صفحه 28 از 33 نخستنخست ... 182324252627282930313233 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 406 تا 420 , از مجموع 490

موضوع: شیدائیات

  1. Top | #406

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف
    گفتم و تاکید می کنم کل دعوای دنیا سر اصل و بدله. یکی نشون میده که داره فکر می کنه. اما مثل رونالدینیو نیست که یه طرف رو نشون بده بزن یه طرف دیگه. فرقش اینه که خودشم گول میخوره. نشون میده داره فکر می کنه و خودش باور می کنه. نه فقط فکر کردن. یکی ادای فهمیدن در میاره، یکی ادای عمیق بودن. همه این ها یعنی سامری. طاهر! تو چرا سر کار و با سیستم ادارت میای اینجا و تک بیت تک میزنی برای کانالت؟ هی من هیچی نمیگم تو هی ادامه بده. فرعون اما جذاب تر از سامریه. حد اقل تفرعون بهتره از سامری بودن. هرجوری که حساب کنیم. فرعون میگه برای شما خدایی جز خودم نمیشناسم! چقدر این حرف حکیمانه است. اما سامری چی! فقط یه بت سازه بی خوده، که میگه این خدای شماست!

    ت= (مهتاب>سامری)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. 2 کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    علمدار (22-02-18), s.tohidi (19-02-18)

  3. Top | #407

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    الیس در سرزمین عجایب = مجتبی در قم، یا هرجای دیگه

    وای! لعنتی اسفند قم یه چیز دیگه است. قطعا یه جشن اسفندگان قم ثبت می کنم. اصلا جشنواره اسفندگان قم. بهترین جای جهان قم در اسفند است
    خیلی خوبه. تجلی همه خوبی هاست. هوای خوب، سبز لجنی که کل شهر رو میگیره. آرامش لعنتی. فقط حال لش کردن داری. وسط شهر. وسط سبز لجنی بین بلوارها. یا میدون ها. بستنی و آب میوه خوردن. آهنگ گوش کردن. اصلا همه این ها بهانه است. اصل ماجرایی تویی. یعنی لش کردن. تو یعنی لش کردن وسط سبز لجنی میدون بستنی. یا چمن های پردیس. اسفند قم. یعنی بهشت. آه! نزدیک است که جانم از کالبدم بیرون بزنه. چقدر این هوا رو دوست دارم. چقدر قم رو دوست دارم.
    چطوری بگم این حس رو! حس افتادن. اسفند قم فقط دوست داری بیافتی. وسط خیابون. کنار جدول ها. روی چمن ها. آه... آه از بلندی آرزوها...
    بعدشم که عید میشه. من عاشق اسفند قمم. با صدای داریوش. راستی خواب داریوش رو دیدم دیشب. داریوش!...
    اسفند قم تازه میتونی فیلم های اسکاری رو هم ببینی. میتونی لذت ببری. اصلا نمیتونی لذت نبری. خوشا به حال قمییون... الخوابگاهیون... المکانیون... الفردیسانیون...
    من قم میخوام. من تشنه ام... تشنه....
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    s.tohidi (21-02-18)

  5. Top | #408

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.52
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف
    گفتم و تاکید می کنم کل دعوای دنیا سر اصل و بدله. یکی نشون میده که داره فکر می کنه. اما مثل رونالدینیو نیست که یه طرف رو نشون بده بزن یه طرف دیگه. فرقش اینه که خودشم گول میخوره. نشون میده داره فکر می کنه و خودش باور می کنه. نه فقط فکر کردن. یکی ادای فهمیدن در میاره، یکی ادای عمیق بودن. همه این ها یعنی سامری. طاهر! تو چرا سر کار و با سیستم ادارت میای اینجا و تک بیت تک میزنی برای کانالت؟ هی من هیچی نمیگم تو هی ادامه بده. فرعون اما جذاب تر از سامریه. حد اقل تفرعون بهتره از سامری بودن. هرجوری که حساب کنیم. فرعون میگه برای شما خدایی جز خودم نمیشناسم! چقدر این حرف حکیمانه است. اما سامری چی! فقط یه بت سازه بی خوده، که میگه این خدای شماست!

    ت= (مهتاب>سامری)
    تفرعنو اینجوری می نویسن الدنگ
    ویرایش توسط علمدار : 22-02-18 در ساعت 10:33
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  6. کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (22-02-18)

  7. Top | #409

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.52
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 45 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    الیس در سرزمین عجایب = مجتبی در قم، یا هرجای دیگه

    وای! لعنتی اسفند قم یه چیز دیگه است. قطعا یه جشن اسفندگان قم ثبت می کنم. اصلا جشنواره اسفندگان قم. بهترین جای جهان قم در اسفند است
    خیلی خوبه. تجلی همه خوبی هاست. هوای خوب، سبز لجنی که کل شهر رو میگیره. آرامش لعنتی. فقط حال لش کردن داری. وسط شهر. وسط سبز لجنی بین بلوارها. یا میدون ها. بستنی و آب میوه خوردن. آهنگ گوش کردن. اصلا همه این ها بهانه است. اصل ماجرایی تویی. یعنی لش کردن. تو یعنی لش کردن وسط سبز لجنی میدون بستنی. یا چمن های پردیس. اسفند قم. یعنی بهشت. آه! نزدیک است که جانم از کالبدم بیرون بزنه. چقدر این هوا رو دوست دارم. چقدر قم رو دوست دارم.
    چطوری بگم این حس رو! حس افتادن. اسفند قم فقط دوست داری بیافتی. وسط خیابون. کنار جدول ها. روی چمن ها. آه... آه از بلندی آرزوها...
    بعدشم که عید میشه. من عاشق اسفند قمم. با صدای داریوش. راستی خواب داریوش رو دیدم دیشب. داریوش!...
    اسفند قم تازه میتونی فیلم های اسکاری رو هم ببینی. میتونی لذت ببری. اصلا نمیتونی لذت نبری. خوشا به حال قمییون... الخوابگاهیون... المکانیون... الفردیسانیون...
    من قم میخوام. من تشنه ام... تشنه....
    آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ
    به عزت و جلالت قسم که می فهممت و می فهمی که هیچ کس قد من نمی فهمتت
    چقد دلم می خوادت که می دونی
    همونقد دلم اسفند قمو می خواد
    حالا ببین دلم چقد تو اسفند قم می خوادت
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  8. 2 کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    شیدا (22-02-18), s.tohidi (22-02-18)

  9. Top | #410

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط علمدار نمایش پست ها
    تفرعنو اینجوری می نویسن الدنگ
    من از میشل عون مشتق کردم، پسرک الکن. اینقدر با سیستم اداره تک بیت تک نزن ها ها ها هوووووووووووووووووووو ها ها ها هوووووووووووووو ها ها ها هوووووووووووووو (و قس علی هذا)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  10. Top | #411

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    و چقدر زیباست. این افسانه. این که این افسانه مال منه. لیلی و شیرین و مهر و وفا و ژولیت و همه و همه اش برای خودمه، و متفاوت. حتی شغاد قصه ما هم فرق داره. و این شغاد خویشی نداره و البته هم حتی از پس حقه و نیرنگ هم بر نمیاد برای چاله کندن. و این افسانه ایه که هم یوسف رو عوض می کنه و هم زلیخا رو و هر دو اونها رو یکی می کنه. در این افسانه یوسف و زلیخا یکی هستن. مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر، فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم. و حتی شاید این یک داستان فرعی باشه، در دل داستان اصلی نظام سازمانی و شیادی. اما نه، سرنوشت اصلی در تفرعون و یوعه وچونه. احتمالا داستان اصلی خان هفتم افسانه *** باشه...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    فاطمه عطایی (28-02-18)

  12. Top | #412

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    از آن غم های بی دنیا به من ده...

    ت= (غم کثیف و غم عزیز)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  13. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    فاطمه عطایی (28-02-18)

  14. Top | #413

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    ای لولیان یک لولی
    ای لولیان یک لولی
    دیوانه شد.... دیوانه شد
    تشتش فتاد از بام ما تشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنون خانه شد

    کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
    به نظرم اما خاطر که شاد باشه بهتر مینویسه. (قبلا نظرم رو راجع به "این قلم" و "قلم" و غیره گفتم) اما یه قاعده دیگه هم هست. کی اندیشه تر انگیزد؟ خاطر که حزین باشد. خاطر حزین فقط اندیشه میخواد. و چقدر آرام بخشه. اندیشه خداست. و آرامش میده. وقتی که به دامانش بری. وقتی که حزین باشی، تنها میشی، شکسته میشی و به اندیشه پناه میبری.
    پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من...

    کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  15. Top | #414

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    که در این آینه صاحب نظران حیرانند...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  16. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    s.tohidi (14-03-18)

  17. Top | #415

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون!
    هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر با این کلمه غیرت هم آغوش بشم. ارتباط تنگاتنگی پیدا بکنم. اصلا به خاطرم خطور هم نمی کرد. راستش الان هم ربط این واژه با من عجیبه. شاید بذر این ایده رو حضرتش گذاشت. اینسپشنش شاید کار ایشان بود. رفتیم و گفت ****. و ما حساب کار دستمون اومد. چقدر حکیمانه بود. به وجد اومده بودم.
    حالا هر چقدر مهندس و هدایت بشینن تو اتاقای خوابگاه و سعی کنن از حقیقت مجرا در مورد مجتبی پرده برداری کنن. نمیشه. حقیقت ماجرا چیزی فراتر از این ها است. هرچی هست یه ارتباطی عمیقی با بحث "گونه های زیبا" داره. این بحث رو شیدا مطرح کرد. و در اون سالها این کلید واژه ای شد برای خیلی از مسائل و مفاهیم. رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون. خود مجتبی در تحقیقاتش نیاز زیادی به اطلاعات نداشت. یعنی دیتا. چقدر بعضی وقت ها لغات اجنبی میتونن کمک کنن. با یه کلمه دیتا میشه یه فلسفه رو منتقل کرد. فلسفه ای کاملا نورانی که میگه دیتا علم نیست، دیتا فهم نیست. و اتفاقا یکی از موانع فهم همین دیتا است. دیتای دست اول و ناب کلی گمراه کننده است، وای به حال دیتای ویکی پدیا ای و کف روی اقیانوس اینترنت. که بعضی ها غواص این کف ها هستن. اما بحث گونه های زیبا نباید فراموش بشه. برای تشریح این بحث، مجبورم که فقط چند تا تلمیح و اشاره داشته باشم. یکی از گونه های زیبا مربوط میشه به ماجرا آن کلیپی که در آن مجتبی میخونه: دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم، با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی! البته نمیدونم در موزه، و در دست شیدا پژوهان این کیپ و این متن همزمان خواهد بود یا نه. اما بحث گونه های زیبا مشخصه. به آنِ لحظات هم بر می گرده. و اینجاست که رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون. و اینجا نقطه تلاقی بحث گونه های زیبا با غیرته. غیرتش غیر در جهان نگذاشت... اگر کسی به اندازه من در جریان این شیدائی بود به وجد می اومد از این همه ربط. اگه من یک کاری کنم و کس دیگه ای اون کارو کنه، اون بی غیرته. و خیلی وقت ها، این غیرت باعث شده خیلی کارها رو نکنم. چون دیگه برای من نیستن. شاید و حتی به تحقیق، این امر از فرعونه. تفرعن. آتش من هیزم فرعون رو داره. و لاجرم شعله ور تر خواهم بود. شراره عشقی که به این دنیا خواهد زد. یادته؟ بمت هسته ای خباثت؟ این رو حتی پایه اول هم می دونستم. و عباس صفائی (ع ص!) رفت و زیرابم رو زد که این پسر دیوانه است. باشه دیوانه باشم. اما این فرعون این جهان رو به آتش خواهد کشید. مثل هیتلر. غیرتش غیر در جهان نگذاشت. یکی میره دنبال یه گونه، به خاطر این که کس دیگه ای رفته. منم نمیرم دنبال به گونه، به خاطر این که کس دیگه ای رفته! یک فکت باغت دو اکت میشه!
    و ما وجود رابط و مستقل داریم در فلسفه. فرعون اشتباهش این بود که خودش رو رابط ندید. و خیلی های دیگه، اشتباهشون اینه که خودشون رو ربط به یک رابط و بی ربط می بینن.
    سال 97 چه خواهد شد؟ غیرتش غیر در جهان نگذاشت...

    ت= (یورک، سوفیا، سامری، 208، وزارت و مکاشفه، خلیلا، غیرت)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  18. Top | #416

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    از خون دل نوشتم...
    عشق یعنی طولانی. شب های طولانی بی سحر. صبر بی پایان.
    شاید این عمیق ترین تعریفی باشه که ارائه دادم. یکی گفته بود موفقیت، یعنی اینکه شکولاتت رو نخوری تا در عوضش دوتا بخوری. به تعبیر خودم، قسمت خوب غذا رو بگذارم آخرش بخورم. کسی که صبر می کنه، برای کسب لذت بیشتر. و به نظرم عاشقا موفق ترین آدمای دنیا هست. آی دنیا، آی دنیا، دل تنگم از دست آدمها...
    اگه خدا نبود هیچی معنا نداشت. اسم جبار، اسم نویسنده...






    آی دنیا آی دنیا دلتنگم از دست آدم ها بیا و دستتو بذار تو دستام و ببین که با عشق تو موندم تنها
    دلتنگی همرامه تنهایی نزدیکه
    من بی تو تا دنیا تاریکه می ترسم
    دوباره اسممو صدا کن از نو که من
    تو نباشی اگه می ترسم
    می ترسم
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  19. Top | #417

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    بازی تقلید
    باید ادای احترام کنم. به بازی تقلید. دارم دیوونه میشم. حب الریاستِ اَجِنَّنی. تا عهد تو بر بستم، عهد همه بشکستم بعد تو روا باشد نقض همه پیمان ها. همه اسیر این گردآب هستن. بازی تقلید. چی میشه که کسی به این سادگی وجود خودش، هستی خودش، یعنی همه دار و ندارش رو فدا می کنه و تقلید می کنه. همیشه گفتن دل کندن از جان سخته. اما چطور به این سادگی ملت از جان خودشون دل می کنن و تقلید می کنن. میشن یکی دیگه. میشن یک وابسطه و یک وصله به یکی دیگه. یعنی اینقدر به خودشون توهین می کنن؟ من چه دانم من چه دانم من چه دانم. تقلید داره همه جای زندگی رو میگیره. این با غیرت هم سازگار نیست. ناموس آدم خود آدمه. آدم نباید بی ناموس باشه. آدم نباید بی خود باشه. آدم نباید ***** باشه. بگذاره خودش، ناموسش به باد فنا بره و تبدیل بشه به یکی دیگه. شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان؟ آدم با غیرت، وقتی ببینه یکی دیگه از غذاش خورده دیگه به اون غذا لب نمی زنه. چقدر دارم چرت میگم انصافا. اما تقلید بده. خیلی بده. یه زره شرف داشته باش. ناموس پرست باش، خود پرست باش. نشو آفتاب پرست.
    ملت عاشق ز ملت ها جداست
    عشق اسطرلاب اسرار خداست...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  20. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

  21. Top | #418

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    فرمود که کلمینی یا حمیرا
    و گفتد که چون پابند این جهان نبود و از حمیرا می خواست تا با سخنش، او را در این بدن مادی و دنیایش نگاه دارد.
    کلمینی یا حمیرا... و ندانم که حمیرای من کیست و چیست، شاید پپسی و چلو گوشت، شاید آب طالبی. اما جان بی قرارم در حال شکافتن سینه است. و انگار داستان به قسمت های پایانی آن رسیده، به سرکشی فرعون و بیداد گری یوءِ وُچون. حب ریاست، حب عزت و شرف. لله العزه جمیعا.
    کلمینی یا حمیرا...

    باشد اندر پرده بازی های پنهان... مهم ترین مسئله برای من، اینه که بازی، بازی خودم باشه. و این مسئله و دیدن بقیه که دارن بازی دیگران رو می کنن یا بازی میخورن یا در زمین دیگران بازی می کنن، باعث تبخترم میشه. باعث فرعون شدنم میشه. و من راضیم، خیلی، از این که بازی خودم رو دارم و دیگران رو هم بازی میدم، و خواهم داد. شاید بازی ای به وسعت این دنیا.
    کلمینی یا حمیرا... همه چیز سخت تر شده، مثل قسمت های پایانی...

    ت= (مهندس و ...)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  22. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

  23. Top | #419

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو...

    مراسم... 1408
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  24. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (26-03-18)

  25. Top | #420

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    6,429
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,052
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    3 ماه 3 Weeks 5 روز 18 ساعت 40 دقيقه 55 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 4 دقيقه 3 ثانيه
    هرگز نکنم از غم عشقت پرهیز، تا فرصت زندگی به من داده شده است...
    بعد از اون پست در امضا و آواتار، سخت میشه لحن این شعر رو دریافت... حماسیه. هرگز نکنم از غم عشقت پرهیز، تا فرصت زندگی به من داده شده است. تو که سرمست و پریشانی و شوریده سری... بکن از کلبه ویرانه ما هم گذری، بزن ای عاشق دیوانه به دیوانه سری، به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری، به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری...
    تپش قلب گرفته بودم. اندیشه چه رازهایی رو با خودش داره، تو مخزن الاسرارمی حالا...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  26. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (04-04-18)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1