صفحه 1 از 43 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 644
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,332
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 11 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 36 ثانيه

    انسان، فلسفه و هنر...

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یکی دو روزیست به سرم زده چنین موضوعی را ایجاد کنم. موضوعی که در آن، به مسائل اساسی انسان به روشی خاص پرداخته بشود، به سوال های اصلی انسان و مسائلی که انسان با آن ها مواجه می شود و با آن ها سروپنجه نرم می کند.
    یکی از علت هایی که باعث شد چنین تصمیمی بگیرم، دانشجویان فلسفه بودند، کسانی که به امید یافتن خیلی از سوال هایشان وارد این رشته شدند، اما جواب نگرفته، و سردرگم تر و نا امید تر از قبل مجبور به رها کردن این رشته می شوند. و همچنین دانشجویان دیگری که دنبال یافتن سوالهایشان در فلسفه هستند و به این علت علاقه مند این رشته می باشند.
    اما روشی که در این جا مد نظرم است، روشی است بین فلسفه و هنر، روشی که ریشه در عقل دارد و شاخه و برگ آن در هنر است. چیزی مانند اسطوره، که موجب پیوند امر کلی به امر جزئی است (در مورد پیوند امر کلی و جزئی و همچنین چیستی اسطوره، انشالله مطالبی خواهد آمد)
    بنابر این، در این مقام سعی می کنیم مسائل و پرسش های انسانی را مطرح کرده و به دنبال پاسخی برای آن ها باشیم، پاسخی که حد اقل دلمان را آرام کند، پاسخ ما به این مسائل پاسخ هایی فلسفی خواهند بود و حاصل دست آورد های فلسفه هستند، اما با زبانی هنری بیان خواهند شد.
    برای خودم هم روشن است که نتوانسته ام مقصودم را در این چند جمله به صورت کامل برسانم، امیدوارم در طول این موضوع این شیوه شناخته شود.

    نکته! این موضوع را مدیریت خواهم کرد و اگر لازم باشد پست هایی که به اصل موضوع ارتباطی ندارند و باعث گسسته شدن بحث می شوند را یا حذف کرده و یا به تاپیکی مثل جاده خاکی انتقال می دهم، و اگر لازم بود پست های را ویرایش می کنم، البته با حفظ حقوق مولفین! پیشاپیش به خاطر چنین اقداماتی عذر خواهی می کنم!
    امیدوارم این بحث به نتایج خوبی برسد و ثمره ای داشته باشد، شاید قابل چاپ و عرضه هم باشد.
    امیدوارم در این موضوع مشارکت داشته باشید، البته شاید برای شما جذاب نباشد، و همچنین شاید خودم به هر دلیلی نتوانم و یا حوصله ادامه بحث را نداشته باشم، با این حال با امید به خدا این موضع را شروع می کنم، لعل الله یحدث بعد ذلک امرا...
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    فاطمه عطایی (22-01-15)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    یعنی هر چی سوال فلسفی داشته باشیم میشه پرسید؟
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,332
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 11 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 36 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط جان علی نمایش پست ها
    یعنی هر چی سوال فلسفی داشته باشیم میشه پرسید؟
    به نظرم شیوه سوال و جواب مناسب اینجا نیست ،مثلا اینکه یک سوال فلسفی، به زبان علمی مطرح بشه و یک متخصص یا کسی که تحقیق کرده بیاد جواب بده، این خیلی خوبه اما برای تاپیک های دیگه.
    در اینجا، سوال هایی که بیشتر به مسائل انسانی شبیه باشن تا مسائل تخصصی مطرح بشه بهتره، مثلا سوال درباره مرگ، یا درباره تعارض اخلاق و سنت و عرف و یا تعارض انسان و جامعه و خیلی چیز های دیگه.
    فکر کنم برای شروع بهتر باشه من یکی دو موضوع رو مطرح کنم و دربارش صحبت کنیم، بعدش که شیوه کار مشخص شد بقیه هم مسائلی رو مطرح و مدیریت کنن.
    اما اگه سوال خاصی مد نظرتون هست، مطرح کنید، من اون رو در اولویت قرار میدم که دربارش صحبت کنیم.
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    فاطمه عطایی (22-01-15)

