صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 69
  1. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    ازت میخوام، با تمام وجودم، با تمام دردها و زخم هام
    اما نمیدونم چی، فقط میخوام و فقط خودت میدونی که چی...
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  2. 4 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شاهین بزرگی (12-04-15), علمدار (09-05-15), فاطمه عطایی (09-04-15), مشتاق کربلا (09-04-15)

  3. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
    تا بگویم شرح درد اشتیاق

    این سینه رو شرحه شرحه کن...

    هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
    باز حوید روزگار وصل خویش

    اگه خودمم نفهمم که نفهمم، تو که میدونی تنها مانده و جدام

    من به هر جمعیتی نالان شدم
    جفت بد حالان و خوش حالان شدم

    واقعا دوست داری درد دلم رو با هر کسی بگم؟ گوش باش برای ناله ها!

    آتشست این بانگ و نای و نیست باد
    هر که این آتش ندارد نیست باد...

    از اآتیش نمی ترسم، استاده ام چو شمع، از این که آتش عشق نباشه، آتش خودم باشه شکایت دارم، بهت پناه می برم

    آتش عشق است که اندر نی فتاد
    جوشش عشق است که اندر می فتاد

    نی حریف هرکه از یاری برید
    پرده هایش پرده های ما درید
    نی حدیث راه پرخون می کند
    قصه های عشق مجنون می کند

    محرم این هوش جز بی هوش نیست
    مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    من رو بی هوش کن، اشکم رو دربیار، چشمی که گریه نکنه نمیخوام...
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  4. 4 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شاهین بزرگی (12-04-15), علمدار (09-05-15), فاطمه عطایی (10-04-15), مشتاق کربلا (11-04-15)

  5. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    این بود آرمان های ما؟؟؟!!!
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  6. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (09-05-15)

  7. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    کیفیت تکوین عذاب الهی

    استاد نگاهی به شاگرد انداخت. سوال درستی بود. خدایی که خوب است، چرا باید عذاب دهد، آن هم عذاب ابدی. نمیدانست چگونه این شاگرد را ملتفت کند. گفت:
    -عذاب الهی، عذابی نیست که از طرف خود خدا باشه. چطور بگم، یعنی این عذاب یه عضوی از خود ما میشه، اینجوری نیست که خدا با یه آتیشی بیاد و مارو بسوزونه.
    -استاد این که عذاب یه قسمتی از خود ما میشه یعنی چی؟ مگه میشه؟ اصلا اگه یه عضو و قسمتی از خود ما بشه که دیگه ازش خوشمون میاد. مثل آتیش، مگه آتیش از گرم بودن خودش آزار میبینه؟ یا آدمی که دروغ گویی شده اخلاق همیشگیش، از دروغ گفتن لذت میبره!
    استاد کمی تامل کرد. از طرفی نمیخواست همه چیز را بگوید، از طرفی نمیخواست سوال باقی بماند:
    - یه مثال برات میزنم دقت کن. داستان شاهی که پسرش رو خیلی دوست داشت. پسرش پاره تنش بود. پسر نا خلف بود. اما پدر به پسر ایمان داشت. همیشه میگفت این پسر اگه خلافی می کنه به خاطر جوونی و این چیزاست، وگرنه دل پاکی داره که آخرش نجاتش میده. هر چی میگذشت پسرش بیشتر عوضی میشد. آبرو و تمام چیزایی که پدر داشت رو نابود کرد. اما پدر نمیتونست قبول کنه که پسرش نا اهله. برای همین پسر رو وزیر خودش کرد. شاه یه راه حل ساده پیدا کرده بود برای این مشکلش، و اون این که به حرفهایی که ضد پسرش زده میشه گوش نده و مطمئن باشه که پسرش آدم خیلی خوبیه. این گذشت، پدر اینقدر در این عقیده محکم شده بود که هیچ چیز اون رو عوض نمی کرد. برای همین خیالش راحت بود و زندگی خوشی داشت. تا این که پسر بر علیه پدرش کودتا کرد و پدر رو به سیاه چال انداخت و شکنجه کردش. البته سیاه چال و شکنجه سخت بود، اما اینها پدر رو آزار نمیداد، چیزی که ناراحتش می کرد این بود که هنوز هم نمیتونست باور کنه که پسرش یه عوضیه به تمام معناست. پدر در یک کشاکش سخت گیر افتاده بود و عذاب می کشید، این که فکر می کرد پسرش خوبه، و این واقعیتی که در سیاه چال بود و شکنجه می شد. اگه بدونی این چه عذاب سختیه... عذاب خدا هم همینه. آدم به یه چیزی اعتقاد پیدا می کنه توی این دنیا، جوری که دیگه اون اعتقاد یه قسمتی از وجودش میشه. اما وقتی که قیامت بشه و پرده ها کنار بره، حقیقت رو می بینه ولی دیگه نمیتونه اعتقادش رو عوض کنه. برای همین بین این تعارض قرار میگیره و سخت ترین عذاب رو می کشه...
    ویرایش توسط مجتبی : 12-04-15 در ساعت 00:20
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  8. 4 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (11-04-15), شاهین بزرگی (12-04-15), علمدار (09-05-15), فاطمه عطایی (11-04-15)

