صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 71
  1. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.93
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 40 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    27 دقيقه 12 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    نه چی باعث شد این برداشت رو داشته باشید؟
    اول بفرمایید الان این «نه» جواب کدوم سؤاله؟ نه یعنی نیست؟ یا یعنی فرق نداره؟
    استاده ام چو شمع

  2. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (24-04-15)

  3. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    اول بفرمایید الان این «نه» جواب کدوم سؤاله؟ نه یعنی نیست؟ یا یعنی فرق نداره؟
    یعنی فرق نداره
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  4. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (24-04-15)

  5. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.93
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 40 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    27 دقيقه 12 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    یعنی فرق نداره
    آخه شما دارید راجع به فیلسوف و کارش "مستقلا" بحث میکنید
    در صورتی که در فلسفه های مضاف اصولا فلسفه یک ابزار به حساب میاد
    اینا رو طبق تعاریف متداول میگم نه از خودم
    استاده ام چو شمع

  6. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (24-04-15)

  7. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    آخه شما دارید راجع به فیلسوف و کارش "مستقلا" بحث میکنید
    در صورتی که در فلسفه های مضاف اصولا فلسفه یک ابزار به حساب میاد
    اینا رو طبق تعاریف متداول میگم نه از خودم
    این که می فرمایید: "فلسفه یه ابزار به حساب میاد" اشتباهه.
    اول بحث هم مطرح کردید که توضیح دادم.
    من دارم چیستی "هنر" رو توضیح میدم، و به همین علت، اون رو با فلسفه مقایسه می کنم و وجه اشتراک و افتراقش رو بیان می کنم.
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  8. 3 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ارغوان (02-08-15), دریا (24-04-15), مشتاق کربلا (27-04-15)

  9. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه

    صدق و کذب هنری

    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    1.

    وظیفه فیلسوف، روایت حقیقت است (1). یک فیلسوف تمام تلاش خود را می کند تا حقیقت را آنگونه که هست در قالب عبارت و نظام فلسفی عرضه کند، و فایده این تلاش چیست؟
    ارزش کار فیلسوف در این است که او با استعداد ذاتی و تلاش خود، حقیقت را بهتر از سایرین مشاهده کرده و درک بهتری از آن دارد و بنابر این، فلسفه سازی وی، باعث می شود دیگران نیز با استفاده از آن، به فهم بهتر حقیقت دست یابند.
    در واقع فیلسوف، چونان شاعری که معشوق خویش را در قالب عبارات شاعرانه برای دیگران توصیف می کند، حقیقت را در قالب نظام عقلانی و جملات فلسفی شرح و توصیف می کند. هر چقدر که فیلسوف در مشاهده حقیقت که معشوق اوست توانا تر و هر چقدر که در توصیف شهود خویش در قالب نظام فلسفی توانا تر باشد، فلسفه وی مفید تر و "درست تر" خواهد بود.
    بنابر این، فیلسوف شاعر است، و این جمله ای دقیق است، تشبیه شاعرانه نیست.