  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    به نظرم شیوه سوال و جواب مناسب اینجا نیست ،مثلا اینکه یک سوال فلسفی، به زبان علمی مطرح بشه و یک متخصص یا کسی که تحقیق کرده بیاد جواب بده، این خیلی خوبه اما برای تاپیک های دیگه.
    در اینجا، سوال هایی که بیشتر به مسائل انسانی شبیه باشن تا مسائل تخصصی مطرح بشه بهتره، مثلا سوال درباره مرگ، یا درباره تعارض اخلاق و سنت و عرف و یا تعارض انسان و جامعه و خیلی چیز های دیگه.
    فکر کنم برای شروع بهتر باشه من یکی دو موضوع رو مطرح کنم و دربارش صحبت کنیم، بعدش که شیوه کار مشخص شد بقیه هم مسائلی رو مطرح و مدیریت کنن.
    اما اگه سوال خاصی مد نظرتون هست، مطرح کنید، من اون رو در اولویت قرار میدم که دربارش صحبت کنیم.
    تقریبا میشه یه چیزی تو مایه های تاپیک های عدل الهی و مناظره و..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  7. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,332
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 11 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 36 ثانيه
    summer wine

    به نظرم خوبه از این آهنگ شروع کنیم، به نظرم یکی از شاهکار های هنریه.
    من متن و ترجمه آهنگ رو قرار میدم، شما نظراتتون رو بگید تا بحث رو شروع کنیم.

    این آهنگ از موسیقی های معروفه و چندین نفر اون رو خوندن.


    زن:
    Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
    My summer wine is really made from all these things

    توت فرنگی و گیلاس و بوسه یک فرشته در بهار

    مشروب تابستونی منم از همینا ساخته شدن


    مرد:
    I walked in town on silver spurs that jingled too
    A song that I had only sang to just a few
    She saw my silver spurs and said let pass some time
    And I will give to you summer wine
    Oohh-oh summer wine

    داشتم تو شهر قدم میزدم همراه با مهمیز(ستاره چرخانی که پشت کفش "کا بوی ها" است) کفشم که جیر جیر صدا میداد

    تنها آهنگی که اخیرا ساخته بودم
    اون دختر مهمیز کفشمو دید و گفت که بیا یکم با هم وقت بگذرونیم
    و من مشروب تابستونی رو بهت میدم
    اوووو شراب تابستونی

    زن:
    Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
    My summer wine is really made from all these things
    Take off your silver spurs and help me pass the time
    And I will give to you summer wine
    Oohh-oh summer wine

    توت فرنگی و گیلاس و بوسه یک فرشته در بهار

    مشروب تابستونی منم از همینا ساخته شدن
    مهمیز کفشتو در بیارو کمکم کن یکم وقت بگذرونم
    و من مشروب تابستونی رو بهت میدم
    اوووووو شراب تابستونی

    مرد:
    My eyes grew heavy and my lips they could not speak
    I tried to get up but I couldn't find my feet
    She reassured me with an unfamilliar line
    And then she gave to me more summer wine
    Oohh-oh summer wine

    چشمام سنگین شده بودن و لبهام قدرت تکلم نداشتن

    سعی کردم از رخت خواب بلند شم ولی انگار پاهامو گم کرده بودم!
    و اون دختر باز با اشاره هایی نا آشنا به من آرامش و اطمینان داد
    و بعد باز اون دختر به من مشروب تابستونی داد
    اووووو شراب تابستونی

    زن:
    Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
    My summer wine is really made from all these things
    Take off your silver spurs and help me pass the time
    And I will give to you summer wine
    Oohh-oh summer wine

    توت فرنگی و گیلاس و بوسه یک فرشته در بهار

    مشروب تابستونی منم از همینا ساخته شدن
    مهمیز کفشتو در بیارو کمکم کن یکم وقت بگذرونم
    و من مشروب تابستونی رو بهت میدم
    اوووو شراب تابستونی

    مرد:
    When I woke up the sun was shining in my eyes
    My silver spurs were gone my head felt twice its size
    She took my silver spurs a dollar and a dime
    And left me cravin' for more summer wine
    Oohh-oh summer wine

    وقتی از خواب بلند شدم آفتاب تو چشمام می درخشید

    از مهمیزم خبری نبودم و سرم انگار دو برابر شده بود!
    اون مهمیزمو یک و یک دهم دلار خرید و
    و من رو با اشتیاقی بیشتر برای مشروب تابستونی تنها گذاشت!
    اوووو شراب تابستونی

    زن:
    Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
    My summer wine is really made from all these things
    Take off your silver spurs and help me pass the time
    And I will give to you summer wine
    Oohh-oh summer wine

    توت فرنگی و گیلاس و بوسه یک فرشته در بهار
    مشروب تابستونی منم از همینا ساخته شدن
    مهمیز کفشتو در بیارو کمکم کن یکم وقت بگذرونم
    و من مشروب تابستونی رو بهت میدم
    اووووو شراب تابستونی
    ویرایش توسط شیدا : 24-11-14 در ساعت 22:46
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    فاطمه عطایی (22-01-15)

  9. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    summer wine

    به نظرم خوبه از این آهنگ شروع کنیم، به نظرم یکی از شاهکار های هنریه.
    من متن و ترجمه آهنگ رو قرار میدم، شما نظراتتون رو بگید تا بحث رو شروع کنیم.

