نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 , از مجموع 12
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه

    Question نقد پذیری اسلام

    « نقد پذیری اسلام » موضوعیه که برای جلسه هم اندیشی کانون انتخاب شده. و قرار شده که من درباره اون مطلبی ارائه کنم.
    خواستم که قبل از طرح بحث در جلسه هم اندیشی در اینجا بحث رو شروع کنم که هم نظرات دوستان رو در این باره بدونم و هم کم و کاستی های نظر خودم برام معلوم بشه که اصلاحشون کنم.
    از دوستان درخواست می کنم که نظراتشون رو در این باره بنویسن.
    سوال اینه که آیا دین اسلام رو میشه نقد کرد؟اگر نمی شه چرا و اگر میشه حد و مرز داره یا نداره و اگه حد داره، حد نقد چیست؟
    یکی از دوستان در جلسه هم اندیشی گفتم که دین اسلام انحصار گراست، از ایشون درخواست می کنم که منظورشون رو واضح تر بیان کنن تا بتونیم در مورد اون صحبت کنیم.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    به نام خدا
    ادعای من بر این است که ادیان و به نظر خاص ادیان ابراهیمی انحصارگرا می باشند، از نظر دلالت شناختی ما یک مقوله ی پیشینی داریم و یک مقوله یا امر پپسینی، لازم به ذکر است که من تنها دلیل می آورم و گرنه طرف مقابل من می تواند صفی از علت ها را ردیف کند اما قاعده ی بازی را رعایت نکرده است چون دلیل را با دلیل جواب می دهند
    دلالت پسینی یک امر تجربی است که چه رخدادهایی روی داده است که نشان دهنده ی امر انحصاری بودن دین می باشد، بیشتر انتقاد من در بحث انحصار ی بودن ادیان بر می گردد به مقوله ی پوسته ی حقایق ادیان، یعنی امر شریعت و به طور اخص فقه. البته شریعت شامل الهیات و اخلاق نیز می باشد، اما آنچه که در نظر است و جامعه ی ما نیز به آن مبتلا می باشد فقه زدگی و مقوله ی فقه است. دوستان مستحضرند که در فقه احکامی مشخص وجود دارد که دید تنگ نظرانه در آن قابل لمس است. اصولا تمام ادیان ابراهیمی که دارای مقوله ی شریعت هستند خطوط قرمزی دارند که گذشتن از آن و یا حتی فکر گذشتن از آنها یک تابو است
    ویرایش توسط حامد فیض آبادی : 10-11-12 در ساعت 23:06

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Nov 2012
    شماره عضویت
    169
    عنوان کاربر
    Banned
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    انتهای غم انگیز یک خوابگاه
    نوشته ها
    16
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    هزاران دلیل بر رد حرفتون دارم. انقدر واضحه که نوشتن نداره

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    به نام خدا
    ادعای من بر این است که ادیان و به نظر خاص ادیان ابراهیمی انحصارگرا می باشند، از نظر دلالت شناختی ما یک مقوله ی پیشینی داریم و یک مقوله یا امر پپسینی، لازم به ذکر است که من تنها دلیل می آورم و گرنه طرف مقابل من می تواند صفی از علت ها را ردیف کند اما قاعده ی بازی را رعایت نکرده است چون دلیل را با دلیل جواب می دهند

    فرق علت و دلیل:
    دلالت یعنی از چیزی به چیز دیگر علم پیدا کنیم، یعنی وجود یک چیز و علم به آن باعث شود ما به چیز دیگری علم پیدا کنیم
    اما علت یعنی وجود چیزی باعث وجود چیز دیگر شود. و این به علم مربوط نمی شود.
    اما دلیل خود یک نوع علت است، زیرا علت علم ما به مدلول خود است، یعنی دود که در خارج معلول آتش است، برای ما دلیل بر وجود آتش است، پس علم به دود علت علم به آتش است.
    اگه شما از علت و دلیل چیزی جز آنچه توضیح دادم را اراده می کنید باید منظور خود را کامل توضیح دهید. الان چون من فکر می کنم مقصود شما را نمی دانم نمی توانم در این مورد با شما گفتگو کنم.
    ویرایش توسط شیدا : 11-11-12 در ساعت 07:54

