صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 35

موضوع: مسعود

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    تشکر
    1,269
    1,028 بار در 366 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 17 ثانيه

    مسعود

    نام: مسعود بابایی
    کارشناسی مدیریت 91

    اشعار ثبت شده در اندیشه آزاد تا کنون 7 شعر

    یا صاحب الغزل به تو سوگند خسته ام...
    جشنواره شعر و داستان تابستانی
    ولادت عشق
    جشنواره شعر و داستان تابستانی
    شاعر قلم به دست چه محشر کشیده است
    کتاب شیداییات
    دل من کرده هوای حرمت را چه کنم؟
    در اندرون من خسته دل!
    سخت است دویدن و به مقصد نرسیدن (مسمط)
    کتاب شیداییات
    ترکیب تنت پنبه و آتش شده این بار
    کتاب شیداییات
    عارفان چشم تو دیدند و نظر باز شدند
    در اندرون من خسته دل!
    ویرایش توسط مسعود : 30-01-15 در ساعت 11:54
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  2. 11 کاربر برای این پست سودمند از مسعود عزیز تشکر کرده اند:

    mosafer (02-02-15),ابوالفضل (02-02-15),ادواردو (25-04-15),خیالِ کج (03-02-15),زهرا خوش گفتار (10-08-15),عقل سرخ (02-02-15),علمدار (31-01-15),s.tohidi (02-02-15),setare (03-05-15),مجتبی (02-02-15),مشتاق کربلا (30-01-15)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    تشکر
    1,269
    1,028 بار در 366 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 17 ثانيه
    شیر خسته

    مثل شیری خسته که از خیر آهویش گذشت
    شاعرت پا بر دلش بگذاشت از رویش گذشت

    مرد،گاهی باید از دلبستگی ها بگذرد
    مثل شاهی ناتوان کز برج و بارویش گذشت

    دل بریدن،گاو نر می خواهد و مرد کهن
    تا شود از چشم زیبا و دو ابرویش گذشت

    راه درمانِ مریضت یک نگاهی ساده بود
    نوشدارویی نیاور،وقت دارویش گذشت

    عاقبت با شانه ای از نیل مویت رد شدم
    گرچه موسی با عصا ،اعجاز و جادویش گذشت

    ##
    گرم شعر و شاعری بودم که ناگه دختری -
    چادری،شکل شما،با عطر خوش بویش گذشت

    دفتر و شعر و ردیفم را هوایی کرد و رفت
    هر که بود آمد جلو چشمم خدایی کرد و رفت

    روز،دائم می گریزم از سراب روی دوست
    دلخوشم،شب ها ببینم بلکه خواب روی دوست

    خوش به حال ماه که هر شب بر او می تابد و
    خوش به حال باد اگر از لای گیسویش گذشت

    بیت ها رفت و سوالی بی جواب است هنوز
    شاعر خسته ی ما از خیر بانویش گذشت؟

    نقل این قصه همین مصرع کفایت می کند:
    بی تو مهتاب شبی او باز از آن کویش گذشت*


    *با الهام از شعر فریدون مشیری:
    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

    فروردین 94
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  4. 12 کاربر برای این پست سودمند از مسعود عزیز تشکر کرده اند:

    ابوالفضل (26-04-15),ادواردو (25-04-15),ارغوان (02-05-15),خیالِ کج (24-04-15),دریا (24-04-15),زهرا خوش گفتار (02-05-15),علمدار (25-04-15),s.tohidi (29-04-15),فاطمه عطایی (30-04-15),مجتبی (24-04-15),مشتاق کربلا (24-04-15),پویان (21-05-15)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.99
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,338
    تشکر
    2,928
    1,820 بار در 642 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    1
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 6 ساعت 47 دقيقه 13 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    16 دقيقه 56 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    شیر خسته