    این آهنگ از موسیقی های معروفه و چندین نفر اون رو خوندن.


    زن:
    Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
    My summer wine is really made from all these things

    توت فرنگی و گیلاس و بوسه یک فرشته در بهار

    مشروب تابستونی منم از همینا ساخته شدن


    مرد:
    I walked in town on silver spurs that jingled too
    A song that I had only sang to just a few
    She saw my silver spurs and said let pass some time
    And I will give to you summer wine
    Oohh-oh summer wine

    داشتم تو شهر قدم میزدم همراه با مهمیز(ستاره چرخانی که پشت کفش "کا بوی ها" است) کفشم که جیر جیر صدا میداد

    تنها آهنگی که اخیرا ساخته بودم
    اون دختر مهمیز کفشمو دید و گفت که بیا یکم با هم وقت بگذرونیم
    و من مشروب تابستونی رو بهت میدم
    اوووو شراب تابستونی

    زن:
    Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
    My summer wine is really made from all these things
    Take off your silver spurs and help me pass the time
    And I will give to you summer wine
    Oohh-oh summer wine

    توت فرنگی و گیلاس و بوسه یک فرشته در بهار

    مشروب تابستونی منم از همینا ساخته شدن
    مهمیز کفشتو در بیارو کمکم کن یکم وقت بگذرونم
    و من مشروب تابستونی رو بهت میدم
    اوووووو شراب تابستونی

    مرد:
    My eyes grew heavy and my lips they could not speak
    I tried to get up but I couldn't find my feet
    She reassured me with an unfamilliar line
    And then she gave to me more summer wine
    Oohh-oh summer wine

    چشمام سنگین شده بودن و لبهام قدرت تکلم نداشتن

    سعی کردم از رخت خواب بلند شم ولی انگار پاهامو گم کرده بودم!
    و اون دختر باز با اشاره هایی نا آشنا به من آرامش و اطمینان داد
    و بعد باز اون دختر به من مشروب تابستونی داد
    اووووو شراب تابستونی

    زن:
    Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
    My summer wine is really made from all these things
    Take off your silver spurs and help me pass the time
    And I will give to you summer wine
    Oohh-oh summer wine

    توت فرنگی و گیلاس و بوسه یک فرشته در بهار

    مشروب تابستونی منم از همینا ساخته شدن
    مهمیز کفشتو در بیارو کمکم کن یکم وقت بگذرونم
    و من مشروب تابستونی رو بهت میدم
    اوووو شراب تابستونی

    مرد:
    When I woke up the sun was shining in my eyes
    My silver spurs were gone my head felt twice its size
    She took my silver spurs a dollar and a dime
    And left me cravin' for more summer wine
    Oohh-oh summer wine

    وقتی از خواب بلند شدم آفتاب تو چشمام می درخشید

    از مهمیزم خبری نبودم و سرم انگار دو برابر شده بود!
    اون مهمیزمو یک و یک دهم دلار خرید و
    و من رو با اشتیاقی بیشتر برای مشروب تابستونی تنها گذاشت!
    اوووو شراب تابستونی

    زن:
    Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
    My summer wine is really made from all these things
    Take off your silver spurs and help me pass the time
    And I will give to you summer wine
    Oohh-oh summer wine

    توت فرنگی و گیلاس و بوسه یک فرشته در بهار
    مشروب تابستونی منم از همینا ساخته شدن
    مهمیز کفشتو در بیارو کمکم کن یکم وقت بگذرونم
    و من مشروب تابستونی رو بهت میدم
    اووووو شراب تابستونی
    آهنگش رو گوش ندادم اما ترجمه ی قشنگی داشت..
    پیوند انسانی_فلسفیش هم واضحه.. میخواید شما بیانش کنید ؟ ;-)
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  10. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,332
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 11 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 36 ثانيه
    به نظرتون ویژگی این آهنگ چیه؟
    شاید اگه خودش رو گوش بدید بهتر بتونید نظر بدید
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    فاطمه عطایی (22-01-15)

  12. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    خلاصه ی داستان زهره و منوچهر، که با خوندن این ترانه تو ذهنم تداعی شد رو اینجا میگذارم ببینید به نظر شما هم ارتباط داره یا نه ..
    حس میکنم چون من با شعر رابطه ی قوی تری برقرار میکنم یاد این منظومه افتادم و شاید یه شخص دیگه شنیدن این اهنگ براش تذاعی گر یه فیلم، یه رمان یا ... باشه

    زهره الهه ی عشقه که از اسمونا میاد یه روز اتفاقی با منوچهر برخورد میکنه خلاصه عاشق هم میشن ولی اخر ماجرا باز به اسمون برمیگرده ..


