صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 60

موضوع: وصیت نامه

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.85
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,473
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 2 روز 19 ساعت 17 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 38 ثانيه

    وصیت نامه

    سلام
    اینجا میتونید وصیت نامه تون، اون قسمتش که عمومیه رو بگذارید.
    نوشتن وصیت نامه مستحبه. خیلی در زندگی ما تاثیر مثبتی داره. چون باعث یاد مرگ میشه...
    بسم الله
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  2. 8 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (04-02-15), ابوالفضل (04-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), شاهین بزرگی (04-02-15), فاطمه عطایی (04-02-15), مسعود (04-02-15), مشتاق کربلا (04-02-15)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 17 ثانيه
    آقای *** آدم می ترسه خب...
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  4. کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (04-02-15)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.02
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه
    برام گریه نکنید....فقط بخندید...
    ویرایش توسط عقل سرخ : 04-02-15 در ساعت 13:37
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  6. 3 کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (05-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), setare (03-10-15)

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    شماره عضویت
    388
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.02
    محل سکونت
    باب الجنة
    نوشته ها
    3,644
    نوشته های وبلاگ
    12
    تشکر تشکر کرده 
    1,202
    تشکر تشکر شده 
    1,546
    تشکر شده در
    612 پست
    آنلاين
    2 روز 13 ساعت 56 دقيقه 29 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه
    قبلا گفتم....سر قبرم بنویسید:

    کل من علیها فان،و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام...
    گرچه از نزد شما با دیده تر میرویم
    دلخوش از آنم کاندر کوی دلبر میرویم
    میرود با پا اگر هرعاشقی در کوی دوست
    ما برای دیدن معشوق با سر میرویم.
    ویرایش توسط عقل سرخ : 04-02-15 در ساعت 13:37
    حباب وار برای دیدن رخ یار ، سری کشیم و نگاهی کنیم و آب شویم...

  8. 5 کاربر مقابل از عقل سرخ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (05-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), شاهین بزرگی (04-02-15), setare (03-10-15), مشتاق کربلا (04-02-15)

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.30
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 13 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 20 ثانيه
    چه جالب
    چقد خوب
    همیشه چن تا حرف تو دلم بود ک هی میخواستم به دوستام بگم اگه مردم واسم انجامش بدن اما میترسیدم بهم بخندن! نمیگفتم..
    چه خوب ک اینجا میشه گفت..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  10. 6 کاربر مقابل از فاطمه عطایی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (04-02-15), ابوالفضل (05-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), setare (03-10-15), مجتبی (04-02-15)

  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 17 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط عقل سرخ نمایش پست ها
    برام گریه نکنید....فقط بخندید...
    یاد این بیت افتادم:
    روی سنگ قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست
    هرکی میخواد گریه کنه بهش بگید اون دیگه نیست
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  12. 2 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    عقل سرخ (04-02-15), فاطمه عطایی (04-02-15)

  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.25
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,394
    تشکر شده در
    661 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 43 ثانيه
    یه وصیت به دوستای اندیشم دادم قبلا
    صرف یاداوری
    که اگه روزی بودن تو زندگیم ومن مسافرتم تموم شد، به کسی نگن
    دوس ندارم همه بیان بالا سرم، جسد مسدو نیگا میگا کنن
    اینکه حرف بزنن نتونم زبون درازی کنم جدا اذیتم میکنه
    دیم اینکه عده معدودی رو دعوت کردم شب اول تاصب پیشم باشن، میترسم از تاریکی
    سوم ایناش دیگه عمومی نی، مثلا کتابامو سرخ قراره برداره و....

  14. 6 کاربر مقابل از mosafer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (05-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), عقل سرخ (04-02-15), setare (03-10-15), مجتبی (04-02-15), مشتاق کربلا (04-02-15)

  15. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.64
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,344
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,945
    تشکر تشکر شده 
    1,835
    تشکر شده در
    648 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 8 ساعت 20 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    12 دقيقه 4 ثانيه
    چقد خوبه این تاپیک حسه خوبی بهم داد
    با آواتار و امضامم همخونی داره تازه
    پارسال تو نمایشگاه کتاب یه وصیت نامه خریدم اما هر چقد خواستم چیزی بنویسم توش نشد انگار خیلی قانونمند باید جلو میرفتم
    اما مرگ خیلی ملموس تر از این حرفاس خیلی نزدیک بدون هیچ قانونی تا بالاخره دوم بهمن یه اتفاق باعث شد چیزایی رو بنویسم که دیگه نمیترسم بمیرم
    یکی از چیزایی که نوشتم اینه که برام نماز بخونن به اندازه عمرم
    یکیشم این که مادرم کربلا رفت به نیت من زیارت کنه
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  16. 9 کاربر مقابل از مشتاق کربلا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (04-02-15), ابوالفضل (05-02-15), ادواردو (06-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), شاهین بزرگی (04-02-15), عقل سرخ (04-02-15), setare (03-10-15), مجتبی (04-02-15)

