلی خوبی بود دیوارای اتاقش پر بود از تابلوهایی که با جون و دل میکشید ..تو همشون هم یه تصویر مشترک بود.. جاده ای که انتها نداره..
    شهرزاد هفت سال پیش تو تصادف کشته شد.. جریانش مفصله.. اما بعد از اون ساکن اتاق سمت راست طبقه ی دوم که یه پنجره به کوچه داشت و پر بود از نقاشی های جاده ی بی انتها کسی نبود جز برادرش کوچیکش ، شاهین
    شاهین رو شما بهتر من از من میشناسید اقای شیدا.. هر چی باشه برای من فقط یه پسر همسایس که گهگداری از دور سلام وعلیک داریم اما چند سال هم کلاسی شما بود .. اگه دوس دارین در موردش توضیح بدین.. اینکه الان چند سالشه و چیکار میکنه..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  6. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 37 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 42 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط . نمایش پست ها
    دختر بزرگش شهرزاد نقاش خیلی خوبی بود دیوارای اتاقش پر بود از تابلوهایی که با جون و دل میکشید ..تو همشون هم یه تصویر مشترک بود.. جاده ای که انتها نداره..
    شهرزاد هفت سال پیش تو تصادف کشته شد.. جریانش مفصله.. اما بعد از اون ساکن اتاق سمت راست طبقه ی دوم که یه پنجره به کوچه داشت و پر بود از نقاشی های جاده ی بی انتها کسی نبود جز برادرش کوچیکش ، شاهین
    شاهین رو شما بهتر من از من میشناسید اقای شیدا.. هر چی باشه برای من فقط یه پسر همسایس که گهگداری از دور سلام وعلیک داریم اما چند سال هم کلاسی شما بود .. اگه دوس دارین در موردش توضیح بدین.. اینکه الان چند سالشه و چیکار میکنه..
    شاهین مرموز بود، عجیب بود. این اولین چیزیه که در موردش به نظرم میاد. کم حرف می زد، حرفای عجیب می زد. با این که توی فاز درس خوندن و این چیزا نبود، اما خیلی خوب درس رو متوجه می شد. بعضی وقتا هم یه چیزای عجیبی می گفت که درست از آب در می اومد.
    یه بار یه حرفایی زد که فهمیدم یه نوشته هایی از خواهرش مونده که فقط اون ازشون خبر داره و خوندتشون.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    شاهین مرموز بود، عجیب بود. این اولین چیزیه که در موردش به نظرم میاد. کم حرف می زد، حرفای عجیب می زد. با این که توی فاز درس خوندن و این چیزا نبود، اما خیلی خوب درس رو متوجه می شد. بعضی وقتا هم یه چیزای عجیبی می گفت که درست از آب در می اومد.
    یه بار یه حرفایی زد که فهمیدم یه نوشته هایی از خواهرش مونده که فقط اون ازشون خبر داره و خوندتشون.
    چه جالب
    من چند باری دیدم سر کوچه سیگار میکشید!!
    شمام متوجه شدین؟
    چرا مگه چی گفت اون روز؟
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  8. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,366
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    326
    تشکر تشکر شده 
    703
    تشکر شده در
    254 پست
    آنلاين
    6 روز 6 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    7 دقيقه 39 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    پس چرا مسعود و خانم عطایی نمیان و باقی کاربرا نمیان؟؟؟
    اگه حوصله این بحث رو ندارید بگید که منم به کارای دیگم برسم. کلی پرونده روی میزم بازه.
    هادی صداقت چرا نمیاد آخه؟
    پرونده های روی میزتو بزار تو یخچال بزار تو یخچال
    JUVE!

  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 37 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 42 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی صداقت نمایش پست ها
    پرونده های روی میزتو بزار تو یخچال بزار تو یخچال
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,366
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    326
    تشکر تشکر شده 
    703
    تشکر شده در
    254 پست
    آنلاين
    6 روز 6 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    7 دقيقه 39 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    میدونم خیلی دوس داری ادامه ندم ولی خب این جوابت منو جری تر میکنه مرد جوان
    JUVE!

  11. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 37 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 42 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی صداقت نمایش پست ها
    میدونم خیلی دوس داری ادامه ندم ولی خب این جوابت منو جری تر میکنه مرد جوان
    ادامه داده بودی مرد، اگه جری شده بودی
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    287
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.24
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,366
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    326
    تشکر تشکر شده 
    703
    تشکر شده در
    254 پست
    آنلاين
    6 روز 6 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    7 دقيقه 39 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    ادامه داده بودی مرد، اگه جری شده بودی
    هنوز به معنای ((تام)) کلمه ((جری)) نشدم
    رررررررررر
    JUVE!

  13. Top | #28

    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    344
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.11
    نوشته ها
    2,004
    تشکر تشکر کرده 
    1,139
    تشکر تشکر شده 
    545
    تشکر شده در
    213 پست
    آنلاين
    1 روز 18 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 9 ثانيه
    چون اگه متنفر نبود مجبور میشد ازش متفر نباشه و اگه ازش متنفر نمیشد چنین سوالی از جانب شما مطرح نمیشد واگه این سوال مطرح نمیشد مطرح نمیشد

  14. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,331
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 7 دقيقه 37 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 42 ثانيه
    یکی گفت خانم مرادی هیکل بکسورها رو داشت و چاغ بود و مدام از فوتبال حرف میزد.
    این حرف یه شایعه است یا واقعا اینطور بود؟
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  15. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    یکی گفت خانم مرادی هیکل بکسورها رو داشت و چاغ بود و مدام از فوتبال حرف میزد.
    این حرف یه شایعه است یا واقعا اینطور بود؟
    به نظر من که بکسرها چاق نیستن اما خانم مرادی ادم چارشونه ایه که بعضی از رفتار هاش مردونست مثل همین حرف زدن از فوتبال یا حتی سنگ زدن به گربه هایی که گاهی زیر درخت خونشون دراز میکشن
    نه شایعه نیست ;-)
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1