  9. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    از کسی که جز خدا کسی رو نداره باید ترسید
    آه از آهش...
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  10. 4 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شاهین بزرگی (12-04-15), علمدار (09-05-15), فاطمه عطایی (11-04-15), مشتاق کربلا (13-04-15)

  11. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.29
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 13 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 7 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    از کسی که جز خدا کسی رو نداره باید ترسید
    آه از آهش...
    دعا کن حین بالا رفتن از دستم فرو افتد
    که می گیرد به دامانت اگر روزی دعای من ..
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  12. 4 کاربر مقابل از فاطمه عطایی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شاهین بزرگی (12-04-15), علمدار (09-05-15), مجتبی (11-04-15), مشتاق کربلا (13-04-15)

  13. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    653
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    120
    تشکر تشکر کرده 
    662
    تشکر تشکر شده 
    298
    تشکر شده در
    81 پست
    آنلاين
    1 روز 3 ساعت 59 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 دقيقه 20 ثانيه
    ممنون ***
    تملق و چاپلوسی کار ناپسندیه جز برای خدا و بخاطر خدا.
    ما که واسه همه خودمونو شیرین می کنیم، اندکی هم برا خودش… .

    فدای اون چشایی که همه چیز رو میبینه و لومون نمیده.

  14. 5 کاربر مقابل از شاهین بزرگی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (12-04-15), عبدالحمید علیزاده حداد (19-05-15), علمدار (09-05-15), مجتبی (12-04-15), مشتاق کربلا (13-04-15)

  15. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    385
    عنوان کاربر
    سردار اندیشه
    میانگین پست در روز
    1.29
    نوشته ها
    2,959
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکر تشکر کرده 
    1,318
    تشکر تشکر شده 
    2,457
    تشکر شده در
    748 پست
    آنلاين
    1 هفته 2 روز 17 ساعت 13 دقيقه 27 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    11 دقيقه 7 ثانيه
    امروز چ روزی داشتم با تو
    ایمان منی
    سست و ظریف و شکننده..

  16. 4 کاربر مقابل از فاطمه عطایی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شاهین بزرگی (12-04-15), علمدار (09-05-15), مجتبی (12-04-15), مشتاق کربلا (13-04-15)

  17. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    از تبار حسن (ع)

    این که کوفه چه ظلمی بهش کرد خیلی مفصله، تازه نمیشه همش رو بیان کرد. کوفه ای که با پدرش چنان کرد و بعد از اون همه خوبی شهیدش کرد، بعد کشتن پدر از همه طرف سمت حسن (ع) رفتن. با سلام و صلوات خلیفه خواندنش و باهاش بیعت کردن. خیلی ها برای بیعت کردن یه شرط گذاشته بودن، جنگ با معاویه! اما امام بدون شرط بیعت کرد. گذشت، امام لشکر جنگ رو آماده کرد، از همه طرف بی مروتی شروع شد. کارشکنی، عهد شکنی، فرار و خیانت. تا جایی که از لشکر خود امام بهش زخم زدن و مجروحش کردن. امام مجبور به صلح شده بود، اما یه عده دیگه با صلح مخالفت کردن، عجب از این قوم، نه راه جنگ رو باز گذاشتن و نه راه صلح رو. تا جایی که به امام گفتن: "مذل المومنین" یعنی کسی که مومنین رو ذلیل کرد...
    زخم زدن، زخم زبون زدن، نا مردی کردن، زیر قول و عهدشون زدن، همه کاری کردن. ظلمی که کوفه به حسن (ع) کرد کم تر ظلمشون به حسین (ع) نبود...
    امام بعد از صلح بار سفر رو بست که از پیش پدری که قبرش رو از ترس بی حرمتی ها پنهان کردن بره پیش مادر و حضرت رسول، مدینه. وقتی از کوفه خارج شدن، جایی ایستادن و به شهر نگاه کردن، به اون شهر ظالم، اون شهر بی وفا، این رو گفتن:
    خداحافظ شهری که دوستش داشتم و مرا دوست داشت...