    صبح نتابیده هنوز آفتاب
    وا نشده دیده نرگس ز خواب
    ماه رخی چشم و چراغ سپاه
    نایب اول به وجاهت چو ماه
    کرده منوچهر پدر نام او
    تازه تر از شاخ گل اندام او
    ......
    از طرفی نیز در آن صبح گاه
    ُزهره مِهین دختر خالوی ماه
    آلهه عشق و خداوند ناز
    آدمیان را به محبت گداز
    پیشه وی عاشقی آموختن
    خرمن َابناء بشر سوختن
    خسته و عاجز شده در کار خود
    واله و آشفته چو افکار خود
    خواست که بر خستگ ی آرد شکست
    یک دو سه ساعت کشد از کار دست
    سیر ُ گل و گردش باغی کند
    تازه ز گل َ گشت دِماغ ی کند
    کند ز بر کسوتِ افلاک یان
    کرد به سر مِقَنعه خاک یان
    خویشتن آراست به شکل بشر
    سوی زمین کرد ز کیهان گذر
    آمد از آرامگهِ خود فرود
    رفت بدان سو که منوچهر بود
    .....
    گفت به خود خلقت عشق از من است
    این چه ضعیفی و زبون گشتن است
    عشق نهم در وی و زارش کنم
    طُرفه غزالی است شکارش کنم
    گفت سلام ای پسر ماه و هور
    چشم بد از روی نکوی تو دور
    زهره طناز به انواع ناز
    کرد بر او دست تمتع دراز
    ......
    گفت : برو ! کار تو را ساختم
    در ره لاقیدیت انداختم
    بار محبت نکشیدی بکش
    زحمت هجران نچشیدی بچش
    چاشنی وصل ز دوری بود
    مختصری هجر ضروری بود
    .............
    آه ! چه غرقاب مهیبی است عشق
    مهلکه پر ز نهیبی است عشق
    غمزه ی خوبان دل عالم شکست
    شیر دل است آن که از این غمزه رست

    متن ترانه ی شما هم تقریبا مشابه این داستان بود.. که دختر مهمیز برای اون شخص شراب میاره و مدتی با همن .. اما زمانی که از خواب پا میشه دوباره تنها شده
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  13. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,332
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 11 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 36 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط جان علی نمایش پست ها
    خلاصه ی داستان زهره و منوچهر، که با خوندن این ترانه تو ذهنم تداعی شد رو اینجا میگذارم ببینید به نظر شما هم ارتباط داره یا نه ..
    حس میکنم چون من با شعر رابطه ی قوی تری برقرار میکنم یاد این منظومه افتادم و شاید یه شخص دیگه شنیدن این اهنگ براش تذاعی گر یه فیلم، یه رمان یا ... باشه

    زهره الهه ی عشقه که از اسمونا میاد یه روز اتفاقی با منوچهر برخورد میکنه خلاصه عاشق هم میشن ولی اخر ماجرا باز به اسمون برمیگرده ..
    ...
    آه ! چه غرقاب مهیبی است عشق
    مهلکه پر ز نهیبی است عشق
    غمزه ی خوبان دل عالم شکست
    شیر دل است آن که از این غمزه رست

    متن ترانه ی شما هم تقریبا مشابه این داستان بود.. که دختر مهمیز برای اون شخص شراب میاره و مدتی با همن .. اما زمانی که از خواب پا میشه دوباره تنها شده
    ممنون
    به نظرم تفاوت هایی بین این دو هست، در این منظومه، بحث اصلی عشق و هجرانه. این هم جای بحث های زیادی داره، این که مختصری هجر ضروری بود، این بحث خیلی عمیقی داره.
    اما شراب تابستانی مسئله اش عشق نیست، مسئلش خیلی شبیه این شعره:
    خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
    بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

    اما به نظرم مسئله محوری این آهنگ زینته.
    زینت و خسران، قمار، این ها کلید واژه های این آهنگن.
    تمام تکیه این آهنگ، روی سامرواین و شراب تابستونیه، از اول تا آخرش همه چیز به شراب تابستونی بر می گرده.
    این چه حسی به شما میده؟
    ویرایش توسط شیدا : 27-11-14 در ساعت 08:45
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  14. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    فاطمه عطایی (22-01-15)

