صفحه 29 از 34 نخستنخست ... 192425262728293031323334 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 421 تا 435 , از مجموع 506

موضوع: شیدائیات

  1. Top | #421

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
    هرکجا نامه عشق است نشان من و توست...

    من خوابم می اومد. همون ساعت دوازده. چرا اومدم اندیشه... تپش قلب گرفتم. درست مثل اون سالهای رویایی. خوابم رو گرفته. با اینکه کسی نیست اما انگار همه هستن.
    هی لعنتیایی که همتون رفتید، امشب انگار همتون هستید... با پست هاتون ناراحت و خوشحالم می کنید. گله نمی کنم، واقعا نمی فهمم چرا سایت نمیاید؟ من امسال رو هم لحظه تحویل سال در اندیشه بودم. مثل همه سال های گذشته و احتمالا همه سالهای آینده.
    چرا درون هیچ کسی حماسه نیست؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (05-04-18)

  3. Top | #422

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    آن کس که شدی دانَش زان کس مطلب جانش
    پیش آ و مرنجانش ... من خانه نمی دانم...
    من خانه نمی دانم...
    من خانه نمی دانم....
    (نصف شبی چه آتشی بود که به جانم افتاد....)
    ای کرده تو مهمانم
    در پیش درا جانم
    زان روی که حیرانم
    من خانه نمی دانم
    من عاشق و مشتاقم
    من شهره آفاقم
    رحم آر و مکن طاقم
    من خانه نمی دانم
    من خانه نمی دانم
    وان کز تو بود شورش
    می دار تو معذورش
    از خانه مکن دورش
    من خانه نمی دانم
    من خانه نمی دانم
    من خانه نمی دانم...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (05-04-18)

  5. Top | #423

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    که غوغا می کند در سر خیال خواب دوشینم...

    وقتایی که یه خواب خوب می بینم، روزش کلا مستم. مثل احساس سبکی بعد استخره، یا نوشیدن یه نوشیدنی خوب که طمش می مونه توی دهنت
    مثل آرامش پس از طوفان، یا حتی آرامش پس از خوشی
    خیلی خوبه

    باد؟؟؟
    کوه؟؟؟

    اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (05-04-18)

  7. Top | #424

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    خوبی شیدائیات اینه که کسی نیست تا بهم بگه بس کن! ...


    من پادشاه مردگانم کشورم خالی است؟ کشور، خالی یا پر مهم نیست. مهم اینه که من پادشاه باشم.
    پادشاهی عالمی داره. اینکه رئیس باشی. خیلی دوست دارم. این که هستم، یعنی رئیس، رو خیلی دوست دارم.
    برای رئیس خیلی چیزا مهم نیست. مثل شاه. مثل امپراتور. یک امپراتور رو قلمروی پادشاهیش امپراتور نمی کنه، خودش خودش رو امپراتور می کنه. خوی امپراتوری.
    و دیالوگ تاریخیم که بر سپر تاریخ خواهد درخشید: اگر امپراتورت نمی کنن، یک امپراتوری بساز. اما این دیالوگ با وجود ماندگاریش، خیلی دقیق نیست. دقیق تر اینه: اگه امپراتورت نمی کنن، امپراتور باش!
    امپراتور بودن یک خو است. یک صفت ذاتی.
    من رئیسم
    من پادشاهم
    فقال انا ...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #425

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    که غوغا می کند در سر خیال خواب دوشینم...

    وقتایی که یه خواب خوب می بینم، روزش کلا مستم. مثل احساس سبکی بعد استخره، یا نوشیدن یه نوشیدنی خوب که طمش می مونه توی دهنت
    مثل آرامش پس از طوفان، یا حتی آرامش پس از خوشی
    خیلی خوبه

    باد؟؟؟
    کوه؟؟؟

    اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است...
    گفتم اسمت چیه
    گفت باد
    گفتم کوه...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  9. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (05-04-18)

  10. Top | #426

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    یه مرور ریزی کردم به جشنواره
    چقدر خوب بود. چقدر افتخار می کنم
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  11. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (05-04-18)

  12. Top | #427

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    ای هم دم روزگار چونی بی من
    وی مونس و غمگسار چونی بی من
    من با رخ چون خزان زردم بی تو
    تو با رخ چون بهار چونی بی من؟

    شیدا تر از این شدن چگونه؟ سال 1408، باید سال جالبی باشه. شعر رندانه؟ گفتن؟ هوس؟ وای از هوس، آی از هوس، ای واییییی از هوس...
    ای دلبر پریرین این فتنه تو شیرین، دل نام تو نگوید از غایت غیوری

    چرا ذهنم آروم نمیشه، همیشه ذهن پریشان بهتره برای شیدایی، اما الان با ذهن پریشان نمی تونم شیدایی بنویسم. دل نام تو نگوید از غایت غیوری
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  13. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    علمدار (05-04-18)

  14. Top | #428

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    100
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    5,639
    تشکر تشکر کرده 
    2,978
    تشکر تشکر شده 
    2,059
    تشکر شده در
    696 پست
    آنلاين
    4 روز 11 ساعت 31 دقيقه 52 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    4 دقيقه 35 ثانيه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    گفتم اسمت چیه
    گفت باد
    گفتم کوه...
    پر می کشی و وای به حال پرنده ای
    کز پشت میله ی قفسی عاشقت شده است...
    ما چاره ی عالمیم و بی چاره ی تو...

  15. کاربر مقابل از علمدار عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    شیدا (05-04-18)

  16. Top | #429

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم...

    دامش ندیدم ناگهان
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  17. Top | #430

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    پای داغ در میان است

    درد، داغ
    داغی که انگار خاموشی رو فراموش کرده، دردی که درمان رو گم کرده
    و این توده داره بزرگ و بزرگ تر میشه

    چندین هزاران سال شد... تا من به گفتار آمدم تا من به گفتار آمدم تا من به گفتار آمدم...

    و این سرطان کشنده است، سوزنده است...

    چه باید کرد؟ به اختیار که از اختیار بیرون است
    شاید اومدنش با خودم بوده، اما رفتنش به اختیار نیست که از اختیار بیرون است

    من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم...

    و شاید باید این عضو سرطانی رو بیرون بندازم، اما مگه میشه بدون قلب زندگی کرد! یا ران چه چاره سازم؟ با این دل رمیده؟

    و خودم رو سپردم به دست نویسنده، چه طوری این داستان رو بیشتر دوست داره؟ یک شیطان؟ یا یک انسان؟ شایدم یک سلطان؟ یا حتی ... فرعون؟ موسی؟ ابراهیم؟ سلیمان؟ جرجیس؟ یونس؟ یوسف؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  18. Top | #431

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    یا زلیخا؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  19. Top | #432

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    سامری؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  20. Top | #433

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    سیاوش؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  21. Top | #434

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    در وی گرفتار آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    باز آمدم باز آمدم
    در وی گرفتار آمدم
    در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر در من نگر
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  22. Top | #435

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.46
    نوشته ها
    6,447
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,054
    تشکر تشکر شده 
    2,910
    تشکر شده در
    1,284 پست
    آنلاين
    4 ماه 3 روز 10 ساعت 52 دقيقه 51 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 6 دقيقه 40 ثانيه
    ناصرالدین شاه؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1