    مثل شیری خسته که از خیر آهویش گذشت
    شاعرت پا بر دلش بگذاشت از رویش گذشت

    مرد،گاهی باید از دلبستگی ها بگذرد
    مثل شاهی ناتوان کز برج و بارویش گذشت

    دل بریدن،گاو نر می خواهد و مرد کهن
    تا شود از چشم زیبا و دو ابرویش گذشت

    راه درمانِ مریضت یک نگاهی ساده بود
    نوشدارویی نیاور،وقت دارویش گذشت

    عاقبت با شانه ای از نیل مویت رد شدم
    گرچه موسی با عصا ،اعجاز و جادویش گذشت

    ##
    گرم شعر و شاعری بودم که ناگه دختری -
    چادری،شکل شما،با عطر خوش بویش گذشت

    دفتر و شعر و ردیفم را هوایی کرد و رفت
    هر که بود آمد جلو چشمم خدایی کرد و رفت

    روز،دائم می گریزم از سراب روی دوست
    دلخوشم،شب ها ببینم بلکه خواب روی دوست

    خوش به حال ماه که هر شب بر او می تابد و
    خوش به حال باد اگر از لای گیسویش گذشت

    بیت ها رفت و سوالی بی جواب است هنوز
    شاعر خسته ی ما از خیر بانویش گذشت؟

    نقل این قصه همین مصرع کفایت می کند:
    بی تو مهتاب شبی او باز از آن کویش گذشت*


    *با الهام از شعر فریدون مشیری:
    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

    فروردین 94
    خیلی زیبا بود
    خیییییلی به دل میشینه
    بیشتر از همه ازش خوشم اود
    واقعا آفریییین
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  6. 6 کاربر برای این پست سودمند از مشتاق کربلا عزیز تشکر کرده اند:

    ادواردو (25-04-15),خیالِ کج (25-04-15),دریا (24-04-15),زهرا خوش گفتار (02-05-15),s.tohidi (29-04-15),مسعود (24-04-15)

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    شماره عضویت
    251
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.77
    محل سکونت
    دل
    نوشته ها
    1,544
    تشکر
    542
    471 بار در 175 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    1 روز 10 ساعت 11 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 دقيقه 20 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    شیر خسته

    مثل شیری خسته که از خیر آهویش گذشت
    شاعرت پا بر دلش بگذاشت از رویش گذشت

    مرد،گاهی باید از دلبستگی ها بگذرد
    مثل شاهی ناتوان کز برج و بارویش گذشت

    دل بریدن،گاو نر می خواهد و مرد کهن
    تا شود از چشم زیبا و دو ابرویش گذشت

    راه درمانِ مریضت یک نگاهی ساده بود
    نوشدارویی نیاور،وقت دارویش گذشت

    عاقبت با شانه ای از نیل مویت رد شدم
    گرچه موسی با عصا ،اعجاز و جادویش گذشت

    ##
    گرم شعر و شاعری بودم که ناگه دختری -
    چادری،شکل شما،با عطر خوش بویش گذشت

    دفتر و شعر و ردیفم را هوایی کرد و رفت
    هر که بود آمد جلو چشمم خدایی کرد و رفت

    روز،دائم می گریزم از سراب روی دوست
    دلخوشم،شب ها ببینم بلکه خواب روی دوست

    خوش به حال ماه که هر شب بر او می تابد و
    خوش به حال باد اگر از لای گیسویش گذشت

    بیت ها رفت و سوالی بی جواب است هنوز
    شاعر خسته ی ما از خیر بانویش گذشت؟

    نقل این قصه همین مصرع کفایت می کند:
    بی تو مهتاب شبی او باز از آن کویش گذشت*


    *با الهام از شعر فریدون مشیری:
    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

    فروردین 94
    احسنت
    عالی به استثنای مصرع اخر
    باریکلا
    بیچاره کشوری است که قاجار، حاکمش...
    خوشبخت ملتی که امیرش کبیر بود

  8. 5 کاربر برای این پست سودمند از ادواردو عزیز تشکر کرده اند:

    خیالِ کج (26-04-15),علمدار (25-04-15),s.tohidi (29-04-15),مجتبی (26-04-15),مسعود (25-04-15)

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    3.20
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,630
    تشکر
    2,946
    2,047 بار در 686 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    4 روز 10 ساعت 6 دقيقه 20 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    7 دقيقه 17 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    شیر خسته

