صفحه 38 از 38 نخستنخست ... 28333435363738
نمایش نتایج: از شماره 556 تا 560 , از مجموع 560

موضوع: شیدائیات

  1. Top | #556

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 48 ثانيه
    دیروز 19 بود
    و یک ماه دیگه، 19 آبان
    و این ها برای من معنا دارن
    حتی اگه «فقط برای من» معنا داشته باشن

    باید شروع کنم
    باید مسیری که باید برم رو برم...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  2. Top | #557

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 48 ثانيه
    ما لعنتیا خوش میگذرونیم

    دارم به عکس نگاه می کنم. من به همه چیز متفاوت نگاه می کنم
    به آدم ها، به مسائل، به جملات و کلمات، به عکس ها و هزاران چیز
    این تفاوت ها باعث میشه توی دنیای متفاوتی زندگی کنم و از دیگران کمی بیگانه بشم
    به عکس نگاه می کنم و چیزی که توجهم رو جلب می کنه خوش گذرونیه. آدمای توی عکس دارن خوش میگذرونن
    شاید از دید یک نفر دیگه، آدمای توی عکس فقط نشستن. یا دارن زندگی عادی می کنن. خب از نظر من زندگی عادی خوش گذروندنه
    زندگی در عین حال که برام خیلی بی معناست، خیلی خیلی بی مزه و بی معنا است، اما در عین حال زیبا است. زندگی کردن همون خوش گذرونی کردنه
    من هم الان که به عکس نگاه می کنم و این ها رو می نویسم دارم خوش می گذرونم. یک قابلمه شلغم گذاشتم کنارم و در یک ظهر پاییزی دارم میخورمش. خیلی جذابه
    کنارم هم یک وراج نشسته و مدام حرف می زنه: برام بریز. همش رو بریز. دیگه جا نداره؟ برام کوچیکش کن. با چنگال کوچولو. این گنده است. تو دوست نداری؟ نمک بزن
    اما مسئله من این نیست. اگه آدمای توی عکس دارن خوش می گذرونن. اگه همه آدما دارن خوش میگذرونن، دیگه چه نیازی به با هم بودن هست؟
    نیاز هست، اما نیاز به شخص خاصی نیست. (چرا نمیخوری؟ داغه؟ چرا اینو نمیخوری؟ نمک بزن بخور! اینها رو داره همون وراج میگه، وقتی می بینه نمیخورم و دارم می نویسم)(خیلی بد برام نصف کردی!)
    آره، هر کسی هرجا که باشه چند نفری رو دور خودش پیدا می کنه تا باهاشون خوش بگذرونه. محل کار، محل زندگی. هرجایی.
    آدما راحت پیدا می کنن. راحت هم فراموش می کنن. آخه زندگی جای خوش گذروندنه. فکرش رو بکن اگر آدما برای خوش گذروندن مجبور بودن فقط با یک نفر خاص بودن. و اگر نمی تونستن با اون باشن نمی تونستن فراموشش کنن.
    زندگی سخت می شد. دیگه نمیشد به راحتی خوش گذروند.
    زندگی. قشنگه. ما لعنتیا داریم خوش میگذرونیم. توی این روزهای پاییزی همه چیز مثل داستان ها قشنگه. توی داستان ها وقت تلف کردن ها هم قشنگه.
    اما هنوز مسئله من بی پاسخ مونده. ما آدم ها اصلا چه نیازی به هم دیگه داریم؟

    ت= (سامری+سوفیا و ...)

    (گفتم کم کوچولو کن. زیاد کوچولو کردی....)
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  3. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مشتاق کربلا (22-10-19)

  4. Top | #558

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 48 ثانيه
    من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
    که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را...

    کی باشه که از پرده عصمت و ظلمت بیرون بیام
    زهی عشق که من رو نجات بده
    یوسف گمکشته ای که این جان رو سرگردان و شوریده تر از این بکنه

    هل من مزید؟ من شیدا تر می خوام من پریشان تر می خوام. من دیوانه تر می خوام
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  5. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مشتاق کربلا (28-10-19)

  6. Top | #559

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 48 ثانيه
    19/8
    نوزده آبان
    دوباره یک اتفاق
    افسانه چشم هایت، نوزدهم منتشر میشه

    من عاشق چشمت شدم...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

  7. کاربر مقابل از شیدا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    مشتاق کربلا (28-10-19)

  8. Top | #560

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    شماره عضویت
    95
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    6,548
    نوشته های وبلاگ
    3
    تشکر تشکر کرده 
    2,112
    تشکر تشکر شده 
    2,964
    تشکر شده در
    1,327 پست
    آنلاين
    6 ماه 1 هفته 15 ساعت 21 دقيقه 21 ثانيه
    متوسط آنلاين بودن
    2 ساعت 34 دقيقه 48 ثانيه
    امروز 19 آبانه
    روزی که برای من خیلی مهمه، برام خیلی معنا داره
    روزی که باید اتفاق خاصی بیافته
    همیشه

    امیدوارم امروز اتفاق خوبی بیافته...
    ای در میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    شعر رندانه گفتنم هوس است:
    ولج ولج

صفحه 38 از 38 نخستنخست ... 28333435363738

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


SEO by vBSEO 3.6.1