    اما شاعر و داستان سرا نیز به نوبه خود فیلسوف و دانشمندند. هرگز و هرگز نباید گمان برد که تلاش ایشان در جهت سرگرمی دیگران و بازی با تخیل است، زیرا ایشان نیز دقیقا چون یک فیلسوف، سعی دارند حقیقتی که مشاهده کرده اند را در قالب زبان هنری مخصوص خویش بیان کنند. اگر تشبیه می کنند به همین علت است، اگر از تعبیراتی که آن ها را "خیالی" و "غیر واقعی" می نامیم استفاده می کنند، در واقع تلاش دارند آن حقیقت راستین مشهود را بوسیله "عبارات" به سایرین انتقال دهند. و راست بودن و درست بودن یک سخن چیست مگر آن که آیینه ای باشد برای نشان دادن حقیقت!!!
    بر این اساس باید به معنای دقیق کلمه سخن هنرمندان را منزه از دروغ بدانیم چنان که سخنان فلسفی را جدی و عاری از خیال می دانیم. اگر شاعری قامت یار را به سرو تشبیه می کند و در این قیاس سرو را بسیار کوتاه تر از آن می یابد، راست ترین سخن را گفته است، چرا که شهود او از مشعوق چنین است، و او کاملا راست می گویید که قامت یارش را بلند تر سرو بوستان می بیند. و چه کسی است که طعم عشق را چشیده باشد و این انکار کند!
    همانگونه که عبارات فلسفی را به راستی و خطا متصف می کنیم، حاصل هنر یک هنرمند را نیز می توانیم متصف به صدق و کذب کنیم، گرچه چنان که در جای خود شرح داده می شود، خود عبارات فلسفی را نیز به معنایی نمی توان کاذب دانست و تنها می شود در باره آن ها بیان کرد که به چه میزان توانسته اند "حقیقت" را توصیف کنند. چرا که توصیف، راستی و خطا ندارد، بلکه "خوب" و "خوب تر" و "توانا" و "نا توان تر" است.
    پس هنر چونان فلسفه، توصیف حقیقت است، به زبان و بیان هنری همانگونه که فلسفه توصیف حقیقت است به زبان فلسفی. آیا آن چه باعث تمایز این دو می شود تنها در نوع "زبان" و شیوه بیان آنهاست؟ سوال سختی است، ظاهرا هر کدام از جنبه ای به شهود و تماشای حقیقت می پردازند و تنها در بیان متفاوت نیستند. همچنین هر کدام آبشخور جنبه ای از انسان هستند و نیاز قوه متفاوتی را براورده می سازند.

    1. مرتبط و مبتنی بر نظریه "راوی سوم"
    ر.ک:
    راوی سوم
    2.

    همانگونه که جملات فلسفی و علمی صدق و کذب می پذیرند، اثر هنری نیز صدق و کذب پذیر است، اما صدق و کذب هنری که مخصوص آن است. شاید در بدو نظر بتوانیم صدق و کذب هنری را "زیبا" و "زشت" بدانیم.
    در اینجا چند سوال وجود دارد که باید به آن ها پاسخ داده شود:
    آیا زیبا معادل صادق و زشت معادل کاذب است؟
    آیا زیبا نشان دادن زشت و زشت نشان دادن زیبا معادل کاذب است؟
    آیا صدق و کذب همان روایت گری کامل تر و ضعیف تر است؟
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  10. 3 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ارغوان (02-08-15), دریا (25-04-15), مشتاق کربلا (27-04-15)

  11. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.93
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 40 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    27 دقيقه 12 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    2.

    همانگونه که جملات فلسفی و علمی صدق و کذب می پذیرند، اثر هنری نیز صدق و کذب پذیر است، اما صدق و کذب هنری که مخصوص آن است. شاید در بدو نظر بتوانیم صدق و کذب هنری را "زیبا" و "زشت" بدانیم.
    در اینجا چند سوال وجود دارد که باید به آن ها پاسخ داده شود:
    آیا زیبا معادل صادق و زشت معادل کاذب است؟
    آیا زیبا نشان دادن زشت و زشت نشان دادن زیبا معادل کاذب است؟
    آیا صدق و کذب همان روایت گری کامل تر و ضعیف تر است؟
    به نظر من این ها معادل هم نیستند
    اما اون چیزی که مشخصه اینه که صدق واقعا زیبا و کذب واقعا زشته
    استاده ام چو شمع

  12. 2 کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ارغوان (02-08-15), مجتبی (25-04-15)

  13. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    به نظر من این ها معادل هم نیستند
    اما اون چیزی که مشخصه اینه که صدق واقعا زیبا و کذب واقعا زشته
    چیا معادل هم نیستن؟
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  14. کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    دریا (25-04-15)

  15. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    2.

    همانگونه که جملات فلسفی و علمی صدق و کذب می پذیرند، اثر هنری نیز صدق و کذب پذیر است، اما صدق و کذب هنری که مخصوص آن است. شاید در بدو نظر بتوانیم صدق و کذب هنری را "زیبا" و "زشت" بدانیم.
    در اینجا چند سوال وجود دارد که باید به آن ها پاسخ داده شود:
    آیا زیبا معادل صادق و زشت معادل کاذب است؟
    آیا زیبا نشان دادن زشت و زشت نشان دادن زیبا معادل کاذب است؟
    آیا صدق و کذب همان روایت گری کامل تر و ضعیف تر است؟
    صدق و کذب فقط در "روایت" امکان پذیر است، نه در حقیقت، بنابر این، زشت و زیبایی را که صفت حقیقت هستند، نمی توانند معادل صدق و کذب دانست.
    صدق و کذب هنری صفت خود "هنر" هستند و نه حقیقت. روایت هنری صدق و کذب بردار است، زیبا نشان دادن "امر زیبا"، و زشت نشان دادن "امر زشت" صدق هنری است و برعکس آن ها کذب هنری است.
    در بدو نظر این گمان بوجود می آید که صدق و کذب هنری، بر خلاف صدق و کذب علمی و فلسفی، تشکیکی تر بوده و قابلیت پذیرش مراتب بیشتری دارد.
    ویرایش توسط مجتبی : 25-04-15 در ساعت 23:26
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  16. 3 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ارغوان (02-08-15), دریا (25-04-15), مشتاق کربلا (27-04-15)

  17. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.93
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 40 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    27 دقيقه 12 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    چیا معادل هم نیستن؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    2.


    در اینجا چند سوال وجود دارد که باید به آن ها پاسخ داده شود:
    آیا زیبا معادل صادق و زشت معادل کاذب است؟
    آیا زیبا نشان دادن زشت و زشت نشان دادن زیبا معادل کاذب است؟
    آیا صدق و کذب همان روایت گری کامل تر و ضعیف تر است؟
    این ها.
    استاده ام چو شمع

  18. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (25-04-15)

  19. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    صدق و کذب فقط در "روایت" امکان پذیر است، نه در حقیقت، بنابر این، زشت و زیبایی را که صفت حقیقت هستند، نمی توانند معادل صدق و کذب دانست.
    صدق و کذب هنری صفت خود "هنر" هستند و نه حقیقت. روایت هنری صدق و کذب بردار است، زیبا نشان دادن "امر زیبا"، و زشت نشان دادن "امر زشت" صدق هنری است و برعکس آن ها کذب هنری است.
    در بدو نظر این گمان بوجود می آید که صدق و کذب هنری، بر خلاف صدق و کذب علمی و فلسفی، تشکیکی تر بوده و قابلیت پذیرش مراتب بیشتری دارد.
    تصدیق هنری زمانی است که درک زیبایی از طرف مخاطب صورت گیرد، همانگونه که تصدیق علمی و فلسفی زمانی است که "صحت" آن نظریه مورد درک مخاطب قرار گیرد.
    بنابر این، تصدیق هنری، موجب هیجان احساس و تحریک عشق است.
    از این رهگذر، می توان رابطه هنر و احساس و عشق را ترسیم نمود.
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  20. 2 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (26-04-15), مشتاق کربلا (27-04-15)

  21. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.93
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 40 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    27 دقيقه 12 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجتبی نمایش پست ها
    تصدیق هنری زمانی است که درک زیبایی از طرف مخاطب صورت گیرد، همانگونه که تصدیق علمی و فلسفی زمانی است که "صحت" آن نظریه مورد درک مخاطب قرار گیرد.
    بنابر این، تصدیق هنری، موجب1 هیجان احساس و تحریک عشق است.
    از این رهگذر، می توان رابطه هنر و احساس و عشق را ترسیم نمود.2
    چه جمله قشنگی!
    البته درک مشترک از زیبایی
    درسته؟
    1- ولی این جمله برعکس جمله اوله!
    بالاخره درک زیبایی که به نوعی احساس و ادراک زیباییه باعث تصدیق هنریه یا تصدیق هنری باعث ایجاد عشق؟
    من متوجه نمیشم!
    2- این رابطه رو لطفا زودتر ترسیم کنید خب. جالبه
    استاده ام چو شمع

  22. کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مجتبی (26-04-15)

  23. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط دریا نمایش پست ها
    چه جمله قشنگی!
    البته درک مشترک از زیبایی
    درسته؟
    1- ولی این جمله برعکس جمله اوله!
    بالاخره درک زیبایی که به نوعی احساس و ادراک زیباییه باعث تصدیق هنریه یا تصدیق هنری باعث ایجاد عشق؟
    من متوجه نمیشم!
    2- این رابطه رو لطفا زودتر ترسیم کنید خب. جالبه
    زیبایی، صفت حقیقته، انسان با درک این زیبایی، عشق و احساسش تحریک میشه. عشق، جنبه ای از انسانه که طالب و خواهان زیباییه.
    بنابر این، اگر یک اثر هنری بتونه آیینه این زیبایی حقیقت بشه، و اون رو به خوبی روایت کنه، باعث درک زیبایی و به تبع اون بروز عشق میشه.
    به عبارت دیگه، مشاهده و درکت زیبایی باعث عشقه، حال یا بدونه واسطه انسان این زیبایی رو درک می کنه، یا این که با واسطه یه اثر هنری این زیبایی رو درک می کنه.
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  24. 2 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    دریا (26-04-15), مشتاق کربلا (27-04-15)

  25. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    742
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.93
    نوشته ها
    884
    تشکر تشکر کرده 
    1,767
    تشکر تشکر شده 
    1,979
    تشکر شده در
    814 پست
    آنلاين
    2 Weeks 3 روز 22 ساعت 40 دقيقه 44 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    27 دقيقه 12 ثانيه
    یعنی چی عشق جنبه ای از انسانه؟
    استاده ام چو شمع

  26. 3 کاربر مقابل از دریا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (27-04-15), مجتبی (26-04-15), مشتاق کربلا (27-04-15)

  27. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه
    انسان، یه موجود ثابت و ساکن نیست. متحرکه، و همواره در "شدن" است، از حالی به حال دیگر در حرکت است.
    قوه ای که باعث حرکت انسانه، همان قوه و جنبه "عملی" انسانه. محرک عمل، انگیزه است، و انگیزه و اراده به عشق بر میگرده. اگه انسان به چیزی علاقه پیدا کنه خواهان اون میشه، و این خواستن، تبدیل به عمل میشه.
    علاقه همون عشقه، و عشق درجات متفاوتی داره.
    عشق و علاقه و خواستن انسان، به زیبایی و کمال تعلق میگیره. اگه انسان زیبایی حقیقت رو درک کنه، عاشق اون میشه و اون رو میخواد و به سمت اون حرکت می کنه.
    هنر، روایت این زیباییه، مثلا یک داستان که زیبایی بخشش و از خود گذشتگی رو نشون میده، باعث میشه مخاطبان اون این زیبایی رو درک کنن و اون رو بخوان و به سمت اون حرکت کنن.
    اما اگه یه اثر هنری، چیزی که واقعا زیبا نیست رو زیبا نشون بده و باعث بشه مخاطبش به سمت اون چیز غیر زیبا حرکت کنه، این هنر تحریف شده و کاذبه. مثلا هنری که زیبایی خشونت رو نشون میده.
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  28. 3 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (27-04-15), دریا (26-04-15), مشتاق کربلا (27-04-15)

  29. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    580
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,314
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکر تشکر کرده 
    2,472
    تشکر تشکر شده 
    2,642
    تشکر شده در
    951 پست
    آنلاين
    1 ماه 2 Weeks 1 روز 22 ساعت 23 دقيقه 7 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    1 ساعت 6 دقيقه 44 ثانيه
    احساس، درک زیبایی است. وقتی احساس به هیجان در می آید، انسان می خواهد از آنچه هست، به آنچه زیبا تر است حرکت کند.
    مرتبه بالای این علاقه را عشق می نامیم.
    آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود...
    ولجـ ولجـ

  30. 3 کاربر مقابل از مجتبی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ابوالفضل (27-04-15), دریا (26-04-15), مشتاق کربلا (27-04-15)

صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1