    مثل شیری خسته که از خیر آهویش گذشت
    شاعرت پا بر دلش بگذاشت از رویش گذشت

    مرد،گاهی باید از دلبستگی ها بگذرد
    مثل شاهی ناتوان کز برج و بارویش گذشت

    دل بریدن،گاو نر می خواهد و مرد کهن
    تا شود از چشم زیبا و دو ابرویش گذشت

    راه درمانِ مریضت یک نگاهی ساده بود
    نوشدارویی نیاور،وقت دارویش گذشت

    عاقبت با شانه ای از نیل مویت رد شدم
    گرچه موسی با عصا ،اعجاز و جادویش گذشت

    ##
    گرم شعر و شاعری بودم که ناگه دختری -
    چادری،شکل شما،با عطر خوش بویش گذشت

    دفتر و شعر و ردیفم را هوایی کرد و رفت
    هر که بود آمد جلو چشمم خدایی کرد و رفت

    روز،دائم می گریزم از سراب روی دوست
    دلخوشم،شب ها ببینم بلکه خواب روی دوست

    خوش به حال ماه که هر شب بر او می تابد و
    خوش به حال باد اگر از لای گیسویش گذشت

    بیت ها رفت و سوالی بی جواب است هنوز
    شاعر خسته ی ما از خیر بانویش گذشت؟

    نقل این قصه همین مصرع کفایت می کند:
    بی تو مهتاب شبی او باز از آن کویش گذشت*


    *با الهام از شعر فریدون مشیری:
    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

    فروردین 94

    آفرین
    دمت گرم
    فقط هردومصراع بیت یکی به آخر،مشکل وزن داره
    مصرع آخرتم که سیدمحمدحسین گفت
    در کل خیلی خوبه
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  10. 6 کاربر برای این پست سودمند از علمدار عزیز تشکر کرده اند:

    ادواردو (26-04-15),ارغوان (02-05-15),خیالِ کج (26-04-15),مجتبی (26-04-15),مسعود (25-04-15),مشتاق کربلا (26-04-15)

  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    تشکر
    1,269
    1,028 بار در 366 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 17 ثانيه
    ممنون از لطفتون ^_^
    در مورد اشکالات وزنی هم،من بنا رو بر این گذاشتم که شامل اختیارات شاعری میشه
    همونی که می گفت:هجای کوتاه آخرِ کلمه می تونه بلند خونده بشه،مثل مهتاب
    نظرته؟؟
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  12. 2 کاربر برای این پست سودمند از مسعود عزیز تشکر کرده اند:

    علمدار (27-04-15),مشتاق کربلا (26-04-15)

  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    شماره عضویت
    303
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.51
    نوشته ها
    805
    تشکر
    1,336
    939 بار در 261 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    5
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 12 ساعت 11 دقيقه 26 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    15 دقيقه 40 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط ادواردو نمایش پست ها
    احسنت
    عالی به استثنای مصرع اخر
    باریکلا

    خیلی خوب بود

    روان تر از قبلیاس و ابهامش هم کمتره

    و به استثنای بیت ماقبل آخر


    به جای دفتر و شعر و ردیفم می تونستی بگی قالبِ شعر و ردیفم که تمهیدی برای تغییر قالب شعرت باشه


    البته باید بدونی استفاده از اختیارات شاعری رو ضعف میدونن و فقط در جاهایی که قافیه تنگ باشه یا شاعر در تنگنای وزن باشه میپذیرن نه در اینجا که دستت بازه
    ویرایش توسط خیالِ کج : 26-04-15 در ساعت 00:05
    ...وه که در این خیالِ کج عمر عزیز شد تلف!