  15. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    ممنون
    به نظرم تفاوت هایی بین این دو هست، در این منظومه، بحث اصلی عشق و هجرانه. این هم جای بحث های زیادی داره، این که مختصری هجر ضروری بود، این بحث خیلی عمیقی داره.
    اما شراب تابستانی مسئله اش عشق نیست، مسئلش خیلی شبیه این شعره:
    خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
    بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

    اما به نظرم مسئله محوری این آهنگ زینته.
    زینت و خسران، قمار، این ها کلید واژه های این آهنگن.
    تمام تکیه این آهنگ، روی سامرواین و شراب تابستونیه، از اول تا آخرش همه چیز به شراب تابستونی بر می گرده.
    این چه حسی به شما میده؟
    بله من هم از جهت ظاهر مشابه با هم مقایسشون کردم وگرنه درون مایه هر دو بطور کلی متفاوته

    این بیت مساله رو روشن تر کرد حالا محور اصلی این آهنگ واضح تر شده.. از دل بسیاری از جملاتش استعاره های عمیقی میشه بیرون کشید.. مثلا توت فرنگی ، گیلاس ، بوسه ، فرشته در بهار هر کدام میتونه نماد یک چیز خاص باشه..
    اما منظور شما رو از کلمه ی زینت که فرمودید یکی از کلید واژه های اصلی این متن هست ،متوجه نشدم!
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  16. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 11 ثانيه
    منم یاد داستان هوس باز صادق هدایت افتادم
    توصیفات شبیه بود به اون داستان
    تا اونجا که یادم میاد شخصیت اول هوس باز توهم زده بود
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  17. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    دی پیر می فروش ک ذکرش ب خیر باد
    گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
    گفتم ب باد میدهدم باده نام و ننگ
    گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  18. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    6,332
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,033
    تشکر تشکر شده 
    2,879
    تشکر شده در
    1,263 پست
    آنلاين
    3 ماه 1 هفته 4 روز 17 ساعت 11 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 36 ثانيه
    این آهنگ، یه داستان داره، داستانش ساده است، یک مرد یک کفش خیلی گرون قیمت داره، انگار همه سرمایش همینه. با کفش در شهر راه میره، یک دختر، میاد و از شراب تابستانیش برای مرد تعریف میکنه و مرد به هوای شراب تابستانی همنشین دختر میشه.
    وقتی شراب میخوره، مست میشه و به خواب میره، وقتی میخواد بلند بشه دختر دوباره بهش شراب تابستانی میده و مرد دوباره به خواب میره، وقتی مرد بیدار میشه، میبینه دختر با کفش های گرون قیمتش رفته، و اون کفش هاش رو مفت از دست داده.
    اما مسئله اصلی اینه که اون مرد هنوز شراب تابستانی میخواد، اما دیگه شرابی نیست. درسته کفشش رو از دست داده، اما هنوز خمار شراب تابستانیه.
    خب هر آهنگی رو باید گوش داد و معنی اون رو خود آهنگ بگه، آهنگ، آهنگه، نه یه متن فلسفی، اما همین آهنگ معانی خیلی عمیقی میتونه داشته باشه، احساس های خیلی خیلی عمیقی رو برسونه.
    وقتی این آهنگ رو گوش میدیم، چیزی که بیشتر از هر چیز دیگر توش خودنمایی می کنه، شراب تابستانیه، انگار داستان این شعر در حاشیه قرار داره، همه چیز وصف خوبی شراب تابستانه.
    آهنگ با شراب تابستانی شروع میشه و با شراب تابستانی تموم میشه. ترجیع بند همه بخش های اون هم شراب تابستانیه.
    این حس به شما منتقل میشه؟
    چون دلبرانه بنگری بر جان سرگردان من

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  19. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    فاطمه عطایی (22-01-15)

  20. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.48
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,269
    تشکر تشکر شده 
    1,028
    تشکر شده در
    366 پست
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 11 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط جان علی نمایش پست ها
    دی شاعری خراب ک ذکرش ب خیر باد
    گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
    گفتم ب باد میدهدم باده نام و ننگ
    گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد..
    کردم خدافظی و بعدش الفرار...
    با اجازه ویرایشش کردم
    داستان واقعی است.
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  21. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.34
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 9 دقيقه 47 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 54 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    با اجازه ویرایشش کردم
    داستان واقعی است.
    هااااا !!!؟؟؟؟
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

صفحه 1 از 43 12311 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1