    *** ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
    آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد...

    از تبار حسن مجتبی (ع)...
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  18. 3 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شاهین بزرگی (24-07-15), علمدار (09-05-15), فاطمه عطایی (13-04-15)

  19. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    برای چی زمین می خوریم؟
    که یاد بگیریم بلند بشیم...

    این داستان آدمه. انسان به دنیا نیومده، به دنیا افتاده. زمین خورده که بلند بشه.
    برای همین آدم ممکن الخطاست، اصلا آدم اومده که توی این لجن زار دست و پا بزنه. وگرنه همون بهشت بودیم دیگه.
    ولی آدم زمین میاد، می افته، خطا می کنه، که بره توی لجن و دست و پا بزنه. بعدش بلند بشه. داستان دنیا همینه. خطا، گناه، اشتباه... همه این ها باید باشه.
    چندتا پاک هم هستن، که نشون بدن ما اشتباه می کنیم، که نشون بدن اینی که توشیم لجن زاره، وگرنه نمی فهمیدیم.
    داستان دنیا افتادن و حبوطه و کشمکش با کثافت، و بعدش بلند شدن
    بعضی وقتا هم که آدم میخواد بلند بشه، خود خدا دستش رو میگذاره روی سرش و فرو می کنه توی لجن زار، تا بیشتر دست و پا بزنه. تا بیشتر کثافت بشه. تا بفهمه هیچی نیست...

    آره، داستان دنیا و آدم همینه، افتادن توی کثافت و ...


    گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
    که شود فصل بهار از می ناب آلوده


    آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
    غرقه گشتند و نگشتند به آب آلود
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  20. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (09-05-15)

  21. Top | #41

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    بابک مفتوح للراغبین...
    گفت داستان لطف و کرمت بی مثاله، هر کی ازت خواسته بهش دادی، حتی بدون این که ازت بخوان هم بهشون دادی (من لم یسئله و لم یعرفه!)
    گفت پس چرا هرچی ازش میخوام بهم نمیده! انگار دوست داره به پاش بیافتم و ناله و زاری کنم! این کجاش کرمه...
    مثل اینه که بری رستوران بگی غذا میخوام، طرف جلوت کباب و چلوماهیچه و از این چیزا بگذاره، بگی نه من فلافل خواستم، اون بنده خدا میگه من چیز بد ندارم، همش از اینجور غذاها دارم.
    خدام که جنس بد نداره
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  22. 5 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (28-04-15), زهرا خوش گفتار (02-05-15), شاهین بزرگی (24-07-15), علمدار (09-05-15), مشتاق کربلا (28-04-15)

  23. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.73
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 46 دقيقه 36 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    21 دقيقه 14 ثانيه
    خیلی دلم می خواد سرمو بزارم رو شونه ت و گریه کنم، های های!
    استاده ام چو شمع

  24. 2 کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    علمدار (09-05-15), مجتبی (08-05-15)

  25. Top | #43

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    دوست دارم، تا وقتی که نماز خوندن سی ثانیه بیشتر وقت نگیره، که به عیاشیم برسم.
    اصلا خدایی که بخواد مانع عیاشی من بشه همون بهتر که نباشه. جدی میگم، خدا اگه بدرد عیش و نوش نخوره اشتباهه، باطله، دیگه حق نیست
    به نظرم این بالاترین مرتبه خداشناسیه.
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  26. 3 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  27. Top | #44

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.73
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 46 دقيقه 36 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    21 دقيقه 14 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    دوست دارم، تا وقتی که نماز خوندن سی ثانیه بیشتر وقت نگیره، که به عیاشیم برسم.
    اصلا خدایی که بخواد مانع عیاشی من بشه همون بهتر که نباشه. جدی میگم، خدا اگه بدرد عیش و نوش نخوره اشتباهه، باطله، دیگه حق نیست
    به نظرم این بالاترین مرتبه خداشناسیه.
    باشه
    استاده ام چو شمع

  28. Top | #45

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,315
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,482
    تشکر تشکر شده 
    2,644
    تشکر شده در
    953 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 3 روز 12 ساعت 6 دقيقه 41 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    54 دقيقه 23 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    باشه
    رسیده ام به خدایی که اقتباسی نیست
    شریعتی که در آن حکم ها قیاسی نیست

    خدا کسی ست که باید به دیدنش برویم
    خدا کسی که از آن سخت می هراسی نیست
    بهار ما گذشته...
    ولجـ ولجـ


  29. 2 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (09-05-15), زهرا خوش گفتار (09-05-15)

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1