  14. 6 کاربر برای این پست سودمند از خیالِ کج عزیز تشکر کرده اند:

    ارغوان (02-05-15),دریا (26-04-15),علمدار (27-04-15),مجتبی (26-04-15),مسعود (26-04-15),مشتاق کربلا (26-04-15)

  15. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    تشکر
    1,269
    1,028 بار در 366 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 17 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیالِ کج نمایش پست ها

    خیلی خوب بود

    روان تر از قبلیاس و ابهامش هم کمتره

    و به استثنای مصرع دوم بیت ماقبل آخر


    به جای دفتر و شعر و ردیفم می تونستی بگی قالبِ شعر و ردیفم که تمهیدی برای تغییر قالب شعرت باشه

    "قالب شعر" خیلی خوبه
    "قافیه، شعرو.." هم میشد
    ولی فکر کردم "دفتر" تو تصویر سازی بیشتر کمک می کنه
    ممنونم
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  16. 5 کاربر برای این پست سودمند از مسعود عزیز تشکر کرده اند:

    خیالِ کج (26-04-15),دریا (26-04-15),علمدار (27-04-15),مجتبی (26-04-15),مشتاق کربلا (26-04-15)

  17. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    شماره عضویت
    312
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.19
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    295
    تشکر
    33
    55 بار در 17 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    7 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    30 ثانيه
    شعر جدیدت بزار دیگ

  18. یک کاربر برای این پست سودمند از وحید عزیز تشکر کرده اند:

    مسعود (29-04-15)

  19. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    تشکر
    1,269
    1,028 بار در 366 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 17 ثانيه
    وای اگر قصه ی ما تلخ به پایان برسد
    از قفس می پری و کاش که طوفان برسد

    حال اگر شادی ما در گرو عشق نبود
    غم اگر هست،بگویید،فراوان برسد

    هر خبر می دمد انگار به عاشق روحی
    مثل پیراهن یوسف که به کنعان برسد

    باغبانی شده ام خسته که قحطی شده است..
    تک گلی دارم و ای کاش که باران برسد

    گر به زیبایی و حسن تو ملائک نرسند
    به بلندای غرور تو که شیطان برسد

    بیم گرگ و عطش شوق و بیابان سوزان
    باید این تشنه به آن چاه زنخدان برسد

    غزلم درد تو را دارد و فریاد کشد
    تا به هر گوشه ای از عالم امکان برسد:

    "دوستت دارم" و در شعر فقط می گویم
    چون که از شرم نگاهت به لبم جان برسد

    کاش روزی برسد این مثل عشق شود:
    کوه ها نه! ولی انسان که به انسان برسد


    صمیمانه پذیرای نقدتان هستم
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  20. 10 کاربر برای این پست سودمند از مسعود عزیز تشکر کرده اند:

    ادواردو (01-05-15),دریا (29-04-15),زهرا خوش گفتار (02-05-15),علمدار (30-04-15),s.tohidi (29-04-15),setare (03-05-15),فاطمه عطایی (30-04-15),مجتبی (30-04-15),مشتاق کربلا (30-04-15),وحید (29-04-15)

  21. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    شماره عضویت
    312
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.19
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    295
    تشکر
    33
    55 بار در 17 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    7 ساعت 24 دقيقه 42 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    30 ثانيه
    خوشابحالت هم شعرات خوبن هم پینگ پونگ از من میبری

  22. 3 کاربر برای این پست سودمند از وحید عزیز تشکر کرده اند:

    setare (03-05-15),مجتبی (30-04-15),مسعود (29-04-15)

  23. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    450
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    تا جنون فاصله ای نیست...
    نوشته ها
    4,106
    تشکر
    1,269
    1,028 بار در 366 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    2
    آنلاين
    2 روز 14 ساعت 32 دقيقه 8 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 17 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط وحید نمایش پست ها
    خوشابحالت هم شعرات خوبن هم پینگ پونگ از من میبری
    هم لطف داری هم خیلی مخلصم
    چه عجب پینگو قبول کردی !!
    پسر نوحم و قربانی توفان خودم

  24. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    1.06
    نوشته ها
    884
    تشکر
    1,767
    1,979 بار در 814 پست از ایشان تشکر شده است
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 40 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    31 دقيقه 1 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    وای اگر قصه ی ما تلخ به پایان برسد
    از قفس می پری و کاش که طوفان برسد