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد فیض آبادی نمایش پست ها
    به نام خدا
    ادعای من بر این است که ادیان و به نظر خاص ادیان ابراهیمی انحصارگرا می باشند...
    دلالت پسینی یک امر تجربی است که چه رخدادهایی روی داده است که نشان دهنده ی امر انحصاری بودن دین می باشد، بیشتر انتقاد من در بحث انحصار ی بودن ادیان بر می گردد به مقوله ی پوسته ی حقایق ادیان، یعنی امر شریعت و به طور اخص فقه. البته شریعت شامل الهیات و اخلاق نیز می باشد، اما آنچه که در نظر است و جامعه ی ما نیز به آن مبتلا می باشد فقه زدگی و مقوله ی فقه است. دوستان مستحضرند که در فقه احکامی مشخص وجود دارد که دید تنگ نظرانه در آن قابل لمس است. اصولا تمام ادیان ابراهیمی که دارای مقوله ی شریعت هستند خطوط قرمزی دارند که گذشتن از آن و یا حتی فکر گذشتن از آنها یک تابو است
    من درست متوجه منظور شما نمی شوم؛ شما باید اول مقصود خود را از انحصار گرایی ادیان ابراهیمی بیان کنید. چون فکر نمی کنم که انحصار گرایی به فقه مربوط شود.
    فقه از مقوله قانون است و هر قانونی خط قرمز هایی دارد که نمی توان از آن ها گذر کرد. پس این خصیصه به خاطر دین نیست بلکه به خاطر قانون بودن فقه است که نمی تواند جز این باشد.
    همچنین منظور شما از فقه زدگی چیست؟

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه
    این که می فرمایید ادیان ابراهیمی انحصار گرا هستند، به نقد پذیری آن ها هم مربوط می شود؟ یعنی به نظر شما چه ربطی بین انحصار گرایی و نقد پذیر بودن یک دین می باشد؟

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    149
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    98
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    جناب فیض آبادی بنده هم از الفاظ منتقل به معنا نمی شوم. خیلی ابهام دارد. ادامه بحث نیازمند شفاف سازی شماست...
    برون شدم ز عدم تا روم به منزل دوست
    ندانم از چه گذارم بر این جهان افتاد
    قرار «رحمت» ما می نوشت کاتب دهر
    ز رشحه ی قلمش نقطه ای بر آن افتاد

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    141
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    52
    تشکر تشکر کرده 
    0
    تشکر تشکر شده 
    0
    تشکر شده در
    0 پست
    آنلاين
    نامشخص
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    انحصار گرایی یک مقوله ای جداست و تسامح و تساهل و مدارا یک چیز دیگر است.
    اسلام انحصارگرا است اما برای هم زیستی مسالمت آمیز، قائل به مدارا و حتی بالاتر از آن گقتگو بود، مثال تاریخی مانند مباهله

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    162
    عنوان کاربر
    کاربر ممتاز
    میانگین پست در روز
    0.18
    محل سکونت
    کنج میخانه
    نوشته ها
    477
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    4
    تشکر شده در
    3 پست
    آنلاين
    1 ساعت 51 دقيقه 58 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 ثانيه
    فکر کنم مربوط به بخش دیگه ایی بشه
    انتقال داده شد

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.60
    نوشته ها
    1,239
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    28
    تشکر شده در
    20 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    ب نظر من اگه نقدی ب اسلام وارد میشه همیشه به قوانین و احکام فقهی اسلامه نه ب اصول اعتقادی اون چون اصول اسلامی بر خلاف ادیانی مثل مسیحیت بسیااااااار مطقن و خدشه ناپذیره
    ب همین دلیل اگه کسی هم ب رد اسلام مبادرت کنه از بعضی احکام (مثل تعدد زوجات یا برده داری و...) استفاده میکنه
    سوال من اینه ک آیا میشه این احکامو نقد کرد؟ یا حتی از قابلیت ارتجاع احکام فقهی با توجه ب زمان و مکان استفاده کرد و یه سری قوانینو ب مطابقت بیشتری رسوند؟
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 11 ساعت 17 دقيقه 18 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 26 ثانيه
    در جلسه هم اندیشی که سال گذشته برگزار شد مطلبی عرض کردم که خیلی خلاصه عرض میکنم:
    ما دو تلقی از اسلام می تونیم داشته باشیم، یکی این که هرچه اسلام بگوید حق محض است و حتی کوچک ترین فرعی که اسلام بیان کنه به طور مطلق درسته. نوع دوم اینه که گزاره های اسلام میتونن اشتباه باشن.
    اگه قائل به نظر دوم باشیم میتونیم اسلام رو همه جوره نقد کنیم. البته این نظر دیگه وحی رو قبول نداره.
    پس ما اگه وحی رو قبول داشته باشیم باید قائل به نظر اول بشیم. طبق این نظر هم نقد اسلام امکان نداره چون امکان نداره اسلام چیز غلطی گفته باشه. اصول و فروع دین هم در این میان تفاوتی نداره.
    اما در این جا هم باب تحقیق و پژوهش بسته نیست، چون این که همه گزاره های اسلام صحیح هستن تازه اول راهه، در این جا این مسئله مطرح میشه که حالا اسلام چی گفته و کدام عقاید و گزاره ها متعلق به اسلام هستن؟ این جا میشه فهم ما از دین رو نقد کرد.
    پس اگه ما قائل به وحی باشیم و وحی رو قبول داشته باشم فقط از نوع دوم میتونیم نقد کنیم.
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    321
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.60
    نوشته ها
    1,239
    تشکر تشکر کرده 
    2
    تشکر تشکر شده 
    28
    تشکر شده در
    20 پست
    آنلاين
    16 دقيقه 5 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    نامشخص
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی *** نمایش پست ها
    در جلسه هم اندیشی که سال گذشته برگزار شد مطلبی عرض کردم که خیلی خلاصه عرض میکنم:
    ما دو تلقی از اسلام می تونیم داشته باشیم، یکی این که هرچه اسلام بگوید حق محض است و حتی کوچک ترین فرعی که اسلام بیان کنه به طور مطلق درسته. نوع دوم اینه که گزاره های اسلام میتونن اشتباه باشن.
    اگه قائل به نظر دوم باشیم میتونیم اسلام رو همه جوره نقد کنیم. البته این نظر دیگه وحی رو قبول نداره.
    پس ما اگه وحی رو قبول داشته باشیم باید قائل به نظر اول بشیم. طبق این نظر هم نقد اسلام امکان نداره چون امکان نداره اسلام چیز غلطی گفته باشه. اصول و فروع دین هم در این میان تفاوتی نداره.
    اما در این جا هم باب تحقیق و پژوهش بسته نیست، چون این که همه گزاره های اسلام صحیح هستن تازه اول راهه، در این جا این مسئله مطرح میشه که حالا اسلام چی گفته و کدام عقاید و گزاره ها متعلق به اسلام هستن؟ این جا میشه فهم ما از دین رو نقد کرد.
    پس اگه ما قائل به وحی باشیم و وحی رو قبول داشته باشم فقط از نوع دوم میتونیم نقد کنیم.
    به نظر منم 100% نظز اول درسته
    و اینی ک من میگم ب این معنی نیست ک اسلام غلط باشه
    بلکه ما داریم از یکی از قابلیتهای اسلام ک قابلیت ارتجاع برای تطابق بیشتر با زمان و مکانه استفاده میکنیم
    مثلا:
    توی چین تعداد آقایون از خانوما خیلی بیشتره. با این وضع بازم تعدد زوجات جایزه تو چین؟ (البته ب وجود اومدن این وضعیت به خاطر اینه ک چون کنترل جمعیتشون خیلی سختگیرانه س بعضی خانواده ها اگه دختر باشه بچه شون سقط جنین میکنن و اگه بر مبنای اسلامی بود و این کار حرام تلقی میشد این اتفاق نمی افتاد ولی الان ک این شرایط پیش اومده اگه بخوایم اسلامو تو چین به کار ببندیم مثلا ی قائده ای مثل تعدد زوجات تکلیفش چیه؟)
    خب مگه ائمه و علما برای شکل دادن این تطبیق درنظر گرفته نشدن؟
    روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
    ای دمش گرم! سرش رفت ولی قولش نه

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1