  17. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.64
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,344
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,945
    تشکر تشکر شده 
    1,835
    تشکر شده در
    648 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 8 ساعت 20 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    12 دقيقه 4 ثانيه
    یه چیز دیگه الان به ذهنم رسید
    یه زحمت برا شما دوستای اندیشه ای دارم هرکدومتون خبر مرگ من بهتون رسید برام نماز وحشت بخونید
    به نزدیکاتونم بگین برام بخونن
    میترسم از شب اول
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  18. 7 کاربر مقابل از مشتاق کربلا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (04-02-15), ابوالفضل (04-02-15), ادواردو (06-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), شاهین بزرگی (07-02-15), setare (03-10-15), مجتبی (04-02-15)

  19. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    شماره عضویت
    276
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.25
    نوشته ها
    4,438
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    1,339
    تشکر تشکر شده 
    1,394
    تشکر شده در
    661 پست
    آنلاين
    3 روز 4 ساعت 35 دقيقه 53 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    3 دقيقه 43 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس کبود نمایش پست ها
    یه چیز دیگه الان به ذهنم رسید
    یه زحمت برا شما دوستای اندیشه ای دارم هرکدومتون خبر مرگ من بهتون رسید برام نماز وحشت بخونید
    به نزدیکاتونم بگین برام بخونن
    میترسم از شب اول
    من وسیمین یه دعوای سگی کردیم هنوزم نبخشیدمش
    وفکرم نمیکنم قادرباشم ببخشم
    وایضا سیمین منو
    وصیت میکنم بچه هام قصاص رو جای من اجرا کنن...
    آخیش

  20. 3 کاربر مقابل از mosafer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    setare (03-10-15), مجتبی (04-02-15), مشتاق کربلا (04-02-15)

  21. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    196
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.64
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    3,344
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,945
    تشکر تشکر شده 
    1,835
    تشکر شده در
    648 پست
    آنلاين
    1 هفته 3 روز 8 ساعت 20 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    12 دقيقه 4 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosafer نمایش پست ها
    من وسیمین یه دعوای سگی کردیم هنوزم نبخشیدمش
    وفکرم نمیکنم قادرباشم ببخشم
    وایضا سیمین منو
    وصیت میکنم بچه هام قصاص رو جای من اجرا کنن...
    آخیش
    من بخشیدم
    فقط همین
    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

  22. 4 کاربر مقابل از مشتاق کربلا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    علمدار (04-02-15), s.tohidi (04-02-15), setare (03-10-15), مجتبی (04-02-15)

  23. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 17 ثانيه
    میروم حسرت دریای مرا دفن کنید
    اهل دیروزم و فردای مرا دفن کنید

    لحدم را بگذارید و به روی لحدم
    شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید

    ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند
    وقت تنگ است بخارای مرا دفن کنید

    صخره ام، صخره که دلتا شده از سیلی رود
    دل که خوب است فقط "تا" ی مرا دفن کنید

    تا پر از روسری و سیب شود شهر شما
    زیر این خاک غزل های مرا دفن کنید

    حامد عسگری
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  24. 3 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (05-02-15), مجتبی (04-02-15), مشتاق کربلا (04-02-15)

  25. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.30
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 13 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 20 ثانيه
    ما کرمانی ها تجربه ی زلزله زیاد داریم..
    تقریبا سالی یه بار اونورا میلرزه..
    وقتی زلزله میشه تمام ذهن ادم متمرکز میشه رو یه کار
    مثلا مادر من موقع زلزله اولین کاری که میکنه (در واقع ذهنش دستور میده) اینه که میخواد بدوه سمت چادر و روسری.. توصیفش خیلی سخته اما انگار مغز ادم رو یه چی متمرکز میشه و تو اون چند لحظه ی کوتاه اجازه ی فکر کردن به هیچ چیز دیگه ای نداری..
    زلزله یه جورایی شبیه سرگیجست.. میدوی جلو اما برمیگردی عقب .. کلا مخه ادم تعطیله.. نمیشه در آن واحد به چن تا چی فک کنی..
    واسم عجیبه تو چند بار تجربه ی زلزله ای که داشتم اولین چیزی ک به ذهنم میرسید و سراغ اولین کسی که میرفتم خواهرم فائزه بود..
    اون لحظه نه میتونستم به مادرم فکر کنم نه بابام و نه هیچ کس دیگه.. حتی سعی نمیکردم از خونه برم بیرون
    میرفتم سراغ اتاقی که فایزست.جایی که خوابیده یا نشسته یا در حال فراره دلیلش رو نمیدونم ..اتفاقا تو زندگی عادی خیلی با هم کل کل و ناسازگاری داریم اما وقتی اسم مرگ میاد وسط تنها وصیت و نصیحتی که دارم در رابطه با اونه..
    اصلا وصیت نامه ام خصوصی یا عمومی نیست ..فقط دو تا خواسته دارم.. اگه یه وقت مُردم اینو به گوش خانواده دوستام برسونید هر جوی که شده.. چون اگه خودم مستقیم بگم میدونم کلی میخندن بهم )
    اول از همه مراقبت و مواظبت از خواهرم فائزه ..
    دوم هم وسایل شخصیمه مثل گوشی و لپ تاپ و دفتر خاطره و.. که اصلا و اصلا راضی نیستم دست کسی بیفته (اگه یکی خواست فضولی کنه محاله اون دنیا ببخشمش) به جز آبجی بزرگم.. یعنی این سری از اموالم مستقیمن بره دره خونه ی اون..

    همین..
    اخه نه چیزی دارم که ببخشم نه کسیو اونقد ازار دادم که ناراحتش باشم.. رابطه ی خودمو خدام به خودمون مربوطه فقط همینا تو دلم مونده بود..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  26. 10 کاربر مقابل از فاطمه عطایی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (04-02-15), ابوالفضل (05-02-15), ادواردو (06-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), شاهین بزرگی (07-02-15), عقل سرخ (04-02-15), setare (03-10-15), مجتبی (04-02-15), مشتاق کربلا (04-02-15)

  27. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    476
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,519
    تشکر تشکر کرده 
    2,147
    تشکر تشکر شده 
    1,880
    تشکر شده در
    718 پست
    آنلاين
    4 روز 12 ساعت 50 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    5 دقيقه 17 ثانيه
    راستش من خیلی از قبر و کفن و وصیت نامه می ترسم ولی...
    چاره ای نیست بالاخره باید باهاش کنار بیام.
    همیشه دعا می کنم، یه جوری بمیرم که اعضای بدنم اهدا بشه.
    شما هم برام دعا کنید لطفاً...
    بازم پر کشیده این دله من به کفل العباس...

  28. 8 کاربر مقابل از زهرا خوش گفتار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (04-02-15), ابوالفضل (05-02-15), شاهین بزرگی (07-02-15), setare (03-10-15), فاطمه عطایی (04-02-15), مجتبی (04-02-15), مشتاق کربلا (04-02-15)

  29. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.85
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,473
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 2 روز 19 ساعت 17 دقيقه 48 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 38 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه عطایی نمایش پست ها
    ما کرمانی ها تجربه ی زلزله زیاد داریم..
    تقریبا سالی یه بار اونورا میلرزه..
    وقتی زلزله میشه تمام ذهن ادم متمرکز میشه رو یه کار
    مثلا مادر من موقع زلزله اولین کاری که میکنه (در واقع ذهنش دستور میده) اینه که میخواد بدوه سمت چادر و روسری.. توصیفش خیلی سخته اما انگار مغز ادم رو یه چی متمرکز میشه و تو اون چند لحظه ی کوتاه اجازه ی فکر کردن به هیچ چیز دیگه ای نداری..
    زلزله یه جورایی شبیه سرگیجست.. میدوی جلو اما برمیگردی عقب .. کلا مخه ادم تعطیله.. نمیشه در آن واحد به چن تا چی فک کنی..
    واسم عجیبه تو چند بار تجربه ی زلزله ای که داشتم اولین چیزی ک به ذهنم میرسید و سراغ اولین کسی که میرفتم خواهرم فائزه بود..
    اون لحظه نه میتونستم به مادرم فکر کنم نه بابام و نه هیچ کس دیگه.. حتی سعی نمیکردم از خونه برم بیرون
    میرفتم سراغ اتاقی که فایزست.جایی که خوابیده یا نشسته یا در حال فراره دلیلش رو نمیدونم ..اتفاقا تو زندگی عادی خیلی با هم کل کل و ناسازگاری داریم اما وقتی اسم مرگ میاد وسط تنها وصیت و نصیحتی که دارم در رابطه با اونه..
    اصلا وصیت نامه ام خصوصی یا عمومی نیست ..فقط دو تا خواسته دارم.. اگه یه وقت مُردم اینو به گوش خانواده دوستام برسونید هر جوی که شده.. چون اگه خودم مستقیم بگم میدونم کلی میخندن بهم )
    اول از همه مراقبت و مواظبت از خواهرم فائزه ..
    دوم هم وسایل شخصیمه مثل گوشی و لپ تاپ و دفتر خاطره و.. که اصلا و اصلا راضی نیستم دست کسی بیفته (اگه یکی خواست فضولی کنه محاله اون دنیا ببخشمش) به جز آبجی بزرگم.. یعنی این سری از اموالم مستقیمن بره دره خونه ی اون..

    همین..
    اخه نه چیزی دارم که ببخشم نه کسیو اونقد ازار دادم که ناراحتش باشم.. رابطه ی خودمو خدام به خودمون مربوطه فقط همینا تو دلم مونده بود..
    شامل یوزر اندیشه هم میشه؟
    بالاخره من احساس مسئولیت دارم در این زمینه
    لطفا دیگران در مورد این مسئله وصیتشون رو بگن
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  30. 3 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mosafer (04-02-15), زهرا خوش گفتار (04-02-15), setare (03-10-15)

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1