    حال اگر شادی ما در گرو عشق نبود
    غم اگر هست،بگویید،فراوان برسد

    هر خبر می دمد انگار به عاشق روحی
    مثل پیراهن یوسف که به کنعان برسد

    باغبانی شده ام خسته که قحطی شده است..
    تک گلی دارم و ای کاش که باران برسد

    گر به زیبایی و حسن تو ملائک نرسند
    به بلندای غرور تو که شیطان برسد

    بیم گرگ و عطش شوق و بیابان سوزان
    باید این تشنه به آن چاه زنخدان برسد

    غزلم درد تو را دارد و فریاد کشد
    تا به هر گوشه ای از عالم امکان برسد:

    "دوستت دارم" و در شعر فقط می گویم
    چون که از شرم نگاهت به لبم جان برسد

    کاش روزی برسد این مثل عشق شود:
    کوه ها نه! ولی انسان که به انسان برسد


    صمیمانه پذیرای نقدتان هستم
    مرسی
    دستتون درد نکنه
    عجب شاعرایی داره اندیشه!
    استاده ام چو شمع

  25. 5 کاربر برای این پست سودمند از دریا عزیز تشکر کرده اند:

    زهرا خوش گفتار (02-05-15),علمدار (30-04-15),مجتبی (30-04-15),مسعود (30-04-15),مشتاق کربلا (30-04-15)

  26. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.99
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,338
    تشکر
    2,928
    1,820 بار در 642 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    1
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 6 ساعت 47 دقيقه 13 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    16 دقيقه 56 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها

    غزلم درد تو را دارد و فریاد کشد
    تا به هر گوشه ای از عالم امکان برسد:


    خیلی زیبا بود
    احسنت
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  27. 4 کاربر برای این پست سودمند از مشتاق کربلا عزیز تشکر کرده اند:

    دریا (30-04-15),علمدار (30-04-15),مجتبی (30-04-15),مسعود (30-04-15)

  28. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.11
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    تشکر
    2,472
    2,641 بار در 951 پست از ایشان تشکر شده است
    نوشته های وبلاگ
    1
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 18 ساعت 27 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 15 دقيقه 25 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود نمایش پست ها
    وای اگر قصه ی ما تلخ به پایان برسد
    از قفس می پری و کاش که طوفان برسد

    حال اگر شادی ما در گرو عشق نبود
    غم اگر هست،بگویید،فراوان برسد

    هر خبر می دمد انگار به عاشق روحی
    مثل پیراهن یوسف که به کنعان برسد

    باغبانی شده ام خسته که قحطی شده است..
    تک گلی دارم و ای کاش که باران برسد

    گر به زیبایی و حسن تو ملائک نرسند
    به بلندای غرور تو که شیطان برسد

    بیم گرگ و عطش شوق و بیابان سوزان
    باید این تشنه به آن چاه زنخدان برسد

    غزلم درد تو را دارد و فریاد کشد
    تا به هر گوشه ای از عالم امکان برسد:

    "دوستت دارم" و در شعر فقط می گویم
    چون که از شرم نگاهت به لبم جان برسد

    کاش روزی برسد این مثل عشق شود:
    کوه ها نه! ولی انسان که به انسان برسد


    صمیمانه پذیرای نقدتان هستم
    بیت های اولش به نظرم خیلی مشکل مضمون دارن، جمله بندی ها اصلا خوب مضمون نمیرسونن. اما چند مصرع مضمون خیلی خیلی خوبی داشت، مثلا بیت آخر، و دو بیت مونده به آخر
    این بیت هم مضمون خوبی داره، فقط به نظرم اگه به جای "بیم گرگ" یه چیز دیگه، مثلا "ظهر تیر" که با مضمون بیت تناسب بیشتری داشته باشه خیلی بهتره، چون بحث از تشنگی توی بیابون خیلی ربطی به ترس از گرگ نداره.
    این بیت هم مضمون واقعا خوبی داره، اما جمله بندی و ترکیبش به نظرم خوب نیست: گر به زیبایی و حسن تو ملائک نرسند...
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  29. 4 کاربر برای این پست سودمند از مجتبی عزیز تشکر کرده اند:

    علمدار (30-04-15),فاطمه عطایی (30-04-15),مسعود (30-04-15),مشتاق کربلا (30-04-15)

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •