صفحه 37 از 37 نخستنخست ... 27323334353637
نمایش نتایج: از شماره 541 تا 548 , از مجموع 548

موضوع: شیدائیات

  1. Top | #541

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.27
    نوشته ها
    6,518
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,059
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    5 ماه 3 Weeks 5 روز 1 ساعت 24 دقيقه 43 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 3 ثانيه
    من از جنس احساسم
    از جنس حماسه
    از جنس داستان
    از جنس لحظه ها اگزیستانسیالیم...

    یا مصور، یا باعث، یا کافی
    من رو به چیزی که باید برسون...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #542

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.27
    نوشته ها
    6,518
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,059
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    5 ماه 3 Weeks 5 روز 1 ساعت 24 دقيقه 43 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 3 ثانيه
    استراتژی اگزیت

    چرا من باید اینقدر سخاوتمند باشم که اندیشه آزاد رو برای همه باز نگه دارم؟

    خیلی دیر، فهمیدم این اقیانوسی که بهش فکر می کنم سرابی بیش نیست. البته از اول همه و حتی خودم هم می گفتم که این سرابه
    اما باور نمی کردم، یا نمیخواستم باور کنم. اینکه چی شد که الان باور کردم عجیبه
    شاید همه اش از یک پندار غلط بود: وفاداری. شاید وقتی فهمیدم از اولش عهدی نبوده، باور کردم این سرابه، یعنی وفاداری لازم نیست و هیچ کسی از من نخواسته که پای این داستان بمونم
    و البته معامله پر سودی بود. شاید از اولش هم به خاطر همین سود بود که ادامه پیدا کرد...

    ت= (208، یورک، اگزیت، اندیشه آزاد ... )
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  3. Top | #543

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.27
    نوشته ها
    6,518
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,059
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    5 ماه 3 Weeks 5 روز 1 ساعت 24 دقيقه 43 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 3 ثانيه
    احساس می کنم باید یه شیدائی بنویسم
    چون کمی آشفته ام

    یه آدم عضوی داره بهم نیش خند و نیش زخم میزنه که: اگه واقعا اینجوره که میگی، پس چرا دلت شور میزنه. چرا منتظری. چرا یه چیزیت کمه؟
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  4. Top | #544

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.27
    نوشته ها
    6,518
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,059
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    5 ماه 3 Weeks 5 روز 1 ساعت 24 دقيقه 43 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 3 ثانيه
    اندیشه خداشاهده که چقدر دوست دارم
    چقدر برای وقت تلف کردن توی تو ارزش قائلم
    همیشه این برام یک اتفاق خوش آیند خواهد بود. این که در تو و با تو باشم
    به آهنگ گوش بدم یا به نوشته هات فکر کنم، یا به نوشتن در تو...
    و در همه این لحظات، چه تلخ باشن و چه شیرین، چه شاد و چه غمناک، در حال شهود زیبایی باشم
    زیبایی ای که در یه همچین فضایی فقط میشه پیداش کرد
    نه زندگی روزمره
    اندیشه...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. Top | #545

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.27
    نوشته ها
    6,518
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,059
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    5 ماه 3 Weeks 5 روز 1 ساعت 24 دقيقه 43 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 3 ثانيه
    مثل فشار خون می مونه. شایدم قند خون. که یه مقداری مشخصی همیشه داره، اما بعضی وقتا میزنه بالا. اصولا از یه حدی بیشتر بزنه بالا باید بیام اندیشه
    دوز تو تو رگ های من اینجا، خلوت که میشه میره بالاتر
    شاید باید اسمش رو بگذارم اندیشه آزادِ خون. این کنایه است! احتمالا احساس باشه. یا شاید عشق. یا نارحتی و غم. یا شادی. یا زیبایی. یا تو! تو کجایی؟
    اصلا مگه تو توی خون من هستی که اگه به میزان زیادتری در خونم جریان پیدا کنی اندیشه آزاد لازم بشم؟
    اگه تو تو خونم هستی، پس چرا با دیدن چیزای مختلف زیاد و کم میشی؟ مثلا دیدن یه عکس چه ربطی به تو داره؟ یا شنیدن یه آهنگ. یا یه فیلم؟

    امروز بعد از مدت ها یه کاری کردم. به چیزی دست زدم که انگار قرار بود همیشه مثل یک دکور باشه. یه ویترین! یه چیزی که فقط باید از دور قیافش رو ببینی، نه اینکه ازش استفاده کنی.
    همیشه فکر می کردم امام زاده است. اما امروز فهمیدم مسجده. رفتم و نماز خوندم، و آه کشیدم. آه آه آه، از این همه حسرت.
    حتی اگه تصمیمت رو هم گرفته باشی نمیتونی از حسرت خوردن دست برداری...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  6. Top | #546

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.27
    نوشته ها
    6,518
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,059
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    5 ماه 3 Weeks 5 روز 1 ساعت 24 دقيقه 43 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 3 ثانيه
    صبر کن الصبر مفتاح الفرج

    اینکه این سایت رو نبستم صبره
    اینکه خیلی وقتا کاری نکردم صبر بود
    اینکه خیلی حرفا رو نگفتم صبر بود

    همش صبر
    شاید صبر سخت ترین کار این دنیاست
    شاید تنها وظیفه ما

    و من صبر می کنم و در گلو استخوان دارم
    در چشم خار
    و بی صبری می کنم و آتش می چشم
    هیچ کاری نکردن سخت ترین کاره
    دامن کشان ساقی میخواران....

    ...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. Top | #547

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.27
    نوشته ها
    6,518
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,059
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    5 ماه 3 Weeks 5 روز 1 ساعت 24 دقيقه 43 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 3 ثانيه
    مگو فاش
    مگو فاش
    ز مولی
    و
    ز مولا
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  8. Top | #548

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.27
    نوشته ها
    6,518
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,059
    تشکر تشکر شده 
    2,913
    تشکر شده در
    1,287 پست
    آنلاين
    5 ماه 3 Weeks 5 روز 1 ساعت 24 دقيقه 43 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 33 دقيقه 3 ثانيه
    باید تبر به دست گرفت
    به دنیای مردم افتاد
    و شکست
    و شکست
    هرچه ریسیدن رو پنبه کرد
    پاره کرد
    آتش زد
    من در دوراهی مثل مردم شدن و ضد مردم شدن، بت شکنی رو انتخاب خواهم کرد
    شورشی علیه شکل ها
    علیه فرم ها، دیالوگ ها، قیافه ها
    علیه همه نمایش ها
    علیه همه ادها ها و جدی گرفتن ها
    علیه همه خود عاقل فرض کن ها
    و من از کینه می نوشم، قوت می گیرم
    این دنیا رو به آتش خواهم کشید، و لا تزر وازرت وزر اخری!
    در نهایت این آتش، من فقط سهم خودم ر دارم، بقیه هم سهم خودشون رو از آتش خواهند داشت...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 37 از 37 نخستنخست ... 27323334353637

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1